سلام به همه شما خوبان
از جواد براتون می گفتم. و باز هم می گویم.
امروز می خواهم از امید جواد براتون بگویم.
جواد یه اسم برایش خیلی خیلی کم بود.
هر لحظه به خاطر برجستگی های خاصی که از خود بروز می داد شایسته یه اسم زیبا بود.
و امید اسمی بود که شاید همیشه میشد ، صدایش کرد.
او خدا باوری و امیدواری را جدانشدنی می داند
او عقید دارد که یا خدا را با همه صفات بی نهایتش نمی شناسیم یا قبول نمی کنیم، یا اینکه باید امیدوار باشیم.
مگر می شود دست مهربانی چون او بر سرمان پیوسته باشد، قدرت هم داشته باشد، حکیم هم باشد، مهربان هم باشد، رحیم و رحمان هم باشد و بی نهایت در هرصفتی باشد، باز ما نگران باشیم یا مایوس شویم.
بله روح بلند ما روح خدا گونه ایست که همیشه سو به بی نهایت داریم. اما نباید این را اشتباه بگیرم که ما در هر لحظه بدون تلاش بی نهایت شویم...
ما در زندگی همواره به سوی قله ای بی نهایت در حرکتیم. و هر کجا شروع کنیم باید پله بعد را با تکیه بر امید طی کنیم.
این خصلتهای جواد است که او را مثال زدنی و نمونه کرده است.
فراموش نکنید او دیگه باید19 سالش باشه...
او خود امید است.
در واقع وقتی معنای امید را فراموش کردیم ، فقط باید عرق پیشانی جواد را وقتی مجدانه و پیگیر در حال تلاش هست را به نظاره بنشینیم تا معنی امید بر ما کشف شود.
او حرف نمی زد. یادتون هست... او عملگرا بود...
او راههایی که اکنون ما می خواهیم برویم سالها پیش برگشته است.
وای جواد چقدر خوبی، و چه نازنینی که هنوز اجازه می دهی با تو باشیم...





پاسخ با نقل قول
و چه کار میکنه خیلی از خصوصیاتش شبیه به جواد شماست شما باز از من خوشبختری میدونی که کجاست .ولی من نه میدونم کجاست نه می دونم چرا رفت واسه همین اسمم را گذاشتم پرستو مهاجر تا همه اسمون وزمین را دنبالش بگردم درد تنها بودنم فقط با اون التیام پیدا می کنه خدا کنه که بتونم پیداش کنم
. 

علاقه مندی ها (Bookmarks)