سلام shokaran
آخه من از دست شما دخترا و پسرا چکار کنم.
بابا تو را خدا حالا که می خواهید برید تریپ عاشقی ، یه کمی ظرفیت هاتون بالا ببرید.
یه چند تا داستان عاشقان بلاکش را دوره کنید....![]()
ببینم شوکران عزیز، لیلی و مجنون رو خوندی، خسرو و شیرین را خوندی، شیرین و فرهاد را خوندی
پس چی خوندی؟!!!
نه به خدا جدی می گویم....![]()
بابا عاشق شدن به این راحتی ها هم نیست.
یا باید پر تحمل و صبور باشی... یا باید بی خیال عشق و ... بشی.
چرا فکر می کنید عشق یعنی اینکه همه چیز درست بشه و شما توی ماشین عروس بشینی و....
باید هم صبور باشی... همه زحمت بکشی....
به جای آه و فغان و ناامیدی و سر و صدا بهتر است یه کمی تامل کنی....
ببین ترم اول سال 82 کجا ، اسفند سال 86کجا؟!! یه چیزی حدود 5 سال...
شما از اول ، بد وارد یک رابطه می شوید، همه را دور می زنید... بعد انتظار دارید همه شما را درک کنند.
اینها را تا اینجا گفتم که خیلی فکر نکنی مظلومی و حقت را دیگران ضایع کردند و بی تقصیری...
خب تا اینجا....
حالا که یک سری اشتباها رو در مدت طولانی انجام دادی. پس از حالا بیا درست عمل کن و بدان با صبوری و انجام روش درست مسئلت به تدریج حل میشه.
اول اینکه ، شما نباید به هیچ وجه مستقیما وارد عمل شوید، مثلا بروید با مادرش صحبت کنید... چون این کار را خراب می کنه.... شاید بپرسی چرا؟ چون :
اولا این یک نوع دخالت در زندگی آنهاست( چون تا شما با هم ازدواج نکردید هیچ تعهدی نسبت به آنها ندارید، حتی اگر ازدواج کنید، صلاح نیست که در مسائل بین مادر و فرزند مستقیم دخالت کنید.)
ثانیا: اگر دخالت مستقیم کنید، این به مفهوم اینست که صمد آقا فردی بی عرضه است، که حتی در مهمترین تصمیم زندگیش یا مادرش دخالت می کنه ، یا یک دختری که بعدا می خواهد همسرش بشه. در واقع یک نوعی اهانت به شخصیت صمد است.
خب حتما تند تند می خوانی می آیی پائین که آخرش چی، یه معجزه ای میشه این شب عیدیه همه چیز ختم به خیر بشه و انشاء الله موضوع ختم به خیر بشه....![]()
خواهش می کنم با آرامی و با دقت مطالعه کن. همیشه من عادت دارم مهترین ها را اول پاسخ می گذارم. (برای همین توصیه می کنم برگردی این بار از اول پاسخ را با دقت بخونی)
shokaran
عشق فقط وصلش قشنگ نیست، هجرش و موانعش هم قشنگ است. اگر در هجرش لذت نبری مطمئن باش در وصلش هم لذت نمی بری. این را می گویم ، که سعی نکنی با ناآرامی و رنج این دوره را سپری کنی. اگر نمی توانی اکنون از این عشقت لذت ببری( چون مانع وجود داره)، باید اینجا را کلیک کنی و تفاوت عشق و هوس را در رابطه دختر و پسر با دقت بخوانی، اگر قبلا هم خواندی، مجددا نیاز است که برگردی و عمیقا آن را مد نظر قرار دهی.
خب تا اینجا امیدوارم صبوری در عشق و لذت از هجران برایت آنقدر جا افتاده باشه. که این همه خامی نکنی و عجله نشان ندهی.
اما در مورد موضوع خاصی که برایت پیش آمده، باید بدانی زندگی علاوه بر احساساتی که شما به هم دارید از یک سری مهارتها تشکیل می شود که اگر آنها را رعایت نکنیم ، جز رنج وتنش چیزی نصیب ما نمی شود. و این مهارتها آموختنی است.
صمد که فردی عاشق پیشه و لطیف است و شما او را دوست دارید، حتما و صد درصد این احساسات پاکش را به پای مادرش هم می ریزد. ولی می بینی که اکنون نمی تواند با او علیرغم عشق و محبتش به او، به تعامل سازنده و تفاهم برسد،چرا؟! نه اینکه نسبت به مادرش احساس ندارد، نه! بلکه چون مهارت انعطاف و سازگاری را ندارد. ( خودتون اشاره کردید که او با مادرش درگیر می شد، و شما به او سفارش می کردید که خوب برخورد کند. ) ، حالا اگر این آدم با این بی مهارتی وارد زندگی شما بشود و همین رفتار را با شما بکند، چه کسی به او بگوید خوب برخورد کند....
چون او هنر سازگاری را ندارد.
توصیه عملی من برای رسیدن به صمد:
به صمد بگویی باید بزرگ بشه، و بدون درگیری و جدل و قهر و دعوا شیوه های متقاعد سازی خانواده را پیش بگیرد. برای این کار:
اول : باید خونسرد و آرام باشه.
دوم :از کسانی که تاثیر گذار روی مادرش هست بهره بگیرد.
سوم: خود را زیاد مشتاق شما نشان ندهد و بصورت واکنشی جلوی مادرش موضع نگیرد. بلکه به او بگوید که تصمیم دارد منطقی ازدواج کند و فقط با دختری ازدواج می کند که شرایطش مناسب باشه و حتی بگوید که خیلی سخت پسند هست و هر موردی را که بخواهد انتخاب کند حتی باید با یک مشاور متخصص ، مشورت کند و اگر او نظر مثبت داشت، آنگاه او ازدواج می کند.
چهارم :در این میان به آرامی شرایط شما را باز گو کند، بگوید که چه تاثیر مثبتی رویش داشتید، و چه توصیه های سازنده ای به او کرده اید، همچین با این وجود ، بگوید که این دختر گفته است به شرطی با او ازدواج می کند که مادر صمد هم رضایت داشته باشد.
اینطوری کم کم تنش کمتر می شود. ولی انتظار نداشته باش بزودی موضع مادر صمد عوض شود.
پنجم: بعد هم صمد می تواند به اتفاق مادرش به یک مشاور مراجعه کنه و با او در مورد میزان استقلال یک پسر در ازدواج صحبت کند.
ششم : در کنار همه اینها بگذارید زمان هم بگذرد، و در این مدت به جای ادامه دادن به رابطه هایتان با هم، سعی کنید با خانواده هایتان بیشتر صمیمی شوید.
این فرایند زمان بر است ، اما نتیجه دهنده......
توجه مهم:
ببیند من فقط راههای هموار شدن برای ازدواج شما دو نفر را باز گو کردم. اما اینکه واقعا شما دو نفر با هم تناسب دارید یا اصلا مناسب ازدواج هم هستید را نمی دانم.... ، چون شما ظاهرا تصمیم خود را در این خصوص گرفته اید.....
اگر به هر تقدیر این مقدار پاسخ ، برای شما کافی نیست ، نظر به اهمیت موضوع، و بررسی دقیق جزئیات و تعامل بیشتر و ....، نیاز است که حضوری به یک مشاور خانواده در محل سکونت خود مراجعه کنید. و به این چند خط من اکتفا نکنید.
چون مسئله شما مزمن شده و به نظر من بیشتر از اینکه اسمش عشق باشه ، یک نوع وابستگی است..... ( جهت مطالعه بیشتر در این خصوص لطفا اینجا را کلیک کنید، و مقاله «روانشناسی عشق را مطالعه فرمائید»
خواهش می کنم اگر قلمم تند بود یا جمله در کلامم موجب آزردگی شما شد ، مرا ببخشید.

















علاقه مندی ها (Bookmarks)