[align=justify]سلام
شاید نیازی نباشه مطالب پست قبلیم رو تکرار کنم، اما تکرارم از جهت تاکیده.
شما در 20 سالگی مهارت های زندگی زناشویی رو نداشتید، اما حالا دیگه 20 ساله نیستید. بعد از 30 سالگی دیگه اختلاف سنی شما و همسرتون هم مثل سابق مسئله ساز نیست. (یعنی با آگاهی شما می تونه نباشه)
اما شاید طلاق بهترین اتفاق زندگی شما بوده باشه. در این فاصله هم شما متوجه می شید که زن های دیگه خیلی برتری ای نسبت به همسر سابقتون ندارند، و هم همسرتون متوجه می شه که در کنار شما خودش رو از چه خوشبختی هایی محروم کرده بوده. (البته اگه هر دو بخواید)
در این فرصت هم می تونید خودتون رو بهتر بشناسید و هم می تونید علاقه تون به هم رو کشف کنید.
و یک نکته مهمی که بهش پی خواهید برد اینه که شاید بتونید همسر جدیدی پیدا کنید، اما دیگه نمی تونید مادر یا پدر جدیدی برای دخترتون (که مایه اتصال ابدی شما به همدیگه ست) پیدا کنید. بنابراین ارزشش رو داره که برای زندگیتون تلاش "آگاهانه" و مسئولانه ای داشته باشید. (منظورم بیشتر از سابقه)
دوست عزیز، اینها همه بستگی به تصمیم شما داره. اینکه تصمیم بگیرید مشکلات زندگیتون رو (با کمک مشاورها و کسب مهارت های لازم) برطرف کنید، یا اینکه اعلام شکست بکنید.
البته در نظر داشته باشید که فعلا برای پیغام دادن به همسر سابقتون زوده، ممکنه حس کنند که شما خواهان همون زندگی سابق هستید و قدرت جدا شدن رو نداشتید، و این باعث بشه که نتونن انگیزه لازم برای تغییر خودشون و دیدگاهشون رو بدست بیارن. باید فرصت کافی به هردوتون بدید که با اطمینان از اینکه زندگی متفاوتی خواهید داشت، رجوع کنید.
موفق باشید.[/align]







علاقه مندی ها (Bookmarks)