گفتار نیک عزیز این خانم چه نسبتی با شما دارد که چنین ارثیه ای به اشون رسیده است
ویه نکته دیگر من احساس می کنم خیلی راحت نمی نویسی - توی نوشته های شما یه ابهام خاصی هست انگار چیزی می خواهی بگویی ولی نمی توانی شاید هم صلاح نمی دانی که بگویی
صلاح نیست که در مورد بعضی از مسائل صحبت کنم
من شما را یه انسان قدرتمند و توان شناختم
ممنون اما اینگونه هم که شما فکر می کنید نیستم. انسانم و بسیار شکننده و ترد چیزی که از توانایی درخودم سراغ و باور دارم تحلیل همه جانبه است
با همه توضیحاتی که ارائه دادی هنوز برای من اصل ناراحتی شما گنگ است؟
این همه حرف زدم دلیل برای ناراحتی نیست و باضافه خیلی چیزهایی که بنا به صلاح دید نمی توانم عنوان کنم به نظرت همان دیدن آن تصویر خانم و همسرم در روز 5 فوت پدرم در خانه ی او کم است ؟!
ایا می خواهی شوهرت را به خانه برگردانی؟
مگر من بیرونش کرده ام که الان به فکر برگرداندنش باشم ؟!
ایا می خواهی با این خانم مقابله کنی؟
نه . آدم بدبخت را توی سرش نمی زنند بلکه می گذارند که خدا توی سرش بزند . این را بهتر می پسندم هر چند صبر می خواهد اما من صبر خوبی دارم .
ایا می خواهی نگذاری این ارثیه به این خانم برسه؟
نه . مگر من خدا هستم ؟! به من چه ؟! مالی به او رسیده اگر توانست و لایق بود می خورد نبود هم به من چه ؟!
توی حرفات گفته بودی شوهرت میتونه از طریق این خانم به شما ضربه بزنه
چه ضربه ای ؟ منظورت داشتن روابط نامشروع هست؟ اخه در جایی دیگر نوشته ای اگر شوهرت ایشان را بخواهد برای شوهرت افسوس می خوری که چنین سلیقه ای دارد و برای خودت اصلا مهم نیست
عزیزم هر چیزی در این دنیا ممکن است . من از احتمالات گفتم . و خیلی از راه هایی که انتخاب می کنیم سلیقه ای نیست بلکه بر مبنای شرایط است و همسر من این را ثابت کرد ه که برمبنای شرایط خیلی توانایی های بد دارد که می تواند از آن استفاده کند که اگر به سلیقه اش بود حتما انجام نمی داد . چون اساسا آدم بد سلیقه ای نیست اما بد سلیقه عمل می کند و کسی که دلش بخواهد بد سلیقه عمل کند من از دست او ناراحت نمی شوم و اساسا سلیقه بد وی در عمل و انتخاب به من مربوط نیست .
شما می گویی این خانم قصد دارد از شوهر شما استفاده کند تا افزایش سرمایه بدهد و این کار از دست شوهر شما برمی اید و می تواند سرمایه را چند برابر کند ولی در جایی دیگر نوشتی که شوهرت پولها را در جا دیگه ای که خودت میدانی هزینه می کند و خانواده اش قصد دارن سرش کلاه بگذارند و مگسان گرد شیرینی هستند
این خانم اینطور فکر می کند که همسر من چنین توانایی دارد و می تواند سرمایه او را سرو سامان بدهد ولی اشتباه می کند درست اشتباهی که من کردم . چرا که همسر من یک هنر دارد و آن هم سرریز کردن پول به ناکجا اباد ی است که توضیحی برایش ندارد .
انچه من از نوشته های شما دستگیرم شد ایشان زیاد اهل علاقه و محبت نیست شما هم همین طور یعنی یه جور رفتار توام با احترام با همدیگه دارید نه رفتار عاشقانه
اشتباه می کنید ما حتی رفتار محترمانه و متمدنانه با هم نداریم و لی تا دلتان بخواهد ادعا داریم . حتی ادعای عاشقی امروز من هیچ ادعایی ندارم نه عاشقی و نه متمدن بودن اما همسرم ادعای هر دو را به وفور و در حد افراط دارد مخصوصا عاشقی و رنج هجر و......
و برای جای سئوال است این مرد چگونه یک ایمیل عاشقانه برای شما میزند؟
من تنها از ایمیل عاشقانه اش برایتان گفتم ولی نگفتم که ایمیلهای دیگری هم دریافت کرده ام و در آن ایمیلها چه کلمات گوهر باری بود و چه حرفها که رد و بدل نشد ( در ابتدا من محترم بودم ولی وقتی اهانتها از حد گذشت من هم محترم بودن را کنار گذاشتم و پاسخ داده ام ) . همسرم در اثر یک سوتفاهم از دستش در رفت و آن ایمیل را به من داد و چون احساسات و ... زیر بنای محکم نداشت در نتیجه به نتیجه مورد نظر نرسید .
علاقه مندی ها (Bookmarks)