با سلام
اگرچه تمایل دارم خویشتندار بمانم تا به قول پندار بیشتر جزئیات زندگیشون را بگویند، لیکن برای هدایت تاپیک جهت اثر بخشی بیشتر ، ناگزیر هستم. مطالبی را بیان کنم.
یکم:
اگرچه تجزیه و تحلیل گذشته نگر یکی از رویکردهای روانشناسی هست (البته تقریبا قدیمی)، اما معمولا در حوزه های تلفنی و اینترنتی (که بیشتر به راهبردهای کوتاه مدت تاکید دارد)، نمی تواند زیاد موثر باشد. پس انرژی زیاد گذاشتن روی گذشته پندار فقط بحث را عریض و طویل می کند. همین اشاره به مشکلات و اشتباهاتی در زندگی گذشته پندار، کفایت می کند.
دوم:
آنچه که اکنون در کوتاه مدت می تواند هم آرامش بخش و هم آغازی برای تغییرات مثبت باشد ، تاکید و تمرکز فراون روی لحظه حال هست. (البته با توجه به تجارب گذشته). همچنین نگرانی در مورد فردا هم بی مورد خواهد بود. چون فردا بر مبنای قدمهای هم اکنون ما شکل می گیرد.
سوم:
مسئله دیگری که باید لحاظ بشود چند جانبه بودن مسائل پندار در زمان حال هست. و بی شک قطع و بی مسئولیتی در قبال هر یک از جنبه های فعلی زندگیش مطلوب و صحیح نیست. همه افرادی که هم اکنون با پندار در ارتباط هستند به نوعی سود و زیانشان به او وابسته هست. لذا هیچکدام در زمان حال نباید از دایره تصمیم گیری پندار بیرون بروند.
یعنی باید راه حل که گفتیم معطوف به زمان حال باشد، چند وجهی هم باشد.
چهارم:
اما شاه کلید برون رفت از همه این گرفتاری ها معطوف به تقویت حس اختیار، انتخاب و مسئولیت پذیری هست. یعنی باید قدرت مسئولیت پذیری پندار در مورد همه انتخابهای گذشته و حالش تقویت شود.
نوشته های پندار تا اینجا این امید را ایجاد می کند که وی قصد تغییر اساسی در مورد ضعف مسئولیت پذیری های گذشته اش داشته باشد.
پنجم:
از آنجا که پندار هم می داند ، این همه نقصها و مشکلات و ضعفهایی که چنین صریح اعتراف می کنند حتما به اطرافیانشان صدماتی را وارد کرده است . هم همسر اول، هم همسر دوم، هم همسر سوم، هم دخترشان. اما اما از همه مهمتر آسیب جدی هست که ایشان به روح و روان خودشان زده اند و موجب ضعف اعتماد به نفسشان شده است.
لذا در این بند تاکید می کنم که راه حل باید معطوف به تغییر دیدگاه پندار به خودشان باشد. یعنی هر آنچه گذشته است را پشت سر قرار دهد و فرض تولدی جدید را با راه حلهای جدید به کار گیرد.
یعنی باید فعلا پندار گذشته را در پستویی حبس کند. و زندانبانی سخت از تعقل و خویشتنداری را بر در آن بگمارد.
این گام اول ایجاد مثبت اندیشی هست: یعنی دیدگاه مثبت به پنداری جدید
اما گام دوم در مورد نگاه اطرافیان به پندار هست. خود پندار وقتی این چنین رگه های ناامیدی از پندار فعلی را در خود دارد چگونه همسر سوم و همسر اول و دخترشان می توانند به او اعتماد کنند و رابطه حسنه برقرار کنند.
خلاصه این بند: حبس پندار پر اشتباه و کم مسئولیت گذشته با بازداری از رفتارهای عجولانه و احساسات انفجاری، و در قبالش ایجاد مثبت اندیشی قوی نسبت به خود و ارتباط بسیار متواضعانه با عزیزانش.
دقت کنید که عاطفه شما فقط دخترتان نیست. اول این عاطفه باید نصیب خودتان شود. (منظورم از عاطفه خوش گذرانی ، احساس یا... نیست، بلکه اعتماد و مثبت اندیشی و ارتقاء شخصیت هست)، پس از آن عاطفه اتان باید همسران و دخترتان را در برگیرد.
ششم:
و همه این مسائل در خلاء انجام پذیر نیست. هسته مرکزی اراده و مقاوم سازی هست که پندار باید در زندگی و خودش ایجاد کند. همانطور که قبلا از این اراده در ایجاد زلزله سوء استفاده می کرده است.
اما این مقاوم سازی و این اراده باید در فضای همین عزیزان عملی شود.
یعنی پندار وقتی تصمیم به تغییر می گیرد باید دختر و همسرانش او را یاری دهند.
و شاید یکی از سخت ترین و زمانبرترین بخشها باشد. اما اگر پندار از همه توانایی های خود ، علم خود، ادبیات خود، زبان خود، عرفان خود، جامعه شناسی و سیاست خود و .... به نحو موثری استفاده کند همه خانواده اش را می تواند جذب کند.
متاسفانه پندار قبلا همه این توانایی های خود را در خیلی از اوقات به صورت منفی در جذب جنس مخالف ، یا لذتهای دیگر هدر می داده است و هم موجب تخریب دیگران و همسر و دختر خودش می شده است.
وقت آن رسیده است که این انرژی هسته ای که درون خودش دارد و قبلا به صورت غیر صلح آمیز در تخریب خودش و دیگران به کار گرفته است. در حد متعارفی غنی کند و در جهتهای مثبت به کار گیرد.
یعنی جذب همسرانی که انتخاب کرده و دخترش. (البته راهکارها عملی و کاربردی اینها خود جلسات طولانی حضوری می طلبد. اما من در اینجا صرفا طرح درمان می دهم.)
خلاصه و نتیجه گیری
تاکید ما روی مسائل ذیل بود:
1 – زمان حال
2 - چند جانبه بودن راه حل به نحوی که همه عزیزان پندار در آن قرار گیرد نه صرفا خودش یا دخترش یا یکی از همسرانش
3 – تقویت مسئولیت پذیری، انتخاب و قبول رنجهای آن.
4 – شروع تغییرات مثبت، صرفا با حبس کردن روحیات پندار قبلی امکان پذیر هست (که پر مشکل بوده است)
5 – فعال کردن همه توان و انرژی های خدادی و مثبت خویش در جذب و ارتباط موثر با همسران و دخترش.
او باید از این به بعد از توانایی هایش در جهت شیفتگی و عاشق پیشگی، یا در جهت نفرت ، قهر و تخریب استفاده نکند.
نکته بسیار مهم:
پندار گرامی، گمان نکن شرح مفصل مشکلاتت، و جوابهای مختصر اعضاء و بنده به معنی مشاوره هست. و به معنی ارائه راهکار و درمان.
وقتی زندگی چند ده ساله با این همه پیچ و خم و مشکلات وجود دارد و هم اکنون هم چنین کلافی پیچیده پیش روی خود داری، باید زمان بیشتری به خودت اختصاص دهی و طی این زمان نیاز هست که به صورت حضوری و صورت به صورت و تعاملی با یک مشاور مجرب صحبت کنید، تا راهکارهای عملی را کم کم عملیاتی کنی.
وقتی طی چند ده سال ما به روشهایی عادت کرده اید، تغییرات اساسی و بنیادی طی چند خط، یا چند ساعت انتظار ایده آل گرایانه ای هست.
اما اگر طی این تاپیک و مطالب این تالار همدردی فقط و فقط به این باور رسیده باشی که هنوز هم به عنوان یک انسان قوی و قدرتمند هستی و می توانی علاوه بر تخریب شدن و تخریب کردن، به بازسازی هم بپردازی ، حتما با درایتی که در شما می بینم قادر به تغییر خواهید بود.
تغییر زندگی انرژی و هزینه می خواهد، این انرژی و هزینه از قدرتهای روحی و اعتماد به نفس آدمی سرچشمه می گیرد، لیکن با تعاریفی که از گذشته خود کرده اید، شما همواره سرزنشهایی نسبت به خودتان داشته اید یا دیگران نسبت به شما داشته اند که الان بضاعت خود را اندک می بینید.
اینکه گاهی مستاصل می شوید و جدا از همه کسانی که زمانی عاشقت بوده اند و عاشقشان بوده ای، در کنجی می خزی، به این علت هست که شما امیدواری و اثر گذاری خود را باور ندارید.
شما بارها با انرژی خود وارد رابطه های بی سرانجام و تخریب گرایانه شدید، یکبار هم این انرِژی خدادادی را به راه حفظ و نگهدای زندگیتون بگذارید. اینگونه برق شادی و آرامش تامین کننده هزینه ادامه تغییرات مثبت زندگیتان خواهد شد.
صد بار از آن راه بدان خانه برفتيد.
يک بار از اين خانه براين بام بياييد
---------------------------
پندار گرامی ، امیدوارم زیادنویسی ، حوصله زیاده خوانی را هم برایتان فراهم کرده باشد
علاقه مندی ها (Bookmarks)