به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 41 از 70 نخستنخست ... 112131323334353637383940414243444546474849505161 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 401 تا 410 , از مجموع 691

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    بی نهایت جان حسابی خودتخریبی کردی بانو، چه خبره؟

    یکی از تست های تالار رو زدم ، یکی از نتایجش این بود که در زمان مشکلات میل به گوشه گیری ام زیاد بوده و این برایم آسیب زاست.
    شما احیانا در زمان همون مشکلات تست رو انجام ندادید؟

    موارد دیگه ای هم بود که حتی خودم باورم نمی شه چه برسه بخوام به کسی بگم. البته وقتی خیلی دقت می کنم می بینم بیراه هم نگفته.

    خیلی به هم ریخته ام ، من واقعا آدم متظاهری هستم .
    این تست ها برای این هستند که ما خودمون رو بهتر بشناسیم دیگه! یعنی چی من خیلی آدم متظاهری هستم؟!! درکی که ما از خودمون داریم همیشه از درکی که دیگران از ما دارند یکسان نیست؛ کسی تو خودشناسی موفق هست که بتونه دید درونی خودش و دید بیرونی (و البته نه هر بیرونی!!) رو به هم نزدیک کنه.

    فرض میکنیم شما در شرایط روحی نرمال تست ها رو زدین؛ شاید الان نتیجه تست ها واستون سنگین باشه! ولی سرنوشت مختوم شما نیست و قراره بهتون کمک کنه که نقاط ضعف رو بشناسید و در جهت برطرف کردنشون گام بردارین.

    شما مادر سه تا دسته گلید؛ حتی اگر هم بخواین حق ندارید به این زودی ناامید بشید.

    کمی با خودتون هم حسی کنید و بعدش شروع کنید به بررسی نتایج تست. هر چند اگر اشتباه نکنم تفسیر اولیه تست قابل اتکا نیست و نیاز به کمک کارشناسانه و روانشناس هست تا بشه به صورت صحیح تفسیرش کرد.

    منتظر فعالیت بیشترتون توی تالار با شور و نشاط سابق هستیم.

  2. 7 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    Erica (جمعه 20 بهمن 96), paiize (جمعه 20 بهمن 96), گیسو کمند (شنبه 21 بهمن 96), الهه زیبایی ها (شنبه 21 بهمن 96), بی نهایت (شنبه 21 بهمن 96), باغبان (جمعه 20 بهمن 96)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام دوستای گلم

    امیدوارم حالتون خوب باشه.

    در ناراحتی و ناامیدی بودم که اومدم و به این تاپیک سرزدم و پست بی نهایت عزیز رو خوندم. بی نهایت تو خیلییییی خوبی و من خیلی از شخصیتت خوشم میاد

    پستی که گذاشتی خیلی منو به فکر فروبرد، انگار از زبون من بود، دقیقا ایراداتی هست که من در خودم میبینم.

    فکر میکنم معمولا حساس و شکننده ام . فکر میکنم کمی هم متظاهر هستم انگار احساسات منفی ام رو سانسور میکنم و بیشتر مثبت ها رو بروز میدم و بیان میکنم برای همین خشم و

    ناراحتیم از آدم ها در درونم انبار میشه و گاهی به تنفر بدل میشه. شاید آدم در چارچوب و نظام مندی باشم و از نظر دیگران(غیر بستگان نزدیکم) خشک اما در درونم احساسات زیاد و

    شدیدی دارم .

    من هم فکر میکنم خانواده همسرم منو دوست ندارن، اونقدر که در ارتباط باهاشون آهسته و محتاطانه عمل میکنم و ابراز هیجان ندارم.

    احساسات منفی ام زیاد شده و من حتی توی ایجاد پست توی این تالار هم نمیتونم خوب خودم رو ابراز کنم، شاید واقعا بلد نباشم! نمی دونم . مثلا همین پستی که دارم میذارم فکر میکنم

    که زیادی دارم از احساسات منفی ام میگم و اصلا برای دیگران چه اهمیتی داره؟ یه جوری ابراز خود برام سخته! چون حین ابراز خودم ،خودم رو از نگاه دیگران ارزیابی میکنم . همینقدری هم

    که پست میذارم و گاهی خودم رو ابراز میکنم از جو خوب همدردی یادگرفتم که همه حتی تازه واردها چقدر خوب خودشون رو ابراز میکنند و طلب کمک میکنن.

    حتی گاهی از پست هایی که میذارم بعدا پشیمون میشم چون احساسات منفی موقتی هم برام پیش میاد . که بعدش که پست هامو میخونم براش راه حل ارائه میدم و به نظرم خیلی

    پیش پا افتاده میاد.

    حالم اصلا خوب نیست . امروز یه دعوای سخت با همسرم داشتم. توی ماشین بودیم که با همسرم بحث کردم و به قول خودش سرش غر زدم بعدش که دیدم همسرم عصبانی شد و

    داد و بیداد راه انداخت و به من گفت دیگه حرف نزن و ساکت باش و من ساکت شدم. بعدش یه مدت گذشت دیدم همسرم ساکت نمیشه ازش خواستم بزنه بغل تا آروم بشه و بعد به

    رانندگی ادامه بده . اما قبول نکرد ،همین حین یه ماشینی از کنارمون رد شد و زد روی بوووق و به رانندگی همسرم اعتراض کرد. دیدم همسرم مثل پسربچه های نوجوون افتاده دنبالش و

    ماشینشو چسبونده بهش و هی بوق می زنه از کنارهم رد میشن و هی خط و نشون میکشن و بدوبیراه میگن. من هم گریه میکردم و جیغ میزدم که به خاطر من و بچه ی توشکمم اروم

    باشه و بیخیال بشه ! اما همسرم دست از کارش بر نداشت و هی ویراژ میدادن و به هم بدوبیراه میگفتن!! من گریه می کردم جیغ میزدم ،داشتم دیوونه میشدم..التماسش می کردم که کل

    کل نکنه و خیلی ترسیده بودم. می ترسیدم که تصادف کنیم و بلایی سر بچه ام بیاد. اگر خدای نکرده بلایی سر نی نی میومد دیگه تا اخر عمر همسرم رو نمیبخشیدم که انقدر بی فکر

    عمل کرد. درسته من هم اشتباه کردم که موقع رانندگی باهاش بحث کردم اما حرکت همسرم منو متحیر کرد و فکر نکنم حالا حالاها بتونم با این رفتارش کنار بیام. همسرم با این کار نشون

    داد که جون من و بچه ام براش مهم نیست . احساس تنهایی میکنم، احساس بدی دارم

  4. 8 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    paiize (جمعه 20 بهمن 96), tavalode arezoo (شنبه 21 بهمن 96), گیسو کمند (شنبه 21 بهمن 96), الهه زیبایی ها (شنبه 21 بهمن 96), بی نهایت (شنبه 21 بهمن 96), باغبان (جمعه 20 بهمن 96), صبا_2009 (جمعه 20 بهمن 96)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    بر خلاف چیزی که همه دوستان از من می شناسند من آدم قوی نیستم
    من آدم کسل کننده ای هستم. ولی فکر می کردم همه از بودن با من لذت می برند .
    یا چرا توی محل کار همه با من رسمی بودند و نمی تونستم توی اکیپ هاشون دووم بیارم.
    بی نهایت قوی بودن یعنی چی ؟ تعریفت واسش چیه ؟
    قوی بودن یعنی ما در مشکلات شکوه نکنیم ، غر نزنیم ، کفر نگیم ، استرس نگیریم ، غصه نخوریم ، گریه نکنیم و... هیچ واکنش بیولوژیک و طبیعی در مغز ما رخ نده جز ساختن !

    عزیزم قوی کسی هست که 1- قدرت پذیرش داره : وقتی مشکلی به وجود میاد این مشکل رو میپذیره یعنی دیگه کفر نمیگه دنبال مقصر نیست مرثیه سرایی نمیکنه
    2- در این شرایط وظایف خودش رو به درستی انجام میده : اگه مادر هست مراقب بچه ها باشه ، اگه خانه داره سر زندگیش باشه و به کارها برسه و احترام ها محفوظ باشه و ..
    3- گاهی این مرحله هم نیازه : اینکه دنبال راه حل باشه .

    خوب اینکه کسی در خلوت خودش دوز گریه هاش بیشتر بشه یا یکمی توی خودش باشه یا هر واکنش طبیعی دیگه ، ربطی به قوی بودن نداره .
    مثال : شما روزه میگیری و بیش از 12 ساعت گرسنه و تشنه میمونی ، اما راضی هستی ، سرکار میری یا کارهای خونه رو انجام میدی پس قوی هستی
    ممکنه پای چشمات گود بشه ، وزن کم کنی یا وزن اضافه کنی ، رنگ رخساره تغییر کنه ، اینا دلیل بر قوی نبودن نیست.

    در مورد رابطه ات با دیگرانم ، میتونی تاپیک بزنی ، ما هم نظراتمون رو میگیم ، نمیگم اشتباه میکنی چنین چیزی نیست ولی نوع نگاهت اشتباهه .
    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    انگار احساسات منفی ام رو سانسور میکنم و بیشتر مثبت ها رو بروز میدم و بیان میکنم
    برای همین خشم و ناراحتیم از آدم ها در درونم انبار میشه و گاهی به تنفر بدل میشه.
    ارم جان به خاطر کوچولوی توی دلت نیست ؟
    توکه چند ساله اینجایی حتما مهارت های ارتباطی رو یاد گرفتی ، گاهی باید مشقامونو تکرار کنیم حتی اگه فصل امتحانات تموم شده .
    تمنای عشق :
    بهتر نیست متین باشم؟! شوخ و شنگ بودن خوبه برای یک خانم؟!
    تمنا من که توی این سایت ازت شوخی زننده ای ندیدم .
    خاطره هم که تعریف میکنی لوس و بی مزه نیست، تازه مثل اسامی که انتخاب میکنی برای کاربریت خیلی لطیف اند ،
    ولی در کل برای سوالت : البته که خانم باید متین باشه ، آقایونم همینطور .
    اما شنیدی میگن ورزشکار نیستیم ولی ورزشکارا رو دوست داریم ،
    یا دیدی یکی شاعر نیست ولی عاشق شعره . اما امون ازونی که به شعر خوندن راضی نمیشه هی زور میزنه شعر بگه :) (بقیشو میدونی)
    طنازی در وجود انسانهاست ولی باید به همون میزانی بروز کنه که در ذات هر کسی هست .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  6. 10 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    Eram (شنبه 21 بهمن 96), paiize (شنبه 21 بهمن 96), مدیرهمدردی (شنبه 21 بهمن 96), الهه زیبایی ها (شنبه 21 بهمن 96), المای (شنبه 21 بهمن 96), بی نهایت (شنبه 21 بهمن 96), بالهای صداقت (یکشنبه 22 بهمن 96), باغبان (شنبه 21 بهمن 96), صبا_2009 (شنبه 21 بهمن 96)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلاااام
    وای چه خبره دوستان عزیز؟؟؟؟؟
    کمی صبوری کمی کنترل احساس کمی تامل...
    تمنای عشق اگه خدابخوادهمه چی درست میشه اگه هم نخوادپس حکمتی داره!مطمئن باش اگه خدابخوادخودهمسرت هم به میل خودش دارواستفاده میکنه شایدهم چون به قول توبه خاطرتوواصرارت بود نشد بزارهمه چی درکمال آرامش وبه اراده خداباشه عزیزم.
    بی نهایییییییت دلم واست تنگ شده بود عزیزم.همش منتظربودم خودت بیای ویه خبری ازخودت بدی چون منم تقریبا متوجه شدم بعدازاون پیام خصوصی که دوست داری فعلا کناره گیری کنی گفتم حتما صلاح اینه...
    عزیزم تویکی ازدوستداشتنی ترین دوستانمی خودت میدونی دیگه.
    اینقدراحساس منفی نداشته باش یه استراحت به ذهنت بده.طبیعیه که آدم گاهی کم بیاره یاخطا کنه ماکه معصوم نیستیم امادلیل نمیشه خودتو ببری زیرسواااال!!!اگه موضوع قابل گفتن هست توی عمومی مطرح کن گاهی دلداری های دوستان اینجاازهرچی مشاوره ست بهترجواب میده.البته هرجورخودت میدونی.کی اینجاازتوخوشش نمیاااد.من که عاشقتم

    ارم جان اون کاری که توداشتی میکردی توی اون لحظه (جیغ ودادزدن)نه تنها کمکی به آروم کردن همسرت نمیکردبلکه بیشترعصبیش میکرد مخصوصا وقتی راجع به بچه بگی.همسرت اون موقع پرازعذاب وجدان میشد امانمیدونست چکارکنه وبیشتراوضاع روخراب میکرد بایدآروم مینشستی وفقط تماشامیکردی مطمئن باش زودترازاونچه که بود کل کلش بااون ماشین تموم میشد....اماخب گذشته الان خودت روآروم کن که این ناآرومی خطرناکتره واسه بچه.

    - - - Updated - - -

    - - - Updated - - -

    راستی آقاامیراگه فکرمکنیدواقعااینجابیایدعص بی میشید وبیشترازاونی که کمک کننده باشه مخرب هست پس نیایدبهتره چون مثل اینکه حس خوبی ندارید ازاینجا.
    ویه چیزی هم بگم به دوستانی که موجی روضدخانمهای تالارراه انداختید بهتره یه نگاهی به تاپیک های خانمهابزنیدخیلی صحبتهای تندتروخشن تری بهشون گفته میشه والا ماشنیده بودیم خانمها زودرنجن نه آقایون.
    دلیل اینکه هم خانمهابیشترهستن چون خیلی کم پیش میادآقایی اهل مشاوره باشه وبیشترخانمها اینجورهستن پس طبیعیه.
    امیدوارم چه آقایون وچه خانمهای این تالارهمگی مشکلاتشون حل بشه
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...
    ویرایش توسط paiize : جمعه 20 بهمن 96 در ساعت 18:51

  8. 9 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Eram (شنبه 21 بهمن 96), tavalode arezoo (شنبه 21 بهمن 96), گیسو کمند (شنبه 21 بهمن 96), الهه زیبایی ها (شنبه 21 بهمن 96), المای (شنبه 21 بهمن 96), بی نهایت (شنبه 21 بهمن 96), باغبان (جمعه 20 بهمن 96), صبا_2009 (جمعه 20 بهمن 96)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط صبا_2009 نمایش پست ها
    به نظر خودتون ریشه این همــــــه واکنش منفی و صرف انرژی برای چیزی مثل چراغ قرمز چیه؟؟؟
    ممنونم صبا خانم از اینکه سعی میکنید در همه حال منو سر عقل بیارید راه درستو برم. پستتون رو خوندم لازم دیدم در برابر حرف منطقیتون پرچم سفید تکون بدم.
    ریشه احساسات و واکنش های منفی من به اینجا متصل نیست کلا مربوط به خستگی و ناراحتیم از خودشه. اینجا فقط حکم جرقه آخرو داشت برام. اگه ازم میخواست یا بهم نشون میداد که میخواد من تغییر کنم صد تا تاپیکم اینجا میبستن هرچقدر عصبانی هم میشدم ولی با انگیزه صد و یکمی رو میزدم ولی وقتی میگه نمیخواد بخاطر من بری مشاوره اهمیتی هم به هیچ حرکت مثبت من، نامه نگاری من، تغییر رفتارم و... هیچی نمیده کلا همه تلاش هام به نظر خودم پوچ میشه. ولی حق با شماست شاید من زیاد از حد در این مورد عصبانی شدم و واکنش نشون دادم. خب من آدم بی اعصابی هستم یه سر و صدای بی موقع کوچیک در حد تق تق در هم میتونه باعث بشه طوفان به پا کنم دیگه اینکه وسط طرح مشکلم حس کنم داره بهم بی احترامی میشه که جای خود. خودمم با این همه بی رحمی همچین کاری با زیرمجموعه م نکردم تاحالا اتفاقا کسی مشکل شخصی ای براش پیش بیاد میتونه بیاد بهم بگه و هم به مشکلش گوش میدم هم همه جوره کمکش میکنم. ولی شاید تو فضای مجازی توقع زیادیه که آدم ها بتونن حس و حال همو درک کنن تو مشاوره حضوری وقتی من جوش میارم مشاورم سعی میکنه آرومم کنه چون اصلا اون لحظه حرف منطقی حالیم نیست دیگه ولی اینجا تازه تو عصبانیت میگن بیخودی عصبانی شدی که این خودش آدمو بیشتر عصبانی میکنه ناراحتی و عصبانیتت از در و دیوار رو هم میخوان تحلیل روانشناسی کنن و تو عصبانیت توقع عاقلانه رفتار کردنم ازت دارن. البته من صداقت و صراحت اینجارو در راهنمایی دادن ها خیلی میپسندیدم. ولی خب شما دیوونگی منو تو عصبانیت نمیبینین. چشم اگر بتونم خودمو از این وضعیتی که الان گیر افتادم نجات بدم روال مشاوره رو ادامه میدم. راه های خودم هم راه نیست بیشتر بیراهه ست جواب عکس داره میده. الان به وضعیت قبلم برنگشتم فکر میکنم بدتر از قبلم شدم. حوصله و طاقتم کمتر شده به همه چی گیر میدم چراغ قرمز واقعی رو هم بتونم میدونم الان رد میکنم البته قبلا هم خیلی وقت ها تحملش برام سخت بود. دلم میخواد برم دعوا یکیو اساسی بزنم. فکر اینکه برم بشینم تو مطب منتظر نوبت مشاوره هم اعصابمو خورد میکرد مشاوره رو کنسل کردم. اوضاع اعصابم خیلی خطرناک شده اومدم راهی که به نظر خودم منطقی بود برم قبول نکرد دعوامون شد نزدیک بود سرشو بکوبم تو دیوار و معجزه شد که به خیر گذشت.


    نقل قول نوشته اصلی توسط paiize نمایش پست ها
    راستی آقاامیراگه فکرمکنیدواقعااینجابیایدعص بی میشید وبیشترازاونی که کمک کننده باشه مخرب هست پس نیایدبهتره چون مثل اینکه حس خوبی ندارید ازاینجا.
    اینجا برای من مخرب نبوده خانم پاییزه خیلی هم مفید بوده. از کمک های شما هم خیلی ممنونم. الان در شرایط مناسب مشاوره گرفتن نیستم چه اینجا چه مشاوره حضوری. فکر میکنم رسیدم ته خط. البته اینجارو دیگه نمیخواستم بیام واقعیتش. خوابم نمیبرد اومدم پست شما و صبا خانم رو دیدم. ولی کلا احساسم نسبت به اینجا یا هر فضای دیگه ای اولویت یک اهمیت رو برام نداره تا زمانی که فکر کنم اون محیط برام کارایی داره میتونم ازش استفاده کنم. جلوی استفاده من رو گرفتن که خواستم برم جای دیگه وگرنه من قبلشم حس خیلی خوبی به سیستم اینجا نداشتم دیگه خودتون که میدونید ولی داشتم استفاده مو میکردم و شاید سرعتی که خودم میخواستمو نداشتم ولی بالاخره داشتم جلو میرفتم نه عقب.

    اصلا قصد من علیه خانمها حرف زدن نبود شما که از منم برداشت های بدتری میکنید. البته عادیه خانمها حرف منو کلا یه جور دیگه برداشت میکنن. ولی من این چیزایی که شما نوشتین هیچ کدوم منظورم نبود. من اصلا از راهنمایی های به قول شما تند و خشن و به قول خودم صادقانه اینجا تاحالا ناراحت نشدم اینو قبلا هم به شکل های مختلف گفته بودم. حتی خود شما پرسیدین گفتم ناراحت نمیشم هرچیزی بگین و بیشتر قدردان همون نظرات صادقانه بودم. عجیب بود برام برداشت شما از حرفام.

  10. 3 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه 22 بهمن 96), گیسو کمند (یکشنبه 22 بهمن 96), صبا_2009 (یکشنبه 22 بهمن 96)

  11. #6
    تمنای عشق
    مهمان
    سلام مجدد

    دوستان عزیزم این تاپیک زیادی غمگین شده بیاین همگی فضای اینجا رو با ذکر صلوات معطر کنیم
    هر کی پست منو می بینه برای خشنودی قلب نازنین امام زمان (عج) و آرامش قلبی خودتون پنج صلوات بلند بفرستید

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    «یه خاطره از صلوات بگم : وقتی بچه بودم می گفتند محمدی ها صلوات ! من فکر می کردم هر کی فامیلیش محمدی هست باید صلوات بفرسته میدیدم همه صلوات میفرستند تو دلم میگفتم اااَ این همه محمدی داریم!!


    خب پست مثبت این تاپیکو من میذارم بعد از من کسی پست غمگین نذاره این یک دستوره

    آخه منم مثل بعضیا مدیر مخفی ام

    این پست من :

    الهی رضاً برضاک تسليماً لأمرک صبراً علی قضائک يا ربّ، لا معبود سواک يا غياث المستغيثين

    پروردگارا! من راضی به رضای تو و تسليم امر تو هستم. در مقابل قضای تو صبر خواهم نمود. ای خدايی كه جز تو معبودی نيست! ای پناه بی پناهان.

  12. 8 کاربر از پست مفید تمنای عشق تشکرکرده اند .

    Eram (شنبه 21 بهمن 96), paiize (شنبه 21 بهمن 96), گیسو کمند (شنبه 21 بهمن 96), الهه زیبایی ها (شنبه 21 بهمن 96), المای (شنبه 21 بهمن 96), بی نهایت (شنبه 21 بهمن 96), باغبان (جمعه 20 بهمن 96), صبا_2009 (شنبه 21 بهمن 96)

  13. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مرداد 05 [ 19:43]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    849
    امتیاز
    28,473
    سطح
    99
    Points: 28,473, Level: 99
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 1,527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    عه.... این ور تالار چه خبره!!!!!

    بچه ها چی شده ؟؟چرا قدیمی ها اینقدر خود تخریبی می کنند؟؟!!!

    خانم بی نهایت

    اواتارتون کو؟؟؟!!!

    من که خیلی دیدم اینجا همش از شما تعریف می کنن...با قدیمی ها هم خیلی دوستین ......چرا این طوری میگید؟؟!!!!!

    حالا باز اونایی که نه اواتار دارن نه امضا دارن نه مدیر براشون پست اختصاصی میذاره...(حسودم که نیستم)

    بیان اعتماد به نفس پایین حرف بزنن....ی چیزی.....

    شما که ماشا الله سطحتونم صده!!!....تو اکیپ های همدردی هم که حرف اولید...

    خب طبیعی هم هست که یکی نسبت به پست ما مخالف باشه ....یا اصلا از ما خوشش نیاد....چه دنیای مجازی چه واقعی.

    اهان ی چیزی....ببین عزیزم اصلا فکر نمیکنی خطرناک شه اگه همه از ما خوششون بیاد!!!

    چه شود

    حالا به فرضم یکی بیاد بگه من از الهه خوشم نمیاد (الکی مثلا)
    منم با روی تمام برمیگردم میگم اره اره اره....منم .... منم همین حس و نسبت به شما دارم....... اخه از قدیم گفتن دل به دل راه داره

    خانم ارم عزیز

    شما هم همینطور......پست هاتون خیییلی خوبه ......اتفاقا چیزهای خوبی میگید....من دوست دارم....چون بین خط هاتونم فاصله میذارید راحتتر ادم می خونه

    میگم نکنه سیاست جدیده ....اگه شکسته نفسی کنیم....اینجا بهمون جایزه میدن!!!!

    دعوایی هم که تعریف کردید .....که خب نمک زندگیتون بود.....

    کاش منم متاهل بودم از این جور دعوا ها داشتمیک اشتی کنونی بعدش راه می انداختم کلی هم باج میگرفتم....بیا و ببین....خیلی هم کیف میداد

    مسئله ریشه دارکه نبوده....جون منو و بچه مهم نیست چیه !!!!این چه نتیجه گیریه اخه!!!!

    حیف نیست واقعا ....به جای اینکه همتون برید تاپیک "هر دورروز برای اعضا دعا کنیم " دسته جمعی بشینید برای برادر یکی از اعضا که

    الان نوبتشه دعا کنید .....اومدید اینجا از خودتون بد میگید هی....نه واقعا این درسته اخه؟؟!!!!شما همتون پیشکسوتید اخه اینجا...


    راستی بچه ها از خانم شیدا چه خبر؟ چرا نیستن ؟؟

  14. 9 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    paiize (شنبه 21 بهمن 96), tavalode arezoo (شنبه 21 بهمن 96), گیسو کمند (شنبه 21 بهمن 96), مدیرهمدردی (شنبه 21 بهمن 96), المای (شنبه 21 بهمن 96), بی نهایت (شنبه 21 بهمن 96), باغبان (شنبه 21 بهمن 96), صبا_2009 (شنبه 21 بهمن 96)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    آقاامیر
    میدونم شرایط سختی داری.یادتونه گفتم نبایدوسط مشاوره کم بیاری؟یادتونه گفتم ناامیدنشید؟من میدونستم همچین حالاتی واستون پیش میاد چون تقریبا همه اینجورهستن ونبایدبری توی لاک خودت!!!
    آقاامیراینکه شماتواین مرحله رهاکنیدمشاوره روخطرناکه!ذهنتون پرازمطلب پرازچیزهایی که یادگرفتیدوعملتون همون رفتارهای قبل!اینجاآدم مستاصل میشه احساس بیجارگی میکنه وخدایی نکرده کارهایی میکنه که تاحالا نکرده وخودتون هم اشاره کردید.
    ببینید آقاامیریه چیزی روبگم بهتون که بدونیدتوی هدف وانگیزتون بایدتجدیدنظرکنید.وقتی شماهدف تون وانگیزه تون خانمتون ورفتارایشون باشه که خودشون جای مشاوره بسیاردارن طبیعیه که ازواکنش های ایشون نسبت به مشاوره ناامیدبشید!!!هدف شما بایداول ازهمه آرامش خودتون ورسیدن به اون درجه ازخودشناسی باشه که درپیرواین ها میشه آرامش زندگی مشترکتون وحتی شغلتون روبه دست بیارید.
    شمابایداینقدرخودتون رودوست داشته باشیدکه الان به جای بقیه نگران خودتوت باشیدکه ای وای من تاالان چقدربه خودم آسیب رسوندم چقدربااین اخلاقهام روحیه ی خودموداغون کردم پس بایدبه خودم توجه کنم.بایدخودم رونوازش کنم!
    آقاامیرحرف خانم شماکه میگه به خاطرمن نرومشاوره درسته!!!البته میدونم منظورخانمتون چیه امامنظورمن اینه که به خاطرخودتون بریدمشاوره نه هیچکس دیگه!انگیزه تون خودتون باشید
    کارهایی بکنیدکه بهتون آرامش میده.موسیقی،ورزش و...اگه بشه دوباره بوکس روبریدخیلی خوب میشه اتفاقا همسرمنم بوکسرحرفه ای عست خودم تشویقش کردم که بره کلی کمک کننده بوده واسش.سعی کنیددوباره برید.
    درضمن من منظورم شمانبودید، توی این تاپیک وتاپیکهای دیگه مدتیه این حرفها ازبعضی کاربرها دیده شده منم خواستم همینجا جواب بدم اسم نیاوردم که کسی دلخورنشه خیالتون راحت منظورم شمانیستید.

    راستی درموردقفل شدن تاپیک حرفها همه زده شده اما بهتون بگم قرارنیست باچندتاتاپیک زودبه نتیجه برسید شمابایدنتیجه هایی که ازتاپیکتون میگیرید روبنویسید مثلا نتیجه گرفتید که بایداول درموردخودتون تاپیک بزنید واین کاروبکنید!نه اینکه حتمابایدنتیجه ای بگیریدکه شماتوی دوماه قبل ازعروسی دنبالشید.گاهی آدم مجبورمیشه توهرتاپیک هدف و...تغییربده ودوباره تاپیک جدیدبزنه.
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...
    ویرایش توسط paiize : یکشنبه 22 بهمن 96 در ساعت 09:45

  16. 4 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Amir A (دوشنبه 23 بهمن 96), tavalode arezoo (یکشنبه 22 بهمن 96), گیسو کمند (یکشنبه 22 بهمن 96), صبا_2009 (یکشنبه 22 بهمن 96)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط paiize نمایش پست ها
    آقاامیر
    میدونم شرایط سختی داری.یادتونه گفتم نبایدوسط مشاوره کم بیاری؟یادتونه گفتم ناامیدنشید؟من میدونستم همچین حالاتی واستون پیش میاد چون تقریبا همه اینجورهستن ونبایدبری توی لاک خودت!!!
    تشکر. بله شما به من هشدار داده بودین. ولی من فکر نمیکردم اصلا هیچی بتونه انگیزه و امید منو حتی ذره ای کم کنه چه برسه کلا از بین ببره. شاید اگه یه مدت تو لاک خودم بمونم از این حالت دربیام.
    دقیقا احساس شکست و استیصال میکنم در این مورد و اینم منو عصبانی میکنه که فکر میکنم نتونستم نتیجه بگیرم و الان به این وضعیت بدتر از قبل هم افتادم. اینکه رفتارم بدتر از قبل شده اصلا در کنترل خودم نیست نمیخوام اینجوری باشم فقط تمام روز عصبی و کفری و ناراحتم.
    حرفتون رو متوجه هستم اصولیش اینه که من بخاطر خودم دنبال تغییر باشم ولی بهم به قدر کافی نیرو نمیده اینجوری فکر کردن. نمیتونم هدف رو واقعا خودم قرار بدم. اگه به خودم بود اگه مثلا هنوز مجرد بودم برام هیچ اهمیتی نداشت برخوردم با دیگران چطوریه و ازم میترسن یا احترامشون از سر علاقه ست. اینکه احساس تنهایی بکنم هم خیلی برام مهم نیست دیگه. من فکر میکردم اون نیاز داره من خودمو تغییر بدم که تقلا میکردم. اینکه مثلا به مشاور گفته بود احساس بدبختی میکنه به من این پیام رو داده بود که باید هرکاری لازمه بکنم که احساسش عوض بشه. میخواستم نیازهای اونو برطرف کنم جز این برام مسئله دیگه ای اونقدر اهمیت نداشت ولی الان مستقیم میگه براش مهم نیست و نمیخواد من برم مشاوره. خب این حرف یعنی چی؟... من دوباره براش نامه نوشتم همون موقع که اینجا گفتین این نامه رو جواب نداد یه نامه دیگه بنویس یکی دیگه نوشتم هرچند به خوشگلی حرف های شما نشد ولی ازش خواستم جواب نامه هامو بده براش کادر خالی نقطه چین شده گذاشتم زیر نامه م که اونجا جواب هردو نامه رو بنویسه و چون گفته بود خودکار دم دستم نبود که جوابتو بنویسم با یه روان نویس نامه رو بهش دادم که دیگه هیچ عذر و بهانه ای نتونه بیاره ولی بازم جوابمو نداد. ازش خواستم بیاد با یه ناشری که میشناسم صحبت کنه براش کار ترجمه جور کنه بلکه یکم سرش گرم بشه یکم دست از سر دوستاش برداره لج کرد قبول نکرد گفت چون تو جلوی کار مورد علاقه منو گرفتی منم کاری که تو بگی نمیکنم! تیر خلاصو زدم ازش خواستم بچه دار بشیم قبول نکرد و دعوامون شد و اگر مادرش همون موقع زنگ نزده بود سرش تو دستم بود جمجمه شو تو دیوار خورد کرده بودم. دارم دنبال خونه میگردم یه جایی رو کرایه کنم توش خرت و پرت بریزم مواقعی که خیلی عصبیم کرد برم اونجا بزنم همه چیو درب و داغون کنم آروم بشم. فعلا تو مود ساختن و اصلاح کردن و تغییر و بهبود نیستم بیشتر تو مود تخریبم.
    بوکس آره خیلی خوبه وقت نمیکنم فعلا مرتب برم و نامرتب رفتنش هم اثری نداره بعد عروسی اگه وقت کنم شاید بتونم برنامه بذارم برم. به موسیقی هم خیلی علاقه دارم و روی خلق و روحیات من اثر داره فقط وقتی جوش آورده باشم دیگه جواب نمیده.
    فعلا منتظرم یکم آروم بشم بعد ببینم چی کار باید بکنم. با عصبانیت و ناامیدی فعلیم چطوری برم مشاوره و راهکارهارو عملی کنم؟ چاره ای غیر از تو لاک خودم موندن ندارم. راجع به اینکه تو دو ماهم نمیتونم جوابی که میخوام بگیرم درست میگین اینم خودش یه ناامیدی دیگه ست.
    راجع به صندلی داغ هم که فرمودین دوستانی که میگین اینجا به من لطف دارن و ارادت از بنده ست ولی من اطلاعات چندانی راجع به مباحث روانشناسی ندارم که بتونم باهاتون بازی کنم. این دوستانی که خانم گیسو کمند پیشنهاد دادن به نظر برای این منظور مناسب تر هستن.

  18. کاربر روبرو از پست مفید Amir A تشکرکرده است .

    paiize (دوشنبه 23 بهمن 96)

  19. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir A نمایش پست ها
    با عصبانیت و ناامیدی فعلیم چطوری برم مشاوره و راهکارهارو عملی کنم؟ چاره ای غیر از تو لاک خودم موندن ندارم.
    راجع به صندلی داغ هم که فرمودین دوستانی که میگین اینجا به من لطف دارن و ارادت از بنده ست ولی من اطلاعات چندانی راجع به مباحث روانشناسی ندارم که بتونم باهاتون بازی کنم. این دوستانی که خانم گیسو کمند پیشنهاد دادن به نظر برای این منظور مناسب تر هستن.
    سلام ،
    امیر خان نوشته هاتونو که خوندم یکم حالم بد شد ولی بعدش به لایه های عمیق ترش فکر کردم
    دیدم نه زیادم بد نیست ، گاهی توی خرابه ها پر از عتیقه است !

    کمی هم این شعرو حس کردم :


    گر به چنگ شير گردد آهويي
    محو گردد آهوك از اين ميان!


    ور اسير چشم آهو گشت شير!
    هيبتش مي كاهد آن شير ژيان

    بگذریم .

    امیرخان من از پاییزه خواهش کردم که شما رو دعوت کنه ، راستش خودم جرات نکردم
    چون مطمئنم گفتگوی خیلی خیلی خوبی میشه و البته جذاب اجازه بدید بیشتر اصرار کنم .

    صندلی داغ ما اصلا بحث روانشناسی و فلسفی و.. نیست .
    این لینک صندلی داغ سری قبل هستش می تونید یه نگاهی به تیپ سوالات آقایون بندازین :
    صندلی داغ سری دوازدهم سوالات باغبان سوالات فدایی یار هم توی همین صفحه است .

    این لینکم ملاحظه بفرمایید که واسه دیروزه .


    ** امیرخان با توجه به اینکه مشغله تون زیاده حواسمون به وقت شما هست .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !


    ویرایش توسط گیسو کمند : دوشنبه 23 بهمن 96 در ساعت 15:48

  20. 5 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    Amir A (پنجشنبه 26 بهمن 96), Erica (دوشنبه 23 بهمن 96), Glut.tiny (چهارشنبه 25 بهمن 96), paiize (دوشنبه 23 بهمن 96), صبا_2009 (دوشنبه 23 بهمن 96)


 
صفحه 41 از 70 نخستنخست ... 112131323334353637383940414243444546474849505161 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.