تشکرشده 2,261 در 917 پست
miss seven (سه شنبه 07 آبان 98), الهه زیبایی ها (سه شنبه 07 آبان 98), شمیم الزهرا (یکشنبه 19 آبان 98)
تشکرشده 7,109 در 2,468 پست
.............
سلام خانم الهه زیبایی ها
پیاده روی اربعین بود از میدان امام حسین تا حرم حضرت عبدالعظیم (ع)
ماها هم که در حرم میزبان بودیم :)
یادمه تو یه موکبی یه پیرمرد ریش سفیدی اومد ،،، به ما گفت دوست دارید یه چیزی بهتون بگم که تمام زندگی بدردتون بخوره ؟
گفتیم : حتما ،،بفرمایید
گفت : تمام سختی ها می گذره،،، یه روزی به تمام اون سختی ها لبخند میزنید
گفتیم : چطوری لبخند بزنیم ؟
گفت : "" به شرطی که سختی های زندگی را جزء مرکب سفر زندگییتون بدونید و بدونید اینها هم باید باشه ،،،
تمام پیامبران و ائمه در دوران سفر زندگیشون،،، مسائل مختلفی را داشتند ولی چون سختی ها را نعمت می دونستند ،،،همیشه یه شادی درونی،، درونشون بود.
حتی مورچه ها و کبوترها و عقاب ها ،، و به طور کلی ، تمام کائنات ، این مسائل را دارنند ""
برید زیارت یا یه مسجدی، دو رکعت نماز بخونید ( یه جای جدید باشه بهتره ) ،،
و اگر هم خواستید اینجا بیان بفرمایید درد ودلتون را ،،
تا سبک بشید ،،
موفق باشین.
ویرایش توسط باغبان : سه شنبه 07 آبان 98 در ساعت 20:39
miss seven (سه شنبه 07 آبان 98), Mvaz (سه شنبه 07 آبان 98), zolal (سه شنبه 21 آبان 98), الهه زیبایی ها (سه شنبه 07 آبان 98), شمیم الزهرا (یکشنبه 19 آبان 98)
تشکرشده 342 در 91 پست
سلام الهه خانم
راستش آرزوی مرگ که نه ولی خیلی وقتها از زندگی خسته شدم.
گاهی فکر میکنم همین که آدم بتونه فکر بکنه به زندگی اش خودش خیلی مهمه.
بعضی وقتها اینقدر غرق میشیم در روزمرگی که اصلا یادمون میره چرا زندگی میکنیم.
من درباره خودم میگم. با اینکه الان در وضعیتی هستم که ازش ناراضی ام اما احساس میکنم باید بیشتر به خودم بها بدم.
برای کارهایی که دوست دارید بیشتر وقت بگذارید.
امیدوارم حالتون رو بدتر نکرده باشم!
خانم مهندس درباره پاییز گفتن.
من همیشه ته دلم پاییز رو دوست داشتم ولی این مدرسه و دانشگاه نمیذاشتن!
تازه دارم پاییز رو حس میکنم.
miss seven (پنجشنبه 09 آبان 98), فرشته اردیبهشت (شنبه 11 آبان 98), zolal (سه شنبه 21 آبان 98), الهه زیبایی ها (چهارشنبه 08 آبان 98), اثر راشومون (پنجشنبه 09 آبان 98), شمیم الزهرا (یکشنبه 19 آبان 98)
تشکرشده 6,549 در 1,838 پست
سلام خانم الهه زیبایی ها میدونم که برای درد دل و خالی شدن پستی اینجا گذاشتی اما اگر این مشکل توی زندگیت تکرار میشه شاید بد نباشه متن زیر رو که قبلا کاربری setsreh به نقل از یه سایت اینجا گذاشته به صورت خلاصه تر ارسال میکنم. یه کتابی به نام انسان در جستجوی معنا هم خوندم اثر ویکتورفرانکل برعکس نام کلی کتاب به نظرم پیام اون کتاب شبیه همین متنیه که برات ارسال میکنم. قبلا از اینکه شاید طولانی باشه پوزش میخوام امیدوارم مفید باشه :
نحوه واکنش شما به شرايط و وضعيتهايى که در زندگى برايتان پيش مىآيد، زندگى شما را تغيير خواهد داد.
١٠٪ از زندگى ما را اتفاقاتى که خودمان نقشى در پيش آمدنشان نداريم تشکيل مىدهد و ٩٠٪ بقيه بستگى به چگونگى واکنش ما به آن اتفاقات دارد.به عبارت ديگر، ما کنترلى بر روى ١٠٪ از اتفاقاتى که برايمان روى مىدهد نداريم. مثلاً هواپيما دير مىرسد و برنامههاى پيشبينى شده ما به هم مىخورد و يا يک راننده بىاحتياط ممکن است با ما تصادف کند. ما روى اين ١٠٪ کنترلى نمىتوانيم داشته باشيم. امّاقضيه در مورد ٩٠٪ بقيه متفاوت است. آن ٩٠٪ را خودمان تعيين مىکنيم.چگونه؟....باواکنش ها یمان
شما واقعاً روى ١٠٪ از اتفاقاتى که برايتان مىافتد کنترلى نداريد. ولى ٩٠٪ بقيه را واکنش شما تعيين مىکند.
در اينجا راههايى براى اجراى اصل ١٠-٩٠ پيشنهاد مىکنيم. اگر کسى نکتهاى منفى درباره شما گفت، مثل اسفنج نباشيد! اجازه دهيد اين حمله مثل آبى که بر روى شيشه ريخته مىشود دفع گردد. نگذاريد حرفهاى منفى بر روى شما تأثير بگذارند. به حوادثى که برايتان پيش مىآيد، واکنش مناسب نشان دهيد. يک واکنش غلط مىتواند به از دست دادن يک دوست، اخراج شدن از محل کار، تحت فشار استرس قرار گرفتن و ... بيانجامد. اگر ماشينى جلوى ماشين شما پيچيد چگونه واکنش نشان مىدهيد؟ آرامشتان را از دست مىدهيد؟ فشار خونتان بالا مىرود؟ با او دعوا مىکنيد؟ ناسزا مىگوئيد؟ بوق مىزنيد؟ ....
آيا اگر چند ثانيه ديرتر به مقصد برسيد آسمان به زمين مىآيد؟ پس چرا اجازه مىدهيد حرکت اشتباه يک راننده تمام روزتان را خراب کند. اگر هواپيما تأخير دارد و شما به کارتان نمىرسيد چرا بيخود با پرسنل فرودگاه بحث مىکنيد؟ آنها که کنترلى روى اين مساله ندارند. از وقتى که به دست آوردهايد براى مطالعه، آشنا شدن با مسافران ديگر و ... استفاده کنيد. استرس تنها کارها را خرابتر مىکند.اصل ١٠-٩٠ را هميشه به ياد داشته باشيد و بيخود عصبانى نشويد. آن را به کار ببندید و نتايجش را ببينيد. امتحانش مجانى است. تنها عده کمى اين اصل را به کار مىبندند. به کار بستن اين اصل مىتواند زندگى شما را تغيير دهد!
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
ویرایش توسط ammin : پنجشنبه 09 آبان 98 در ساعت 00:21
dooo (چهارشنبه 22 آبان 98), miss seven (پنجشنبه 09 آبان 98), Mvaz (پنجشنبه 09 آبان 98), فرزانه 123 (یکشنبه 19 آبان 98), zolal (سه شنبه 21 آبان 98), الهه زیبایی ها (پنجشنبه 09 آبان 98), زن ایرانی (پنجشنبه 09 آبان 98), شمیم الزهرا (یکشنبه 19 آبان 98)
تشکرشده 2,402 در 566 پست
سلام دوستان
یک کاغذ برداشتم و خواسته هامو چه کوچیک بزرگ نوشتم و سعی میکنم که برای تحققشون برنامه بریزم و برخی روزها هم بهش موردی اضافه میکنم
مثلا 4 یا 5 ساله کتابخونه نرفتم بشینم درس بخونم... چند روز پیش فرصتی محیا شد و رفتم کتابخونه... حس نابی بود که توان توصیف نیس... با خودم گفتم چه راحت و در دسترسه منابع انرژی دهنده و من ازش استفاده نمیکنم؟ هرچند خیلیم راحت نیس با بچه بشه چند ساعت به این شکل جور کرد ولی لااقل دو هفته یکبار که شدنیه! و هنوز دو ساعت بود مستقر شده بودم که به خواست همسرم رفتیم جایی ولی فهمیدم یکی از علایق قشنگمو چند ساله کنار گذاشتم و دیگه وقتشه بهش بها بدم...
یا تصمیم جدی گرفتم ریز ریز پول کنار بذارم و برای خودم یک چیزی که چند ساله دلم میخواد داشته باشمشو بخرم... دیگه نمیخوام تا پولی برام موند برای همسرم و پسرم خرید کنم و نیاز خودمو ندید بگیرم. منکه حالم بهتر باشه اوناهم حالشون بهترهالبته به خاطر تورم بالا امسال فکر نکنم بازم بتونم بخرمش ولی پس اندازمو شروع کنم سال دیگه خدا بخواد ابان ماه امکان خریدشو دارم (اگه البته قیمت دو برابر نشه
)
وقت مشاور گرفتم اصلا برم فقط گریه کنم غر بزنم واس خودم فقط!
فعلا که برنامم محبت و توجه به خودمه
ایام به کامتون![]()
dooo (چهارشنبه 22 آبان 98), miss seven (دوشنبه 20 آبان 98), Pooh (سه شنبه 21 آبان 98), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 20 آبان 98), میشل (سه شنبه 21 آبان 98), zolal (سه شنبه 21 آبان 98), الهه زیبایی ها (یکشنبه 19 آبان 98)
تشکرشده 342 در 91 پست
سلام
خوشحالم که حالتون خوبه
خیلی مهمه که خودتون رو فراموش نکنید
در خانم ها زیاد میبینم که خودشون رو فدای همسر و فرزند میکنن. بعد از سالها که میبینیشون خودشون واقعا داغونشدن.
یه پیشنهاد: یه تاپیک برای غر درست کنید پول مشاوره رو هم به پس اندازتون اضافه کنید.
dooo (چهارشنبه 22 آبان 98), miss seven (دوشنبه 20 آبان 98), Pooh (سه شنبه 21 آبان 98), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 20 آبان 98), میشل (سه شنبه 21 آبان 98), zolal (سه شنبه 21 آبان 98), الهه زیبایی ها (یکشنبه 19 آبان 98), شمیم الزهرا (چهارشنبه 04 دی 98)
تشکرشده 1,494 در 483 پست
شمیم الزهرا عزیز، چقدر خوب، حتما برنامه هاتو عملی کن و هوای خودتو داشته باش. راستی یادته گفتی قبل خواب، با روغن بچه پاتو ماساژ میدی، من خیلی خوشم اومد و عملی اش کردم. اما فقط چند روز، بعدش تنبلی مانعم شد. البته خستگی هم بی تاثیر نبود. اما ای کاش میتونستم بیشتر پایبندش باشم، پا عضویه که کمتر بهش توجه میشه. جالبه ماساژ کف پا به روش های خاصی فکر کنم برای همه اعضای بدن مفیده.
- - - Updated - - -
سلام آقای ام رضا، خداروشکر، شما خوبی؟
- - - Updated - - -
سلام، الهه جان الان مثل جناب خان باید بگم اخییییی(با همون لحن بخون) اون تیکه پیتر کلی خندیدم.
گذشته از شوخی، واقعا انسان جزئی از طبیعته، بهش وصله. وقتی ازش دور بمونه یه بخشی از وجودشو انگار نداره.
منم دلم لک زده برای بوی چمن تازه و صدای آب و اینکه بشینم و زل بزنم به جریان آب....
برم کوه، از اون بالا، در سکوت کوه، دوردست رو نگاه کنم.
برم دریا، بدون کفش روی شن ها راه برم، اسم بنویسم، گل بکشم........
حرف زدن در موردشم حس خوبی داره. اصن کاش یه همچین تاپیکی بود آدما از رویاهاشون می نوشتن.
در کل عزیزمبرای
![]()
به نور نگاه کن ! سایه ها پشت سرت خواهند بود.
m.reza91 (جمعه 15 آذر 98), miss seven (سه شنبه 21 آبان 98), فکور (چهارشنبه 22 آبان 98), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 04 آذر 98), الهه زیبایی ها (پنجشنبه 23 آبان 98), شمیم الزهرا (چهارشنبه 04 دی 98)
تشکرشده 3,515 در 811 پست
سلام بچه ها (=دوستان)
حالتون خوبه؟
dooo (چهارشنبه 22 آبان 98), miss seven (دوشنبه 20 آبان 98), Mvaz (یکشنبه 19 آبان 98), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 20 آبان 98), میشل (سه شنبه 21 آبان 98), zolal (سه شنبه 21 آبان 98), الهه زیبایی ها (یکشنبه 19 آبان 98)
تشکرشده 6,911 در 1,649 پست
سلام محمدرضا، من خوبم خداروشکر، یه جور شادی ای توی قلبمه که دوستش دارم. چندتا کار دوست داشتنی هم دارم که دلم پر می کشه حسابی براشون وقت بذارم، اما خیلی کمبود وقت دارم...
اخیرا بازم مثل اون خره شدم که هم تشنش بود هم گشنش بود، یه طرفش هم غذا بود یه طرف آب. طفل معصوم اونقدر فکر کرد که اول بره آب بخوره یا اول بره سمت غذا، که آخرش همونجا از گشنگی و تشنگی مرد...
دیروز روزهای هفته رو بین کارام تقسیم کردم، و تونستم روی کار مربوط به دیروز خوب کار کنم، ولی ساعت 11 خوابم گرفت و تسلیم شدم. امروز ساعت 5 با این فکر بیدار شدم که حالا امروز کار دیروزو تموم کنم که هنوز دلم پیششه؟ یا کار امروزو انجام بدم؟ آخرش یاد خره افتادم، تصمیم گرفتم یه ساعت رکی این کار کنم یه ساعت اون یکی. و تا حالا که هردوشون پیش رفتن و انرژیم بالا رفته.
فقط کاشکی می شد کمتر خوابید... هیچی مثل خواب منو اغوا نمی کنه... واقعا هیییچ عبادتی مثل خواب منو با هستی هماهنگ نمی کنه، استخونامو روشن نمی کنه. و در عین حال به برنامه هام گند نمی زنه...
به جای هر کدوم از این سه نقطه ها باید یه صورتک می ذاشتم، بیشترش از نوع خنده... ولی می ترسم متنم بپره، آخه با گوشی ام.
تو از خودت بگو. حالت خوبه؟ کارات خوب پیش میرن؟
هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...
Eram (سه شنبه 21 آبان 98), m.reza91 (جمعه 15 آذر 98), miss seven (سه شنبه 21 آبان 98), فکور (سه شنبه 21 آبان 98), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 04 آذر 98), الهه زیبایی ها (پنجشنبه 23 آبان 98), زن ایرانی (سه شنبه 21 آبان 98), شمیم الزهرا (چهارشنبه 04 دی 98)
تشکرشده 6,950 در 1,499 پست
سلام
من که نه متاسفانه...
dooo (چهارشنبه 22 آبان 98), m.reza91 (جمعه 15 آذر 98), miss seven (دوشنبه 20 آبان 98), Mvaz (سه شنبه 21 آبان 98), میشل (سه شنبه 21 آبان 98), الهه زیبایی ها (دوشنبه 20 آبان 98)
در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)