در واقع شما دچار یك تعارض هستید. یعنی بین یك دو راهی مردد هستید. از یك طرف وابسته به شوهرتون هستید و او را دوست دارید و می خواهید زندگی كنید و از طرفی همسرتون نقاط ضعفی دارد كه در شما احساسات منفی بر می انگیزد.
بگذارید صریح تر بگویم. ما آدمها همیشه در زندگی دچار تعارض می شویم. به مثال زیر توجه كنید:
مثال : من هم دوست دارم ماشینم را داشته باشم و هم لازمه این ماشین را بفروشم تا پول مسكن را تهیه كنم. حالا می خواهم كاری كنم كه هر دو را داشته باشم. اما این نمی شود و مرا عذاب می دهد.
این مثال ساده اش بود. اما در زندگی ما موقعیت های سخت تری پیش می آید كه ما باید تصمیم بگیریم كه كدام راه را برویم و می دانیم هر راهی را هم كه انتخاب كنیم مشكلات خودش را دارد.
خوب دقت كنید. من اینجا اصلا كاری ندارم كه همسر شما تا چه حد مقصر است و باید چگونه باشد، چون اگر من در مورد او هر اظهار نظری كنم مشكل شما درمان نمی شود. من راهنمایی هایی را به شما می كنم تا با تغییر خودتون این مشكل را حل كنید.
انتخابهای شما:
1 - اینكه با تمام توصیفاتی كه از همسرتان كرده اید، آیا می خواهید در كنار او بمانید یا خیر؟!
برای اینكه جواب این سئوال را بیابید باید از طریق شیوه حل مسئله به بررسی مزایا و معایب ماندن و ادامه به این زندگی بپردازید. یعنی باید با توجه به احساسی كه نسبت به او و همسرت و كانون خانواده دارید شروع به بررسی نقاط مثبت و منفی این زندگی بپردازید.
امتیاز نقاط مثبت این زندگی.....
امتیاز نقاط منفی این زندگی.....
حالا امتیاز نقاط مثبت و منفی را مقایسه كن. با توجه به احساساتت ماندنت دراین زندگی با همین شرایط امتیاز بیشتری گرفته است ؟ اگر در كل نمره ماندن در این زندگی بیشتر بود پس اولین انتخابت را باید انجام دهی. در این صورت اصلا نباید به جدایی فكر كنی.
2 - پس از انتخاب در مرحله بالا، نوبت به انتخاب این مرحله می رسد. در اینجا باید بررسی كنی، كه آیا می خواهی نسبت به همسرت با این ضعفها چه شیوه ای را انتخاب كنی؟
الف) سوختن و ساختن
ب) به حرف این و اون گوش كردن و هر روز یك كاری در قبالش انجام دهی(مثل بعضی نظرها كه در تالار به شما می دادند.)
ج)بی تفاوت باشی، و برای خودت زندگی كنی اما در قالب یك زندگی
د) مقابله به مثل كنی
هـ )با او درگیر شوی ، قهر كنی، و مبارزه كنی
ز) قدم به قدم از طریق مشورت با مشاور با خود كنترلی و صبوری روشها و مهارتهایی را به كار گیری كه به مرور نقاط ضعف همسرت كاهش یابد یا كمتر روی شما تاثیر منفی بگذارد
در كنار 2 انتخاب بالا كه بسیار بسیار مهم ارزیابی می شود، شما نیاز هست توانایی های خود را نیز افزایش دهید. از جمله كنترل احساسات. هر چه در زندگی بیشتر بر احساسات مثبت و منفی خود حاكم باشیم بهتر می توانیم تصمیم بگیریم و تصمیمات خود را اجرا كنیم.
اگر احتمالا
انتخاب اول شما ماندن در این زندگی بود
و انتخاب دوم شما گزینه ز یعنی كسب مهارتهایی جهت ارتباط با همسرتون بود:
نكات ذیل می تواند در بدو امر به شما كمك كند:
یكم:
هرگز رفتارت و احساساتت را از روی همسرت تنظیم نكن. یعنی چه؟
یعنی اینطور نباشد اگر او خندید ،خوشحال بود تو هم همین طور باشی و اگر او محل نداد شما هم محل ندهی. بلكه خودت باید دارای یك روش و سبك صحیح باشی. مثلا اگر تصمیم بر این شد كه نسبت به بی مسئولیتی های ایشون سخت گیر باشی،نباید در لحظاتی كه شاد هستی كوتاه بیایی.
دوم:
همانطور كه قبلا هم گفته ام،برای مسئولیت پذیرشدن او ، باید احساسات خود را كنترل كنی و از روی احساس وظایف او را انجام دهید. مثلا اگر خرید منزل، دارو و درمان فرزندتان و ... به عهده همسرت هست،نباید اگر میهمان داشتید و هیچی در منزل نداشتید شما اقدام كنید. باید تبعات بی مسئولیتی همسرتان گریبانگیرش شود. (دقت كنید شما نباید همسرتان را تحقیر كنید، محاكمه كنید، كنایه بزنید، دعوا كنید،قهر كنید یا .....،بلكه صرفا مسئولیت های او را انجام نمی دهید.)
سوم:
ابراز محبت و دوست داشتن و .... ، را به وقتهایی موكوك كن كه همسرت مسئولیت های خویش را انجام می دهد،یا در منزل می ماند، یا با موبایل ارتباطهایش را برقرار نمی كند.
چهارم:
بدون اینكه با او دعوا كنی یا درگیر شوی ،یا اعصابت را خورد كنی مرتب و بطور بسیار بسیار محترمانه نكات ذیل را با بیان شیوا و عاشقانه با او در میان بگذار حتی اگر به ظاهر می بینی كه او توجه نمی كنه:
بدین صورت:
- عزیزم من دوست دارم زمانی را در شبانه روز، لحظاتی در آغوشت باشم خوشحال می شوم پیشاپیش از این زمانها مطلع باشم.
- همسرم من به خواسته ها و علائقت احترام می گذارم و مانع آنها نمی شوم. من هم به تو نیاز دارم. وقتهایی را به ما اختصاص بده.
- هر وقت در منزل كنارت نشست او را در آغوش بگیر و بدون اینكه صحبت كنی ،به چشمانش نگاه كن و او را لمس كن. اما زمان زیادی به این كار ادامه نده، شاید برای ابتدا 1 یا 2 دقیقه كافی باشه. باید قبل از اینكه زیاد سیراب بشه خودت را به كار دیگری مشغول كنی تا تشنگی، او را به طرف تو بیاورد.
تو شروع كننده باش، او را سرذوق بیاور، اما میان راه كمی خاموش شو تا او مشتاقانه ادامه دهد
- اگر سر زمانی كه قول داد به خانه نیامد، با او درگیر نشو، دعوا نكن، و قهر نكن. اما مانند بند بالا نوازشش نكن. با او كم حرف بزن و به كار خودت بیشتر مشغول باش. (یعنی بی توجهی)، اما اگر علتش را پرسید خیلی خلاصه در یك جمله به او بگو: دلتنگی و دوری از او احساسات منفی در شما به وجود آورده و احتیاج به زمان داری تا بهتر شوی.
اما صحبت را ادامه نده، ....
پنجم: توجه كن. خیلی توجه كن
زندگی كه چندین سال با این مشكلات روبرو بوده است،با این چند جمله ای كه نوشتم مشكلاتش یكباره حل نمی شه. تصور نكنی اگر این چند بند بالا را 2 هفته انجام دادی ،معجزه میشه ....
اما اگر در این شیوه صحیحی كه گفته ام مستمر و به صورت تدریجی پافشاری كنی و چندین ماه انجام دهی،كم كم این تغییرات اثر مثبت خودش را می گذارد.
از یك طرف كارهایی كه شوهرت انجام نمی دهد روی زمین می ماند،از طرفی غر غر و حساسیت ها و دعواهای شما كم می شود. و از طرفی هر وقت همسرت مرتكب اشتباه نشد،توسط شما در آغوش گرفته می شود. و از طرفی هم شما مثل پلیس همیشه دنبال او نیستید.
اینها همه كم كم یك الگو برای همسرتان پدید می آورد كه برای لذت بردن از زندگی ناچار است كه بیشتر به قول و قرارهایش پایبند باشد و بیشتر مسئولیت های خود را انجام دهد.
این ها به زمان زیاد نیاز دارد و صبر زیاد می طلبد ،اگر در میان راه او دوباره بدتر كرد، شما روش خود را به هیچ عنوان تغییر نده. شما باید ثبات داشته باشی.
ششم:
از آنجا كه از طریق تلفنی یا اینترنتی نمی توان یك مشاوره عمیق را پایه ریزی كرد، لازم است در محل سكونت خودتون هر چند وقت یكبار با یك مشاور خانواده جلسه ای داشته باشید و به ارزیابی مهارتهای خود بپردازید و آنها را بهبود بخشید. همچنین برای كاهش حساسیت های خود توسط روانشناس بالینی هم می توانید اقدام كنید.
هفتم:
این بند به یك مهارت مهم اشاره می كنم كه اگر بتوانید خوب درك كنید و انجام دهید كمك زیادی به شما می كند. و آن اینكه :
شما به خاطر اینكه همه دنیا و زندگی و علاقه و ... خود را به همسرت و كارهایش گره زدی ، بقیه زندگی را كاملا فراموش كرده ای. یعنی اگر شوهرت خوب بشه،تو خوشبختی، اگر شوهرت بد بشه تو بدبختی....
و این اشتباهه
تو باید غیر از شوهرت لیستی از بقیه چیزهایی كه در زندگی ات وجود دارد تهیه كنی و علائقت را گسترش دهی. مثلا:
- فرزندت
- والدینت
- خواهر و بردارانت
- دوستانت
- تفریحات
- سینما
- موسیقی
- مطالعه
- پیاده روی
- نقاشی، نویسندگی و ....
وقتی برنامه ای ریخته ای كه خیلی چیزهای دیگر در آن بود، و میزان زیادی از علائق و لذتهایت را از این طریق دنبال كردی 2 فایده می بری:
یكم: حساسیت هایت نسبت به شوهرت كم می شود، و نقاط ضعف او به شما احساس بدبختی مطلق نمی دهد.
دوم: به خاطر شارژی كه از سایر منابع دریافت می كنی ، قدرت بیشتری جهت سازندگی زندگیت پیدا می كنی و احساس خوشبختی بیشتری می كنی.
او خیلی بی مسئولیته و شما هم خیلی حساس هستید و این دو دست به دست هم داده تا شما احساس عذاب كنید. برای حل آن از روش بالا كه توضیح دادم از حساسیت های خود بكاهید و با انجام روشهایی كه گفتم باعث شوید او نیز مسئولیت پذیرتر گردد.
علاقه مندی ها (Bookmarks)