خاموش جان... مسأله اين نيست كه شما سرتو بكني زير برف و كاري بكار شوهرت نداشته باشي. خب تو الان اينجايي بخاطر اينكه ضعف هاي خودتو برطرف كني و درواقع پي به اين موضوع ببري كه بايد چيكار كني. حالا اگه هي تقصيرا رو گردن شوهرت بندازي و جاي هيچگونه تغييري براي خودتم نذاري و صددرصد محكومش كني ديگه نمي شه به اصلاح اين زندگي اميد بست!(اگر منتظري با يه راهكاري شوهرت رو تغيير بدي بايد بدوني كه تغيير به زور انجام نمي شه و بايد يك مسأله دروني باشه و براي اين شروع، اول بايد ديدگاه خودتو عوض كني و خيرخواهانه به ضعفهاي شوهرت نگاه كني.)
به نظر من همينكه شما رو پست ها انقدر حساسيت و هيجان نشون مي دي حاكي از اين داره كه يخورده از حالت عادي حساستري و خب خيلي خوبه كه اينو متوجه بشي و رفعش كني. درثاني، مسأله كم كردن حساسيت به معني حذف و ناديده گرفتن مشكل همسرت نيست بلكه هدف، شيوه برخورد با اين قضيه و حكم صادر نكردن قبل از اثبات اون هست.
فرشته مهربون! اگه وسط پريدم ببخشيد.![]()
اگر حرفم در راستاي اصلاح كار مراجع نبود خودتون ويرايش بفرماييد.![]()













علاقه مندی ها (Bookmarks)