به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 112
  1. #41
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط m25teh
    من هم دارم تو رفتارم این تغیرات رو لحاظ میکنم و نتیجه خوبی هم داده

    عزيز دل ، در صورت تغيير بي اختيار لحن گفتار و نوشتار شما هم تغيير مي كند.

    راستي تغيير كني كه چي بشه ؟ يادت باشه تغيير كردن قرار نيست معجزه بشه و شما از اين رو به اون رو بشي .

    هدف اين هست كه شما در لحظه تصميم درست بگيري و درست برخورد كني .

    هدف اين هست كه شما بدوني از زندگي چي ميخواي و البته با كولي گرفتن از اين و اون به اهدافت نرسي .

    هدف اين هست كه شما هميشه آرامش رو با خودت همراه كني چه در تاريك ترين نقطه دنيا و چه در روشن ترين نقطه دنيا

    هدف اين هست كه شما ، به معيارهاي خودت نظم و انضباط بدهي و بداني چه چيزي در اولويت است و چه چيزي نيست .

    هدف اين هست كه خود من ، از بند بند اين مسائل كه مطرح ميشه درس عبرت گرفته و در زندگي ام استفاده كنم .

    باتشكر

    دوست من سلام

    هدف من از زندگی مشترک چیزی بوده که الان ندارم این هدف من نبوده
    نامزدی بهترین دوران زندگی زوجین هستش ولی برای من بد ترین دوران زندگیمه من اصلا روزهای خوبی رو ندارم من همیشه فکر میکردم که زوجین در دوران نامزدی با هم خوشن اما من اصلا خوش نیستم البته نمی خوام منفی بافی کنم ولی من هم دل دارم من هم یه چیز هایی رو می خواهم که خانمم به من نمیده منظورم مسائل جنسی نیست منظورم چیز های دیگه است من به توصیه شما رفتار مردانه رو پیش گرفتم و ظاهرا خانمم هم راضیه که من مثل سابق بهش گیر نمی دم و اون رو به حال خودش واگذار کردم اما خودم نه راضی نیستم
    اصلا بهش نمی گم بریم بیرون البته اصلا دوست نداره با من بیاد بیرون و همیشه میگه من خستم
    اصلا ازش خواسته های جنسی ندارم با اینکه زن قانونی و رسمی منه
    اصلا ازش توقع هیچ چیزی ندارم
    می خوام ببینم خودش کی میشه که اعلام نیاز کنه
    اما هیچ چیزی نمیبینم
    دیروز که داشتم تلفنی صحبت میکردم به من گفت که من و تو هیچ گونه تفاهم و درک متقابل از هم نداریم من هم گفتم آره قبول دارم اون هم گفت ما با هم خیلی فرق داریم من هم گفتم آره
    خودش هم میدونه که ما به درد هم دیگه نمیخوریم اما انقدر مغرروه که نمی خواد بگه بریم جدا شیم و من هم دوستش دارم و نمیتونم بهش بگم که جدا شیم
    نمی دونم به کجا میرسم نمیدونم چی میخوام
    معیار های ازدواجم رنگ باخته
    اون چیز هایی که برام مهم بوده دیگه نیست
    حتی عشق علاقه ای که به خانمم داشتم و دیگه مثل سابق دوستش ندارم

    من فقط به زمان دل خوشم
    امیدوارم که زمان خودش همه چیز رو حل کنه
    اما میدونم که من مهارت کنترل بحران رو ندارم

  2. #42
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    سلام مرد زمان

    خوبی شما

    بیا قول بدیم عجول نباشیم حتی اگر از دره ای افتادیم و کم مونده بود که مغزمون روی زمین پخش بشه ، از روی عجله و شتاب تصمیم نگیریم .

    ببین اگر قبل ازدواج بود میشد گفت اینکار رو نکن و اونکار رو بکن ولی عزیز دلم شما ازدواج کردی و در دوره نامزدی هستی .
    خب حالا میخواهیم به این مسیر برسیم که در این راه که انتخاب کردی شما یه سری مطالب رو یاد بگیری بعد تصمیم بگیری که دوستش داری یا نداری یا طلاق میخواهی یا نمیخواهی و ...

    در مورد خانم شما همین جمله بس که ایشون در شرایطی بزرگ شده و رشد کرده و یک سری مسائل توی زندگیش در افکار امروزش تاثیر گذاشته و البته با ایشون هست تا زمانی که خلافش بهش ثابت بشه چه در مورد خودش چه در مورد خانواده اش چه در مورد شما چه در مورد جامعه و ...

    در مورد شما هم که یا خیلی نکات مثبت دیدی در ایشون و امروز بر اثر فشارهای نقل شده اون ملاک های قبلی دیگه رنگی برات نداره یا اینکه خیلی کودکانه انتخاب کردی و حالا هر روز که چیز تازه ای یاد میگیری ، انتخاب کودکانه خودت رو سرزنش میکنی که البته از مرام و مروت انسانیت به دور هست .

    برگردیم سر حرفای خود این مردی که گله مند هست .

    هدف من از زندگی مشترک چیزی بوده که الان ندارم این هدف من نبوده
    هدفت چی بوده ؟ این بوده که یکی بیاد زندگیش رو بریزه به پای تو و اتفاقا تو هم به پای او بریزی و به همه انسانهای دنیا بگی که نگاه کنید زندگی یعنی اینی که من دارم ، بقیه بلد نیستن زندگی کنند ولی من بلد هستم و بدون هیچ مشکلی دارم زندگی میکنم و یا هزار جور حرف دیگه که توی ذهنت میتونی ساخته باشی .

    خب تا همینجا هدفت رو نگه دار تا بریم سر صحبت های بعدی .

    نامزدی بهترین دوران زندگی زوجین هستش ولی برای من بد ترین دوران زندگیمه من اصلا روزهای خوبی رو ندارم من همیشه فکر میکردم که زوجین در دوران نامزدی با هم خوشن اما من اصلا خوش نیستم البته نمی خوام منفی بافی کنم ولی من هم دل دارم من هم یه چیز هایی رو می خواهم که خانمم به من نمیده منظورم مسائل جنسی نیست منظورم چیز های دیگه است
    اولا نامزدی بهترین دوران زندگی هست چه با دعواهاش چه با شوخی هاش و چه هر چیز دیگه ای .
    اگر خدمت سربازی رفته باشی میدونی که هر چند طی کردن این زمان وحشتناک هست ولی بعد که تموم میشه هنوز یک ساعت نگذشته میگی یادش بخیر چقدر به فلان چیز خندیدیم یا اون شب چقدر فلان چیز ما رو ترسوند یا هراز یادش بخیر دیگه .

    نامزدی تا تموم نشده که نمیشه نظر بدی در موردش . نمونه اش میتونه در آینده این باشه که : یادش بخیر توی دوران نامزدی زندگیم داشت نابود میشد مثل یه مرد نجاتش دادم .

    پس لطف نامزدی رو با بخور و بخواب و نازکشی و لطافت و نظافت اشتباه نگیر . نامزدی یعنی به نام زدی خودتو و بالعکس .

    دو تا ظرف متفاوت رو بردار یکی کوچیک و یکی بزرگ بعد سعی کن ظرف بزرگ رو در ظرف کوچیک جا بدی . انصافا حتی برای خنده هم شده این کار رو بکن ببین چقدر عذاب میکشی . نکته ای که در هنگام این اتفاق باید بهش فکر کنی اینه که حقیقتا اگر ظرف کوچیک یا بزرگ انعطاف داشتند چقدر این یکی شدن راحت میشد ؟

    پس انعطاف پذیری یک اصل دیگه میتونه باشه برای لحظه لحظه های زندگی . حتی زندگی با مادر و خواهر و برادر و پدر

    برگردیم سر حرفهای خودتون : جناب مرد گرامی ، انتظارات شما از همسرتان به عنوان شریک زندگیتون کاملا منطقی و دوست داشتنی هست . حتی انتظار مسائل جنسی خودش فوق العاده به جا و منطقی هست . اگر انتظار نیاز جنسی داری گناهی نکردی . با افتخار به خودت بگو من از همسرم شراکت جنسی هم میخواهم . به نظر من اصلا خودت رو محدود به افکار عرف جامعه نکن که مثلا اگر بگی نیاز جنسی دارم بقیه میگن چه مرد هوس بازی .

    درون خودت رو پاک سازی کن و بدان که : ای برادر تو همه اندیشه ای ،،،،،، ما بقی خود استخوان و ریشه ای

    اندیشه های تو تمام چیزی هست که تو رو تشکیل میده .

    اما بریم سر مسائل دیگه که خیلی جالب اتفاق افتاده و شما توجه نکردی :

    من به توصیه شما رفتار مردانه رو پیش گرفتم و ظاهرا خانمم هم راضیه که من مثل سابق بهش گیر نمی دم و اون رو به حال خودش واگذار کردم اما خودم نه راضی نیستم
    اصلا بهش نمی گم بریم بیرون البته اصلا دوست نداره با من بیاد بیرون و همیشه میگه من خستم
    اصلا ازش خواسته های جنسی ندارم با اینکه زن قانونی و رسمی منه
    اصلا ازش توقع هیچ چیزی ندارم
    می خوام ببینم خودش کی میشه که اعلام نیاز کنه
    اما هیچ چیزی نمیبینم
    دیروز که داشتم تلفنی صحبت میکردم به من گفت که من و تو هیچ گونه تفاهم و درک متقابل از هم نداریم من هم گفتم آره قبول دارم اون هم گفت ما با هم خیلی فرق داریم من هم گفتم آره
    نوشته ای که به توصیه من رفتار مردانه رو پیش گرفته ای : انتخاب خودت هست که رفتار مردانه کنی ! من فقط وظیفه دارم نظرم رو بگم و تو هم وظیفه داری یا انتخاب کنی یا نکنی . هیچ وقت با توصیه ها جلو نرو چرا که 3 روز بعد با دست و جیب خالی میایی و میگویی : دیدی باز هم نشد همه کارهایی که گفتی رو کردم .

    اما اگر خودت انتخاب کنی بخاطر حرمتی که برای انتخاب خودت قائل هستی با تمام وجود میری توی دل مسائل و با پیروزی و شکست برگشتنت برات مهم نیست فقط مهم انجام وظیفه ات هست . پس همیشه خودت انتخاب کن ولو توصیه کرده باشند که چنین نکنی یا چنان کنی .

    بگذریم و برگردیم سر اصل قضیه :
    بحث گیر ندادن و انتقاد نکردن و زبان نرم پیش گرفتن یک چیز است و بحث انتظار نداشتن و چیزی نخواستن و این مباحث یک چیز دیگر است .

    ببین برادر عزیز ، خواسته یا ناخواسته با بحث هایی که به وجود اومده شما متوجه هستی که روابط دیگه مثل قدیم نیست و باید بین شما اعتماد سازی بشه . چه برای جدا شدن و چه برای وصل شدن . شما به هر شکل میخواهی آخرین تیرهای موجود رو هم بی اندازی تا بلکه با منطق تصمیم بگیری و زحمت بکشی برای زندگی ات .

    حالا در این راه اگر کمی ضعف هست ، سخت نگیر و با خودت دوست و مهربون باش تا این مرحله از زندگیت هم بگذره . اصلا شاید رفته بودی خارج ماموریت سری انجام بدی ؟

    اما واکنش های همسرت هم قابل توجه هست : گفتی غرور داره ؟ خب تابلو هست که باید با جملاتی که گفته مطرح کنه .
    ایشون به اینکه به درد زندگی با تو نمیخوره اشاره کرده و تو جوابی که دوست داشتی رو گفتی . ایشون با درون شما ارتباط برقرار کرده و گفته :
    به من گفت که من و تو هیچ گونه تفاهم و درک متقابل از هم نداریم

    شما هم قبول کردی که درست میگه .


    اون هم گفت ما با هم خیلی فرق داریم

    شما هم گفتی : من هم گفتم آره

    خب مرد مومن من هم اگر به دوست ام زنگ بزنم بگم که من و تو با هم خیلی مشکل داریم و دوست ام برگرده بهم بگه اره قبول دارم قید اون دوستی رو میزنم حالا چه برسه که طرف مقابل خانم باشه .

    یک درصد احتمال میدیم که خانم شما نشسته با خودش به رفتار غلطش فکر کرده و اینطوری مطرح کرده که ...

    شما هم بجای اینکه با کلمات کلیدی وجدانش رو بیشتر بیدار کنی صاف افسردگی خودت رو واریز کردی به حساب ایشون و خودت رو خلاص کردی .

    میخوام بگم که رفتارت که چیزی نخواستی و مطرح نکردی خانمت رو داره به فکر میبره اما وقتی مطرح میکنه یه خورده باهوش باش و کلمات کلیدی تری بکار ببر و وجدانش رو بیش از پیش بیدار کن .

    مثلا :

    به من گفت که من و تو هیچ گونه تفاهم و درک متقابل از هم نداریم

    جواب : میتونیم برسیم ، یا بلد نیستیم و هنوز بچه ایم ، یا اینکه نمیخوایم برسیم ولی اگه بخوایم و تلاش کنیم میتونیم بهترین زندگی رو بسازیم .

    حتما جمع ببند ، طرف مقابل رو تنها با یه سری عیب و ایراد رها نکن و خودت رو شریک عیب و ایرادش بدون و اصلا مشخص نکن که کدوم طرف این عیب رو داره فقط همدرد و هم رزم در ترک این عیب و ایراد باش .

    خودش هم میدونه که ما به درد هم دیگه نمیخوریم اما انقدر مغرروه که نمی خواد بگه بریم جدا شیم و من هم دوستش دارم و نمیتونم بهش بگم که جدا شیم
    نمی دونم به کجا میرسم نمیدونم چی میخوام
    معیار های ازدواجم رنگ باخته
    اون چیز هایی که برام مهم بوده دیگه نیست
    حتی عشق علاقه ای که به خانمم داشتم و دیگه مثل سابق دوستش ندارم

    من فقط به زمان دل خوشم
    امیدوارم که زمان خودش همه چیز رو حل کنه
    اما میدونم که من مهارت کنترل بحران رو ندارم
    به درد همدیگه میخورید انقدر زود میدون رو خالی نکن . اگر یه خورده بیشتر تلاش کنی نتیجه واقعی رو بگیری بهتره تا اینقدر سرخورده و شکست خورده به زندگی نگاه کنی .

    به زمان دلخوش باش اما بیشتر از اون به خودت دلخوش باش به اینکه باید مثل یک کوه محکم بایستی و زندگی کنی .

    در انتها : با خودت مهربون و دوست باش .

    باتشکر
    دوست شما

  3. 3 کاربر از پست مفید m25teh تشکرکرده اند .

    m25teh (چهارشنبه 25 خرداد 90)

  4. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 اردیبهشت 93 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1389-6-08
    نوشته ها
    231
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    227

    تشکرشده 409 در 163 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    دوست عزیزم این خانم با رفتاری که با منطق زنانه جور در نمیاد داره به زبون بی زبونی به شما میگه که دوستتون نداره. در زمان نامزدی خانمها توقع رابطه گرم و هدیه و توجه و گردش و با هم بودن دارند نه دوری و بی خبری و ندیدن.
    من تصور میکنم این خانم با فشار های خانوادگی مجبور به ازدواج با شما شدند و حالا میخوان کاری کنند که شما ایشون رو طلاق بدی و بری تا بعدا در جمع خانواده خودشون مشکلی نداشته باشند و شما رو به عنوان خواهان طلاق معرفی کنند. من گمان میکنم وقتشه شما برای این ازدواج شرط بذاری، با توجه به اقدام قانونی قبلی ایشون و رفتار های سردشون باید به همراه شما هر چند جلسه که لازم باشه پیش مشاور بیاد و تا زمانی که نظر مساعد مشاور رو نشنیدید هرگز زندگی مشترک رو آغاز نکنید.

    اما از نظر قانونی زن از لحظه جاری شدن صیغه ازدواج میتونه درخواست مهریه بده مگر در شرایط خیلی خاص مثل تدلیس (یعنی گول زدن همسر در زمان ازدواج مثل پنهان کردن بیماری شدید یا لاعلاج من فکر میکنم شما میتونین دادخواستی مبنی بر فریب در ازدواج بدین که این خانم افسردگی شدید داره و از من دوری میکنه). درصورتی که زن درخواست مهریه بده تمامی اموال منقول و غیر منقول شما مثل حسابهای بانکی (اگر همسرتون اطلاع داشته باشه) ، خونه ، ماشین ، سیم کارت همراه اول ، پول نقدی که به عنوان ودیعه رهن پیش صاحبخونه دارید و حتی اگر سهم الارثی داشته باشید ضبط میشه و اگر باز هم از مهریه خانم کمتر باشه شما باید مابقی رو به صورت اقساط پرداخت کنین.
    اگر هیچکدام اموالی رو که گفتم نداشتید یا خانمتون نتونه مالکیت شما رو اثبات کنه قاضی با توجه به توان مالی شما و میزان مهریه (معمولا 10 درصد) مبلغی رو به عنوان پیش قسط مشخص میکنه و بقیه رو به صورت اقساط با توجه به نیاز مالی شما مشخص میکنه ، در برابر شما میتونین درخواست اعسار یا عدم توان مالی بدین که با آوردن شاهد مورد قبول قاضی قرار میگیره. (در این پروسه وکیل میتونه کمک زیادی به شما بکنه).
    توصیه میکنم در همین زمان دادخواست تمکین خانم رو بدین که 99% ایشون حاضر به آغاز زندگی با شما نیستند تا مجبور به پرداخت نفقه نشوید (یادتون باشه حتما این دادخواست رو بدین که متحمل هزینه بیشتری نشین). حقیقتش اینه که شما غیر از پروسه پرداخت مهریه نیاز چندانی به وکیل ندارین و گفتگو با مشاورین حقوقی مستقر در دادگاهها که به رایگان این خدمات رو به شما میدن میتونه کمک خیلی بزرگ کارامدی باشه.
    در دادگاههای خانواده قاضی زیاد نمیتونه از کسی جانبداری کنه بنابراین نگران نفوذ اونها نباشید. در صورتی که سعی بر نفوذ اونها براتون مسجل شد به دفتر ریاست مجمتمع های قضایی مراجعه کنین، حتما کمکتون میکنند.

    سخن آخرم اینه که من تصور میکنم شما خواسته یا نا خواسته وارد این جنگ شدین پس از جنگیدن نترسین. بعد از گذروندن این مرحله تلخ زندگی هزاران خانم هستند که شما رو با همین شرایط فعلی میپسندن و میتونن همسر مناسبی برای شما باشند.

  5. 3 کاربر از پست مفید samanis تشکرکرده اند .

    samanis (چهارشنبه 25 خرداد 90)

  6. #44
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق


    سلام مرد زمان

    خوبی شما

    بیا قول بدیم عجول نباشیم حتی اگر از دره ای افتادیم و کم مونده بود که مغزمون روی زمین پخش بشه ، از روی عجله و شتاب تصمیم نگیریم .

    ببین اگر قبل ازدواج بود میشد گفت اینکار رو نکن و اونکار رو بکن ولی عزیز دلم شما ازدواج کردی و در دوره نامزدی هستی .
    خب حالا میخواهیم به این مسیر برسیم که در این راه که انتخاب کردی شما یه سری مطالب رو یاد بگیری بعد تصمیم بگیری که دوستش داری یا نداری یا طلاق میخواهی یا نمیخواهی و ...

    در مورد خانم شما همین جمله بس که ایشون در شرایطی بزرگ شده و رشد کرده و یک سری مسائل توی زندگیش در افکار امروزش تاثیر گذاشته و البته با ایشون هست تا زمانی که خلافش بهش ثابت بشه چه در مورد خودش چه در مورد خانواده اش چه در مورد شما چه در مورد جامعه و ...

    در مورد شما هم که یا خیلی نکات مثبت دیدی در ایشون و امروز بر اثر فشارهای نقل شده اون ملاک های قبلی دیگه رنگی برات نداره یا اینکه خیلی کودکانه انتخاب کردی و حالا هر روز که چیز تازه ای یاد میگیری ، انتخاب کودکانه خودت رو سرزنش میکنی که البته از مرام و مروت انسانیت به دور هست .

    برگردیم سر حرفای خود این مردی که گله مند هست .

    هدف من از زندگی مشترک چیزی بوده که الان ندارم این هدف من نبوده
    هدفت چی بوده ؟ این بوده که یکی بیاد زندگیش رو بریزه به پای تو و اتفاقا تو هم به پای او بریزی و به همه انسانهای دنیا بگی که نگاه کنید زندگی یعنی اینی که من دارم ، بقیه بلد نیستن زندگی کنند ولی من بلد هستم و بدون هیچ مشکلی دارم زندگی میکنم و یا هزار جور حرف دیگه که توی ذهنت میتونی ساخته باشی .

    خب تا همینجا هدفت رو نگه دار تا بریم سر صحبت های بعدی .

    نامزدی بهترین دوران زندگی زوجین هستش ولی برای من بد ترین دوران زندگیمه من اصلا روزهای خوبی رو ندارم من همیشه فکر میکردم که زوجین در دوران نامزدی با هم خوشن اما من اصلا خوش نیستم البته نمی خوام منفی بافی کنم ولی من هم دل دارم من هم یه چیز هایی رو می خواهم که خانمم به من نمیده منظورم مسائل جنسی نیست منظورم چیز های دیگه است
    اولا نامزدی بهترین دوران زندگی هست چه با دعواهاش چه با شوخی هاش و چه هر چیز دیگه ای .
    اگر خدمت سربازی رفته باشی میدونی که هر چند طی کردن این زمان وحشتناک هست ولی بعد که تموم میشه هنوز یک ساعت نگذشته میگی یادش بخیر چقدر به فلان چیز خندیدیم یا اون شب چقدر فلان چیز ما رو ترسوند یا هراز یادش بخیر دیگه .

    نامزدی تا تموم نشده که نمیشه نظر بدی در موردش . نمونه اش میتونه در آینده این باشه که : یادش بخیر توی دوران نامزدی زندگیم داشت نابود میشد مثل یه مرد نجاتش دادم .

    پس لطف نامزدی رو با بخور و بخواب و نازکشی و لطافت و نظافت اشتباه نگیر . نامزدی یعنی به نام زدی خودتو و بالعکس .

    دو تا ظرف متفاوت رو بردار یکی کوچیک و یکی بزرگ بعد سعی کن ظرف بزرگ رو در ظرف کوچیک جا بدی . انصافا حتی برای خنده هم شده این کار رو بکن ببین چقدر عذاب میکشی . نکته ای که در هنگام این اتفاق باید بهش فکر کنی اینه که حقیقتا اگر ظرف کوچیک یا بزرگ انعطاف داشتند چقدر این یکی شدن راحت میشد ؟

    پس انعطاف پذیری یک اصل دیگه میتونه باشه برای لحظه لحظه های زندگی . حتی زندگی با مادر و خواهر و برادر و پدر

    برگردیم سر حرفهای خودتون : جناب مرد گرامی ، انتظارات شما از همسرتان به عنوان شریک زندگیتون کاملا منطقی و دوست داشتنی هست . حتی انتظار مسائل جنسی خودش فوق العاده به جا و منطقی هست . اگر انتظار نیاز جنسی داری گناهی نکردی . با افتخار به خودت بگو من از همسرم شراکت جنسی هم میخواهم . به نظر من اصلا خودت رو محدود به افکار عرف جامعه نکن که مثلا اگر بگی نیاز جنسی دارم بقیه میگن چه مرد هوس بازی .

    درون خودت رو پاک سازی کن و بدان که : ای برادر تو همه اندیشه ای ،،،،،، ما بقی خود استخوان و ریشه ای

    اندیشه های تو تمام چیزی هست که تو رو تشکیل میده .

    اما بریم سر مسائل دیگه که خیلی جالب اتفاق افتاده و شما توجه نکردی :

    من به توصیه شما رفتار مردانه رو پیش گرفتم و ظاهرا خانمم هم راضیه که من مثل سابق بهش گیر نمی دم و اون رو به حال خودش واگذار کردم اما خودم نه راضی نیستم
    اصلا بهش نمی گم بریم بیرون البته اصلا دوست نداره با من بیاد بیرون و همیشه میگه من خستم
    اصلا ازش خواسته های جنسی ندارم با اینکه زن قانونی و رسمی منه
    اصلا ازش توقع هیچ چیزی ندارم
    می خوام ببینم خودش کی میشه که اعلام نیاز کنه
    اما هیچ چیزی نمیبینم
    دیروز که داشتم تلفنی صحبت میکردم به من گفت که من و تو هیچ گونه تفاهم و درک متقابل از هم نداریم من هم گفتم آره قبول دارم اون هم گفت ما با هم خیلی فرق داریم من هم گفتم آره
    نوشته ای که به توصیه من رفتار مردانه رو پیش گرفته ای : انتخاب خودت هست که رفتار مردانه کنی ! من فقط وظیفه دارم نظرم رو بگم و تو هم وظیفه داری یا انتخاب کنی یا نکنی . هیچ وقت با توصیه ها جلو نرو چرا که 3 روز بعد با دست و جیب خالی میایی و میگویی : دیدی باز هم نشد همه کارهایی که گفتی رو کردم .

    اما اگر خودت انتخاب کنی بخاطر حرمتی که برای انتخاب خودت قائل هستی با تمام وجود میری توی دل مسائل و با پیروزی و شکست برگشتنت برات مهم نیست فقط مهم انجام وظیفه ات هست . پس همیشه خودت انتخاب کن ولو توصیه کرده باشند که چنین نکنی یا چنان کنی .

    بگذریم و برگردیم سر اصل قضیه :
    بحث گیر ندادن و انتقاد نکردن و زبان نرم پیش گرفتن یک چیز است و بحث انتظار نداشتن و چیزی نخواستن و این مباحث یک چیز دیگر است .

    ببین برادر عزیز ، خواسته یا ناخواسته با بحث هایی که به وجود اومده شما متوجه هستی که روابط دیگه مثل قدیم نیست و باید بین شما اعتماد سازی بشه . چه برای جدا شدن و چه برای وصل شدن . شما به هر شکل میخواهی آخرین تیرهای موجود رو هم بی اندازی تا بلکه با منطق تصمیم بگیری و زحمت بکشی برای زندگی ات .

    حالا در این راه اگر کمی ضعف هست ، سخت نگیر و با خودت دوست و مهربون باش تا این مرحله از زندگیت هم بگذره . اصلا شاید رفته بودی خارج ماموریت سری انجام بدی ؟

    اما واکنش های همسرت هم قابل توجه هست : گفتی غرور داره ؟ خب تابلو هست که باید با جملاتی که گفته مطرح کنه .
    ایشون به اینکه به درد زندگی با تو نمیخوره اشاره کرده و تو جوابی که دوست داشتی رو گفتی . ایشون با درون شما ارتباط برقرار کرده و گفته :
    به من گفت که من و تو هیچ گونه تفاهم و درک متقابل از هم نداریم

    شما هم قبول کردی که درست میگه .


    اون هم گفت ما با هم خیلی فرق داریم

    شما هم گفتی : من هم گفتم آره

    خب مرد مومن من هم اگر به دوست ام زنگ بزنم بگم که من و تو با هم خیلی مشکل داریم و دوست ام برگرده بهم بگه اره قبول دارم قید اون دوستی رو میزنم حالا چه برسه که طرف مقابل خانم باشه .

    یک درصد احتمال میدیم که خانم شما نشسته با خودش به رفتار غلطش فکر کرده و اینطوری مطرح کرده که ...

    شما هم بجای اینکه با کلمات کلیدی وجدانش رو بیشتر بیدار کنی صاف افسردگی خودت رو واریز کردی به حساب ایشون و خودت رو خلاص کردی .

    میخوام بگم که رفتارت که چیزی نخواستی و مطرح نکردی خانمت رو داره به فکر میبره اما وقتی مطرح میکنه یه خورده باهوش باش و کلمات کلیدی تری بکار ببر و وجدانش رو بیش از پیش بیدار کن .

    مثلا :

    به من گفت که من و تو هیچ گونه تفاهم و درک متقابل از هم نداریم

    جواب : میتونیم برسیم ، یا بلد نیستیم و هنوز بچه ایم ، یا اینکه نمیخوایم برسیم ولی اگه بخوایم و تلاش کنیم میتونیم بهترین زندگی رو بسازیم .

    حتما جمع ببند ، طرف مقابل رو تنها با یه سری عیب و ایراد رها نکن و خودت رو شریک عیب و ایرادش بدون و اصلا مشخص نکن که کدوم طرف این عیب رو داره فقط همدرد و هم رزم در ترک این عیب و ایراد باش .

    خودش هم میدونه که ما به درد هم دیگه نمیخوریم اما انقدر مغرروه که نمی خواد بگه بریم جدا شیم و من هم دوستش دارم و نمیتونم بهش بگم که جدا شیم
    نمی دونم به کجا میرسم نمیدونم چی میخوام
    معیار های ازدواجم رنگ باخته
    اون چیز هایی که برام مهم بوده دیگه نیست
    حتی عشق علاقه ای که به خانمم داشتم و دیگه مثل سابق دوستش ندارم

    من فقط به زمان دل خوشم
    امیدوارم که زمان خودش همه چیز رو حل کنه
    اما میدونم که من مهارت کنترل بحران رو ندارم
    به درد همدیگه میخورید انقدر زود میدون رو خالی نکن . اگر یه خورده بیشتر تلاش کنی نتیجه واقعی رو بگیری بهتره تا اینقدر سرخورده و شکست خورده به زندگی نگاه کنی .

    به زمان دلخوش باش اما بیشتر از اون به خودت دلخوش باش به اینکه باید مثل یک کوه محکم بایستی و زندگی کنی .

    در انتها : با خودت مهربون و دوست باش .

    باتشکر
    دوست شما

    [/quote]


    سلام دوست من
    از راهنمایهات ممنونم
    من دیگه نمیتونم تصمیم بگیرم و خسته شدم و فکرم کار نمیکنه
    از شما خواهش میکنم من رو پله به پله قدم به قدم راهنمایی کن
    من حاضرم همه تلاشم رو بکنم که همه چی درست بشه
    ولی خودم نمیتونم به کمکت احتیاج دارم
    باز هم به خاطر لطفت ممنونم

  7. #45
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    ولی خودم نمیتونم به کمکت احتیاج دارم
    شما نمیتونی ؟ یعنی من جای تو زندگی کنم و فکر کنم ؟

    بلند شو وایسا

    انقدر محکم زندگی رو نبین

    امروز هست فردا نیست

    برای اینکه راه بیفتی روزانه تصمیم بگیر برای زندگیت یعنی امروز برای امروز تصمیم بگیر و اهداف کوتاه مدت انتخاب کن و شب که شد تیک بزن

    انقدر هم در مورد خانمت قضاوت نکن که میخواد یا نمیخواد ( بخش مربوط به ایشون رو بسپار به خودش ) خب اگر نخواست میگه نمیخوام و کاری از دست تو بر نمیاد .

    اما این را درک کن که زندگی تو به زندگی زناشوئی ختم نمیشه و زندگی زناشوئی بخشی از زندگی بزرگ تو هست . همین

    پاشو واسا محکم بگو تا آخرش هستم .

    تا آخرش باش حتی اگه رفتی آب خنک بخوری . ما هم تا اخر کنار شما هستیم .

    یا علی

  8. 4 کاربر از پست مفید m25teh تشکرکرده اند .

    m25teh (چهارشنبه 25 خرداد 90)

  9. #46
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط m25teh
    ولی خودم نمیتونم به کمکت احتیاج دارم
    شما نمیتونی ؟ یعنی من جای تو زندگی کنم و فکر کنم ؟

    بلند شو وایسا

    انقدر محکم زندگی رو نبین

    امروز هست فردا نیست

    برای اینکه راه بیفتی روزانه تصمیم بگیر برای زندگیت یعنی امروز برای امروز تصمیم بگیر و اهداف کوتاه مدت انتخاب کن و شب که شد تیک بزن

    انقدر هم در مورد خانمت قضاوت نکن که میخواد یا نمیخواد ( بخش مربوط به ایشون رو بسپار به خودش ) خب اگر نخواست میگه نمیخوام و کاری از دست تو بر نمیاد .

    اما این را درک کن که زندگی تو به زندگی زناشوئی ختم نمیشه و زندگی زناشوئی بخشی از زندگی بزرگ تو هست . همین

    پاشو واسا محکم بگو تا آخرش هستم .

    تا آخرش باش حتی اگه رفتی آب خنک بخوری . ما هم تا اخر کنار شما هستیم .

    یا علی


    سلام
    من برای بهبود رابطه ام هر کاری حاضرم انجام بدم
    برای نجات زندگیم همه کار میکنم
    از خواسته هام میگذرم و هر کار سخت دیگه ای رو حاضرم انجام بدم
    در ضمن من دیگه از زندان نمیترسم
    البته تصمیم دارم مهریه خانمم رو بدم به صورت قسطی

    اما حاضر نیستم با ذلت خواری زندگی کنم
    دوست ندارم یه آدم تو سری خور که نتونه حرف دلش رو بزنه باشم
    دوست ندارم انقدر تحقیر بشم
    دوست ندارم برای هر چیز کوچیکی هزار تا جواب پس بدم
    الانش نمیتونم با خانمم صحبت کنم
    نمیتونم ازش درخواستی کنم
    نمیتونم ببینمش
    نمیتونم کنارش باشم
    نمیتونم باهاش حرف بزنم
    نمیتونم حرف دلم رو بزنم

    ولی باز هم برای درست شدنش حاضرم هر تلاشی کنم
    درست مثل یه مرد که برای زندگیش خودش رو به آب و آتیش میزنه

  10. 2 کاربر از پست مفید mta تشکرکرده اند .

    mta (سه شنبه 26 مهر 90)

  11. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    شما اصل ماجرا رو ول میکنی میری میچسبی باز به فرع

    ببین هیچ لازم نیست تو انقدر فکر کنی و انقدر تمرکز کنی روش که چی بگم یا چیکار کنم

    اتفاقات خودشون پیش میان و میرن

    این تو هستی که مسیر میدی بهشون .

    مثل مسیر رودی که ما با کندن یک مقدار از زمین مسیر رو عوض میکنیم و راهی دیگه رو به رود معرفی میکنیم

    اتفاقات به همین سادگی می آیند و جاری هستند و این ما هستیم که مسیر میدیم بهش و یا میتونیم مسیر ندیم هر چی بادا باد .

    من نمیدونم خانم شما کی هست و چیکار میکنه و ... اما با شما حرف میزنم میدونم که میخوای یکی بهت دستور بده مثل سرباز و فرمانده و شما عمل کنی .

    با توجه به انتقادات زیادی که ازت شده خودت رو دیگه قبول نداری . انقدر به خودت سرکوفت نزن .

    تو تا همین جا هم خیلی همت کردی اومدی . هر مردی انقدر اعصاب نداره بشینه تمرکز کنه که چیکار باید بکنه .

    در آخر بهت میگم . مطالعه کن . نگران نه گفتن های خانمت هم نباش .

    اتفاقا بنده از افرادی هستم که نامزدی ندیدم و در دوره نامزدی همیشه جواب نه شنیدم و تازه بعد از ازدواج هم یک سال و نیم تنها زندگی کردم .

    اون وقت باید بگیم من الان با حقارت و بدبختی زندگی میکنم ؟ جواب من به شما نخیر هست .

    پس قوی باش

    بازم حرفی بود بگو هستم فعلا

  12. 2 کاربر از پست مفید m25teh تشکرکرده اند .

    m25teh (چهارشنبه 25 خرداد 90)

  13. #48
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط m25teh
    شما اصل ماجرا رو ول میکنی میری میچسبی باز به فرع

    ببین هیچ لازم نیست تو انقدر فکر کنی و انقدر تمرکز کنی روش که چی بگم یا چیکار کنم

    اتفاقات خودشون پیش میان و میرن

    این تو هستی که مسیر میدی بهشون .

    مثل مسیر رودی که ما با کندن یک مقدار از زمین مسیر رو عوض میکنیم و راهی دیگه رو به رود معرفی میکنیم

    اتفاقات به همین سادگی می آیند و جاری هستند و این ما هستیم که مسیر میدیم بهش و یا میتونیم مسیر ندیم هر چی بادا باد .

    من نمیدونم خانم شما کی هست و چیکار میکنه و ... اما با شما حرف میزنم میدونم که میخوای یکی بهت دستور بده مثل سرباز و فرمانده و شما عمل کنی .

    با توجه به انتقادات زیادی که ازت شده خودت رو دیگه قبول نداری . انقدر به خودت سرکوفت نزن .

    تو تا همین جا هم خیلی همت کردی اومدی . هر مردی انقدر اعصاب نداره بشینه تمرکز کنه که چیکار باید بکنه .

    در آخر بهت میگم . مطالعه کن . نگران نه گفتن های خانمت هم نباش .

    اتفاقا بنده از افرادی هستم که نامزدی ندیدم و در دوره نامزدی همیشه جواب نه شنیدم و تازه بعد از ازدواج هم یک سال و نیم تنها زندگی کردم .

    اون وقت باید بگیم من الان با حقارت و بدبختی زندگی میکنم ؟ جواب من به شما نخیر هست .

    پس قوی باش

    بازم حرفی بود بگو هستم فعلا


    ممنونم
    اتفاقا من هم همین فکر رو میکنم
    بی خیال هستم بلاخره یه اتفاقی میفته دیگه
    ولی دیگه اعصاب خودم رو خرد نمی کنم
    می خوام که به فکر کار دوم باشم تا سر خودم رو گرم کنم تا فکرم به سراغ این چیز های اعصاب خرد کن نره
    خیلی ممنونم که با حرفات به من آرامش میدی

  14. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    بی خیال هستم بلاخره یه اتفاقی میفته دیگه

    زندگی کردن رو بیاموز و همسرت رو جزئی از زندگی خودت بدون نه همه اش

    بالاخره شما نسبت به ایشون مسئولیت داری و مسئول راهنمایی کردن او در صورت اشتباه کردن هم هستی پس روشش رو یاد بگیر که چه به ایشون و چه هر کسی دیگه ای که روزی مسئولیتش رو خواهی داشت بتونی بیاموزی .

    هم اکنون در اولویت نسبت به خودت مسئولیت داری تا خودت رو از اشتباهاتی که موجود هست درست کنی .

    نیازی نیست اسمش رو جنگیدن بذاری اتفاقا اسمش رو آموزش زندگی کردن بذار .

    راستی این تایپیک رو عوض کن و تایپیکی با هدف مشخص آغاز کن و هر مسئله ای پیش اومد توی همون مطرح کن .

    به نظرم عنوان تایپیک در نتیجه تاثیر مستقیم دارد .

    موفق باشی . یامولاعلی

  15. کاربر روبرو از پست مفید m25teh تشکرکرده است .

    m25teh (یکشنبه 29 خرداد 90)

  16. #50
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    مجدد پیشنهاد میکنم نظرات مختلف رو بشنوند و بهترین ها رو انتخاب و در زندگیشون تزریق کنند .

    مطالبی هم که بنده گفتم در مورد کل زندگی شما میشه نه تنها زندگی کردن با همسرتون و برای بنده نوع برداشت شما از مطالبم کفایت میکنه . حتی در مطالبم بارها به شما گفته ام که زندگی زناشوئی جزئی از زندگی شما می باشد و نه همه آن ، بخش های دیگه رو اگر بازسازی کنید ، این بخش خود به خود حل میشه حالا یا با جدا شدن یا با وصل شدن .

    مثال :
    زندگی کردن رو بیاموز و همسرت رو جزئی از زندگی خودت بدون نه همه اش
    انقدر هم در مورد خانمت قضاوت نکن که میخواد یا نمیخواد ( بخش مربوط به ایشون رو بسپار به خودش ) خب اگر نخواست میگه نمیخوام و کاری از دست تو بر نمیاد .

    اما این را درک کن که زندگی تو به زندگی زناشوئی ختم نمیشه و زندگی زناشوئی بخشی از زندگی بزرگ تو هست . همین
    ایشون هم الان هم هر لحظه که اراده کنه مختار هست هر کاری دلش میخواد بکنه .

    کار هر کس نیست خرمن کوفتن

    گاو نر می خواهد و مرد کوهن
    متشکرم
    یامولاعلی


  17. 2 کاربر از پست مفید m25teh تشکرکرده اند .

    m25teh (پنجشنبه 26 خرداد 90)


 
صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست حذف کاربری، خواهشمند است مدیران سایت توجه فرمایند
    توسط ترنم1 در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 آبان 95, 17:13
  2. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 20 خرداد 91, 14:03
  4. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.