آره قربونت برم من اصلا شک دارم این شب نم ،خانوم باشه!
بزار تخلیه ی روانی بشه...به هر حال من انتظار ندارم همه تاییدم کنند ...شاید گاهی یک تلنگر هم لازم باشه که آدم بفهمه همه دور و برت نیستند که بهت همدردی بدن یا روی گوشه ای از دردهات مرهم بزارن بلکه می آن تا اگر بشه با نیش و طعنه ای اون ذره خوشی که از زندگی واست باقی مونده رو هم خراب کنند...وشاید اینجوری لذت بیشتری می برن تا وقتی به کسی همدردی میدن...مهم اونایی هستند که دوستمون دارند وگرنه چه بسیار آدمهایی که مارو دوست ندارن...خیلی دوست دارممممممممممم فائزه جون
![]()





خیلی دوست دارممممممممممم فائزه جون
وقتی کنار پنجره نشستی و باد خنک پائیزی می زنه تو صورتت...و باز مریم هست...زیبایی هست...جوونی هست ...ی خونواده ی خوب هست... و ی خونه که توش همه از برگشت من خوشحالن و باز مثل قبل مادرم ظهرها از من می پرسه که چی دوست داری بپزم...




علاقه مندی ها (Bookmarks)