خانم سارا خیلی ممنونم از حرفهای قشنگتون
راستش حق با شماست من مدتها در وسواس بودم
اما خوب الان دارم سعی میکنم این وسواس رو کم کنم و به خداوند توکل کردم
اما موضوعی که سخت من را می آزارد رفتارهای بی نهایت بد و دور از انسانیت خانوا ده همسرم نه تنها با من بلکه با خود ایشان است
شاید باور نکنید اما شوهرم در حال حاضر شاید با مردی که هیچ کس را ندارد تفاوتی نمیکند
شوهرم هم دیگر به این نتیجه رسیده که از آنها خیری نیست و بهتر است حداقل از شر انها در امان باشیم
این بار من شاید 2 هفته ماندم
تابستان دوماه آنجا بودم اما باورتان نمیشود که از این دوماه اندک روزهای خوشی به یاد دارم
چون خودن تحت فشار بودم و فشار های غیر مستقیم خانواده شوهرم بر او او را هم تحریک کرده بود
اما این بار بسیار زیبا بود به حدی که اصلا دلم نمیخواست برگردم
نمیخواهم زندگیم را به خاطر رفتار نادرست آنها که به قول شما عوض هم نمیشود خراب کنم
اما خوب میبینم که بعضی ها جسته و گریخته شوهرم را تحریک میکنند که برود آشتی کند
همه حس کرده اند که با این منوال پدر همسرم او را از ارث محروم خواهد کرد
حتی وقتی با هم پیش او رفتیم لابه لای حرفهایش به این موضوع اشاره کرد
اما باور کنید من نه ارث میخواهم نه چیزی دیگر
من شوهرم را میخواهم و زندگیم را
فکر میکنید خواهیم توانست با این همه فشار مالی و به تنهایی از پس مشکلات بر آییم؟






علاقه مندی ها (Bookmarks)