اقاي baby
اول يه دست جانانه به افتخار يك زن اميدوار كه لپ مطلبو گفتن
دوم اينكه من گفتم منطقي و منظورم اين نبود كه احساسي نيستيد
منظورم انساني بود كه هميشه ميخواد همه چيو حل كنه
شما حتا تو حل مشكل خودتون هم دنبال جنبه اموزشي قضيه هستيد
يه كم بيخيال توضيح و توجيه و اموزش و ... بشيد لطفا
مشكل اينه هميشه دنبال راه حليد و چون فكر ميكنيد ميتونيد به نتيجه برسيد شروع ميكنيد به جستجوي دليل
چرا گفت غلط كردم چرا گفت اه , بابا اونم ادمه و خسته ميشه
منم بودم خسته ميشدم, يعني نميشه يه كم تنوع بياد تو زندگيم, احساس نكنم با يه مرد قابل پيش بيني طرفم
ميگم غلط كردم يعني بس كن ميدونم به كجا ميرسيم,
الان دوساعت ميخواي حرف بزني و تهش غيرمستقيم بهم بگي تو راه حلات منطقين و من بايد بپذيرم
اصلا دلم نميخوام دليل بيارم, خسته ام
جاي يه چيزي تو زندگيم خاليه,
شايد تنوع, شايد يه جور ديگه بودن, شايد هميشه تكراري نبودن
نميدونم اصلا خودمم نميدونم چمه,فقط يكيو ميخوام از قبل حرفاشو ننويسه,
باور كنيد منم اگه اون نوشته هارو ميديدم شايد پرخشم ميشدم
بازم شروع شد, خدايي ببين چي نوشته, ببين دلايلشو!!!
اصلا من معلومه كه كم ميارم,
نميشه كه هميشه مودبانه و محترمانه رد بشم و baby خوب ماجرا هميشه خوب ميمونه
جاي من كجاست, هميشه همين بوده, خسته شدم ازين زندگي, 13 سال عمرمو گذاشتم پاي كي, من ازين زندگي چي ميخوام و.......
كلي گفتگوي دروني دارم!پس تو تنها نيستي
من سريال نميديدم, دنبال وقت كشي بودم, تمام طول سريال فكرم مشغول بود و بعدش به خودم گفتم اين چي ميخواد از جونم و بعدش كاغذ نوشته ها و...
اينا همه حدسه اما ممكنه!بازم شما تنها نيستي
خسته كننده است هميشه يه دور تسلسلو طي كردن,يه جايي فوران ميكنه
نميشه يه بار اين ادم يه كاري كني من غافلگير بشم,
نميشه يه اتفاق تازه بيفته, نميشه يه كم ازين اصول دايمي جدا بشم؟
من خسته ام, احساس كمبود ميكنم, حرفمم نميفهمن ,
خودمو ميزنم شايد اروم بشم, نميشم , حداقل دست از سرم برميدارن!
خسته ام از خوندن تكراري يك كتاب , من خودمم تكراري شدم
اينارو ميگم كه يادتون بياد عشق و زندگي مراقبت ميخواد وگرنه خودتون بهتر از من ميدونيد
من ميتونم نسخه مفيدي باشم براي زندگي ديگران چون اونا توي گودن من منطقيم و دور از گود
اما تو زندگي خودم يه وقتايي بايد يه جور ديگه باشم
زندگي ادما مشابهه اما ادما متفاوتن
بيشترين بخش وجود يه زن احساسشه,
baby تو احساس كم نميزاره اما هميشه چارچوب داره
هميشه منظمه تو حرفاش, شايد جاشو بلد نيست, شايد ميزانشو, شايد ترازوش با ترازوي من فرق داره
اما اين اتفاق جرقه خيلي از زندگياست كه بايد يه جور ديگه شد,
پانتوميم هم نميخواد,
يه اغوش گرم, يه پياده روي دونفره, يه صبحانه از قبل اماده شده, يه سوال كه چيكار كنيم, يه مسافرت, يه فيلم خنده دار , يه تماشاي سريال باهم حالا هر قدر به نظر طرف مقابل مسخره است اما من دوست دارم
يه جوري ميگيد 13 سال زندگي ياد مامانم افتادم كه بهش ميگم بريم سينما ميگه اخه من با اين سنم!!!!!
زيادي جدي گرفتيد زندگي رو
اصلا 30سال زندگي خوب كدورت پيش مياد
اما وقتي همه شواهد نشون ميده موقع انفجاره نبايد كبريت كشيد
من اصلا قبول ندارم كه ميگن موقع عصبانيت حرفها و برخوردها رو جدي نگيريد
يادمه تو شرايطي قرار گرفتم كه مرگ جلوي چشمم بود اما دست طرف مقابلو گرفتم و گفتم اروم باش عزيزم, پشيمون ميشي
نه!موقع عصبانيت شرايطو مديريت كردن هنره حتا يكجانبه, جوري كه يادمون نره يه بچه تو اتاق بغله
چقدر حرف زدماااا
كل حرفام اين بود:
زن موجودي است متشكل از احساس و عواطف و منطق و هيجان و غم و شادي و نفرت و عشق و ...
و متاسفانه يا خوشبختانه كمرنگ و پررنگ شدن اين حالات خيلي وابسته به طرف مقابله
يعني وقتي احساسم فراموش ميشه ,ميشه يه بغض و فرياد و غلط كردم و دست از سر كچل من بردار
لطفا يه جور ديگه بشين نه اينكه خودتون نباشين يه babyديگه, اونوقت اونم ميشه يه زن ديگه
مشكل اينه زاويه نگاهتون خيلي وقته ثابته و يه چرخي نزديد تو زندگيتون و از يه جاي ديگه نگاهش كنيد
خانمتون هم بود همينارو ميگفتيم
بس كه ما مسلطيم به اين افت هاي احتمالي مشاوره![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)