چرا دیگه نیاد؟؟؟
کیش میش خوبی؟
![]()
تشکرشده 7,555 در 2,378 پست
چرا دیگه نیاد؟؟؟
کیش میش خوبی؟
![]()
meinoush (جمعه 08 دی 91)
تشکرشده 74 در 37 پست
میگم نکنه کیبردتون خرابه....!
که 7-8 روزه یا نمیاید یا وقتی هم که میاید فقط تشکر میکنید میرید
باز خوبه که لااقل فهمیدیم حالتون خوبه!
خدایا قربون مهربونی و کرمت! یکی مثل ما تاپیکش خاک میخوره میره اون عقبا.... یکی هم مثل شما!
کسی رو هم نداریم که لاقل چند روز نبودیم بیاد پیگیر حالمون باشه و تاپیکمونو ادامه بده...
![]()
تشکرشده 107 در 55 پست
سلام بچه ها
خوبید؟
شرمنده که این هفته چند روز رو اینجا نبودم,عوض اون هفته که اینجا نبودم همش دنبال کارهای عقب افتاده بودم
البته در کنار اون حسابی هم سرما خورده بودم,تازه از امروز یکم داره حالم بهتر میشه
الان هم فقط اومدم بگم که نگران نباشد, هنوز زنده هستم
مرسی که به فکر من بودید![]()
فردا میام کامل براتون مینویسم,الان سردردم نمیذاره بشینم
کیش میش (شنبه 09 دی 91)
تشکرشده 74 در 37 پست
لیموشیرین برای سرماخوردگی عالیه. کیوی 6برابر پرتقال ویتامین ث داره. روزی حتما حتما چند بار ازین میوه ها استفاده کنید.
عسل معجزه میکنه! یه قاشق توی چای یا شیر (حتما ولرم ، داغ نه!) حل کنید بخورید . یا روی نون بمالید (بدون کره!)
دیگه..... حتما شب قبل از خواب و صبح از محلول آب نمک استفاده کنید!
من سخت ترین سرماخوردگی هارو 3روزه بدون حتی یه دونه قرص، با این نسخه درمان میکنم:rolleyes:
انقدر خودتونو غرق کار نکنید. از خودتون بیشتر مراقبت کنید.![]()
the secret (شنبه 09 دی 91)
تشکرشده 107 در 55 پست
نوشته اصلی توسط the secret
دوست خوب و پرانرژی من سلام
شرمنده که نگرانت گذاشتم، وقتی دیدم یکی هم هست که متوجه نبود من بشه و نگرانم ذوق کردم,
واسه توصیه های سرماخوردگیت هم دستت درد نکنه,خواهر کسی نزدیکم ندارم که بهم برسه
اینسری که گذشت ولی برا دفعه دیگه سرما خوردم از اینا استفاده میکنم حتما
ممنونم که پیگیر تاپیک من بودی، این هفته که نبودم هم دنبال کارهای عقب موندم بودم و هم حسابی سرما خورده، خونه که میرسیدم بدنم که خسته بود میفتادم رو تخت و زود میخوابیدم، روزها هم که کوتاه شده اصلا یهو میبینم ساعت شده 12 شب،خلاصه عمر سوار جت شده داره میره
راستی حال و احوال خودت چطوره؟ امیدوارم که بهتر شده باشی,متاسفم که اون روز که حالت خوب نبود اینجا نبودم که جوابت رو بدم,حتما باز احساس تنهایی کرده بودی، آره؟
خداروشکر که زود حالت خوب شده،قدر دوره لیسانس رو بدون,مخصوصا برا رشته تو، بعدا میبینی جز بهترین سالهای عمرت بوده. من الان بهترین خاطراتم ماله اون سالهاست,دوره خوشی و بگو بخند با دوستها و بیخیالی....
من این مدت همچنان دارم از اون راهکارها که گفته بودی انجام میدم، سعی میکنم با دوستام که هستم خوش باشم و به چیزهای بد فکر نکنم، همش برم سمت چیزهای خوب
اما اکثر وقتهایی که تنها میشم باز همون حس میاد سراغم که درسته با اینکه میخندم ولی دلم خوش نیست...
کلا انگار برا خوب بودن من باید کس یا کسایی هم کنارم باشن و تنهایی باعث میشه بیشتر به حال بدم فکر کنم و بدتر هم بشم، الان حتی نمیدونم برا خوب شدنم به سمت راه درست پیش میرم یا کج
راستی عزیز من کتاب رو نگاه کردم نداشتم، فکر کنم دادم به کسی
البته میتونم از دوستام بگیرم،فقط نمیدونم چطور به دست تو برسونم و کجا، اتفاقا هفته قبل داشتم به یکی از معماریها ایستایی درس میدادم,میگفت خیلی سخته برامون!
راستی واسه اون یکی سوالت هم به صندوق تو که نمیشه پیام بدم,اینجا هم مدیر اخطار داده حرف خارج بحث بزنی قفل میکنم,ولی در مورد معماری هم طرح دارم
نوشته اصلی توسط meinoush
سلام عزیزم
مینوش جونم مرسی که با وجود اینکه من نبودم ولی باز به تاپیک من سر میزدی
امیدوارم حال و احوالت خوب باشه و روزهات پر از آرامش باشه
در مورد سوالهایی که پرسیدی حقیقت این هست که این 2-3 ماه اصلا دنبالش نرفتم که بگردم,دلیلش هم مربوط به همون حس درونیم هست،
همون حالت که میگفتم یجورایی اون انگیزه قوی برا ازدواج رو از دست دادم هنوز درونم هست، همون که میگفتم یجورایی سرد شدم، خودمم نمیدونم چرا
در مورد دختراییکه که هم میگفتم واقعیت من که رابطه خاصی با هیچکدوم نداشتم که بتونم بگم کامل میشناسمشون، اما خوب در ظاهر و باطن اون چیزی که دیده میشه مناسب هستن!
اما نمیدونم چرا نسبت به هیچکدوم این حس توی من ایجاد نمیشه که مثلا دلم بخواد با یکی از اونها یه رابطه دایمی داشته باشم.
برای ازدواجم اون زمان که مصمم بودم یکسری معیارها در نظرم بود که حتی روی کاغذ هم نوشته بودم
فرضا میدونم که من دختر شوخ و شیطون رو به آروم ترجیح میدم، چون خودم هم اهل بگو بخند و پایه شلوغی و شیطونی هستم
اما حتی اونقدر انگیزه ندارم که دنبال کسایی باشم که با معیارهای من جور باشه.
هرچند بعضی وقتها به خودم میگم اگه دوباره یکی باشه که اون حس رو توی من ایجاد کنه مشکلاتم حل میشه
اون دختر میتونم بگم 80% معیارهای منو داشت،
الان که دنبال کسی نیستم و نمیگم حتما باید کسی که با من باشه شبیه اون باشه، ولی اگه روزی هم قرار شد با کسی باشم دلم میخواد عین اون خیلی از معیارها که برام مهم رو داشته باشه، هرچی بیشتر بهتر.
بعضی وقتها فکر میکنم اگه اون زمان پدر و مادرم کار رو خراب نمیکردن من هم الان مثل خیلیهای دیگه سرگرم زندگی شده بودم و......
من خودم آدم خیلی لطیف و پر مهر و محبتی هستم، یعنی دور و بریهام اینرو میگن
ولی در این مورد نمیدونم چرا اینجور شدم,با اینکه خیلی هم نیاز دارم یکی باشه که بهم محبت کنه و منم دوسش داشته باشم و همه کار براش بکنم, حس خوبی بهم میده اونجوری.
اون وقت احتمالا دیگه حتی نیاز نباشه که خیلی کارها رو برای خوب شدن دلم انجام بدم، خود بخود مشکلاتم هم حل بشه
یعنی خودم اینجور فکر میکنم و نمیدونم درست هست یا نه.
فعلا که باید خودم حال خودم رو تنهایی خوب کنم,یعنی دقیقا همون نتیجه که تو رسیده بودی، بلکه این دل یکم احساس خوشی کرد و زندگی رو انقدر سخت و بی رحم ندید
کیش میش (شنبه 09 دی 91)
تشکرشده 74 در 37 پست
سلاااااااااام.
خوب هستید؟!
حالم؟! آره اون چند روز دوباره اون حس تنهایی تشدید شده بود.
راستی از کجا فهمیدین معماریم؟ چرا حالا نگفتید مکانیک؟
برا اینکه بتونم پیام بگیرم باید حق عضویت پرداخت کنم درسته؟
واااااای من درمورد حرفاتون خیلی حرف دارم!
انقدر که فکرکنم تا بخوام بنویسمشون شما خوابتون میگیره و میرید!
راستی جواب سوالتونم تو تاپیکم دادما!
the secret (یکشنبه 10 دی 91)
تشکرشده 74 در 37 پست
عجب...! ولی من فکر کنم شما باهوشی! وگرنه از نوع حرف زدن کسی معمولا نمیشه فهمید رشته ش چیه!
منم امروز فردا حق عضویت رو پرداخت میکنم.
کاملا حق میدم بهتون. مسلمه که با اینهمه فعالیت روزانه که دارید خسته میشید! هیچم تابلو نیس! همینکه تو راه خونه ازخستگی بیهوش نمیشید خودش کلیه!(هرچند خودم گاهی تعجب میکردم از یهویی رفتنتون
)
راستی من فکر کنم گاهی دلتون نمیخواد به حرف افکار و احساساتتون گوش بکنید.
فرضا میگید آدم لطیف و با محبتی هستید، ولی از طرفی خودتون میگید احساس میکنم دارم تبدیل به یه آدم آهنی بی احساس میشم! مبینید چه کلماتی درمورد خودتون به کار میبرید؟ آدم آهنی-بی احساس- یه قطعه سنگ!
اینا واقعا توصیف کننده واقعی روحیات شمان؟!
یا میگید احساس میکنم اگه کسی کنارم باشه ، انگیزه م برای حرکت باشه ، به تلاشهام رنگو بو و جهت بده خیلی از مشکلاتم حل میشه و دیگه اون حالاتی که در مواقع تنهایی دارم از بین میره! ولی در مقابلش میگید: البته اونقدر هم انگیزه ندارم که پیگیری کنم و ببینم شاید بتونم اون کسی که با معیارام مطابقت داره رو پیدا کنم و شر این احساسات بدم برای همیشه کنده بشه!!!!!
میبینید؟! دست روی دست گذاشتید و فقط تماشا میکنید! عملکردتون دقیقا عکس اون چیزیه که تمنای قلب و روحتونه!
فراموش نکنید روزایی که دارید سپری میکنید دوران طلایی زندگیتونه! سفت بگیریدش! برای طلایی موندنش هرکاری لازمه بکنید!وای من چقدر این شکلک رو دوست دارم
the secret (دوشنبه 11 دی 91)
تشکرشده 74 در 37 پست
بچه ها این لینک پرداخت اینترنتی خرابه؟! شما چطوری عضو شدید پس؟
هیچ جا نتونستم این سوالمو بپرسم! اون تاپیکهای مشکلات تالار هم فقط اعضایی که شارژ دارن میتونن توش پست بذارن!
the secret (دوشنبه 11 دی 91)
تشکرشده 74 در 37 پست
راستی شما تو سایت (باشگاه مهندسان ایران) عضو هستید؟!
برای اینکه بحث تاپیک از محور اصلیش خارج نشه ، میشه اونجا درمورد طرح ها و پژوهش هاتون صحبت کرد![]()
the secret (دوشنبه 11 دی 91)
تشکرشده 74 در 37 پست
قضیه ی اون دختر خانوم مربوط به چند وقت پیشه؟! ایشون چندسالشون بود اونموقع؟!
راستی در مورد اون کتاب! فقط اگه تا یه هفته دیگه بتونم داشته باشمش میتونم ازش استفاده کنم.24 دی امتحانشه.
حتی کتابخونه داشگاهم رفتم تاچند هفته بعد رزرو بود این کتاب....
the secret (دوشنبه 11 دی 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)