به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 67
  1. #41
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 16 تیر 92 [ 13:36]
    تاریخ عضویت
    1392-1-14
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    331
    سطح
    6
    Points: 331, Level: 6
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 55 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    خیلی خوشحالم که بهار جان رو دوباره با اون لحن تندش می بینم، به نظر من سارا الان تصمیمش رو گرفته و بچه ها هم بعضی عواقب احتمالی رو بهش گوشزد کردند، اما سارا الان مسئله اش بیشتر مطرح کردن موضوع به خانواده اش است، خانواده ای که به قول خودش حساسیتهایی دارند، سارا جان بالاخره تو تنها دختر خانواده ای و مامان و بابای شما حساسیت بیشتری روی شما دارند.

    با تمام این حرفها حامی الان خواستگار ساراست. هر کدوم از ما اعضای سایت داریم بر اساس معیارهای خودمون به حامی نگاه می کنیم بعضی ها اونو رد می کنند بعضی ها برای خوشبختی شما دو نفر آرزو می کنند.

    هر چند سارا هم میتونه با انتخابهای دیگه خوشبخت باشه.

    با حفظ آرامش و متانت در مقابل خانواده ات باش، به نظراتشون گوش بده و این اطمینان رو به اونها القا کن که نظر اونها هم برات مهمه، انتظار نداشته باش که همه چیز سریع درست بشه، ولی این رو هم بدون که همه چیز دست تو نیست، خواستگارت هم باید واقعا خواستارت باشه و برای به دست آوردنت واقعا تلاش کنه.

    اگه در مقابل خانواده ات هم برخوردهای احساسی مشابه همین برخوردها در تالار داشتی، حساسیتها رو بیشتر می کنی، پس حالا که تصمیمت رو گرفتی، باید آرامشت رو حفظ کنی و پله پله جلو بری.

  2. 4 کاربر از پست مفید شیرین بانوی محزون تشکرکرده اند .

    ava48 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), sara.s (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), yalda30 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), بهار.زندگی (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  3. #42
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    لحن من کجاش تنده؟همش عسل و باقلواست:).خوبی شیرین بانو؟مهم اینه که دل به دل راه داره امروز سراغ تاپیکت رفتم میخواسم لینک رو براش بذارم.حالا چرا محزون؟

    سلام بی دل جان.مرسی.از احوال پرسیای شما;)
    من جریان علیرضا رو نمیدونستم.میدونستم سارا با مسائل جنسی میخواد حامی رو پابند کنه.اما نمیدونستم جریان علیرضا رو.والله یه ذره برای جناب حامی ناراحتم شدم!!

    حالا هم که میخواد بره تو با گریه و زاری و تحریک جنسی میخوای پابند خودت کنیش...
    به خیال خودت یکی دیگه از همون دخترای دانشگاهتون یا بیرون یا توی سفرها نمیتونه گریه و زاری کنه.فکر کردی بقیه زنانگی ندارن؟نمیتونن همینطوری حامی جان رو تحریک کنن؟
    سارا میدونی با خودت چیکار داری میکنی؟الانو نگاه نکن که داغی...بعدا رو هم ببین که پشیمون میشی.

    نمیدونم،با این تفاسیر که ازت نوشتن مختاری جوری که میخوای رفتار کنی.اما باید پای عواقبشم بایستی.

    همونطور که گفتم کاری ندارم به اینکه تصمیم نهاییت اینه که با حامی عروسی کنی یا نه؟

    اما این روشی که پیش گرفتی تا حامی رو راضی کنی غلطه...ازدواج با تحریک جنسی و گریه و زاری!!!

    الان که جریان علیرضا رو گفتن بیشتر معتقدم اولین کاری که باید بکنی قطع رابطه جنسیه...من مطمئنم چندماه که با هیچ مردی ارتباط جنسی نداشته باشی میبینی چکار مزخرفی بوده...عزیزم یه کم خودداری.

    برو با حامی عروسی کن اما وقتی عاقلانه و بالغانه تصمیم گرفتی.اخه عروسی که همش سکس و سفر و خوش گذرونی نیست.همش ماه عسل نیست.اصلا پیری و اینا به کنار.روزای سخت داره.زن خونه باید مدیریت بحران کنه.باید عاقلانه تصمیم بگیره.

    تو که امروز با یه مویز گرمیته بعداً با یه غوره سردیت نمیشه.انقد جنس مذکر تو دنیا هست.هر کدوم یه جذابیتی دارن.اگه قراره صرف این چیزا توجه کنیم باید مدام بین مردای مختلف بچرخیم.درسته هر کی از یه مردی خوشش اومد با زنانگیش بره جلو؟میشه به همچین رابطه ای اعتماد کرد؟

    رابطه جنسیتو قطع کن و مثه یه دختر خوب با کمک بزرگترت و مشاورت تصمیم بگیر.

    موفق باشی
    ویرایش توسط بهار.زندگی : سه شنبه 10 اردیبهشت 92 در ساعت 15:53

  4. 8 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), ava48 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), sara.s (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), yalda30 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), بی دل (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), داود.ت (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), سنجاب بازیگوش (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  5. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام به همه نویسندگان این تاپیک (از خالقش گرفته تا مشوقین ادامه دهندش! که البته خودم هم یکیشم)
    . اما چند تا نکته همگی دوستان :
    1- خانم سارا (به گفته) خودشون مادرشون از روانشناسان مطرح هستند. پس تصور کنید که 22 سال هست که ایشان با یک روانشناس زندگی داشتند. و بهره کافی از اصطلاحات و دیدگاه های روان درمانی!! داشتند و دارند. و هر اصطلاح روان درمانی رو بهتر از من و خیلی های شما بلدند.
    2- ایشون 22 سالشونه و این همه تجربه!
    3- آیا تا به حال در کودکیمان خودمون تجربه نداشتیم که یکی گفته "نکنی ها خطرناکه" اما تا این وول وولک درونمون نخوابیده دست از اون کار بر نداشتیم!! (البته ببخشد که اصطلاح روان تری پیدا نکردم)
    4- یک ضرب المثله که میگه "خود کرده را تدبیر نیست!"(تلخه اما غالبا درسته)
    5- انسان مختار افریده شده (چه در پذیرش مشورتهای دیگران چه در اجاجت با آنها که برای سارا خانم جذاب هست و لذت آفرین!)
    در نتیجه:
    به نظر میاد ما الان فقط باید نظاره گر پستهای ایشون باشیم. و امیدوارم پس از چند روز خواننده اخباری در صفحه حوادث نباشیم که خانواده روانشناس معروف رو بر سر زبانها بیاورد.
    در خانه اگر کس هست / یک حرف بس است.
    در پناه حق.

  6. 4 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    maryam1363 (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), مصباح الهدی (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  7. #44
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array


    پست ۱۵ تاپیک http://www.hamdardi.net/thread27887-2.html

    نه من نمیخوام دیگه فراموشش کنم... به هیچ کس و هیچ چیز هم احتیاجی ندارم. نه به مشاورهای خاله زنک نه به آدمهای به ظاهر دلسوز... روشی که آدمها توی زندگی پیش گرفتند کاملا مبتذله... حامی بره صدتا زن دیگه هم بگیره هنوز عشق منه. عاشقانه و خالصانه دوستش دارم و همیشه هم عشقم میمونه. تا آخر عمرم منتظر میمونم تا باز هم باهاش باشم. حتی اگه فقط یه روز به آخر عمرم مونده باشه. من نمیتونم خودمو درگیر شوهر و بچه و خورشت درست کردن ببینم. من یه آدم آزادم با عقاید آزاد.
    یه روز همه تون به حرف من میرسید که خانواده مزخرف ترین نهاد بشریه. این ازدواجها هم همه بند و اسارت. فقط چند تا تاپیک خیانت و فضولی و حرفای خاله زنکی خاله و عمه تو این تالار هست؟ کی با ازدواج به آرامش رسیده؟ همه اینا کشکه...من به عقایدتون احترام میذارم. ولی این عقاید به درد همون زن و دخترای کارمند و خونه دار میخوره...

    من دیگه اینجا نمیام.... ممنون که تا الان برام وقت گذاشتید. دیگه نیازی به مشاوره ندارم. لطفا وقت گرانبهای خودتونو به نصیحت کردن من هدر ندید


    پست ۳۶ همان تاپیک

    من قبل از حامی هم سکس رو تجربه کرده بودم و اصلا و ابدا برام وابستگی در پی نداشت. اون پسری که بار اول باهاش بودم هنوز که هنوزه دنبالمه و بهم ابراز علاقه میکنه. اما من دیگه هیچ حسی بهش ندارم. چون به نظرم نسبت به حامی خیلی بی عرضه و خام میاد. چیزی که منو جذب این شخص کرده (اینه که منو نمیخواد)... دیگه علنا میگه تو زیباترین و بهترین دختر دنیا هم باشی من انتخابمو کردم.
    این مرد منو کتک زده، فح
    ش داده، تحقیر کرده، هر کاری که فکرشو بکنید کرده، اینجوری نبوده که همه چی گل و بلبل باشه و من وابستش بشم. اصلا و ابدا برام زبون چرب نداشته. آره گفته دوسم داره، گفته براش جذابم ولی به موقش هم زده تو دهنم. به موقش هم موهامو گرفته مثل سگ از تو خونه ش پرت کرده بیرون (واقعی)

    اصلا نمیشه گفت مرد میانسال و جذابیت و عقل و درایت، اون از من دیوونه تره. منم همینجوریشو دوست دارم. دلم واسه سکسمون تنگ میشه. تو این یک سال و نیم، نه منو خواسته، نه نخواسته. الان اگه بریم پیش مشاور جفتمونو شوک الکتریکی میده.



    پست ۳۸ همان تاپیک

    به هرحال اون به خاطر ظاهر من و مدال توی گردنم که سمبل سکسه برداشت غلطی از شخصیت من کرده بود. رابطه شکل گرفت و از اساس و اون اول هم جنبه سادومازوخیستی نداشت. من مثل هر دختر دیگه ای کمی خشونت توی رابطه رو دوست داشتم. (دقت کنید که کمی، چیزی که نرماله تو هر رابطه) و اینو باهاش در میون گذاشتم، زمانی که من اینو ازش خواستم یه دفعه توجهش به من صدبرابر شد. گفت که توی تمام این چهل سال هیچ زن ایرانی رو ندیده که اینجور روابطو دوست داشته باشه و حاضره تمام زندگیشو بده ولی یه پارتنر اینجوری داشته باشه. من وقتی علاقه و اشتیاقشو به این قضیه دیدم خودم هم کمی کنجکاو شدم که توی این مسایل جلوتر بریم. اوایل خشونتش توی رابطه خیلی کم بود و به قول خودش مراعات میکرد، اما من که میدیدم چقدر این موضوع باعث شده به من نزدیک بشه روز به روز ازش بیشتر میخواستم.

    پست ۷۳ همان تاپیک

    واقعا ته دلم از این که با حامی ازدواح کنم خوشم نمیاد. فقط میخوام پیشم بمونه
    اون زمان هم اگه میخواستم با علیرضا ازدواج کنم واسه این بود که ویرجینیتی مو بهش داده بودم
    . بعد فکر میکردم آیه اومده من باید با این ادم ازدواج کنم. با چند نفر که حرف زدم قانع شدم که خوب بودن آدمها با بکارتشون نیست. الان این مساله برام حل شده ست.


    پست ۷ این تاپیک http://www.hamdardi.net/thread-27796.html

    مایکل جکسون که من اونو به عنوان الگوی زندگی قبول دارم توی تمام اون چیزایی که من دوست دارم و بهشون فکر میکنم سرآمد بود.

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد

    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه 12 اردیبهشت 92 در ساعت 03:08

  8. 5 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    ava48 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), فکور (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), yalda30 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), سنجاب بازیگوش (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92)

  9. #45
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    در صورت امکان خوبه که بری پیش یه روانشناس و روانپزشک خوب و مجرب. دلایلشم برات توی تاپیک قبلیت توضیح دادم. موفق باشی.
    ویرایش توسط meinoush : سه شنبه 10 اردیبهشت 92 در ساعت 21:12

  10. 3 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    sara.s (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), فکور (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), yalda30 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92)

  11. #46
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 اردیبهشت 93 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1389-6-08
    نوشته ها
    231
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    227

    تشکرشده 409 در 163 پست

    Rep Power
    39
    Array
    بزرگواران دهها بار در بخش های مختلف سایت گفته شده که شماتت، عیبجویی و سرزنش هیچ کمکی برای کسی که به اینجا پناه آورده نیست، من نمیگم شما دروغ میگین من میگم لحنتون بده و این لحن نه تنها سودمند نیست بلکه ممکنه خیلی زیانبار هم باشه. از متهم کردن و شرمنده کردن کاربران دنبال چی هستید؟ شما خوبین؟ با ایمانین؟ به خدا نزدیکترین ؟ جاتون تو بهشته؟ خوش به حالتونه؟ باشه این نظر شماست اما اینجا همه یکسان هستند با این تفاوت که بعضی ها جرات تعریف داستان زندگیشون رو دارند و از بقیه کمک میخوان. اگر خیلی به شماتت و عیبجویی و سرزنش دیگرانی که با شما هم عقیده نیستند علاقمندید به نیروی انتظامی مراجعه کنید ، خواهرانی با ویژگی شما در گشت ارشاد استخدام میشن. اینجا جای اینکار نیست.

  12. 4 کاربر از پست مفید samanis تشکرکرده اند .

    asemani (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), Lnaz (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), sara.s (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), yalda30 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92)

  13. #47
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دیروز [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,287
    امتیاز
    26,066
    سطح
    96
    Points: 26,066, Level: 96
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 284
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    samanis عزیز

    البته توی یک تاپیک جای بحث نیست

    ولی واقعا هم بعضی وقتا مراجع نیاز به شماتت داره

    چطور یه پدر مادر دلسوز گاهی در برابر بعضی اشتباهات بچه شون شدید شماتت و تنبیه میکنن مشاور هم میتونه این کارو بکنه پس شماتت برای نشون دادن خوبی و اقتدار ما نیست برای نشون دادن عمق اشتباه نفر مقابل هست

    همین کاربری که شما الان باهاش مشکل دارید با همین لحن تند توی بعضی تاپیکها مراجع رو از خواب بیدار کرده

    حالا شما هی بیا با ملاحظه با مراجع صحبت کن اونم حرف خودشو بزنه کار خودشم بکنه فکر میکنی سود این کار چی هست؟

    یه پدر مادر دلسوز در برابر خطای بزرگ بچه شون میزنن توی گوشش نه اینکه بشینن بگن عزیزم این کارت اشتباه بوده خوب بازم هرجور خودت صلاح میدونی

    شماتت گاهی (و فقط گاهی که فرد اصلا نمیشنوه و توی یه لجنزار دست و پا میزنه و نمیخواد از اون لجنزار بیرون بیاد اصلا انگار که خوابه) عین دلسوزی هست

    اینجا کسی نمیخواد خودشو نشون بده اساسا سودی هم نداره اینجا یک دنیای مجازی هست کسی اصولا کسی رو نمیشناسه پس بزرگ شدن آدم سودی به حالش نداره

    اینجا همه فقط برای کمک گرفتن و کمک دادن هستند و خارج از این محدوده کسی فعالیت نداره خیال شما راحت باشه

    من هم موافقم که این مراجع نیاز به روانپزشک علاوه بر روانشناس داره چون به طور کلی وارد عالم هپروت شده هرچند ظاهرا کسانی از این دست تفکر توی این تاپیک ایشون رو تشویق هم میکنن که از این عالم بیرون نیاد
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
    ویرایش توسط فکور : چهارشنبه 11 اردیبهشت 92 در ساعت 11:41

  14. 7 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), tamanaye man (چهارشنبه 15 خرداد 92), فرهنگ 27 (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), yalda30 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), بی دل (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), جوانه؟؟؟ (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), سنجاب بازیگوش (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92)

  15. #48
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط samanis نمایش پست ها
    بزرگواران دهها بار در بخش های مختلف سایت گفته شده که شماتت، عیبجویی و سرزنش هیچ کمکی برای کسی که به اینجا پناه آورده نیست، من نمیگم شما دروغ میگین من میگم لحنتون بده و این لحن نه تنها سودمند نیست بلکه ممکنه خیلی زیانبار هم باشه. از متهم کردن و شرمنده کردن کاربران دنبال چی هستید؟ شما خوبین؟ با ایمانین؟ به خدا نزدیکترین ؟ جاتون تو بهشته؟ خوش به حالتونه؟ باشه این نظر شماست اما اینجا همه یکسان هستند با این تفاوت که بعضی ها جرات تعریف داستان زندگیشون رو دارند و از بقیه کمک میخوان. اگر خیلی به شماتت و عیبجویی و سرزنش دیگرانی که با شما هم عقیده نیستند علاقمندید به نیروی انتظامی مراجعه کنید ، خواهرانی با ویژگی شما در گشت ارشاد استخدام میشن. اینجا جای اینکار نیست.
    با سلام
    این پست samanis گرامی را مطالعه می کردم
    یاد این حکایت افتادم
    3 نفر در مسجدی مشغول نماز بودند.
    بک نفر وارد شد و از اولی پرسید که فلان آدرس کجاست؟ نماز گزار اول سر نماز جوابش را داد.

    نفر دوم نماز گزار رو کرد به او گفت سر نماز حرف زدی نمازت باطل شد.

    نفسر سوم نمازگزار هم گفت خوش به حال خودم که صحبتی نکردم.



    دوستان گرامی و دلسوز ما در تاپیک آفت های مشاوره گفتیم آنچه را باید بگوییم لطفا دوستان در مقام راهنما و مشاور حتما به آن توجه کنند.

    تلنگر و شوک گاهی بد نیست.یا ممکن است لازم باشدف اما توجه داشته باشید که اول فرد مورد نظر ، دکتر بودن شما برایش محرز شده باشد و گرنه انسانها از شوک گریزانند. گفته باشم!!

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  16. 8 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    Lnaz (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), samanis (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), sara.s (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), shabe niloofari (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), yalda30 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), بی دل (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), بهار.زندگی (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), عشق آفرین (جمعه 11 تیر 95)

  17. #49
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط samanis نمایش پست ها
    شما خوبین؟ با ایمانین؟ به خدا نزدیکترین ؟ جاتون تو بهشته؟ خوش به حالتونه؟ باشه این نظر شماست اما اینجا همه یکسان هستند با این تفاوت که بعضی ها جرات تعریف داستان زندگیشون رو دارند و از بقیه کمک میخوان. اگر خیلی به شماتت و عیبجویی و سرزنش دیگرانی که با شما هم عقیده نیستند علاقمندید به نیروی انتظامی مراجعه کنید ، خواهرانی با ویژگی شما در گشت ارشاد استخدام میشن. اینجا جای اینکار نیست.


    ظاهرا شما یک رنجش و آزردگی عمیقی از ارزشها و اخلاقیات حاکم بر جامعه و نیز سیاستهای نیروی انتظامی و... داری! که علاقه داری به این جا هم بسطش بدی. اگر شما با یک نگاه سکولار که چه عرض کنم، با یک نگاه غریزی به داستان این خانوم توجه میکنی، قطعا همانیست که میگی،‌یعنی ایشان خیلی هم واجد تعریف و تمجیده به خاطر صداقت و شهامتی که در تعریف جنبه های حیوانی و غریزی یک رابطه در یک جامعه انسانی و اسلامی داره. هر چند که در جوامع سکولار از جمله آمریکا و غرب هم چه این نوع ارتباط و چه این نوع تعریف کردن یک دختر ۲۲ ساله از رابطه غلطش با مردی چهل ساله که اتفاقا استاد و معلمش هست یک ناهنجاری اجتماعی و یک *بزه* شمرده میشه! در آمریکا با داستانهای مشابه، حد اقل کاری که کردند، معلم را اخراج کردند و از حق تدریس محروم!

    اما اگر حتی نخواهیم بحث اخلاق اسلامی و دینی را وارد کنیم، و صرفا از دیدگاهی به مسائل روانشناسی نگاه بشه که بر پایه *تفاوت انسان با حیوان* هستش و *نه شباهتهای حیوانی* از آنجایی که این خانوم داره در یک جامعه *انسانی* زندگی میکنه که هر چند مدرن اما تاریخ و فرهنگ و ارزشها و اخلاقیاتی داره و اتفاقا با دیدگاهی سنتی و اسلامی به ازدواج نگاه میشه، این خانوم سوای غلط بودن ارتباطش، شکل تعریف نوع رابطه اش و حتی بیان جزییات رابطه جنسی اش (وحشیگری و کبودی) و ... و تاکید و اصرارش بر مزخرف بودن ازدواج و...و کلا اصرار عجیبی که بر لذت جویی و جنبه های غریزی رفتار یک انسان داره، که مخاطب یا مشاور رو در بن بست میذاره که با این خانوم از چه جنبه ای صحبت کنه که تاثیر گذار باشه. چه از اخلاق دینی بخواهی براش حرف بزنی چه از اخلاق اجتماعی، به هیچکدام پایبندی نداره. این خانوم خدا رو هم به تمسخر میگیره! جامعه و ارزشها و فرهنگ رو به تمسخر میگیره.

    همه اینها رو محکم و با صدای بلند زیر سوال میبره و هرگونه صحبتی در این زمینه را سرکوب میکنه که از اون جایگاه باهاش صحبن نکنی. از آسیبهای اجتماعی براش بگی،‌با صدای بلند به تمسخر و تحقیر میکشونه که از اون جایگاه براش صحبت نکنی!
    این خانوم گوشی برای شنیدن حرفهای من و شما نداره،‌ اومده توی این سایت که بهش گفته بشه چطور میتونه همچنان در کنار این مرد چهل ساله (حتی به رغم عدم تمایل مرد) بمونه! غیر از این را هم نمیخوادبشنوه!


    انسان موجودی است صاحب تعقل و تفکر. انسان صرفا غرایز و نیازهای مادی نیست. انسان صرفا میل جنسی و شهوت نیست. متمایز ترین وجه انسان با حیوان در این است که انسان بتواند بر تعقل و تفکرش حاکم باشد. به واسطه تعقل و تفکرش بر غرایزش حاکم باشد و بتواند اختیار و مدیریت آنرا در دست بگیرد. انسان برای اینکه بتواند بر این خوی و خصلتهای حیوانی خود غالب شود و عریزه محور نباشد، لازم است که برای او چارچوب فکری تعریف بشود. لازم است که با اخلاقیات و قوانین و ارزشهای انسانی او را تعریف کند و مسیر فکر این انسان با اخلاقیات پیش برود و درست و غلط آنها بر همین اساس تعریف بشود.

    اگر اینطور نباشد چطور میتوانی حتی *صداقت * را تعریف کنی؟ چطور میتوانی بگویی یک آدمی با وقاحت تمام تابو ترین مسائل خصوصی یک رابطه جنسی را در یک سایت اینترنتی (که اتفاقا مخاطبین اخلاق مدار و عمدتا مسلمان دارد) با جزییات شرح بدهد بعد شما اسم اینرا بگذاری صداقت؟ صداقت را چطور تعریف میکنی؟ اگر فردا یکی بیاید اینجا و جزییات یک رفتار حیوانی مثل کشتن یک انسان دیگر را هم به خاطر احیانا عصبانیت تعریف کند، شما اسم اینرا هم بنا به این تعریف باید صداقت بگذاری.

    بله! خیلی افراد تا این حد
    جرات و صداقت ندارند! و قرار هم نیست داشته باشند!

    حالا شما اگر دوست داری از این خانوم قهرمان بسازی، اون یک مسئله شخصی است. اما اتفاقا این سایت بر پایه قوانین جمهوری اسلامی است که حاکمیت و ارزشهای دینی و اخلاقی و اسلامی و نیز نیروی انتظامی را به رسمیت می شناسد و لنزی که با اون به دنیای روانشناسی نگاه میکنه یک لنز متریالیستی نیست! اتفاقا نگاهش نگاه اخلاق دینی و اسلامی و ایرانی است.



    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد

    ویرایش توسط بی دل : چهارشنبه 11 اردیبهشت 92 در ساعت 12:57

  18. 3 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    ahuman (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), هدف (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92)

  19. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اسفند 92 [ 09:57]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    130
    امتیاز
    1,090
    سطح
    17
    Points: 1,090, Level: 17
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 158 در 82 پست

    Rep Power
    27
    Array
    هر کس عقاید خودش رو داره وشما حق ندارید کسی رو محکوم کنید به خاطر عقایدش شما قرار نیست برای کسی تصمیم بگیری که چطوری فکر کنه و چطوری تصمیم بگیره شما فقط می تونی تو این سایت به یک کاربر مشاوره بدی. و تلاش کنی که بهترین راه رو انتخاب کنه و کسی هم که اینجا میاد مشورت میکنه با بقیه به. خاطر مشکلش ، می تونه نهایت خودش تصمیم بگیره بر اساس عقاید و افکار خودش و هیچ اجباری نیست که طبق حرف بقیه عمل کنه
    ویرایش توسط هلیا66 : چهارشنبه 11 اردیبهشت 92 در ساعت 13:36

  20. 4 کاربر از پست مفید هلیا66 تشکرکرده اند .

    asemani (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), Lnaz (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), samanis (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), shabe niloofari (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.