به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 70

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    عزیزم زیاد فرقی نداره،لازم نیست رو کلمات اینقدر حساس باشی.اصلا بگو همینطوری
    تازه وقتی خونه میمونی که خونه رو مرتب کنی و یا یه غذای خوب درست کنی ویا به خودت برسی همه اینا به خاطر شوهرتم هست.فقط این روزها تمرکزتو بذار رو شوهرت و سعی کن راضی نگهش داری.
    مارو هم در جریان بذار

  2. 2 کاربر از پست مفید reyhan تشکرکرده اند .

    mercedes62 (جمعه 20 اردیبهشت 92), ساحل75 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    یعنی همسرت تو خلوت میگه میخوام فکر کنم تو یکی دیگه ای مثلا خواهرتی؟؟؟!!! شما هم قبول میکنی؟؟؟!!!!
    امیدوارم درست متوجه نشده باشم. اما اگه اینطوره این اصلا رفتار سالمی نیست. اما راه مقابله با این کلام و رفتار رو هم واقعا نمیدونم. دوستان حتما نظر میدن و کمکت میکنن نگران نباش.

    اما در مورد نون خریدن و این بحثها... فکر میکنم شما خودت رو کلمات و جزئیات خیلی حساسی. لازم نیست سر هر موضوع پیش پا افتاده ای این همه با شوهرت یکی به دو کنی...اینجوری که جفتتون کلافه میشین. بهش گفتی نون بخر. ایشون هم جواب داد خودت بخر. میگفتی باشه و تمام ! دیگه چرا توضیح میدی؟ چندتا حالت پیش میومد : 1. نمیرفتی خونه مامانت و از نونوایی محله خودتون نون میخریدی
    2. میرفتی خونه مامانت و از نونوایی اونجا نون میخریدی ( مگه نونوایی قانون داره؟؟؟؟)
    3. به هر دلیلی نمیشد خودت بری از مامانت خواهش میکردی ایشون بره
    4. ایشون هم نمیتونست بره یه اس ام اس به شوهرت میدادی که عزیزم فراموش کردم نون بخرم الانم نونوایی بسته است اگه میشه خودت بخر. مرسی.
    همین !!!
    اکثر مرد ها از خانوما لج باز ترن درست مثل یه پسر بچه تا وقتی لج کنی لج میکنن و واسه هر حرف تو یه جوابی دارن!!! نگاه نکن به این که 4 سال بزرگتره. تو نباید بیخود و بی جهت بحث راه بندازی. بزرگترین دعواها از همین بحث های کوچولو شکل میگیره. حتما خودت تجربه کردی. سعی کن خانوم خونه خودت باشی عزیزم. درست مثل یک کدبانوی باسلیقه همه فکر و ذکرت آرامش خودت و همسرت و جو خونه ات باشه. اگه حتی شوهرت الکی بحث راه انداخت تو سعی کن سریع بحث و بخوابونی و کنترل اوضاع رو تو دستت بگیری و نذاری اعصابتون خورد بشه.

  4. 3 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    mercedes62 (جمعه 20 اردیبهشت 92), shabe niloofari (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), ساحل75 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نه گل ارا نمی دونم چه جوری بگم بعضی وقتا به شوخی میگه ولی من دوست ندارم بهش می گم یعنی از رابطه با من لذت نمی بری می گه من فقط باتو لذت میبرم بقیه دم نظرم مثل یه بزن اینا رو از روی شوخی می گم جومون عوض بشه(البته اینا که غلووه یکی از روانشناسا می گفت همه مردا دوست دارن اگه زن سفید داشته باشن سیاه دوست دارن سیاه داشته باشن سفید دوست دارن می گفت هر مردی دوست داره رابطه داشته باشه ولی برای بعضی ها یه سری چیزا جلوشو می گیره)ولی من همینشم دوست ندارم نمی دونم باید برخوردم چه جوری باشه که حتی شوخیشم نگه البته نمی دونم واقعا شوخیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  6. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    من فکر می کنم دوباره مثل دیروز شد یعنی ممکنه شوهرت فکر کنه به خاطر فرار از نون گرفتن بگی نمی رم خونه مامانم بگو نون می گیرم اما خونه مامان اینا امروز نمی رم
    اما در مورد مسئله دوم نمی دونم

  7. 2 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    mercedes62 (جمعه 20 اردیبهشت 92), ساحل75 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  8. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    169
    Array
    سلام دوست عزیز.
    من تمام صحبت های دوستانو نخوندم اما فکر کنم تصمیم گرفتی که کمتر به خونه مادرت بری.
    تصمیمت خیلی عالی و به جاست اما سعی کن که "قلبا" نسبت به خانوادت کمتر حساس باشی.
    من هم 2سال بدو بیراه به خانوادمو تحمل میکردمو اذیت میشدم،ا ما وقتی تو کمتر حساس باشی و واقعا این حس تعصبت رو از بین ببری دیگه همسرت انگیزه ای برای بی احترامی نداره، چون میبینه که به هدفش نمیرسه و تو اصلا حساسیت نشون نمیدی، بعد کم کم میبینی وقتی که تو علاقه افراطی به خانوادت نداشته باشی همسرت اجازه پیدا میکنه که خانوادتو دوست داشته باشه و بهشون محبت کنه.

  9. کاربر روبرو از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده است .

    ساحل75 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  10. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز.
    من تمام صحبت های دوستانو نخوندم اما فکر کنم تصمیم گرفتی که کمتر به خونه مادرت بری.
    تصمیمت خیلی عالی و به جاست اما سعی کن که "قلبا" نسبت به خانوادت کمتر حساس باشی.
    من هم 2سال بدو بیراه به خانوادمو تحمل میکردمو اذیت میشدم،ا ما وقتی تو کمتر حساس باشی و واقعا این حس تعصبت رو از بین ببری دیگه همسرت انگیزه ای برای بی احترامی نداره، چون میبینه که به هدفش نمیرسه و تو اصلا حساسیت نشون نمیدی، بعد کم کم میبینی وقتی که تو علاقه افراطی به خانوادت نداشته باشی همسرت اجازه پیدا میکنه که خانوادتو دوست داشته باشه و بهشون محبت کنه.
    دقیقا دقیقا دقیقا همین اتفاق برای زندگی ما افتاد و شوهرم بیشتر از من دلتنگی خونوادمو میکنه

  11. کاربر روبرو از پست مفید ساحل75 تشکرکرده است .

    mercedes62 (جمعه 20 اردیبهشت 92)

  12. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Eh S

    ممنون از راهنماییاتون .در مورد مشکل اول که دارم رفت و امدم رو به منزل مادرم کم می کنم فعلا از هر روز به یه روز در مون چون به نظرم تدریجی بهتره.در مورد مشکل دوم اگه بخوام بهتر بازش کنم شوهرم میگه تو خودت می دونی من الن هر کسی رو ببخشید لخت کنی بیاری جلوم نگاهم نمی کنم(البته ازون غلوها بود)اینا روهم فقط به خاطر عوض شدن جو می گم بعد موقع خلوت به من میگه فکر کن من مرد دیگه ای هستم بیشتر لذت ببری .من از این اینطوری برداشت می کنم که چون از لذت من اونم بیشتر لذت می بره اینطور میگه.چون فقط در مورد خودش نمیگه به منم میگه تو فکر کن من یکی دیگهم که بیشتر لذت ببری.در این صورت باید نگران باشم:confused:

  13. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    شاه تب خانم : بنظرم تو بايد اينها رو به فال نيك بگيري منظورم اينه كه بد به دلت راه نده و زياد خودتو نگران نكن شوهرت دوراني هست كه ميخواهد چيزهاي خاص را تجربه كنه و از زناشوييتون لذت ببره اگر مخالفت نكني هميشه دوام نخواهد داشت بعد از مدتي عادي ميشه و فراموش ميكنه و شايد راه جديدي به ذهنش برسه؟؟
    من فكر ميكنم ايشون صحنه هايي را تماشا كرده يا تصور كرده و ميخواد اون صحنه هارو با تو داشته باشه و تو را به نهايت تحريك و احساس و اوج و حشر و ارگاسم برسونه و ببينه و از اوج لذت تو خودش هم لذت ببره چون مردا به اين بيشتر اهميت ميدن كه زنشون را تا حد نهايت به اوج برسونن . احتمالاً‌عكس العمل تو ضعيفه و احساس ميكنه نميتونه ارضايت كنه بابا نشونش بده راحت باش همراهي كن تا خودت براش فانتزي و بهترين جلوه كني؟؟ باشه

  14. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    خب چه خبر چی کار کردی ؟

  15. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Eh S

    ممنون اقای حسین 40 منم با شما موافقم نباید زیاد حساس باشم.
    زندگی موفق جان فعلا که خبری نییست خونه مامنمم میرم ولی هر روز نه این روزا پیش امده که هر روز برم امروز و دیروز رفتم دیروز به شوهرم گفتم غروب بیا بریم دور بزنیم گفت من وقت نمی کنم برو خونه مامانت ولی غروب امد با خواهرم اینا رفتیم بیرون رابطش با خواهرم خوبه دیروزم که من نمی خواستم برم خونه مامانم گفت زنگ بزن به خواهرت تنهاست گناه داره با هم برید خونه مامانت .البته توی این شکراب شدن رابطش با مامانم مامانمم بی تقصیر نیست حالا یه روز سر فرصت میام و تعریف می کنم.


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.