به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 90

موضوع: قهر نامزدم

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خودش که زنگ نزد و با شناختی که ازش داشتم میدونستم نمیزنه . دیروز بعد 1 هفته زنگ زدم برداشت و جواب داد و نسبتا خوب باهم حرف زدیم و حس کردم دلش واسم تنگه، بدون هیچ حرفی از کارا و بی خبری 2 هفته ایش. امروز تا عصر موندم زنگ نزد، زنگ زدم برنداشت ولی بعدش مسج داد کاری داشتی؟. باز گفتم روابط بهتر شه و زنگ زدم ، گفتم شما که حال مارو نمیپرسی گفت حالتو پرسیدیم پشیمونمون کردی،که گفتم سر حرفارو باز کنم تا چیزی تو دلمون نمونه و از دل هم دربیاریم. حرفامو زدم و گفتم بهم بدبینی و بی توجه به خواسته ها و احساساتم و باهام مخفی کاری داری و کار اونروز و ندادن مدرکم رو یجورایی توجیه کردم، ولی همش میگه من مشکلی ندارم و تو بهم دروغ میگی و جلو خونوادت باهام بد رفتاری میکنی،جایگاه و مقام مرد رو نمیدونی!!! این کارات زیاد تکرار شده.
    انتظار داره تهمتا و کنایه ها و دروغای خودش بهم بر نخوره ولی یه شوخی که باهاش جلو خواهرم کردم بهش برخورده!!! گفتم دلم برات تنگ شده گفت مرسی ولی اگه دلت تنگ میشد اونروز مدرکو بهم میدادی!!! گفتم ناراحت شدم که وامو از من مخفی میخاستی کنی و بهم دروغ گفتی،گفت تو برا خودت برو وامتو بگیر، چکار داری که من وام بگیرم یا نه. گفتم این حرفا چیه، نباید بین زن و شوهر پنهون کاری باشه، اونم وامی که با سند ازدواجمون قراره بگیری.گفتم مقصودت ازین بازیا چیه، این کارا نشونه ضعفته چرا نمیخای با صحبت مشکلاتو حل کنیم. گفت منظوری ندارم ازین کارام .سعی داشتم متقاعدش کنم و گفتم یسری اشتباهاتم رو قبول دارم ولی چون مکالمه براش خوشایند نبود باز بین صحبت بهانه آورد وقت نداره و قط کرد و دوباره گوشیشو خاموش کرده.
    این بشر حرف دل منو متوجه نمیشه فقط به ظاهر قضیه و مال من و مال تو و کار من و کار تو، خونواده من خونواده تو کارداره. گناهای خودشو قبول نداره و همش منو متهم صد در صد میدونه و بدون هیچ تلاشی برا بهتر شدن رابطه میگه من تلاشمو کردم. گفت هفته پیش اومده بود شهرمون و لی یسر هم بهم نزده بود و گوشیش یکسره خاموش بود. امروز هم گفت نیومدم ولی 90 درصد اومده و به من داره دروغ میگه که نیاد پیشم.نمیدونم مقصودش چیه؟ نه رابطرو میخاد خوب کنه و نه حتی میاد صحبت کنه با خونوادم تا تکلیفمو بدونم. کلافم از دستش. حس میکنم میخاد رابطمونو ولی یه فورسی بهش اجازه نمیده. نمیدونم این فورس مادره، تصمیم جداییه، قرار دادن شرط ادامه برامه یا کش دادنش و بحران سازیش واسه خراب کردن منه.
    من میخام همه چیو فراموش کنیم و از نو جبران کنیم برا رابطه بهتر و خوب گذشته هامون. چطور ازش بخام؟چکار باید کنم دیگه؟
    ویرایش توسط mazlom : پنجشنبه 02 خرداد 92 در ساعت 23:53

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اسفند 92 [ 09:57]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    130
    امتیاز
    1,090
    سطح
    17
    Points: 1,090, Level: 17
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 158 در 82 پست

    Rep Power
    27
    Array
    انتظار داشتی با این حرفایی که زدی رابطتون بهتر شه آخه مثلا یه قسمت گفتی این نشونه ضعفته. ببین خودت داری این رابطه رو خراب میکنی

  3. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط هلیا66 نمایش پست ها
    انتظار داشتی با این حرفایی که زدی رابطتون بهتر شه آخه مثلا یه قسمت گفتی این نشونه ضعفته. ببین خودت داری این رابطه رو خراب میکنی
    منظورم این بود با این قهر و گوشی خاموش کردن مشکلی حل نمیشه و بدترم میشه، اگه واقعا میخواد روابط بهتر شه مستقیم ناراحتی و خواسته هاشو بگه و حرفای منم بشنوه و روش فک کنه. شما بگید چی بگم و چی باید میگفتم که هم رابطه خوب شه و هم ناراحت نشه و هم منم زیر بار حرفای بی منطقش نرم و برچسب گناهکاریمو تایید نکنم که سو استفاده کنه

  4. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 شهریور 93 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    1,301
    سطح
    20
    Points: 1,301, Level: 20
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    118

    تشکرشده 160 در 70 پست

    Rep Power
    25
    Array
    مظلوم عزیز ، وقتی خط به خط تایپیک هاتو می خونم یاد شرایط خودم می افتم ، دقیقآ اخلاقش این جوری بود و بعد هر حرفی گوشیشو خاموش می کرد ، آخرین بار هم وقتی کوچکترین مخالفتی با مادرش کردم به شدت ناراحت شد و واسه همیشه تموم کرد ،البته من عقد موقت بودم ، اون روزا مثل اسفند رو آتیش جزو ولز می کردم و می سوختم ، الانم پشیمونم میگم کاش حرفشو گوش می کردم ،از وضعیت الانم که بهتر بود ، همه بهم می گفتن ولش کن شرایط بهتر گیرت میاد !!!الان واسه اونایی که قبلآ نامزد نداشتن شرایط خوب نیست چه برسه به اینکه یکی قبلآ نامزدیش هم به هم خورده باشه ، خلاصه من مشاور هم رفتم گفت یکسری از آدما سلطه گر هستن و باید باهاشون ساخت !!!من کاری ندارم ، اما اون وام خودشو می خواد بگیره تو بهش گیر میدی !!!!!!!! در صورتی که اون به من گفت بهت اجازه نمیدم بعد عقد وام بگیری چون ممکنه نتونی پرداخت کنی بیفته گردن من !!!!!اون توی ریزترین شرایط زندگی من دخالت می کرد و حق هم میداد ! یادمه ی بار در مورد مسائل مالی باهاش صحبت کردم بهم گفت با آخرت باشه راجع به مسائل مالی با من حرف میزنی و بعد باهام قهر کرد ، خلاصه قهراش ی هفته طول می کشید و منم جز و ولز می کردم و آخرش با گریه ازش خواهش میکردم تموم کنه !به نظرم شرایط شما بهتره ، خلاصه اگر می خوای با این آدم زندگی کنی :
    !) کاری به کار مسائل مالی نداشته باش ، خودتو بکش کنار و خانمی تو بکن و عرصه رو بده دستش و بهش بگو بهت اعتماد دارم و حتی در مورد مسائل خودت هم باهاش مشورت کن

    2) ازش تعربف و تمجید کن ، بهش بگو تو تنها تکیه گاهم هستی

    نزار روزگارت مثل الان من باشه ، مرد سلطه گر بهتر از قصه مردایی که تو این تالار داریم می شنویم

    کاش منم می تونستم شرایط رو به عقب برگردونم

  5. کاربر روبرو از پست مفید دلنشین تشکرکرده است .

    mazlom (جمعه 03 خرداد 92)

  6. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کاش فرشته مهربان و بهار زندگی و بقیه دوستای با تجربه یه سری هم به تاپیکم بزنن و یه نظر و راهنمایی بدن. خیلی ناراحتم، فک میکردم روز مرد بهونه خوبی باشه واسه کوتاه اومدنش و تموم کردن این کاراش و خوب شدنش باهام. ولی هنوز گوشیشم روشن نیست که مسج تبریکم رو ببینه. اون به این مناسبتا خیلی اهمیت میداد، حتی به پدرمم تبریک نگفته و فکرم نمیکنم بگه. توروخدا بگید چه کار کنم که همه اتفاقای بد رو فراموش کنه و بهم فرصت بده که یه اصلاحاتی رو رفتارم بدم، با اینکه رفتارای بد اون میدونم بهتر شدنی نیست.

  7. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 شهریور 93 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    1,301
    سطح
    20
    Points: 1,301, Level: 20
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    118

    تشکرشده 160 در 70 پست

    Rep Power
    25
    Array
    کاش خدا به مردایی که مردونگی رو توی سلطه به زناشون می دونن یاد بده که زندگی تفاهمه ، کاش ی بار هم اونا تو شرایط ما گیر بیفتن و ببینن که زندگی از پشت دریچه "دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد " چقد خاموشه

    مظلوم جان ی دسته گل و شیرینی بگیر و به بهانه روز پدر برو منزلشون ، همسرته ، حقته ، برو و ببینش ، ایشالا همه چی حل میشه

  8. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دلنشین جان مشکل من اینه که بهم نمیگه اومده شهرمون یا نه که بدونم خونست یا نه وگرنه میرفتم. آخه چند ماهه که واسه کارش یه شهر دیگست و چند وقت به چند وقت میاد. بهم گفته این هفته نمیاد البته خیلی بعیده که نیومده باشه. نمیدونم چرا انقد سنگدل شده. دلم واسش یذره شده. نه توضیحمو قبول داره نه معذرتمو...

  9. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اسفند 92 [ 09:57]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    130
    امتیاز
    1,090
    سطح
    17
    Points: 1,090, Level: 17
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 158 در 82 پست

    Rep Power
    27
    Array
    مثلا به جای اینکه بگی گوشیتو خاموش میکنی این نشونه ضعفته بهش بگو عزیزم میدونم ممکنه از دستم ناراحت شده باشی و من اشتباه کرده باشم ولی لطفا حتی اگه مقصرم باشم دوست دارم تو یه موقعیت مناسب با آرامش با هم صحبت کنیم که خدای نکرده سوتفاهم بینمون پیش نیاد این یه نمونه از. حالتیه که تو باید مهارت صحبت با شوهرتو پیدا کنی نه اینکه بهش توهین کنی با این کارت اون واسه کارش مصرتر میشه و بیشتر لجبازی میکنه

  10. کاربر روبرو از پست مفید هلیا66 تشکرکرده است .

    mazlom (جمعه 03 خرداد 92)

  11. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 شهریور 93 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    1,301
    سطح
    20
    Points: 1,301, Level: 20
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    118

    تشکرشده 160 در 70 پست

    Rep Power
    25
    Array
    یاد روزهای خودم می افتم با این تایپیک حالم خیلی بد میشه !

  12. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    هی داری چشت سر هم اشتباه میکنی اینطوری ادامه بدی هیچی از رابزه نمیمونه
    بعد یه این همه مدت جوابتو داد
    نباید عصرش دوباره زنگ میزدی
    اصلا اصلا نباید تلفنی باز بحث میکردی
    بحث و صبحت راجع به اختلافات باید حضوری و اونم تو محیط آروم باشه
    یکم منطقی باش دختر
    داری هی خرابترش میکنی ها
    هی میگی ازش شناخت داری
    اما به نظرم هیچ شناختی بش نداری
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  13. 2 کاربر از پست مفید جوانه؟؟؟ تشکرکرده اند .

    mazlom (جمعه 03 خرداد 92), شیدا. (جمعه 03 خرداد 92)


 
صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.