به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 58

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم شيدا ممنون از راهنماييتون من گفتم تو مرحله تقسيط هستم. هنوز حكمي بريده نشده كه بخواد مهرشو بگيره وكيل گرفته بود اما تا اونجايي كه ميدونم پيگير كارش نشده.چند وقت پيش اومده بود جهازشو ببره كه منو خواستن شوراي حل اختلاف و نذاشتن اين كارو بكنه. گفتن دختر خجالت بكش برگرد سر زندگيت. دادگاه عدم تمكينش هم افتاده براي برج8 يعني تا اون موقع بلاتكليفيم. حتي وكيلش بهش گفت من از پول بدم نمياد اما حيف اين شوهرو از دست بدي. الان چندتا شرط گذاشته كه 1-سر كار نرم2-فعلا بچه نميخوام3-از اون خونه بلند بشيم4- يه خونه بخري و 6دانگ به نام من بزني اما آخرين باري كه با چند تا از بزرگاي فاميل رفتيم دنبالش مادرش گفت دختر من اون شهر نمياد شما بايد بياييد اينجا زندگي كنيد. باباش هم گفت 3 دانگ خونه حقش بوده. به هيچ عنوان كوتاه نميان ميگن تو دختر مارو دوست نداري وگرنه تن به اين شرايط ميدادي. با اين حال ادب حكم ميكرد واسه روز زن باهاش تماس گرفتم و تبريك گفتم و مبلغي پول ريختم حسابش اما روز جمعه چشمم به تلفن خشك موند تا زنگ بزنه كه نزد.نميدونم تو ذهنش چي ميگذره.چند وقت پيش زنگ زده بود كه فكر نكني به راحتي ميكشم كنار من تا آخر عمرم ولت نميكنم و................ هزار تهديد ديگه. منم حرفي نزدم.بلاتكليفي حس خيلي بديه. الان ميتونم برق شاديو تو چشم دختراي فاميل كه پيشنهاد ازدواج به من ميدادن رو ببينم. از نابودي زندگي من لذت ميبرن:mad: هرچند خودكرده را تدبير نيست

    - - - Updated - - -

    من متوجه نشدم مگه يكبار احضار نامه كافي نيست؟ چند وقت پيش پيامك داده بود كه تو شهرشون ميره سر كار. فرهنگها خيلي متفاوته. تو شهر يا بهتر بگم فرهنگ ما اگه دختري قهر كنه و بياد خونه باباش با سردي خانوادش روبرو ميشه تا برگرده سر زندگيش. خيلي از اين موارد اطرافم ديدم كه حتي درگيري فيزيكي داشتن اما باباي دختر پا پيش ميذاره تا مشكلو حل كنه و دخترشو روانه زندگيش كنه. اما پدر زن من حرف اول و آخر رو زنش ميزنه و فوق العاده پول پرسته. فكر ميكنه مهريه اهرميه كه منو بكشونه اونجا و بخاطر كارهاي نكرده از من تعهد بگيره. يادمه تو شوراي حل اختلاف گفت دختر من تو اون خونه امنيت جاني نداره:Dخيلي خنده داره چون تابحال به زنم از گل نازكتر نگفتم و هميشه لفظ خانوم بعد از اسمش بود حتي تو جر و بحث ها. اما دريغ از يه لفظ آقا كه از زبون اين دختر بشنوم. ببخشيد اينا همش عقده شده برام سرتونو درد آوردم. دوست نداشتم وارد جزييات بشم فقط ميگم خدايا هرچه به صلاحمه جلوي راهم بذار

  2. کاربر روبرو از پست مفید farassoo تشکرکرده است .

    she (یکشنبه 05 خرداد 92)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 شهریور 92 [ 07:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-30
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    301
    سطح
    6
    Points: 301, Level: 6
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    125

    تشکرشده 84 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    «دوست نداشتم وارد جزييات بشم فقط ميگم خدايا هرچه به صلاحمه جلوي راهم بذار»
    از قدیم گفتن از شما حرکت از خدا برکت... شما هنوز خودتون نمیدونید چه تصمیمی باید بگیرید و پشت سر هم اشتباهاتتون رو تکرار میکنید و در نهایت هم صلاحتون رو از خدا میخواهید (که صد البته هم بهترین راهنما خدا است اما قدرت تفکر رو هم به ما داده) حق دارید که برای حفظ زندگیتون تلاش کنید...
    بهترین راهمنمایی رو آقای مدیر کردن. فقط خدا کنه دیگه اوضاعتون رو بدتر از اینی که هست نکنید. درسته که در این رابطه از احساساتتون هم مایه گذاشتید اما بعد مادی قضیه هم بسیار مهم است چرا که برای بدست آوردن اموالتون تلاش کردید و سال های با ارزش عمر و جوونیتون رو صرف کردید پس راحت و با رفتار ساده از دستش ندید ... خانمی که همسرش رو دوست داره و پیوند عاطفی قوی با اون داره هرگز چنین کارهایی رو نمیکنه....

    نوشته هاتون رو که خوندم یاد زندگی یکی از نزدیکانم افتادم که نهایتاً خانمشون تمام زندگی آقا رو به نام خودش کرد و درخواست طلاق داد و چند سال بعد هم از ایران رفت و در واقع تمام اینها نقشه ای بود برای پیشرفت اون خانم (پیشرفتی که مدنظر خانم بود)و شکست عاطفی و مادی یک پسر ساده و مهربان و برگشتن آقا به خانه پدری در سن 38 ساگی...:(


    مطمئن باشید دوستان در این سایت قصدشون وصل آدم هاست نه فصل اونها اما گاهی اوقات دومی بر اولی ارجحیت داره... اما تصمیم با خودتونه. به هر حال شما شرایط زندگی تون رو بهتر از بقیه میدونید. شاید معتقدید این زندگی پتانسیل حفظ شدن و ادامه دادن رو داره...

  4. 2 کاربر از پست مفید آبان دخت تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 05 خرداد 92), مهربونی... (یکشنبه 05 خرداد 92)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 09:55]
    تاریخ عضویت
    1392-2-19
    نوشته ها
    92
    امتیاز
    1,339
    سطح
    20
    Points: 1,339, Level: 20
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    101

    تشکرشده 64 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز سلام.
    نمیخوام رفتار خانمتون رو توجیه کنم اما احساس میکنم خانم شما از احساس عدم امنیت عاطفی رنج میبره و سعی میکنه اونو از طریق گرفتن امتیازات مادی از جانب شما بدست میاره.در واقع میخواد علاقه شما رو از این طریق به خودش ثابت کنه و با توجه به حرف ویرانگری که شما به ایشون زدید "تو خودتو به من چسبوندی" ،برای کسب امنیت این رفتار حالت وسواس گونه ای گرفته که ظاهرا به این راحتی ها رضایت نمیده.
    البته هستند زنانی که به قصد سوء استفاده این رفتار رو دارند اما قبل از زدن این برچسب،در رفتارها و مکالماتی که با هم داشتید بیشتر کند و کاو کنید.
    موفق باشید.

  6. 3 کاربر از پست مفید tabasom321 تشکرکرده اند .

    tamanaye man (یکشنبه 05 خرداد 92), گل آرا (چهارشنبه 08 خرداد 92), zendegiye movafagh (دوشنبه 06 خرداد 92)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آذر 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    5,830
    سطح
    49
    Points: 5,830, Level: 49
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    158

    تشکرشده 390 در 142 پست

    Rep Power
    45
    Array
    farassoo
    آخر و عاقبت منم همینه. برو خدا رو هزار مرتبه شکر کن بچه نداری.

  8. #5
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    آقای فراسو خانمتون چه ویژگی های مثبتی دارن که حاضرین باهاشون زندگی کنین؟ بدهاشو گفتین مثلا گفتین ایشون بددهنن نسبت به خونواده ی شما و محبت هاشون بدبینن و به اونا و مادرتون توهین می کنن سه دانگ خونه رو از شما خواستن و تا دادین گذاشتن رفتن اما خوبی ای ننوشتین. نوشتین خونه اتون تمیز بوده همیشه و غذا هم به راه. فقط همین بوده خوبی شون؟ خونه رو میشه ادم خودش تمیز نگه داره میشه یه مقدار کم خیلی کمتر از پول مهریه که قسط بندی شده واستون به کسایی که می یان خونه رو نظافت می کنن بده و با احترام تمیز باشه خونه اش. غذا هم که هم غذای خونگی بیرون می فروشن هم غذای رستورانی می تونین بخورین.
    یا خانمتون خوبی های بیشتر و خاصی دارن که شما حاضرین به خاطر این خوبی ها هر چی می خوان انجام بدین. یا اینکه شما هنوز درست نمی دونین چی شده. اگه هنوز نمی دونین وضعیتتون چطوره بهتره کار خیلی خاصی فعلا نکنین. مثلا اصلا دیگه بقیه مال و اموالتونو به نام ایشون نزنین. برین مشاوره و دقیق بفهمین باید چه کار کنین.
    موفق باشید.
    ویرایش توسط meinoush : یکشنبه 05 خرداد 92 در ساعت 12:51

  9. 3 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    tamanaye man (یکشنبه 05 خرداد 92), یکی مثل شما (یکشنبه 05 خرداد 92), آبان دخت (یکشنبه 05 خرداد 92)

  10. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    باسلام خدمت دوستان عزیز باز هم تشکر میکنم از راهنماییهای شما در ابتدا درپاسخ به نوشته خانم tabasom321 باید بگم ایشون همیشه در مورد مسائل عاطفی شاکی بود بخاطر اینکه منو با پدرش مقایسه میکرد. واقعا میگم شاید لنگه پدر ایشون تو دنیا نباشه.از چه جهت! مثال میزنم براتون تو یه جمع مهمونی بودیم وقتی مادر زنم نشست روی مبل پدر زنم بین اون همه مرد بلند شد رفت یه بالش آورد گذاشت زیر پای زنش که خدای ناکرده زاویه کف پای خانم نسبت به محور افقی مبل پایین زاویه 30 درجه قرار نگیره و مبادا کمرش درد بگیره. :D یا اینکه تمام اموالش به نام زنشه.یا بارها دیدم زنش سرش داد میزنه و امر و نهی میکنه. بالاخره مقایسه بوجود میاد.یا اون حرفی که شما لقب ویرانگر بهش دادید در جواب حرفی بود که بهم زد و گفت تو مرد نیستی وگرنه اصلا صحبت قول وقرار مهریه رو پیش زنت نمیکردی! در جواب خانم meinoush باید بگم خودش نیست اما خداش شاهده که زن من فعال بود نسبتا بساز بود ومرتب. باور کن دیگه چیزی از خوبیش یادم نمیاد. چون بی سیاست بود از نظر شوهر داری کم میذاشت. هیچ وقت تو زندگیم حس نکردم که مرد هستم. چون همیشه منو میکوبید. بخدا چیز زیادی ازش نمیخواستم فقط معرفت............................. دوست داشتم مثل یه دوست واسم باشه که نبود حتی واسه دوستاشم کم میذاشت.

    - - - Updated - - -

    باسلام خدمت دوستان عزیز باز هم تشکر میکنم از راهنماییهای شما در ابتدا درپاسخ به نوشته خانم tabasom321 باید بگم ایشون همیشه در مورد مسائل عاطفی شاکی بود بخاطر اینکه منو با پدرش مقایسه میکرد. واقعا میگم شاید لنگه پدر ایشون تو دنیا نباشه.از چه جهت! مثال میزنم براتون تو یه جمع مهمونی بودیم وقتی مادر زنم نشست روی مبل پدر زنم بین اون همه مرد بلند شد رفت یه بالش آورد گذاشت زیر پای زنش که خدای ناکرده زاویه کف پای خانم نسبت به محور افقی مبل پایین زاویه 30 درجه قرار نگیره و مبادا کمرش درد بگیره. :D یا اینکه تمام اموالش به نام زنشه.یا بارها دیدم زنش سرش داد میزنه و امر و نهی میکنه. بالاخره مقایسه بوجود میاد.یا اون حرفی که شما لقب ویرانگر بهش دادید در جواب حرفی بود که بهم زد و گفت تو مرد نیستی وگرنه اصلا صحبت قول وقرار مهریه رو پیش زنت نمیکردی! در جواب خانم meinoush باید بگم خودش نیست اما خداش شاهده که زن من فعال بود نسبتا بساز بود ومرتب. باور کن دیگه چیزی از خوبیش یادم نمیاد. چون بی سیاست بود از نظر شوهر داری کم میذاشت. هیچ وقت تو زندگیم حس نکردم که مرد هستم. چون همیشه منو میکوبید. بخدا چیز زیادی ازش نمیخواستم فقط معرفت............................. دوست داشتم مثل یه دوست واسم باشه که نبود حتی واسه دوستاشم کم میذاشت.

  11. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 شهریور 92 [ 07:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-30
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    301
    سطح
    6
    Points: 301, Level: 6
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    125

    تشکرشده 84 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با این پست آخرتون یاده یک جمله ای افتادم که اونقدرها هم بهش معتقد نبودم: مادر رو ببین، دختر رو بگیر

    یه سوال: برادر عزیرم همسر شما کاملاً شبیه مادرشون هستن. شما هم این ظرفیت رو در خودتون میبینید که مثل پدر همسرتون باشین و در اون شرایط زندگی کنید؟


    در ضمن سه صفت در مورد همسرتون نوشتید:
    1. بساز: با توجه به گفته های شما این صفت در مورد همسرتون صادق نیست.
    2. مرتب 3. فعال: این صفات خوبیه و برای زندگی مشترک لازمه اما کافی نیست....
    ویرایش توسط آبان دخت : یکشنبه 05 خرداد 92 در ساعت 14:25

  12. کاربر روبرو از پست مفید آبان دخت تشکرکرده است .

    شیدا. (یکشنبه 05 خرداد 92)

  13. #8
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آقای فراسو،

    شما کلا منفعلی.
    خانم بعد از دوستی رفت پذیرفتی.
    بعد از یه مدت ( به هر دلیلی، مثلا کس بهتری پیدا نکرد یا ... ) زنگ زد قبولش کردی.
    گفت ازدواج کنیم. مایل نبودی اما راضیت کرد.
    مهریه ...
    سه دانگ خانه ...

    دلت می خواد قدرت داشته باشی و مرد زندگیت باشی، اما فقط دلت می خواد نه بلدی و نه تلاشی می کنی.
    برای رسیدن به این منظور سعی می کنی حرفهای خانمت را گوش کنی تا شاید قبولت کنه.
    هر دفعه یه چیزی بهش باج می دی تا شاید به هدفت برسی. اما نمی شه.

    الان هم راه حل جدا شدن نیست.
    می شه زندگیت را درست کنی اگر بخواهی.
    منتها دیگه باج نده.
    هنوز باورم نمی شه فاصله بین جلسه مشاوره و خونه به نام کردن یک ماه بوده !!

    این دفعه دیگه به هیچ وجه از مادیات مایه نذار.
    اگر موند که داره زندگیش را می کنه و حقش را هم که قبلا دادی.
    اگر رفت حداقل اموالت را دیگه با خودش نبره.

    اگر مهریه را نصفه اجرا گذاشته و پرونده را رها کرده، خواسته بترسوندتون.
    یا هنوز به شش دانگ خانه امیدواره یا به زندگیش با شما.

  14. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    tamanaye man (یکشنبه 05 خرداد 92), آبان دخت (یکشنبه 05 خرداد 92)

  15. #9
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چیزی که من فکر میکنم اینه که شما یک ماه بعد از ازدواج رفتی به همسرت گفتی مهریه ات رو ببخش !!!!!!!! برای چی ؟؟؟؟ مگر می خواستی طلاقش بدی که برات مهم باشه که مهریه اش را کم کنه یا نه ؟؟؟ از همون اول نباید قبول می کردی که مهریه اش رو بالا بگیری ، حالا که بالا گرفتین دیگه چرا میخوای کمش کنی ؟ چه سودی برات داشت ؟
    توی ذهن خانمت هزار تا چرا و اما وجود داشته که حالا که دیگه ازدواج کردیم چرا سعی داره که مهریه رو کم کنه ؟
    هیچ وقت ته دلش قرص نبوده به این زندگی ، به خصوص با حرفی که بهش زدی که خودت رو به من چسبوندی و تمام سعیش رو کرده که جای پای خودش رو یک جورایی توی این زندگی محکم کنه .
    اون زندگیش و شما رو دوست داشته ، زنی که زندگیش رو دوست داره برای زندگیش مایه میزاره ، سر کار میرفته ، تمام خونش همیشه تمیز بوده و غذاش همیشه آماده بوده . اگر شما رو دوست نداشت می تونست این کارا رو نکنه .
    علت بددهنیش رو نمیدونم ، اما خیلی ها هستند که در زمان عصبانیت حرف های بدی میزنن ولی بعد که آروم میشن پشیمون میشن .

    خودت زیاد اشتباه توی زندگیت انجام دادی ، مثل همون خونه به نام زدن .... و تلاش زیادی کردی برای زندگیت ، اما مهمترین چیزی که برای یک زن مهمه اعتماد عاطفی هست که بهش شک داشته .
    دیگه خونه به نامش نزن ، ولی جور دیگه ای بهش بفهمون که دوستش داری و توی زندگیت کمبودش رو حس میکنی .بهش بگو که اگر بدون خانه به نام زدن برمیگردی برگرد ، اگر رفتارات خوب بود و دیدم که من و زندگی با من رو دوستم داری و بهم این اطمینان رو دادی من هم خونه به نامت میزنم ( اما نزن )

    شرط های دیگه مثل اینکه گفته خونمون رو جا به جا کنیم و مستقل شیم و یا سر کار رفتن رو قبول کن تا برگرده .

  16. کاربر روبرو از پست مفید tamanaye man تشکرکرده است .

    zendegiye movafagh (دوشنبه 06 خرداد 92)

  17. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    کلی نوشتم ولی خودم رو سانسور کردم.... آدمهایی مثل شما در این سایت کم نیستند که حسابی حرص آدم رو در می یارن:) دلیل کارهای شما تا حدود زیادی واضحه. هم خودتون و هم خیلی از کسایی که این موضوع رو خوندن میتونند حدس بزنند. بهرحال براتون آرزوی خوشبختی میکنم آقای فراسو!
    ویرایش توسط toojih : یکشنبه 05 خرداد 92 در ساعت 16:32


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 بهمن 96, 14:47
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 11:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.