:(
عجب اوضاع بدی شد ...خدا بهتون صبر بده ...به نظر منم دیگه پافشاری نکنید...بذارید تصویری که از شما تو ذهنش میمونه یک مرد واقعی باشه نه یک آدم درمونده...به خودتون مسلط شید...مطمئنم هییییییییییییچی نمیتونه شمارو از پا دربیاره
تشکرشده 181 در 64 پست
:(
عجب اوضاع بدی شد ...خدا بهتون صبر بده ...به نظر منم دیگه پافشاری نکنید...بذارید تصویری که از شما تو ذهنش میمونه یک مرد واقعی باشه نه یک آدم درمونده...به خودتون مسلط شید...مطمئنم هییییییییییییچی نمیتونه شمارو از پا دربیاره
ahuman (شنبه 11 خرداد 92)
تشکرشده 164 در 76 پست
سلام آقاىahuman به نظر من هم شما كه رابطه مجازى داشتيد تازه موقعيتت هم معلوم نيست بذار اين رابطه تموم بشه آخه تو رابطه مجازى كى عاشق ميشه كه شما شديد اصلا اونو نديديد فكر نميكنم تو اين رابطه ها ازدواج موفقى صورت بگيره اونايى كه همديگه رو چند سال ميشناسند به مشكل ميخورند ديگه شما كه فقط در حد چت بوده لطفا عاقلانه و با منطق فكر كنيد .موفق باشيد
تشکرشده 345 در 153 پست
ممنون از همدردی تون دوستان
نمی دونین چ روزایی داشتیم ک . با هم زندگی می کردیم روزی نبود خبری از هم نداشته باشیم جز روزایی ک من الاغ قهر می کردم اون همه کاراشو بهم می گفت ولی من اذیت می کردم و اون باز می گفت .... چون دروغ بلد نبود .مثل مرده متحرک شدم . چطور ب زخم پاهام بگم این همه راهو اشتباه اومدم
ی عشق صاف و پاک و ازدست دادم
- - - Updated - - -
اگه ممکنه این بحثو نبندن دوستان تنها جاییه ک گاهی می تونم خودمو خالی کنم و حرفامو بگم . الان به همدردی نیاز دارم
یاد سهراب بخیر!
آن سپهری که تا لحظه ی خاموشی گفت:
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود، گر نشود
حرفی نیست؛
اما...
نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست!
- - - Updated - - -
کاش الان بیدار می شدم می دیدم همه اینا یه خواب بود و اون اس ام اس داده ک صب بخیر دیوونه ! منم می گفتم صبح بخیر Lo0o0osss ^.^
barani (شنبه 11 خرداد 92)
تشکرشده 202 در 91 پست
سلام دوست من. بابت این اتفاقات متاسفم. ولیکن یه جاهایی متاسفنه یه چیزایی رو باید با تجربه یااااااد گرفت و می دونین که تجربه هم معلم سخت گیری. شما تو این تاپیک خ با صداقت اومدی گفتی درسته. اونم به صداقت شما شک کرده که رفته درسته؟ به نظر من بیا تمام تلاشت رو برا بدست آوردنش بکن اگه نشد لااقل افسوس نخوری. باشه؟
من پیشنهاد می دم که
1)این تاپیکت رو بهش معرفی کنی. ازش بخاه بخونه. اونوقت تصمیمش رو بگیره. چیزی رو از دست نمی ده که
2) ازش بخاه به خاطر لج با شما سریع انتخاب نکنه هستن آدمایی که به خاطر لج بازی این کاررا رو کردن هم خودشونو اذیت کردن هم عشقشونو هم یه بنده خدای دیگه رو
3) اینکه خانوداش شما رو ببینن که چیزی از دست نمی ده. بگید به عنوان یه دوست قدیمی این فرصت رو دوباره بهش بدی.
4) سعی کن در تمام موارد بالا شخصیت خودتم حفظ کنی
5) البته من در جریان جزییات نیستم خوندما فراموش کردم. ولی به نظر من از طریق خانواده عمل کن. اینجوری دختر پی می بره چقدر برات مهم. هنووووووووز اتفاقی نیفتاده بهش اثبات کن برات مهم. اثبات کن جااااانم . اثبات.
5) بر خدا توکل کن از اون بخاه اشتباهاتت رو رفع کنه واگه صلاح شما در این که به هم برسین مشکلاتتون رو برطرف کنه. به خدا اعتماد داشته باش
ویرایش توسط چنار : شنبه 11 خرداد 92 در ساعت 13:14
ahuman (شنبه 11 خرداد 92)
تشکرشده 345 در 153 پست
نمی تونم دست خودم نیست امروز صبح به فکرم رسید ک شاید از شرایط مالی ام نگرانه گفتم تو بخوا من جور می کنم همه چیزو ولی جواب نداده هنوز . الان هزار تا فرشته هم بود اصلا میلی ندارم به هیچ کسول کن دیگه بیشتر از این بری جلو با روان خودت بازی می کنی ها.. سعیتو کردی دیگه حسرت نخور. اصلا اون فرشته هم که باشه اگه قسمت هم نباشین باید بگذری سخته ولی شدنیه
آخه نمی خوام از دستش بدم حس بدیه انگار داره خفه می شه آدم . فعلا ک با کله خوردم زمینعجب اوضاع بدی شد ...خدا بهتون صبر بده ...به نظر منم دیگه پافشاری نکنید...بذارید تصویری که از شما تو ذهنش میمونه یک مرد واقعی باشه نه یک آدم درمونده...به خودتون مسلط شید...مطمئنم هییییییییییییچی نمیتونه شمارو از پا دربیاره
رابطه ما از این رابطه ها چند روزه نبود . از اولش با علاقه بود . من عکسشو ک اولین بار تو یه سایت دیدم ک صورتش خیلی کوچیک بود ولی از همون موقع به دلم نشست . کم کم بیشتر شد حرفامون تا موقعی ک احساس کردم اونم علاقه پیدا کرده و داره اذیت می شه شاید شروعش اشتباه بود و اشتباهات اصلی من از همین جا شروع شد خواستم از خودم دورش کنم ک اذیت نشه و به جاش تصمیم گرفتم . تو این مدت از ریز زندگی هم خبر داشتیم حتی ناهار کی می خوریم من ساعت کاری من کی هست . روزایی می شد بیشتر از 100 تا اس ام اس مس دادیم اصلا از حرف زدن سیر نیم شدیم همیشه حرف داشتیم . یه بار رفت کاشان از طرف دانشگاه و اومدنی دیدم عکس گرفته آورده من زیاد توجه نکردم یعنی حواسم نبود دیدم خیلی ناراحت شد چون عکس ها رو گرفته بود فقط به من نشون بده و منم زدم تو ذوقش آخه من عکاسی آماتور هم دوست دارم اونم علاقه مند شده بود . یه بار رفته بود مشهد دیدم عصری زنگ شد و گفت دعا کن . من انتظارشو نداشتم و زبونم گرفته بود بعدا فهمیدم تو سحن حرم بوده و می خواسته منم دعا کنم . خیلی ام اصرار کرد یه چیزی برام بگیره بفرسته ولی ...سلام آقاىahuman به نظر من هم شما كه رابطه مجازى داشتيد تازه موقعيتت هم معلوم نيست بذار اين رابطه تموم بشه آخه تو رابطه مجازى كى عاشق ميشه كه شما شديد اصلا اونو نديديد فكر نميكنم تو اين رابطه ها ازدواج موفقى صورت بگيره اونايى كه همديگه رو چند سال ميشناسند به مشكل ميخورند ديگه شما كه فقط در حد چت بوده لطفا عاقلانه و با منطق فكر كنيد .موفق باشيد
رابطه ما طوری بود ک بیشتر از خودم به اون اعتماد دارم هر چی اشتباه بود من کردم ولی اون تاوان شو داد . خدا منو ببخشه
تشکرشده 82 در 51 پست
دوست عزیز دیگه بی خیالش شو فایده نداره فقط داری خودتو اذیت می کنی این راه و رسم ما ادماست که وقتی چیزی رو داریم قدرشو نمی دونیم ولی وقتی از دستش می دیم تازه می فهمیم که چیکار کردیم اون موقعه دیگه چه فایده !!!
ahuman (شنبه 11 خرداد 92)
تشکرشده 345 در 153 پست
ممنونم از همهسلام دوست من. بابت این اتفاقات متاسفم. ولیکن یه جاهایی متاسفنه یه چیزایی رو باید با تجربه یااااااد گرفت و می دونین که تجربه هم معلم سخت گیری. شما تو این تاپیک خ با صداقت اومدی گفتی درسته. اونم به صداقت شما شک کرده که رفته درسته؟ به نظر من بیا تمام تلاشت رو برا بدست آوردنش بکن اگه نشد لااقل افسوس نخوری. باشه؟
من پیشنهاد می دم که
1)این تاپیکت رو بهش معرفی کنی. ازش بخاه بخونه. اونوقت تصمیمش رو بگیره. چیزی رو از دست نمی ده که
2) ازش بخاه به خاطر لج با شما سریع انتخاب نکنه هستن آدمایی که به خاطر لج بازی این کاررا رو کردن هم خودشونو اذیت کردن هم عشقشونو هم یه بنده خدای دیگه رو
3) اینکه خانوداش شما رو ببینن که چیزی از دست نمی ده. بگید به عنوان یه دوست قدیمی این فرصت رو دوباره بهش بدی.
4) سعی کن در تمام موارد بالا شخصیت خودتم حفظ کنی
5) بر خدا توکل کن از اون بخاه اشتباهاتت رو رفع کنه واگه صلاح شما در این که به هم برسین مشکلاتتون رو برطرف کنه. به خدا اعتماد داشته باش
1 . به نظرتون درسته بیاد اینجا رو ببینه ؟ من گیج شدم شاید تاثیر عکس داشته باشه
2.دختر عاقل و فهمیده ایه فک نکنم با این مساپل مهم با لج و لج بازی کار کنه . بیشتر احساس می کنم یه اتفاقی افتاده ک من خبر ندارم
3.خانواده اش به چ عنوانی منو ببینن ؟ یعنی به خانوده ام بگم بریم خاستگاری ؟
4.وقتی یه نفرو مار نیش بزنه دیگه فکر تشخص رفتاری اش نیست زیاد . وضع منم همونطوره . خودمم تعجب کردم فک نمی کردم اینقدر به هم بریزم از نبودنش
5.ازش خواستم تا به حال اونطوری از کسی معذرت نخواسته بودم ولی غرورم دیگه مهم نیست . فقط امیدم به خداست
مادرم ک تو زندگی انقد سختی کشیدن تحمل درد عشق منو نداره دیگه همینطوری برا غذا نخوردنم غصه می خوره . با پدرمم زیاد راحت نیستم خواهر یا برادر بزرگتر هم ندارم یا کسی ک جلو بیافته . خواهرم خیلی کوچیک تره الانم درگیر امتحاناته
- - - Updated - - -
2 سال از عمر نه چندان طولانی منه . دوستش دارم آخهدوست عزیز دیگه بی خیالش شو فایده نداره فقط داری خودتو اذیت می کنی این راه و رسم ما ادماست که وقتی چیزی رو داریم قدرشو نمی دونیم ولی وقتی از دستش می دیم تازه می فهمیم که چیکار کردیم اون موقعه دیگه چه فایده !!!
تشکرشده 164 در 76 پست
ahuman عزيز اگه واقعاً ميدونى كه شناخت كافى نسبت بهش دارى و واقعاً مطمئنى باهاش خوشبخت ميشى و دوستش دارى بهش پيشنهاد ازدواج بده اگه اونم احساس بهت داشته باشه و موضوع ازدواجش جدى نباشه قبول ميكنه امتحانش كه ديگه ضررى نداره ولى بازم ميگم با يه عكسو چندتا SMS و چت كسى به شناخت كامل از طرف مقابل نميرسه لطفا بيشتر عقلانه فكر كن تا احساسى،(عاشقى چهل روزُ پشيمونيش چهل سال)
ahuman (شنبه 11 خرداد 92)
تشکرشده 345 در 153 پست
پیشنهاد دادم گفتم اشتباه کردم جبران می کنم ولی نمی دونم چی شده می گه احساسی به کسی نداره ولی چرا نگفت تو رو دوست ندارم ؟ حتی نگفت اون مرده غریبه رو هم دوست داره یا نه . می ترسم اون موقعی ک فک می کردم کار درستی می کنم داشتم اذیتش می کردم . اون می خواست به من خر نزدیک شده ولی من ...
هنا خانم میشه داستان زندگی تونو بگین شاید اشتباهات من رو طرف شما هم مرتکب شده . خودم موندم بارو نمی کنم کارم انقد تاثیر داشته روش . اون با شما چیکار کرد ؟ شما چطوری رفتار کردین باهاش ؟سلام:(
منم داستان زندگیم عین شماست و من جای طرف مقابلتم! حالا تایپیک زندگیمو مینویسم تا ببینید که کسی مثل شما با احساسو وجودم چکرد و چطوری خوردم کرد
بهتره کاملا رابطه رو قطع کنید چون حرفش دروغ باشه با راست نخواسته این رابطه رو ادامه بده وگرنه شاید جواب دیگه ای میداد! به نظرم بهتره بیخیال ادامه این رابطه بشین!
شما مردها آدمای عجیبی هستین ! فقط فکر خودتون هستین و احساس یه دختر که چقدر بهش لطمه میزنین!!!
تشکرشده 10 در 3 پست
دوست عزیز به خاطر اتفاقاتی که براتون افتاده از خداوند میخوام که کمک کنه تا صبور باشید و راه درست رو انتخاب کنید. به نظرم اگه بتونید ایشون رو قانع کنید که همدیگرو ببینید بعد به اتفاق هم به یک مشاوره حضوری برید خیلی میتونه کمکتون کنه . حتی با این بهانه که برای فراموش کردن همه چیز هم از جانب شما و هم از جانب ایشون این مشاوره حضوری فکر میکنم بی تاثیر نباشه!![]()
ahuman (شنبه 11 خرداد 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)