به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 86

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام به همه دوستاي خوبم.
    خوشحالم كه بازم پيشمين.
    من حرفاتونو قبول دارم اما بايد بگم خيلي وقته از خير انتقامو اين حرفا گذشتم.به مامانم كه اصلا نميتونم بگم وگفتنش دردي به دردام اضافه ميكنه.
    اون وخالم هر دو به گرفتاري غير قابل علاجي افتادن كه دارن تو عواقب سخت ذات خرابشون دستو پا ميزنن.هر دوشون با وجود زندگي وهمسر وپول زياد مثل بدبختا زندگي ميكنن.خدا جزاشونو داده اما خودشون نميفهمن.
    دايي من هميشه دم از غيرت ميزنه وخيلي مراقب همسرش ودختراشه.اما اونادر خفا برعكس خواسته اون عمل ميكنن واين اونو ذجر ميده.
    هم خاله وهم داييم زندگيشونو باعشق شروع كردن اما الان با حس تنفر زندگي ميكنن.


    ميشل عزيز ممنون كه با جونو دل تاپيكامو دنبال ميكني.
    بايد بگم من تنها دردم همينه واونم به خاطر اينه كه ازدواج نكردم وشرايط بدي رو تجربه كردم.كه باز خدا روشكر ميكنم با وجود شما دوستاي خوبم تنها نيستم كه زياد بهش فكر كنم.

    جوانه عزيز حق باشماست ومن با عضو شدن تو اون سايت فقط شدت اين كارو بيشتر ميكنم كه نميخوام اينطور بشه.

    - - - Updated - - -

    آقا بابك من همين كارو كردم اماكنار فايل يك علامت سوال مياد وباز نميشه. من هنوز با نرم افزارها آشنا نيستم.

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط bird.1 نمایش پست ها

    جوانه عزيز حق باشماست ومن با عضو شدن تو اون سايت فقط شدت اين كارو بيشتر ميكنم كه نميخوام اينطور بشه.

    سلام عزیزم.

    همونطور که گفتم، مدیران همدردی اون سایت رو تایید کرده بودند. حالا شما بر چه اساسی می گی اثر عکس می گذاره؟

    رفتی تست کنی؟ تو مسابقاتش شرکت کردی؟ مقالاتی که گذاشته رو مطالعه کردی؟

    عزیزم اگه می خوای مشکلت حل بشه، باید به راهکارهایی که بهت ارائه می شه مثل یه نعمت بزرگ نگاه کنی و الکی از دستشون ندی.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  3. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    roze sepid (جمعه 31 خرداد 92)

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    من درکت میکنم برد عزیز
    کاملا و عمیقا درکت میکنم
    پست های منو دوباره بخون
    و نزار حرفهای دیکران آزارت بده یه وقت هایی آدم ها بدون در نظر گرفتن موقعیت روحی و جسمی آدم قضاوت میکنن
    مهم اینه که تو راه درستو انتخاب کنی

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط میـشل نمایش پست ها
    سلام عزیزم.

    همونطور که گفتم، مدیران همدردی اون سایت رو تایید کرده بودند. حالا شما بر چه اساسی می گی اثر عکس می گذاره؟

    رفتی تست کنی؟ تو مسابقاتش شرکت کردی؟ مقالاتی که گذاشته رو مطالعه کردی؟

    عزیزم اگه می خوای مشکلت حل بشه، باید به راهکارهایی که بهت ارائه می شه مثل یه نعمت بزرگ نگاه کنی و الکی از دستشون ندی.
    میشل نمیدونم درگیر خود ارضایی بودی بانه

    من اون سایتو تست کردم آدمو به شدت مضطرب و افسرده میکنه
    و به شدت تحریک میکنه. شاید بیشترین آسیب تو همه زندگیم تو اون دوره که تو اون سایت بودم بم خورد !!!
    میتونم تحلیلش کنم اما جاش نیست
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  5. کاربر روبرو از پست مفید جوانه؟؟؟ تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (جمعه 31 خرداد 92)

  6. #4
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    منظور من از دوری از ایشان انتقام نبود. این را بدانید که بیشتر آدم های دور و بر من کارهایی کرده اند که به من ضربه روحی زده اند. اما من به روی آنها نیاوردم و با آنها مثل سابق رفت و آمد می کنم. چون زندگی بدون بخشش و گذشت معنایی ندارد. حرف های من کاملا از روی تجربیات من بود که توضیح می دهم اما به هیچ عنوان از روی احساسات این حرف را در مورد دایی تان نزدم. من غیرتی هستم اما غیر منطقی نیستم. بعد از خواندن پست شما مدتی صبر کردم تا کاملا آرام شوم و بتوانم راه حل منطقی پیدا کنم. از طرف دیگر من سال ها با این مسائل سر و کار داشتم. شاید هشت یا نه سال. رشته تحصیلی ام هم علوم اجتماعی بود. اتفاقا با توجه به حرف هایتان گذشت و بخشش در قسمت هایی از زندگی شما لازم است که توضیحش را دیشب وقت نداشتم بدهم.
    همان طور که گفتم بخشش لازم است اما وقتی پای کاری وسط می آید که از نظر قانون جرم محسوب می شود قضیه فرق می کند. مشکل تجاوز به عنف و آزار جنسی برای خانم ها بسیار اتفاق می افتد. من با توجه به رشته ام دلیلش را بررسی کردم. دلیلش این است که قانون مجازات در نظر گرفته است اما تعصب و دگماتیسم جامعه در مورد زنان نمی گذارد قانون کارش را بکند. جامعه ما با کمال تاسف قربانی آزار جنسی و زناکار را یکی می داند و هر دو را مایه ننگ و قابل طرد تلقی می کند. شما می دانید چرا در خیابان مزاحم شما می شوند علی رغم حجاب ؟ به خاطر همین طرز تفکر که به جای محکومیت مزاحم سعی در عیب گذاشتن روی شما دارد. من نمی خواهم همه آنچه را که در مورد ابعاد این جرم می دانم بازگو کنم چون جایش این جا نیست. فقط همین قدر بدان که در جامعه ما متاسفانه بستر این کار فراهم شده و به جز قانون هیچ حمایت دیگری وجود ندارد و تازه فقط افراد بسیار شجاع از حمایت قانون استفاده می کنند. شما هم ظاهرا این شرایط را در خانواده داشته اید. پس این را بدان با توجه به چیزهایی که گفتم دست دایی ات کاملا باز است که باز هم در صورتی که بخواهد بدون هیچ مزاحمتی دست درازی کند. این را بدان که این دفعه کارش را خیلی خوب بلد است و شما هم با توجه به خصوصیاتت که گفتی دفاعی نداری. این را از روی تجربه می گویم. این مساله چیزی نیست که بگویم جوانی کرده و اشتباه کرده و تو ببخش و کسانی که این جرم را مرتکب می شوند همان طور که گفتم خطرناک هستند و معمولا در پی تکرار دوباره جرم هستند. همه این حرف های من با سند و مدرک و از روی مطالعه است. انتخاب با خودت است اما بدان اگر این مساله دوباره تکرار شود دیگر هیچ راه برگشتی نداری. نه خانواده و نه جامعه از تو حمایت نمی کند و از همه مهمتر امکان ازدواجت را بسیار کم می شود. حداقل کاری که می کنی نباید با او تنها باشی و همیشه باید آدم های زیادی دور و بر شما باشند و به خانه اش هم نرو.

  7. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 آبان 97 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1390-11-10
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    5,112
    سطح
    45
    Points: 5,112, Level: 45
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    25

    تشکرشده 58 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    شما قراره با واقعیت های پیرامونتون زندگی کنید چرا خودتون را محدود می کنید؟! آخرش می خواین به کجا برسین؟! آرامشی که توی خونه بدست میارین؟! همیشه قراره تو خونه باشین؟! تازه

    شما اینقدر باید جرات داشته باشید از خودتون در برابر صحبت های مزخرف تو اجتماع دفاع کنید اگه قرار به این باشه که به خاطر صحبت های مردم و به خاطر مردم بخوایم زندگی مون رو بسازیم هی باید تغییرش بدیم! آخرش تنها کسی که ضرر می کنه خودمونیم. نگاه تون رو به مسایل دور و برتون به واقعیت نزدیک کنید.مثل اینکه من دندونم درد میکنه ولی میترسم برم دندون پزشک چون توی ذهنم این تصوره که اوه اوه چیکار میخواین سرمن در بیارن! خب این تصور کاملا غلط منه و البته باید دنبال یک متخصص خوب بگردم تا خیالم راحت باشه..

    قلب پاکی دارید و این مشخصه. به علایقتون نگاه کنید و با توکل برید دنبالشون. واسه هدفتون از جون و دل مایه بذارین تا وقتی که بهش رسیدن طعم شیرینش رو تو وجودتون احساس کنید اونم برای همیشه! چون واستون همیشه یاد آوریش دلچسب خواهد بود. اعتماد به نفستون رو ببرین بالا

    دیدتون همیشه مثبت باشه شرایط رو به صلاح(خوبی) خودتون (و دیگران) تغییر بدید. اینو بدونید هیچ کس جز خود شما نمیتونه به خودتون نهایت کمک رو بکنه. چون شما شرایطتون رو از همه افراد اینجا بهتر می دونید. دنبال تکیه گاه های موقتی نباشید. تکیه گاه اصلیتون رو خداوند قرار بدید که هیچ وقت تنها شما رو نخواهد گذاشت.

    از همین الان قدرت مبارزه کردنتون رو ببرید بالا برای همه چی منجمله موضوعی که در تاپیک گفتید(راهنمایی های خوبی شما رو کردن). مطمین باشد که اگر شما کنار نرید مشکلاتتون رو کنار خواهین زد واسه همیشه. ولی اگه بخواین سستی نشون بدید این مشکلاته که شما رو کنار میزنه.

    اینم بدونید که همه افراد توی زندگی شون مشکلاتی رو دارن و تنها شما نیستید... مهم ناامید نشدن و برنده بیرون امدن از این مشکلاته .
    برگ برندتون توکل به خدا و تلاش و قدرت بالای مبارزه کردن و نهایتن تسلیم نشدنه.

    - - - Updated - - -

    سلام

    شما قراره با واقعیت های پیرامونتون زندگی کنید چرا خودتون را محدود می کنید؟! آخرش می خواین به کجا برسین؟! آرامشی که توی خونه بدست میارین؟! همیشه قراره تو خونه باشین؟! تازه

    شما اینقدر باید جرات داشته باشید از خودتون در برابر صحبت های مزخرف تو اجتماع دفاع کنید اگه قرار به این باشه که به خاطر صحبت های مردم و به خاطر مردم بخوایم زندگی مون رو بسازیم هی باید تغییرش بدیم! آخرش تنها کسی که ضرر می کنه خودمونیم. نگاه تون رو به مسایل دور و برتون به واقعیت نزدیک کنید.مثل اینکه من دندونم درد میکنه ولی میترسم برم دندون پزشک چون توی ذهنم این تصوره که اوه اوه چیکار میخواین سرمن در بیارن! خب این تصور کاملا غلط منه و البته باید دنبال یک متخصص خوب بگردم تا خیالم راحت باشه..

    قلب پاکی دارید و این مشخصه. به علایقتون نگاه کنید و با توکل برید دنبالشون. واسه هدفتون از جون و دل مایه بذارین تا وقتی که بهش رسیدن طعم شیرینش رو تو وجودتون احساس کنید اونم برای همیشه! چون واستون همیشه یاد آوریش دلچسب خواهد بود. اعتماد به نفستون رو ببرین بالا

    دیدتون همیشه مثبت باشه شرایط رو به صلاح(خوبی) خودتون (و دیگران) تغییر بدید. اینو بدونید هیچ کس جز خود شما نمیتونه به خودتون نهایت کمک رو بکنه. چون شما شرایطتون رو از همه افراد اینجا بهتر می دونید. دنبال تکیه گاه های موقتی نباشید. تکیه گاه اصلیتون رو خداوند قرار بدید که هیچ وقت تنها شما رو نخواهد گذاشت.

    از همین الان قدرت مبارزه کردنتون رو ببرید بالا برای همه چی منجمله موضوعی که در تاپیک گفتید(راهنمایی های خوبی شما رو کردن). مطمین باشد که اگر شما کنار نرید مشکلاتتون رو کنار خواهین زد واسه همیشه. ولی اگه بخواین سستی نشون بدید این مشکلاته که شما رو کنار میزنه.

    اینم بدونید که همه افراد توی زندگی شون مشکلاتی رو دارن و تنها شما نیستید... مهم ناامید نشدن و برنده بیرون امدن از این مشکلاته .
    برگ برندتون توکل به خدا و تلاش و قدرت بالای مبارزه کردن و نهایتن تسلیم نشدنه.

  8. کاربر روبرو از پست مفید Happiness تشکرکرده است .

    roze sepid (جمعه 31 خرداد 92)

  9. #6
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اما پستی که جوانه گذاشت در مورد بخشش و گذشت پست خیلی خوبی بود که باید در مورد خانواده خود آن را به کار ببرید. در پست های شما این احساس بد نسبت به خانواده موج می زند. اما باید بگویم که آنها شما را دوست دارند اما به خاطر تفکرات غلط نتوانسته اند احساس خود را بروز دهند. اینکه پدرتان شما را کتک می زد به خاطر بد ذاتی نیست چون این گونه آموخته است که باید فرزند را کتک زد تا تربیت صحیح داشته باشد و کار خطا نکند. در ثانی درصد زیادی از مردان ایرانی داشتن فرزند پسر را ضرورت می دانند و دوست دارند هر چه زودتر پسردار شوند. علت اینکه پدرتان می گفته تو باید پسر می شدی همین بوده. اگر برادران شما زودتر و شما و خواهرتان بعد از آنها متولد می شدید این حرف ها را نمی زد. در مورد زیبایی هم من آن دوران را خوب به خاطر دارم. آن زمان آدم های سبزه بسیار زشت تلقی می شدند و هر کس را که می خواستند مسخره کنند می گفتند سیاه است. من هم سبزه بودم و اگرچه دوستم داشتند اما به شوخی به من می گفتند سیاه سوخته و زغال اخته و از این قبیل که تاثیر بدی روی من داشت. حتی به خاطر قد بلندم طعنه می زدند و لقبم درازعلی بود:rolleyes::p ظاهرا پدر و مادر شما هم به خاطر این جو تحت فشار بوده اند و طعنه می شنیده اند اما طرز برخورد با احساس بد خود را نمی دانستند. در مورد خاطرات مدرسه هم همین طور است. من خودم هم از مدرسه دل چندان خوشی ندارم. باورت می شود دائم خواب می بینم که مرا به دوران مدرسه برگردانده اند و می گویند باید دوباره شروع کنی :confused::rolleyes: اما می دانم که شیوه روتین تربیت بچه ها در آن دوران همین بود و یک عرف محسوب می شد حتی بچه ها طوری تربیت می شدند که فقط با این روش حرف گوش می کردند. خواهر من هم همیشه با من دعوا می کرد و با ناخن های برنده اش زخمی ام می کرد طوری که چند خط خونین به جا می گذاشت و بسیار با من بدرفتاری می کرد. اما من و او حالا ارتباط خوبی با هم داریم و من او را بخشیده ام اگرچه دوران کودکی را به کامم تلخ کرد:( پس دلیل تجربه های کودکی ات بدجنسی اطرافیانت نبود بلکه همان بود که جوانه توضیح داد. این کارها مثل الان بد تلقی نمی شد و رواج داشت. پس به خاطر دوران کودکی ات ناراحت نباش بلکه آن را تجربه ای از زندگی در یک دوره خاص این جامعه بدان. درست مثل یک فیلم مستند درباره ی دوران قدیم.
    اما مشکل حال حاضر شما. علاوه بر آن تجربه که گفتی فشار روحی که الان داری این مشکل را دامن می زند. شما برای برداشتن این فشار و درمان مشکلت باید علت آن را برطرف کنی. بر اساس نوشته هایت ارتباط خوبی با خانواده ات نداری و از همه اعضای خانواده ناراحتی و احساس بدی به آنها داری. تا وقتی این فشار روحی برداشته نشود به صورت خود ارضایی تخلیه خواهد شد. پس شما دوکار باید بکنی. اول اینکه حتما به متخصص روانپزشک مراجعه کن حتما حتما .و دوم با کمک بچه های این تالار مشکل خانوادگی ات را تخفیف بده. حتی اگر پنج درصد هم این کار بشود یا کمتر تاثیرش بسیار زیاد است.

    - - - Updated - - -

    اما پستی که جوانه گذاشت در مورد بخشش و گذشت پست خیلی خوبی بود که باید در مورد خانواده خود آن را به کار ببرید. در پست های شما این احساس بد نسبت به خانواده موج می زند. اما باید بگویم که آنها شما را دوست دارند اما به خاطر تفکرات غلط نتوانسته اند احساس خود را بروز دهند. اینکه پدرتان شما را کتک می زد به خاطر بد ذاتی نیست چون این گونه آموخته است که باید فرزند را کتک زد تا تربیت صحیح داشته باشد و کار خطا نکند. در ثانی درصد زیادی از مردان ایرانی داشتن فرزند پسر را ضرورت می دانند و دوست دارند هر چه زودتر پسردار شوند. علت اینکه پدرتان می گفته تو باید پسر می شدی همین بوده. اگر برادران شما زودتر و شما و خواهرتان بعد از آنها متولد می شدید این حرف ها را نمی زد. در مورد زیبایی هم من آن دوران را خوب به خاطر دارم. آن زمان آدم های سبزه بسیار زشت تلقی می شدند و هر کس را که می خواستند مسخره کنند می گفتند سیاه است. من هم سبزه بودم و اگرچه دوستم داشتند اما به شوخی به من می گفتند سیاه سوخته و زغال اخته و از این قبیل که تاثیر بدی روی من داشت. حتی به خاطر قد بلندم طعنه می زدند و لقبم درازعلی بود:rolleyes::p ظاهرا پدر و مادر شما هم به خاطر این جو تحت فشار بوده اند و طعنه می شنیده اند اما طرز برخورد با احساس بد خود را نمی دانستند. در مورد خاطرات مدرسه هم همین طور است. من خودم هم از مدرسه دل چندان خوشی ندارم. باورت می شود دائم خواب می بینم که مرا به دوران مدرسه برگردانده اند و می گویند باید دوباره شروع کنی :confused::rolleyes: اما می دانم که شیوه روتین تربیت بچه ها در آن دوران همین بود و یک عرف محسوب می شد حتی بچه ها طوری تربیت می شدند که فقط با این روش حرف گوش می کردند. خواهر من هم همیشه با من دعوا می کرد و با ناخن های برنده اش زخمی ام می کرد طوری که چند خط خونین به جا می گذاشت و بسیار با من بدرفتاری می کرد. اما من و او حالا ارتباط خوبی با هم داریم و من او را بخشیده ام اگرچه دوران کودکی را به کامم تلخ کرد:( پس دلیل تجربه های کودکی ات بدجنسی اطرافیانت نبود بلکه همان بود که جوانه توضیح داد. این کارها مثل الان بد تلقی نمی شد و رواج داشت. پس به خاطر دوران کودکی ات ناراحت نباش بلکه آن را تجربه ای از زندگی در یک دوره خاص این جامعه بدان. درست مثل یک فیلم مستند درباره ی دوران قدیم.
    اما مشکل حال حاضر شما. علاوه بر آن تجربه که گفتی فشار روحی که الان داری این مشکل را دامن می زند. شما برای برداشتن این فشار و درمان مشکلت باید علت آن را برطرف کنی. بر اساس نوشته هایت ارتباط خوبی با خانواده ات نداری و از همه اعضای خانواده ناراحتی و احساس بدی به آنها داری. تا وقتی این فشار روحی برداشته نشود به صورت خود ارضایی تخلیه خواهد شد. پس شما دوکار باید بکنی. اول اینکه حتما به متخصص روانپزشک مراجعه کن حتما حتما .و دوم با کمک بچه های این تالار مشکل خانوادگی ات را تخفیف بده. حتی اگر پنج درصد هم این کار بشود یا کمتر تاثیرش بسیار زیاد است.

  10. 2 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    roze sepid (جمعه 31 خرداد 92), مسافر زمان (شنبه 01 تیر 92)

  11. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام دوستاي گلو مهربونم نميدونم چرا از پستاتون گريم گرفت.
    امشب شرايط خوبي ندارم كه بشه حرف بزنم اما فردا مفصل براتون توضيح ميدم.
    ممنون از همتون.

  12. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام
    من نميخوام مشكلموزيادتر كنم.توسايت ترك رفتم ومقالاتشو خوندم وعمل كردم اما باتمام ترسي كه تو وجودم به وجود اومده باعث شده بيشتر مرتكب اشتباه بشم.
    ميشل عزيز من چند بار امتحانش كردم.براي من شنيدن چند جمله دوستانه بيشتر جواب ميده تا عضويت تو سايتي كه بيشتر افسردم كنه.
    حالا هر كس فكر ميكنه من گوش نميدم وفقط اومدم گپ بزنم اگر نميخواد نياد اينجا.
    من تو دنياي واقعي از پدرو مادرم كم نشنيدم كه گفتن به حرف بد ما گوش كن حتما موفق ميشي اما اونا فقط حرف زدن وفقط نيازهاشونو خواستن باوجود من برآورده كنن.
    من خودم آدمم وميدونم چي براي من جواب ميده ودر مورد چي شك دارم.


    نوپو محترم لطفا بيشتر از اين منو نترسونين.من كاري كردم داييم نياد خونمون.اما اگه قرار باشه دوباره اتفاقي بيفته اول اونو ميكشم وبعد خودمو.چون ديگه بچه نيستم وميتونم از خودم دفاع كنم.اون كاملا موضوعو فراموش كرده وهميشه ميگه ...از همه دختراي فاميل پاكتر ونجيبتره.اما من باهاش مثل غريبه هستم.من اگر به مامانم بعد اين همه سال حرفي بزنم (كه تازه هيچوقت بهش فكرم نكردم)اولين عكس العملش اينه كه منو محدود كنه يا بهم بي اعتماد بشه.تازه همه جا پر ميشه كه فلاني زير چادر چه كارا كه نكرده.ديگه چطور ثابت كنم كه بابا موضوع اين بوده؟حتما اون زمان به خاطر سنگيني نگاه بقيه خودكشي برام واجب ميشه.پس چون نميخوام گناهم بدتر از الان باشه نميتونم بگم.

    از همتون خواهش ميكنم نگين به حرف ما گوش نميدي.من تا جايي كه بهم ضربه نزنه به حرف همتون گوش ميدم اما باور كنين نميشه بعضي كارارو انجام بدم .چون خودمو تا حدودي شناختم.

    ميشل عزيز يكي از عذاباي من تو خونه اينه كه دوست ندارم به كسي بگم بهم پول بده.درصورتي كه ميدونم لب تر كنم حرفي نيست.اما پدرو مادرم كاري كردن فكر كنم هر وقت پول ميخوام يعني خودم عرضه ندارم در آمدي داشته باشم.تازه وقتي از برادرم پول ميگيرم مامانم انتظار داره پيش بچه هاش دولا راست بشم.يك بار براي خواهر كوچيكم دردو دل كردم اون گفت اگه مامانو بابا اين كارو بامن ميكردن تا الان زنده نبودم وخيلي به تو ظلم كردن.
    با اين همه هنري كه دارم وپول زيادي كه از هنرم به دست آوردم بازم با حرفاشون عذابم ميدن واسه همين نميتونم باهاشون خوبوخوش باشم.تازه فقط اين نيست.وقتي من درس دارم وخواهرم بالپ تاپش بازي ميكنه بازم مامانم براي هر كاري منو صدا ميزنه.اگه بگم نميكنم دلگير ميشه اگرم بگم باشه تمام كاراشو ميندازه رو دوش من.
    اينا رو نميگم كسي بگه واي چقدر مشكل داره ودلش براي من بسوزه.فقط ميگم تا بدونين وقتي ميگم بارها باكمك مشاور سعي كردم شرايطو تغيير بدم يعني واقعا سعي كردم.ديگه به هر مشاوري ميگم ميگه فقط احترامشونو نگه دارونمون توخونه.
    چطور نمونم تو خونه وقتي ميرم بيرونم باز بايد عذاب بكشم.
    از حالا به بعد نميخوام كسي بياد اينجا يا برام بنويسه.
    از همتون متشكرم كه كمكم كردين.

    - - - Updated - - -

    سلام
    من نميخوام مشكلموزيادتر كنم.توسايت ترك رفتم ومقالاتشو خوندم وعمل كردم اما باتمام ترسي كه تو وجودم به وجود اومده باعث شده بيشتر مرتكب اشتباه بشم.
    ميشل عزيز من چند بار امتحانش كردم.براي من شنيدن چند جمله دوستانه بيشتر جواب ميده تا عضويت تو سايتي كه بيشتر افسردم كنه.
    حالا هر كس فكر ميكنه من گوش نميدم وفقط اومدم گپ بزنم اگر نميخواد نياد اينجا.
    من تو دنياي واقعي از پدرو مادرم كم نشنيدم كه گفتن به حرف بد ما گوش كن حتما موفق ميشي اما اونا فقط حرف زدن وفقط نيازهاشونو خواستن باوجود من برآورده كنن.
    من خودم آدمم وميدونم چي براي من جواب ميده ودر مورد چي شك دارم.


    نوپو محترم لطفا بيشتر از اين منو نترسونين.من كاري كردم داييم نياد خونمون.اما اگه قرار باشه دوباره اتفاقي بيفته اول اونو ميكشم وبعد خودمو.چون ديگه بچه نيستم وميتونم از خودم دفاع كنم.اون كاملا موضوعو فراموش كرده وهميشه ميگه ...از همه دختراي فاميل پاكتر ونجيبتره.اما من باهاش مثل غريبه هستم.من اگر به مامانم بعد اين همه سال حرفي بزنم (كه تازه هيچوقت بهش فكرم نكردم)اولين عكس العملش اينه كه منو محدود كنه يا بهم بي اعتماد بشه.تازه همه جا پر ميشه كه فلاني زير چادر چه كارا كه نكرده.ديگه چطور ثابت كنم كه بابا موضوع اين بوده؟حتما اون زمان به خاطر سنگيني نگاه بقيه خودكشي برام واجب ميشه.پس چون نميخوام گناهم بدتر از الان باشه نميتونم بگم.

    از همتون خواهش ميكنم نگين به حرف ما گوش نميدي.من تا جايي كه بهم ضربه نزنه به حرف همتون گوش ميدم اما باور كنين نميشه بعضي كارارو انجام بدم .چون خودمو تا حدودي شناختم.

    ميشل عزيز يكي از عذاباي من تو خونه اينه كه دوست ندارم به كسي بگم بهم پول بده.درصورتي كه ميدونم لب تر كنم حرفي نيست.اما پدرو مادرم كاري كردن فكر كنم هر وقت پول ميخوام يعني خودم عرضه ندارم در آمدي داشته باشم.تازه وقتي از برادرم پول ميگيرم مامانم انتظار داره پيش بچه هاش دولا راست بشم.يك بار براي خواهر كوچيكم دردو دل كردم اون گفت اگه مامانو بابا اين كارو بامن ميكردن تا الان زنده نبودم وخيلي به تو ظلم كردن.
    با اين همه هنري كه دارم وپول زيادي كه از هنرم به دست آوردم بازم با حرفاشون عذابم ميدن واسه همين نميتونم باهاشون خوبوخوش باشم.تازه فقط اين نيست.وقتي من درس دارم وخواهرم بالپ تاپش بازي ميكنه بازم مامانم براي هر كاري منو صدا ميزنه.اگه بگم نميكنم دلگير ميشه اگرم بگم باشه تمام كاراشو ميندازه رو دوش من.
    اينا رو نميگم كسي بگه واي چقدر مشكل داره ودلش براي من بسوزه.فقط ميگم تا بدونين وقتي ميگم بارها باكمك مشاور سعي كردم شرايطو تغيير بدم يعني واقعا سعي كردم.ديگه به هر مشاوري ميگم ميگه فقط احترامشونو نگه دارونمون توخونه.
    چطور نمونم تو خونه وقتي ميرم بيرونم باز بايد عذاب بكشم.
    از حالا به بعد نميخوام كسي بياد اينجا يا برام بنويسه.
    از همتون متشكرم كه كمكم كردين.

  13. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (جمعه 31 خرداد 92)

  14. #9
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    يك موضوع ديگه اينه كه خواهر كوچكترم قبل من ازدواج كرد وفوق العاده بي ملاحظه وبي فكر بود توروابطش.من خودم قبول كردم ازدواج كنه پدرم راضي نميشد وميگفت اول تو وبعد اون.اما من ديدم اون هر روز بايك پسر دوست ميشه به خاطر اينكه ديگه تو خونه دعوا نباشه قبول كردم اما بعدش تو1.5 سال عقدش خيلي اذيتم كرد وخيلي شرايطو برام سخت كرد كه شروع كردم به درس خوندن وتونستم كمي از مسائلمو برطرف كنم.

  15. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (جمعه 31 خرداد 92)

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    میدونی برد وقتی تاپیکتو میخونم انگار داری خاطرات خودمو برام تعریف میکنی
    مهم اینه که تو قوی باشی
    این خوبه که تونستی با اون شدت بالای خود ارضایی تمرکز کنی و درس بخونی

    خود ارضایی هم یه غول بی شاخ و دم نیست میتونی ترکش کنی
    فقط باید باور کنی
    و به اون درجه نفرت برسی
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  17. 2 کاربر از پست مفید جوانه؟؟؟ تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (جمعه 31 خرداد 92), roze sepid (جمعه 31 خرداد 92)


 
صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. (کتاب من کودک من نويسنده : جان برادشاو) قابل توجه ani عزیز
    توسط s@h@r در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 30 تیر 91, 19:51
  2. هنر نويسندگي!
    توسط fnh63 در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 173
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 خرداد 91, 16:22
  3. سايت دکتر مصفا نويسنده کتاب تفکر زائد ،رابطه و .....
    توسط termeh در انجمن معرفی سایت های روانشناسی،مشاوره ازدواج و خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 28 تیر 88, 16:54
  4. هر فرشته اي که مي تونه و حرفي داره برا گفتن بنويسه و کمکم کنه .
    توسط چه کنم؟ در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 آذر 87, 10:39
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.