به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 59

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سلام
    اول اینکه از فاز مشاوره رفتن بیا بیرون.چون فعلا شما قراره رو رفتارهای خودت کار کنی.من بهت اطمینان میدم با بهبود رفتار خودت میتونی عصبانیت اونو کنترل کنی.باشه؟
    درمورد مشورت نکردن.میشه مثال برام بزنی که تو چه مواردی باهات مشورت نمیکنه؟جز اون مثال عروسی.احساسم اینه که زیادی حساسی.اول اینکه شما تو دوره عقدین و دوم اینکه گاهی لازم نیست درمورد همه چیز باهات مشورت کنه.
    راجع به صدا زدنت.چی صدات میزنه؟بازم حساسیت زیاد داری.
    لازمه این حساسیتهاتو کم کنی؟یه بار بهت گفتم به همه چی گیر میدی.این موضوع خیلی کم اهمیت تر از اونیه که بخوای بهش فکر کنی.
    اینم بگم برا بدست آوردن خیلی چیزا تو زندگیت باید صبر کنی و بعبارتی زیرپوستی عمل کنی.همسرت یه سری خصوصیت داره که چندین ساله همینطوری زندگی کرده.چطوری میتونه با حرف زدن تو درمورد اون موضوع عوض بشه.پس دیگه راجع به انتظاراتت اینقدر بهش نگو وقتی میبینی فایده نداره.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam_sh نمایش پست ها
    - - - Updated - - -
    حالا قبول که نوع محبتشون عوض میشه.ولی دیگه چرا اسممو صدا نمی کنه؟؟؟؟ با وجود این که میدونه من دوست دارم

    - - - Updated - - -
    چون یادش میره که دوست داری و یا عادت نداره.خیلی ساده ست.فکر نکن براش مهم نیستی که یادش میره.این تفاوت زن و مرده.

  2. کاربر روبرو از پست مفید reyhan تشکرکرده است .

    mohammad2012 (چهارشنبه 26 تیر 92)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 02:16]
    تاریخ عضویت
    1392-4-24
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    175
    سطح
    3
    Points: 175, Level: 3
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مریم خانومی عزیز و مهربون یه چیز دیگه بگم برای همین که نظر نمیخواد.
    شوهر منم میگه فلان کارو انجام دادم خیلی وقت پیش ، یا مثلا یه کارایی کردم توام خبر نداری ( خنده داره نه؟). میدونی در جواب ابن حرف نباید بگی چرا؟ مگه بین ما رازی هست و از این سوالا.
    باید بگی هر طور صلاح میدونی عزیزم، مشورت خواستی من همیشه هستم. این حرف پرچم پیروزیو میده دستت.شوهرت میفهمه که کارش لجبازی بوده و بعدها میبینی که میاد و خیلی مواردو بهت میگه.
    دلیل این کار هم اینه که یه جواریی میخوان اقتدار خودشونو ثابت کنن و کاریشم نمیشه کرد.
    اینم تاپیک من: خوشحال میشم کمکم کنی:
    http://www.hamdardi.net/thread-29159.html

  4. کاربر روبرو از پست مفید آواز تشکرکرده است .

    mohammad2012 (چهارشنبه 26 تیر 92)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 آبان 95 [ 16:17]
    تاریخ عضویت
    1392-3-20
    نوشته ها
    81
    امتیاز
    3,333
    سطح
    35
    Points: 3,333, Level: 35
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1

    تشکرشده 48 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان. من خودم خیلی اهل رفتن به مشاوره و ... اینا هستم.داشتم فکر می کردم که عصبی بودنش ساید با مشاوره یا روانکاوی حل بشه. اما همسر من اصلا اهل مشاوره و اینا نیست. چکار کنم که بیاد؟ او وقتی عصبی میشه از پشت تلفن واقعا دیگه نمیشه کنترلش کرد و مثلا من اگه کلاسی یا جایی باشم و اون عصبی باشه زنگ میزنه به من میگه همین الان از اونجا بیا بیرون . بدون اینکه فکر آبروی آدم باشه میخواد همون موقع با قلدر بازی کارش رو پیش ببره.آخه این که نشد که.آخرین باری که اینکارو کرد منم بهش گفتم از دست رفتارای بدت خسته شدم و باید راجع به رابطمون فکر کنم و ازش خواستم زنگ نزنه. 2 ساعت بعد زنگ زده منم جوابشو دادم. میگه خب حالا خودتو لوس نکن!!!! بعدشم گفت اون موقع عصبانی بوده و دلش برای من تنگ شده بوده. آخه شما بگین چطوری مبتونه رفتارش بهتر بشه و عصبانیتشو کنترل کنه ؟

  6. کاربر روبرو از پست مفید maryam_sh تشکرکرده است .

    mohammad2012 (چهارشنبه 26 تیر 92)

  7. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 آبان 95 [ 16:17]
    تاریخ عضویت
    1392-3-20
    نوشته ها
    81
    امتیاز
    3,333
    سطح
    35
    Points: 3,333, Level: 35
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1

    تشکرشده 48 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چشم . آخه رفته بود یه وام بگیره اما با منم مشورت نکرده بود. میگفت تو چیکار داری. آخه زندگی مشترکه دیگه به منم مربوطه کارای اون. ریحان اگه من همین اول زندگی ازش محبت دریافت نکنم، پس دیگه کی؟

  8. کاربر روبرو از پست مفید maryam_sh تشکرکرده است .

    mohammad2012 (چهارشنبه 26 تیر 92)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    اول اینکه نگفتن وام زیاد مهم نیست فعلا چون تو عقدین.اما بهتر بود که مشورت میکرد.حالا راهکار چیه؟مطمئنا این نیست که بری بهش بگی چرا بهم نگفتی یا از این به بعد بهم بگو.حداقل درمورد همسر شما این راه جواب نمیده.به نظر من فعلا اصلا به این موضوعات فکر نکن.الان تمرکزت رو این باشه که رابطتونو خوب مدیریت کنی.بهش خالصانه محبت کنی.آرومش کنی.طوری که یاد بگیری چطور باهاش برخورد کنی که دیگه کم عصبانی بشه و وقتی هم عصبانی شد(چون یه وقتایی بالاخره پیش میاد)چطور آرومش کنی که بددهنی نکنه.کم کم باید اون بعد شخصیتشو تغییر بدی و مطمئن باش این توانایی رو داری.
    پس فعلا این مورد مشورتو بیخیال شو و اصلا دیگه راجع بهش حرف نزن.
    همسرت انگار درمورد هر چیزی که بهش تذکر میدی بیشتر مقاومت میکنه و سعی میکنه بازم کارشو تکرار کنه(اینطور که من متوجه شدم)

    - - - Updated - - -

    اما راجع به محبت
    چرا میگی همسرت بهت محبت نمیکنه؟
    بازم حدسم اینه که شما یه چیزایی مد نظرته و بارها ازش خواستی همون هارو برات انجام بده و همونطوری که میخوای بهت محبت کنه.
    ببین عزیزم قشنگیش به اینه که هر طور دوست داره بهت محبت کنه.تو هم به همون روشی که خودت میخوای بهش محبت کن.شاید با گذشت زمان روش تاثیر بذاری اما نه اینکه هی بهش بگی فلان چیزو دوست دارم.فلان کارو برام انجام بده.
    حالا یه کم توضیح بده دقیقا چی ازش میخوای؟آیا اون هیچ محبتی بهت نمیکنه؟و شما چه چیزهایی رو مصداق محبت میدونی؟

  10. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    ببخشید خانم ریحان ولی محبت یک تعریف بیشتر نداره...
    هر زنی و هر مردی محبت رو میدونه تعریفش چیه
    مثلا زنی که برای شوهرش غذا درست نکنه، به ظاهر خودش نرسه به ظاهر خونه نرسه ینی محبت نداره حالا هر چیم بگه من جور دیگه محبت میکنم فایده ای نداره...
    مرد هم باید برای زنش کار کنه هواشونو داشته باشه و محبت کلامی و غیر کلامی داشته باشه اگر اینا نباشه به شکل دیگه چطوری میخواد محبت خودش رو نشون بده.

    البته محبت باید دو طرفه باشه نه یه طرفه

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  11. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 آبان 95 [ 16:17]
    تاریخ عضویت
    1392-3-20
    نوشته ها
    81
    امتیاز
    3,333
    سطح
    35
    Points: 3,333, Level: 35
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1

    تشکرشده 48 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    در کل نسبت به روزای اولم و با کمک حرفای شما از حساسیتم خیلی کم شده و یه کوچولو موقع دعوا یادم میاد که باید شرایطو کنترل کنم از این موضوع خوشحالم.به نظر من اونم باید از من می پرسی چه نوع محبتایی رو دوس دارم. ولی خب حالا که نمی پرسه کاریش نمیشه کرد.اون خیلی اهل این جور صحبتا و کلا اهل مذاکره و گفتگو در جهت بهبود روابطمون نیست و این چیزا رو مسخره می کنه(دقیقا برعکس من).من دوس دارم لااقل مثه قبل بهم زنگ بزنه محبت کلامی داشته باشه ابراز کنه.(دوس نداشتم که مدل محبت کردنش عوض شد)میدونی چیه؟ با خودش فکر میکنه که وقتی عقد کردیم خب پس دیگه زندگیمون چیز جالبی نداره و تموم شد(اینو چند بار خودش گفته که وای چقد زود گذشتو عقد کردیم و زندگیمون از نقطه ی اوجش گذشت)کلا احساسش اینه. یه خورده از تب و تاب عشق افتاده که البته گفتی طبیعیه اما نمیدونم برا من چرا طبیعی نمیشه.اوایل عقد دلش خیلی دلش تنگ می شد و می اومد میدیدم اما الان یک هفتس همو ندیدیم و دیشب بهش گفتم بیا پیشم گفت خستم حالشو ندارم.فکنم کلا خانمها بعد از عقد بیشتر وابسته میشن تا آقایون. من خودم دختر حساس و عاطفی و رومانتیکی هستم و همیشه دوس داشتم همسرمم رمانتیک بود ولی نیست.منتها نگران خودمم که یهو نخام این احساساتو رمانتیک بودنو سرکوبش کنم چون از طرف اون زیاد چیزی نمی بینم.

  12. کاربر روبرو از پست مفید maryam_sh تشکرکرده است .

    reyhan (چهارشنبه 26 تیر 92)

  13. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    خوبه که تغییر کردین ولی به نظر باید دو طرفه باشه تغییرات..
    ببینین روی ایشون چقدر این تغییرات اثر گذاشته

    ولی در مورد احساس باید بگم منم احساسی هستم ولی خانمم اصلا نسبت به دخترا رمانتیک نیست و حتی از احساسی بودن من گله میکنه و میگه خیلی رمانتیکی . اون خیلی جدیه و فقط موقع هایی که کنار هم هستیم یه چیزایی بروز میده ولی محبتش اصلا در حد و اندازه ای نیست که منو راضی کنه
    میخوام بگم بعضیا اینطورین دیگه کلا محبتشون به روش خودشونه ولی من اینطوری حقیقتش نمیپسندم.
    الان خودم خیلی مشکل دارم و واقعا خسته شدم از دست رفتارش

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  14. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    شوهرت الان تو شرایط بدیه.درسته؟از لحاظ مالی یا کاری.
    این مسئله خیلی رو آقایون تاثیر میذاره.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad2012 نمایش پست ها
    خوبه که تغییر کردین ولی به نظر باید دو طرفه باشه تغییرات..
    ببینین روی ایشون چقدر این تغییرات اثر گذاشته
    آدم در درجه اول باید رو خودش تمرکز کنه.من خودم بدون اینکه ذره ای انتظار تغییر همسرم رو داشته باشم کلی رابطه مون رو تغییر دادم و اون هم با تغییر من،روز به روز تغییر کرد

  15. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 آبان 95 [ 16:17]
    تاریخ عضویت
    1392-3-20
    نوشته ها
    81
    امتیاز
    3,333
    سطح
    35
    Points: 3,333, Level: 35
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1

    تشکرشده 48 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    باور کن راجع به کارش با من حرفی نمیزنه و تزش اینه که من ناراحت نشم. شرایط بی تاثیر نیست اما کلا اخلاقش همینجوری بوده

    - - - Updated - - -

    من کنارشم آرامش بهش میدم باهاش مهربونم اذیتش نمی کنم گیر نمیدم همیشه به خانوادش احترام گذاشتم اما از اون تغییر محسوسی نمی بینم

    - - - Updated - - -

    اکثر اوقات گیر دادن اون بوده بحث و فحش و دعوا. ریحان چقد طئل می کشه اون تغییر کنه. من یاد ندارم اذیتش کرده باشم یا به قول معروف پا رو دمش بزارم


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.