سلام بر همگی
بچه ها نامردم ازم خواست با ه واسه مدت طولانی بریم یه جایی...ولی ازونجایی که قرار بودد روزه بگیرم (قبلش خونوادم میدونستن روزه میگیرم)بهش گفتم نمیتونم بیام به دلیل روزه گرفتن ولی ناراحت شد خیلی زیاد.میدونین بخدا اگه خدا بخواد و با تلاش و از خودد گذشتگی همسرم اوضاع میخواد بهتر بشه بهترین کار اینه که فعلا تا مساعد شدن اوضاع زیاد با هم نریم بیرون (یه شرایطی هست که شاید شما الان متوجه ش نشین ولی فعلا بنظرم بهترین کار همینه هرچند باب میل همسرم نیس)....همین الان همسرم بدون اینه یکلام بامن حرف بزنه از خونه ما رفت!حتی خدافظی هم نکرد...میدونم خیلی عصبی و ناراحته که بحرفش گوش ندادم ولی من قبلش هماهنگ کردم اون بخرجش نمیره...بنظرتون چطور باهاش اشتی کنم؟میترسم بهش اسمس یا زنگ بزنم اوضارو بدتر خراب کنم...میشه لطف کنین بگین تو این شرایط راهکار مناسب چیه؟؟؟؟؟؟؟؟لطفا






چرا هیشکی نمیگه با این جو متشنج چیکار کنم؟چطور برخورد کنم که مشکلی پیش نیاد؟یا مهمتر اینکه با نامزدم و مخصوصا خونوادم چه برخوردی داشته باشم در حال حاضر همه منو مقصرم میدونن حتی اومدن نامزدم با خونوادشو میگن من مقصرم که میان اینجا و انگار نه انگار اصلا به رو خودشون هم نمیارن


علاقه مندی ها (Bookmarks)