به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 85
  1. #41
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    رفتم دادگاه هرچی گفتم منو ببر گوش نکرد و یه بهونه آورد
    گفت ببرمت خودتو میزنی در و دیوار و میری ازم شکایت میکنی و از این حرفا
    در نهایت گفت این دادگاه ملاقات فرزند و قاضی هم رای داد که هر 5شنبه 3ساعت بیاد بچه رو بگیره و ببره همیین

    دلمو بیخود خوش کردم که منو میبره

    - - - Updated - - -

    دلم گرفته
    آخه چرا قاضیا مردن؟
    آخه چرا حق و به حق دار نمیدن؟
    میگه اگه مشکلتون فقط سر کار رفتنه خوب نرو میگم خرجی نمیده میگه وظیفشه بره کار کنه پول در بیاره
    میگم بابا چرا وقتی 2تایی میتونیم کار کنیم باهم خوش باشیم فقط یه نفره بره سرکار میگه تو بری سرکار پولتو بهش نمیدی
    میگم قسم خوردم کارت حقوقیمو بهش بدم کتاب قانون درمیاره میگه زن اختیار مالشو داره میتونه نذاره کسی بهش دست بزنه
    میگم شرط ضمن عقد گذاشتم میگه شرط گذاشته باش قانون میگه زن باید پیش شوهرش باشه تو هم برو شمال سرکار
    میگم من بومی اینجام شمال استخدامم نمیکنم تازه این آقا نمیذاره برم آزمون دم بازم حرف خودشو میزنه
    میگم بابا شرط ضمن عقد گذاشتم که به این مشکلات بر نخورم میگه اول عقد کردید(صیغه خونده شده )بعد شرط و امضا کردید تازه شوهرمم ادعا کرد که من نخونده امضا کردم

    دلم خیلی گرفته
    میگم 2هفته نیومده بچه رو ببینه
    طفلکی همسر میگه چشم چپم چرک کرده انقدر گریه کردم مثل حضرت یوسف(منظورش حضرت یعقوب بود) نتونستم بیام آدم شاخ در میاره!!
    میگه حفاظت بهم گیر داده چرا زنت خونه نیست تنها چیکار میکنی؟ برام حرف درآوردن! دلم میخواست بگم تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزهاااااااا

    میگه تا کی غذای یخ زده بخورم یعنی فقط آشپز میخواد

    میگه یه حونه گرفم کنار رودخونه تجن خیلی قشنگه میگم بابا بیا منو ببر رو میکنه به قاضی میگه بیاد خودشو میکوبونه به در و دیوار
    میگه زنه دیوونه است زده همه شیشه های خونرو شکسته
    نمیدونم آخر میخواد یا نه

  2. #42
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بهار جان من خودم انقدر حالم خراب بود که با خوندن تاپیک تو بدتر شد.عزیزم من یه چیزی رو نفهمیدم.یعنی شما میخوای یه شهر دیگه بری سر کار و محل زندگیتون یه شهر دیگه باشه؟ اگه سرکار نرید شوهرتون واقعا قبول میکنه با شما زندگی کنه؟تا به حال باهاش صحبت کردید که چرا نمیخواد شما سرکار برید؟

  3. #43
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    یاسمینا جان چرا؟ دیرو کلا روز نحسی بود

    من میخوام تو شهرستان محل تولدم برم سر کار محل کار شوهرم تو شمالِ توی دعوای قبلی مادرشوهرم فرستادش تا منو اذیت کنه!
    نه عزیزم منو دوست نداره از اولم منو نمیخواست کار بهونست
    من خرم عاشق شدم دوستش دارم حاضرم با هر شرایطی باهاش زندگی کنم
    از خودم متنفرم

  4. #44
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام بهار جانشما چرا از خودت متنفریشما میگید کار براش بهونه است خوب پس این بهونه رو از دستش بگیرید.منظور از اینکه گفتید از اول شما رو نمیخواست یعنی ایشون مخالف ازدواج با شما بودند؟ همش به خودت این باور رو بده که دوستت داره هر چند میدونی دوستت نداره.اگه یکذره گذشت ما زنا رو مردا داشتند دنیا گلستون میشد.باهاش صحبت کنید بگید بخاطر زندگیمون بخاطر اینکه تو کمتر خسته بشی میخوام برم سر کار میخوام کمک خرجت بشم.اگه قبول نکرد بگو خیلی خب هر چی تو گفتی اینکه باهات زندگی کنم از کارم که خیلی دوستش دارم میگذرم اگه حضوری همو نمیبینید تلفن یا پیامک کنیدوشمارو نمیدونم ولی اگه من جای شما بودم خودم میرفتم سر خونه زندگیم.فکر کنم من زیادی گیجم

  5. #45
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    نه واقعا مخالف نبود قبلا هم گفتم از خداشه که برم سرکار ولی بخاطر آخرین برخوردم با مامانش پاشو کرده تو کفش میگه نه
    روز آخری که میخواستم بیام تمام این حرفارو بهش گفتم اگه یه دلیل موجه می آورد قبول میکردم اما چون گفت به خاطر مامانم نه منم لج کردم و اومدم
    خودش بهم گفته بود که من نمیخواستمت بخاطر شغل پدرم چون انقلابیِ و شوهرم مخالف انقلاب (نباید حرف سیاسی بزنم )

  6. #46
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بهار جان خیلی سخته ولی اگه میشد میرفتید خونه مادرشوهرتون وسنگهاتون رو از هم وا میکردید به نظرم خوب میشد البته نظر شخصی منه.شما هم که حساسیت شوهرتون نسبت به مادرش میدونید خونسرد باشید و صبر داشته باشید دایم از مادرش تعریف کنید.نمیشه که تا آخر شما خونه بابات باشی و ایشون خونه مامانش در صورتی که هنوز اسماتون تو شناسنامه همدیگست.به دخترت فکر کن.من مشکلات بدتر از شما داشتم که نمیتونم همشو بیان کنم یه نمونه اش رو برات میگم.(شوهر مرحوم من عین همسر شما رو خانوادش خیلی حساس بود گاهی وقتا سرزده به خونمون میومدند و من هم که به مقدار خودمون غذا داشتم مادرشون میگفتند یعنی زنت نباید واسه ما ارزش قایل بشه انتظار داشتند همون لحظه دوباره غذا درست کنم بعد از اینکه میرفتند شوهرم منو میگرفت به باد کتک که چرا براشون غذا درست نکردی من هم سکوت میکردم.یا دایم مادرش منو تحقیر میکرد که میتونستیم واسه پسرمون بهترین زن رو ببریم حتی دخترای تو فامیل رو نشون میداد میگفت خیلی دوست داشتیم این عروس ما بشه ولی نشد من باز هم سکوت میکردم و بیجهت عذرخواهی میکردم )خیلی سخته که ببینی داری تحقیر میشی ولی سکوت کنی ولی اگه منم کل کل میکردم شوهر مرحومم منو یک دقیقه نگه نمیداشت.همیشه از مادرش تعریف میکردم.هیچ وقت دلخوریهایی که از مادرش داشتم رو به روش نمیاوردم.اونم همیشه میگفت مثل مادر من پیدا نمیشه منم حرفاشو تایید میکردم.من تونستم زندگیمو حفظ کنم شما باید زندگیتو مدیریت کنی.حرف دیگران کشکه ولش کن.قلق شوهرت تو دستت باشه.فرصتت رو از دست نده اخه تو واقعا عاشقانه زندگیتو دوست داری.برگرد سر خونه زندگیت.همین که رفتی مادرشوهرت رو دعوت کن تا باهم اشتی کنید.نگو نمیتونم نگو حوصلشو ندارم.شما میتونی. شما موفق میشید فقط باید همت کنی بهارم.بازم میگم نظر شخصیم بود

  7. #47
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    خدایا خودت شاهدی که من دارم خودمو به آب و آتیش میزنم تا زندگیمو درست کنم
    خدایا خودت شاهدی حاضرم از همه چیزم بگذرم برای دخترم
    خدایا خودت میدونی که حق با کیه
    خدایا به این طفل معصوم رحم کن

    - - - Updated - - -

    بچه من داره یه طرف خودشو میکشه بخاطر من
    من یه طرف دیگه دارم زجر میکشم و گریه میکنم
    اون خانووم که اسم خودشو میذاره مادر قهقه مستانه سر میده که تونسته منو آزار بده

    - - - Updated - - -

    خدایا از اون چوبایی که میگن صدا نداره بزنی دوا نداره بزن برای مادرشوهرم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط محیا 67 نمایش پست ها
    سلام بهار شما چقدر دلتون از مادرشوهرتون پره دعاهات باحال بود خیلی خندم گرفت
    محیا جان نمیدونم وضعیت شما چطوریه اما امیدوارم مشکل نداشته باشی یا اگه داری حل شده باشه

    خیلی داغوونم برام دعا کن

    - - - Updated - - -

    از 5شنبه ها متنفرم

  8. #48
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بهارم آروم باش خانمم انقدر خودتو اذیت نکن. یه خورده به خودت فکر کن نازنینم.اینطوری که تو پیش میری چیزی ازت باقی نمیمونه.ببین اونا چقدر خوشحالند تو هم شاد باش مهربونم خودتو نباز به خدا توکل کن.بهت قول میدم بزودی سرشون به سنگ میخوره فقط شما صبرتو بیشتر کن.هر چند گفتن این حرفا راحته ولی عملش سخته.شما لیاقتشو داری شما میتونی.اگه اینا میخواند لجتو در بیارند تو خونسرد باش هر چی حساسیت نشون بدی بیشتر لذت میبرن دوست دارند بیشتر زجرت بدند.یعنی به اینا هم میشه گفت بشر(آه مظلوم اثر کند شب نکند سحر کند)خداااا پس کی؟؟؟

    - - - Updated - - -

    بهارم آروم باش خانمم انقدر خودتو اذیت نکن. یه خورده به خودت فکر کن نازنینم.اینطوری که تو پیش میری چیزی ازت باقی نمیمونه.ببین اونا چقدر خوشحالند تو هم شاد باش مهربونم خودتو نباز به خدا توکل کن.بهت قول میدم بزودی سرشون به سنگ میخوره فقط شما صبرتو بیشتر کن.هر چند گفتن این حرفا راحته ولی عملش سخته.شما لیاقتشو داری شما میتونی.اگه اینا میخواند لجتو در بیارند تو خونسرد باش هر چی حساسیت نشون بدی بیشتر لذت میبرن دوست دارند بیشتر زجرت بدند.یعنی به اینا هم میشه گفت بشر(آه مظلوم اثر کند شب نکند سحر کند)خداااا پس کی؟؟؟

  9. #49
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    مرسی یاسمینا ی خوبم
    دیروز خیلی داغون بودم الان بهترم برام دعا کن دیگه کم آوردم
    یاد حرفاش جلو قاضی میوفتم خندم میگیره به قاضی میگه این زن بسازیه خودت میفهمی چی میگی؟ اگه من بسازم پس چرا نمیای دستمو بگیری ببری!
    چی از جون من و بچه میخواهی؟
    اشتباه نمیکنم شوهرم خوبه این مامانشه که بدش میکنه خدا سر دخترش که عزیز ترین کسشه بیاره
    به شوهرم میگه برو دختر بیار جلو چشم زنت ... کن الهی که برای دختر خودش بیاارن

  10. #50
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما اگه هفته ای یه بار همسرتون رو میبینید اگه شرایط فراهم میشد که با آرامش و بدون استرس باهم صحبت میکردید خیلی خوب میشد.بد نیست مادرش هم خودشو به یه روانپزشک نشون بده چیزخورش کردن.بازم میگم خودتو نباز.فقط رو شوهرت کار کن اون زنیکه رو ول کن اصلا جزو آدم حسابش نکن ولی باهاش کل کل نکن.ظاهرتو حفظ کن.دخترت چند سالشه گلم؟


 
صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ایا برای تامیین اینده ام…"""…… بیمه عمر ……"" تصمیم و گزینه درستی هست؟؟؟
    توسط عروس خوشبخت در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 اسفند 95, 21:30
  2. خوشبختی یعنی "رضایت"
    توسط khaleghezey در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 14 شهریور 94, 17:40
  3. توصیه نوروزی یک روانپزشک: نه "چاقی" خانمها را به روی شان بیاورید، نه "کچلی" مردها را
    توسط khaleghezey در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 فروردین 93, 13:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.