به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 43 , از مجموع 43
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 بهمن 92 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    2,394
    سطح
    29
    Points: 2,394, Level: 29
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان
    ممنونم از کامنتهای همتون
    آقای 141 تاپیک شما رو خونده بودم و دیدم چقدر شبیه هستیم...راستش منم مثل شما نمیتونستم بگم نه، نمیدونم چی بود که نمیذاشت بگم نه، اون باری هم که گفتم نه ،از ته دلم نبود، برای همین پشیمون شدم و دلم میخواست برگرده...من به خودم زمان دادم، تو این مدت هم همش از خدا میخواستم اگه به صلاحم هست ،مهرش رو به دلم بندازه....خب این اتفاق افتاد و تو این مدت اخلاق و رفتارش خیلی روم تاثیر گذاشت ،الان حس میکنم خیلی برام جذاب هست و هی فکر میکنم من چرا جذابیت هاش رو نمیدیدم؟..البته تا بعد محرم و صفر هم قراره صحبت کنیم و بیرون بریم و بیشتر آشنا بشیم

    اون خیلی از معیارای منو داره ، شاید همین عامل باعث شد بیشتر فکر کنم...و البته الان فکر میکنم عامل اصلی شک و تردیدم، مقایسه صددرصد چهره اش با دوست سابقم بود، خب من که نمیتونستم یکی عین اون پیدا کنم! و البته مشاورمم خیلی کمکم کرد
    در مورد دوست سابقم هم، ما رابطه آنچنانی نداشتیم ، ولی رابطه عاطفی چرا. در مورد گفتنش به خواستگارم هم خیلی مشورت کردم و در نهایت به این رسیدم که چیزی نگم. مشاورمم گفت وقتی خودش در این مورد چیزی ازت نپرسیده نیاز نیست بگی، اگر هم پرسید خیلی خلاصه و کلی بگو که آره همچنین کسی بود، ولی جور نبودیم و ...تموم شد و رفت ، اونم الان ازدواج کرده.
    گفت اصلا وارد جزییات نشو.

    گفتن نداره، ولی راستشو بخواین من بارها توبه کردم...بیشتر به خاطر عذاب هایی که تو این مدت کشیدم، خیلی پشیمون بودم که ای کاش، همون اول به هم میزدم، نه بعد این مدت. اهل رابطه دوستی هم نبودم....نمیدونم چرا ادامه میدادم...به هرحال هرکسی تو زندگیش اشتباهاتی میکنه.

    خانم ne11، دوست خوبم ،تصمیم درستی گرفتی که میخوای زمان بدی به خودت، اصلا استرس و نگرانی نداشته باش ،هیچکس نیست که بخواد تو رو مجبود به این ازدواج بکنه، یا حتی بگه که ازدواج نکن.....به خواستگارت هم بگو به مدت آشنا بشیم تا بتونیم تصمیم قطعی بگیریم، دلیل بیار ،بگو دو تا آدم باید با روحیات هم آشنا بشن ،بببینن به درد هم میخورن یا نه...تو این مدت میبینی که برات خوشآیند هست یا نه
    به نظر من همکلاسیت ، رو فراموش کن ،چرا که صرف نظر ازینکه احتمالا از لحاظ خانوادگی چور نباشید، رابطه ای هم باهم ندارید که بخوای منتظرش بمونی، بدون اینکه ذره ای به همکلاسیت فکر کنی یا مقایسه اش کنی ،خواستگارتو بررسی کن...ایشالله هرچی خیر و صلاحت باشه عزیزم

    - - - Updated - - -

    سلام دوستان
    ممنونم از کامنتهای همتون
    آقای 141 تاپیک شما رو خونده بودم و دیدم چقدر شبیه هستیم...راستش منم مثل شما نمیتونستم بگم نه، نمیدونم چی بود که نمیذاشت بگم نه، اون باری هم که گفتم نه ،از ته دلم نبود، برای همین پشیمون شدم و دلم میخواست برگرده...من به خودم زمان دادم، تو این مدت هم همش از خدا میخواستم اگه به صلاحم هست ،مهرش رو به دلم بندازه....خب این اتفاق افتاد و تو این مدت اخلاق و رفتارش خیلی روم تاثیر گذاشت ،الان حس میکنم خیلی برام جذاب هست و هی فکر میکنم من چرا جذابیت هاش رو نمیدیدم؟..البته تا بعد محرم و صفر هم قراره صحبت کنیم و بیرون بریم و بیشتر آشنا بشیم

    اون خیلی از معیارای منو داره ، شاید همین عامل باعث شد بیشتر فکر کنم...و البته الان فکر میکنم عامل اصلی شک و تردیدم، مقایسه صددرصد چهره اش با دوست سابقم بود، خب من که نمیتونستم یکی عین اون پیدا کنم! و البته مشاورمم خیلی کمکم کرد
    در مورد دوست سابقم هم، ما رابطه آنچنانی نداشتیم ، ولی رابطه عاطفی چرا. در مورد گفتنش به خواستگارم هم خیلی مشورت کردم و در نهایت به این رسیدم که چیزی نگم. مشاورمم گفت وقتی خودش در این مورد چیزی ازت نپرسیده نیاز نیست بگی، اگر هم پرسید خیلی خلاصه و کلی بگو که آره همچنین کسی بود، ولی جور نبودیم و ...تموم شد و رفت ، اونم الان ازدواج کرده.
    گفت اصلا وارد جزییات نشو.

    گفتن نداره، ولی راستشو بخواین من بارها توبه کردم...بیشتر به خاطر عذاب هایی که تو این مدت کشیدم، خیلی پشیمون بودم که ای کاش، همون اول به هم میزدم، نه بعد این مدت. اهل رابطه دوستی هم نبودم....نمیدونم چرا ادامه میدادم...به هرحال هرکسی تو زندگیش اشتباهاتی میکنه.

    خانم ne11، دوست خوبم ،تصمیم درستی گرفتی که میخوای زمان بدی به خودت، اصلا استرس و نگرانی نداشته باش ،هیچکس نیست که بخواد تو رو مجبود به این ازدواج بکنه، یا حتی بگه که ازدواج نکن.....به خواستگارت هم بگو به مدت آشنا بشیم تا بتونیم تصمیم قطعی بگیریم، دلیل بیار ،بگو دو تا آدم باید با روحیات هم آشنا بشن ،بببینن به درد هم میخورن یا نه...تو این مدت میبینی که برات خوشآیند هست یا نه
    به نظر من همکلاسیت ، رو فراموش کن ،چرا که صرف نظر ازینکه احتمالا از لحاظ خانوادگی چور نباشید، رابطه ای هم باهم ندارید که بخوای منتظرش بمونی، بدون اینکه ذره ای به همکلاسیت فکر کنی یا مقایسه اش کنی ،خواستگارتو بررسی کن...ایشالله هرچی خیر و صلاحت باشه عزیزم

  2. #42
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 93 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1392-8-10
    نوشته ها
    71
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    14

    تشکرشده 148 در 55 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط 141985 نمایش پست ها
    دوستان عزیز صدف و rud از حرف من ناراحت نشین ولی بعضی از افراد به خصوص دختران روی حرفای ما حساب می کنن و کافیه که با حرفمون ته دلشونو خالی کنیم اون وقت شاید با یه حرف کوچیک یه ازدواج مقدس و خوب به سرانجام نرسه
    ازدواج مقدس و خوب؟!

    ازدواجی که از ظاهر طرف مقابل بدش میاد و فقط به خاطر موقعیتش می خواد باهاش ازدواج کنه، از کی مقدس و خوب هست؟!

    کافی هست که طرف مقابلش حقیقت رو بفهمه، میره، پشت سرش رو هم نگاه نمی کنه.

  3. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 آذر 92 [ 00:15]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    293
    سطح
    5
    Points: 293, Level: 5
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    تبریک

    به شما به خاطر توبه کردن تبریک می گم باور کن هر کسی لیاقت نداره.
    برخلاف نظر مشاور من می گم حالاکه رابطه جنسی نداشتی حتی اگه پرسید بگو نه نداشتم چون شما الان دیگه هیچ گناهی نداری و پاک پاکی
    تقیه هم برای همین روز هاست، البته این حرف آقای دهنویه حرف خودم نیست
    امید وارم خوشبخت بشی- برای خوشبختی همه جونها دعا کن


    به حرف این سبک مغرها هم گوش نکن- این دوستان بی ادب رو می گم


 
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 آبان 94, 19:18
  2. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 تیر 93, 10:16
  3. پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 بهمن 92, 14:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.