تنهایی عزیز،
همسر شما مشکل داره. کسی نمی گه ایشون بی عیب و ایراده و همه ایرادها از شماست.
توی خونه بدون محبت زن زندگی کردن، اخلاقهای خاص پدرشون، مشکلات کار و درآمد، مشکل جنسی ...
اینها همه عواملی هست که دست به دست هم می ده، تا ایشون رفتار مناسبی نداشته باشه.
نظر من این هست که می تونی زندگیت را خوب کنی، اگر بخواهی.
ولی اول خودت باید این حس مقایسه و تحقیر شدگی را از خودت دور کنی.
شما خیلی بهشون محبت می کنی ولی دائم حس تحقیر داری. توقعات برآورده نشده داری.
دلخور می شی. با شوهرت بگو مگو می کنی و ...
یه چیز دیگه که من حس کردم، این هست که شما انگار با سه مرد همزمان زندگی می کنید (ببخشید اینطور نوشتم. منظورم از نظر محرم نامحرمی نیست)
همزمان هر محبتی می کنی به هر سه می کنی. هر توقعی داری از هر سه داری.
مرزی بین رابطه خودت با همسرت، و دو مرد دیگه اون خانواده نذاشتی.
البته ضعف این مساله بیشتر در رابطه با شوهرت هست. به نظرم باید بیشتر به شوهرت نزدیک بشی.
رابطه تون را صمیمانه تر و دوستانه تر کنی.
شما مثل یک عضو خانواده 4 نفره هستی تو اون خانواده.
در حالی که باید شما دونفر، حریمتون، خانواده تون و ... کاملا جدا باشه.
برای ساده ترین مشکلاتت با همسرت، به بابا شکایت می کنید (مث خواهر برادر توی یه خونه)
با آمدن جاری جدید، خدا را شکر زحمات شما کمتر می شه.
سعی کن فاصله ات را بیشتر کنی.
شاید پدرشوهر هم به فکر ازدواج بیفته.
ببخشید زیاد شد. البته هنوز نصفش مونده 
کاش عضو بشی یا فرشته مهربان یا مدیر بیان تاپیکت، مشکل شخص شما را بررسی کنند و راه حل بدن.
به شرط این که عمل کنی. اگر بتونی اشکال شخصیتی ات را برطرف یا کنترل کنی، عالیه.
به طلاق فکر نکن و حرفش را هم نزن.
تو هیچ تلاشی برای زندگیت نکردی، اشکالش هم به نظر من قابل رفعه.
طلاق آخرین راه هست، نه اولین.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)