به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 119
  1. #41
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بالاخره تکلیف بچه ات چه می شود؟ چه تصمیمی برایش داری ؟

  2. #42
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آذر 94 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1392-8-09
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    2,683
    سطح
    31
    Points: 2,683, Level: 31
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,932

    تشکرشده 348 در 164 پست

    Rep Power
    35
    Array
    متاسفم بهار جان من پستم مال کس دیگری بوده و وارد صفحه شما شده
    من فقط می دونم هه ما تواین دنیا مورد امتحان قرار می گیریم....و خداوند خودش گفته که امتحان هر کس در حد توان اونه....
    عزیز توکلت رو به خدا کن و جلو برو حتما سر بلند بیرون میای از این امتحان

  3. کاربر روبرو از پست مفید کاغذ بی خط تشکرکرده است .

    بهار_68 (جمعه 23 خرداد 93)

  4. #43
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    نوپو گرامی تا تکلیف خودم مشخص نشود نمیتوانم برای آن طفل معصوم مشخص کنم که چه میشود من یه کار خیلی بدی کردم که اونو از خودم دور کردم الان دیگه به اون شرایط عادت کرده اگه.بخواهم بگیرمش بیارم پیش خودم قانونی میتونم اما نگران اونم که باز وارد یه محیط تازه میشه تا بره به من عادت کنه باز باباش یه کاری میکنه باز یه شرایط جدید به وجود میاره هی بگیر و ببند باعث میشه خیلی ضربه بخوره

    اون مشاوره که رفته بودم میگفت بچه تو یه سنیه که عادت میکنه بعد هم فراموش میکنه اما بگیر ببند خیلی به بچه ضربه وارد میکنه شما هم اگه واقعا صلاح دخترتونو میخوایین از حق خودتون بگذرید بذارید تا با یکی باشه
    و قرار بود هراز چندگاه من با حضور پدرش بچه رو ببینم که دوبار دیدم این هفته هم میخواستم ببینم که اینجوری شد

  5. #44
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به جای مشاور با وکیل صحبت کنید. شاید بتوانید در قبال مهریه حضانت بچه را بگیرید. شاید هم بتوانید با توجه به سابقه چاقو کشی پدرش ثابت کنید که صلاحیت ندارد. حتی اگر شده یک پولی هم به پدرش بدهید و دخترتان را بگیرید ضرر نکرده اید. مشاور می داند زندگی با یک پدر آنرمال و مادربزرگی که وصفش کردید و از همه بدتر نامادری که خواهد آمد چگونه خواهد بود ؟ می خواهید دخترتان ناهنجاری های پدرش را به ارث ببرد ؟ بیخود خودتان را نترسید و مادر بچه تان باشید. یک مادر برای بچه اش در دل آتش هم می رود چه برسد به دادگاه. من مثل دختر شما در فامیل خودم دوتا داشته ام و می دانم که دخترتان چه سختی هایی خواهد کشید. می دانم که هیچ چیز بدتر از دوری مادر نیست و انسان هیچ گاه کمبود مهر مادر را فراموش نخواهد کرد حتی اگر مادرش را نشناسد. می دانم که چیزی که انسان را در سختی های زندگی نجات می دهد مهر و محبت مادر است. همین الان اگر به من بیست و شش ساله بگویند مادرت می خواهد از تو جدا شود دق می کند حالا یک دختربچه چه حسی دارد وقتی مادرش حضور ندارد. به اشک های دختر معصومتان فکر کرده اید؟ هیچ فکر کرده اید که وقتی می بیند بچه های دیگر با مادرشان در خیابان راه می روند دست هم را می گیرند مادر آنها را به مهد کودک و مدرسه می برد و می بوسد تا مغز استخوانش آتش می گیرد؟ حتی به احتمال زیاد به افسردگی و تنش های عصبی مبتلا خواهد شد و در نوجوانی بسیار در خطر انحراف قرار می گیرد ؟
    خواهش می کنم هر تصمیمی گرفتید ، به هیچ عنوان از دخترتان نگذرید .

  6. #45
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    نوپوگرامی از تذکرت ممنونم
    من این بحث رو توی تاپیک قبلیم هست با توجه به شناختی که من از همسر و اخلاقش دارم گرفتن بچه از وی نه تنها مایه آرامش دخترم نمیشود بلکه بیشتر در کش مکش قرار میگیرد و زجر می بیند
    بچه را میکند اسباب انتقام گرفتن از من هرروز به بهانه بچه دعوا راه می اندازد و کارهای دیگر

    تجربه شو دارم وقتی بچه پیش من بود دیدم که چقدر اذیت شد تاپیکهای میخواهم شوهرم را راضی کنم برای آشتی بخوانید و ببینید که چه حالتهایی داشتم بعد از ملاقات ها پنج شنبه هیچ وقت فراموش نمیکنم که من و بچه توی کلانتری دداشتیم گریه میکردیم مادر شوهرم داشت پوزخند میزد

    - - - Updated - - -

    نوپوگرامی از تذکرت ممنونم
    من این بحث رو توی تاپیک قبلیم هست با توجه به شناختی که من از همسر و اخلاقش دارم گرفتن بچه از وی نه تنها مایه آرامش دخترم نمیشود بلکه بیشتر در کش مکش قرار میگیرد و زجر می بیند
    بچه را میکند اسباب انتقام گرفتن از من هرروز به بهانه بچه دعوا راه می اندازد و کارهای دیگر

    تجربه شو دارم وقتی بچه پیش من بود دیدم که چقدر اذیت شد تاپیکهای میخواهم شوهرم را راضی کنم برای آشتی بخوانید و ببینید که چه حالتهایی داشتم بعد از ملاقات ها پنج شنبه هیچ وقت فراموش نمیکنم که من و بچه توی کلانتری دداشتیم گریه میکردیم مادر شوهرم داشت پوزخند میزد

  7. 2 کاربر از پست مفید بهار_68 تشکرکرده اند .

    کاغذ بی خط (جمعه 23 خرداد 93), veis (شنبه 24 خرداد 93)

  8. #46
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با این حال من فکر نمی کنم آدمی که با بچه اش این کار را می کند به خوبی از او نگهداری کند و بلایی سر بچه ات می آید . از چه می ترسی. از کلانتری ؟ خوب رفتی کلانتری بعد هم آمدی . کش مکش بدتر است یا اینکه یک بچه دست این آدم ها بیافتد ؟ من تاپیک های قبلی ات را خوانده ام و میدانم شوهرت و مادرش چه خصوصیاتی دارند و میدانم که این آقا دستش به هر که برسد ضرب و شتم می کند. چنین آدمی فقط یک بچه ناهنجار و آنرمال بار می آورد که احتمال هر آسیبی از بیماری روانی بگیر تا انحراف برای او هست. محکم بایست کسی نمی تواند کاری بکند. اگر خودت بخواهی هیچ کسی نمی تواند کاری بکند. کش مکش هایی که گفتی در مقابل مصیبت هایی که من دیده ام بر سر این بچه ها می آید هیچ است.

    - - - Updated - - -

    دوست داری بچه ات از دست پدرش یا نامادری کتک بخورد؟

    - - - Updated - - -

    دوست داری بچه ات گریه کند و مادرشوهرت از همان پوزخندها تحویلش بدهد و بچه از ترس به خودش بلرزد و شما نباشی که دفاع کنی ؟

    - - - Updated - - -

    همین الان چرا بچه ات به بیمارستان رفته است؟ گیریم که این دفعه شوهرت دروغ گفته باشد اما یک دفعه این اتفاق افتاده است ؟ واقعا چرا ؟

    - - - Updated - - -

    من ازدواج نکرده ام و بچه ای ندارم اما یک زنم و حس مادری در همه زن ها هست. من حاضرم به خاطر حفظ بچه ام هرکاری بکنم حتی توی آتش بروم. اگر چیزی به من هویت می دهد همان غیرت مادرانه است . نه تنها من که بقیه زنها هم همین هستند و هیچ چیز جای غریزه مادری و محافظت از بچه را برایشان نمی گیرد. پس بیخودی خودت را نترسان و به جای گریه محکم بایست و در چشمان آنها نگاه کن.

  9. #47
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    نوپو گرامی
    اگر خودم را به آب و آتش بزنم برای بچه شوهرم برای بیشتر اذیت کردن من اورا از من دورتر و دورتر میکند ولی اگر نسبت به بچه بیتفاوت نشان دهم خودش بچه را برایم می اورد این خصوصیت اکثر آدمهاست
    این تجربه به من ثابت شده دوماه سراغی از وی و از بچه نگرفتم راضی شد بیایید برای مشاوره ولی اکنون که سراغ میگیرم این بازخوردهای زننده را دارد
    نه تنها بچه را نمیاورد بلکه با کلامهایش مرا آزار میدهد

    اکنون زمانش نیست هرگاه کار به جاهای باریک کشید تمام تلاشم را میکنم تا دخترم را نزد خود بیاورم قول میدهم

  10. 5 کاربر از پست مفید بهار_68 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 24 خرداد 93), martin98 (شنبه 24 خرداد 93), کاغذ بی خط (جمعه 23 خرداد 93), بانوی خیال (جمعه 23 خرداد 93), صبا_2009 (جمعه 23 خرداد 93)

  11. #48
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بله منم منظورم وقتی بود که کار به جاهای باریک کشید و همسرت خواست جدا شود. اما الان که چیزی معلوم نیست تصمیم درستی گرفته ای .

  12. #49
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    شما برو و از نزدیک بچتو ببین . به حرف کسی هم کاری نداشته باش بچت رو ببین به خاطر خودت و خودش نه مسایل دیگه
    این علاوه براین که بهت آرامش میده که کنار بچت هستی حسن های دیگه هم داره . همسرت هم به خاطر بچه میاد پیشت . رفتارهای الانش رو نبین الان عصبانیه ...
    ولی اگه همین طوری دور از بچه باشی علاوه براین که خودت آرامش ندار ی و هیچ کی برای دخترت مادر نمیشه ، همسرت هم با خودش میگه اون حتی بچش رو که جگر گوشه اش هست رها کرده و اینطوری انگیزه همسرت برای آشتی کردن کمتر میشه
    نذار دیر شه ...
    رو رفتارها و کارهای الان تصمیم گیری های قطعی انجام میشه
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟
    ویرایش توسط zendegiye movafagh : شنبه 24 خرداد 93 در ساعت 15:02

  13. کاربر روبرو از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده است .

    سرگشته دوست (چهارشنبه 15 مرداد 93)

  14. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 فروردین 94 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1392-9-16
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    1,144
    سطح
    18
    Points: 1,144, Level: 18
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 38 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من از اول تاپیک هاتو خوندم. ببین اوضاع زندگی من خیلی از تو بدتره ولی یک لحظه هم بچمو از خودم دور نمی کنم. با هر سختی هم باشه بزرگش میکنم الان پدرش هیچ پولی نمیفرسته و منم خیلی مشکل مالی دارم.اینا رو گفتم که بگم دخترتو چرا از خودت دور کردی.من مشاور نیستم ولی یه مادرم بچه خیلی به مادر احتیاج داره چطور دلت اومد بچه دو ساله رو خیلی راحت بدی پدرش و نبینیش.

  15. 2 کاربر از پست مفید مهسانه تشکرکرده اند .

    zendegiye movafagh (شنبه 24 خرداد 93), سرگشته دوست (چهارشنبه 15 مرداد 93)


 
صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 بهمن 96, 14:47
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 11:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.