RE: من حساسم با اون بی معرفته ؟؟؟
یک کم نه و خیلی هم مقصره پونه جون. دو روزه همدیگرو ندیدیم . باور می کنی دلم نمی خواد ببینمش. دو روز از قولش نگذشته ولی دیروز که تلفنی حرف زدیم بازم می گه من که نمی تونم فامیلم رو دور بندازم . نمی شه که خانمم!!! می دونید برای همسرم و خانوادش اصلا مهم نیست که من خونه اونا بروم یا نه ولی مهمونی فامیلی چرا. چون آبروشون جلوی فامیل می ره عروسشون نباشه، چون همه مادرشو می شناسن.
به خدا خسته شدم. یک مدت می خواهم کار به کار هیچ کدومشون نداشته باشم. شاید باور نکنی 40 روز از عقدم گذشته ولی امروز که داشتم فیلمشو می دیدم کلی به خودم لعنت فرستادم که این چه کاری بود کردی نازنین. همسرمو دوست دارم ولی هر چی باشه همسرم هم توی همون خانواده و دست پرورده همون زنه. نمی دونم. واقعا نمی دونم...
روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...
هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)