به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 67
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 آبان 02 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    10,507
    سطح
    68
    Points: 10,507, Level: 68
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 343
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون ازتون
    در رابطه با روابط جنسی بیشتر ایشون پیش قدم میشدن و تا حالا اصلاااا جواب نه نشنیدن و باهاشون همکاری کردم. من تو خونه لباسای باز می پوشم ولی از نظر ایشون تکراری بوده ولی هیچ وقت هیچی نگفته چون میگه مرد غرور داره.
    بهم میگه غر زدی و انقدری که محبت کردم محبت ندیدم. در صورتی که من ذاتا و کلا آدم مهربونی هستم. اجازه درد دل کردن و بازگو کردن مسائل روزانه ام رو بهم نمیداد میگفت علاقه ای ندارم بشنوم.
    در مورد تحقیر کردن هم تو یکسال اخیر هم فحاشی می کرد و هم بی محلی و اصلا درکم نمی کرد.
    نظر دوستاش براش مهم هست و کلا تمام مبنای زندکیش اونها هستن که متأسفانه به خاطر شرایط کاریش اکثرشون خانوم هستن!! و من اصلا نباید مشکل داشته باشم. البته من حساس نبودم ولی به نظرم کارم اشتباه بوده و می بایست حساس می بودم. احساس می کنم خاله زنک شده به خاطر همین روابطش.
    محیط خونه سرشار از انرژی منفیه و در حدی هست که حتی یک لیوان آب از گلوم پایین نمیره و من هر روز وزنم رو داره میاد پایین.
    من بیشتر کارهای ایشون رو به مادرم و خواهرم میگم . شاید اشتباه باشه ولی واقعا در حال انفجارم.
    بهم گفت یا مثل بچه آدم یه چیزی بهت میدم و بعدش طلاقت میدم یا وکیل میگیرم و هیچی هم گیرت نمیاد.
    من عمرا برای طلاق اقدامی نمی کنم ولی واقعا دوست ندارم تو این خونه بمونم ظرفیتم پر شده.
    باور کنید طلاق برای من راه نجات نیست و من اصلا آدمی نیستم که بگم آخ جون طلاق میگیرم و بعدش آزادیه و رفیق بازی و بی بند و باری. طلاق برای من مرگه. پشت تلفن انقدر باهام بد صحبت می کنه که اصلا نمی تونم بهش زنگ بزنم. وقتی فهمیدم بهم خیانت کرده حتی یکبار هم عذر خواهی نکرد و همش میخواد منو مقصر جلوه بده. من اصلا نمیذارم خانوادم باهاش بد صحبت کنن چون برعکس اون دلم نمیخواد پلهای پشت سرم رو خراب کنم. با خانوادش هم بد صحبت نکردیم تا حالا. اگه من طلاق رو قبول نکنم به نظرتون تو دادگاه میتونه به زور طلاقم بده؟
    در مورد ایراد دیگه که بهم میگیره اینه که میگه من روابط و زندگی رو بی در و پیکر میخوام ولی تو در چهار چوب میخوای. به خدا زندگی و روابط بی در و پیکر نمیشه. خدایا نمیشههههه

  2. 2 کاربر از پست مفید saharnaz تشکرکرده اند .

    szd (پنجشنبه 13 آذر 93), واحد (پنجشنبه 06 آذر 93)

  3. #42
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 20:54]
    تاریخ عضویت
    1393-7-27
    نوشته ها
    151
    امتیاز
    3,246
    سطح
    35
    Points: 3,246, Level: 35
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    104

    تشکرشده 313 در 129 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز کاربر سحرناز

    دوست من طلاق برای شما ناگوار هست ولی بهتره بدونی برای شوهر شما هم ناگوار هست . شاید امروز خودش این رو نفهمه ولی بعد از طلاق هست که این موضوع رو لمس میکنه . طلاق برای مرد هم خیلی درد آور خواهد بود . البته شما به سوالات من جواب ندادی تا بهتر بتونم موضوع رو درک کنم . . .

    طلاق دقیقاً مثل قطع عضو هست . بسیار ناگوار و بسیار درد آور . ممکنه شوهر شما الان نفهمه ولی یک رازی رو بزار برات بگم : اگر تو خوب باشی و طلاق به خاطر بدی اون اتفاق بیوفته ، بعد از طلاق خودش خودش رو بازخواست و حتی نابود میکنه. امروز شاید اینها رو نفهمه ولی وجدان رو شوخی نگیرید. هر چقدر جلوی شما نمایش بده و خودش رو بیخیال یا قوی نشون بده ، باور نکن!

    اگر طلاق تقصیر اون باشه ، بعداً خونریزی روحی میکنه . شاید غرورش هیچوقت اجازه نده که اعتراف کنه ولی در فضایی تاریک و غمبار فرو میره و تنها کسی که میتونه اون رو نجات بده شما خواهی بود . پس بدون که اگر شما انسان خوبی باشی و اون بد باشه ، آنچنان قدرتی پیدا میکنی که خودت شگفت زده خواهی شد . فقط عجول نباش!!!

    این خدا هست که قادر واقعی هست . اگر شما آدم خوبی باشیی ، خدا بخشی از قدرتش رو به شما میده ولی این آیه قرآن یادت باشه : «براستی که خدا با شکیبایان است»

    در اینجا قرآن نمیگه که مثلاً خدا «دوستدار» شکیبایان است یا اینکه نمیگه خدا شکیبایان رو «یاری» میکنه . بلکه از کمه عجیبی استفاده میکنه : «با»

    یعنی اگر آدم خوبی باشی «با خدا در یک تیم» قرار میگیری!!!!!!!!!!!!!!!

    به نظر تو تیم خدا برنده نمیشه؟؟؟؟؟؟؟

  4. 8 کاربر از پست مفید بهزاد10 تشکرکرده اند .

    ali -guilan (چهارشنبه 28 آبان 93), saharnaz (یکشنبه 11 آبان 93), sanjab (یکشنبه 11 آبان 93), szd (پنجشنبه 13 آذر 93), فردیس (شنبه 01 آذر 93), واحد (یکشنبه 11 آبان 93), رویای پر کشیدن (چهارشنبه 05 آذر 93), سرگشته دوست (دوشنبه 12 آبان 93)

  5. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 آبان 02 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    10,507
    سطح
    68
    Points: 10,507, Level: 68
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 343
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تا جایی که سوالات شما رو متوجه شدم بهش جواب دادم.
    من اصلا نمیگم آدم بدیه ولی واقعا این اشتباهاش انقدر بزرگه که زندگی خودش و من رو داغون میکنه. من سپردم دست خدا. باورتون میشه حتی وقتی اطرافیانم بهم میگن مهرتو بگیر و حق و حقوقت رو بگیر حالم از اون پول به هم میخوره؟ چون اون مهریه نیست دیه منه. بهم میگه من برای ازدواج زود تصمیم گرفتم و تو هولم کردی. انقدر ابراز دلتنگی کردی که هول شدم!!

    باور کنید بارها بین من و دوستاش , دوستاش رو انتخاب کرده و خیلی جاها چون بهم گفته بود که درد دل نکنم براش در حال انفجار بودم ولی همش تو خودم ریختم. خوب اینا تو رفتار آدم تأثیر نمیذاره؟ من دوست داشتم حداقل حرفامو بشنوه. نه خودش حرفاشو میزده نه میذاشت من حرفامو بزنم.

    من حتی بیشتر از توانم در حق خودش و خانوادش خوبی کردم ؛ اصلا نمیتونم بپذیرم حقم این باشه. نه تحقیرش کردم, نه مقایسش کردم, نه به خودش و خانوادش توهین کردم؛ با وجود تمام این روابطش نه محدودش کردم ؛ حالا باید حقم این باشه؟

  6. 3 کاربر از پست مفید saharnaz تشکرکرده اند .

    ali -guilan (چهارشنبه 28 آبان 93), szd (پنجشنبه 13 آذر 93), واحد (یکشنبه 11 آبان 93)

  7. #44
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 20:54]
    تاریخ عضویت
    1393-7-27
    نوشته ها
    151
    امتیاز
    3,246
    سطح
    35
    Points: 3,246, Level: 35
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    104

    تشکرشده 313 در 129 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط saharnaz نمایش پست ها
    ممنون ازتون
    در رابطه با روابط جنسی بیشتر ایشون پیش قدم میشدن و تا حالا اصلاااا جواب نه نشنیدن و باهاشون همکاری کردم. من تو خونه لباسای باز می پوشم ولی از نظر ایشون تکراری بوده ولی هیچ وقت هیچی نگفته چون میگه مرد غرور داره.
    بهم میگه غر زدی و انقدری که محبت کردم محبت ندیدم. در صورتی که من ذاتا و کلا آدم مهربونی هستم. اجازه درد دل کردن و بازگو کردن مسائل روزانه ام رو بهم نمیداد میگفت علاقه ای ندارم بشنوم.
    در مورد تحقیر کردن هم تو یکسال اخیر هم فحاشی می کرد و هم بی محلی و اصلا درکم نمی کرد.
    نظر دوستاش براش مهم هست و کلا تمام مبنای زندکیش اونها هستن که متأسفانه به خاطر شرایط کاریش اکثرشون خانوم هستن!! و من اصلا نباید مشکل داشته باشم. البته من حساس نبودم ولی به نظرم کارم اشتباه بوده و می بایست حساس می بودم. احساس می کنم خاله زنک شده به خاطر همین روابطش.
    محیط خونه سرشار از انرژی منفیه و در حدی هست که حتی یک لیوان آب از گلوم پایین نمیره و من هر روز وزنم رو داره میاد پایین.
    من بیشتر کارهای ایشون رو به مادرم و خواهرم میگم . شاید اشتباه باشه ولی واقعا در حال انفجارم.
    بهم گفت یا مثل بچه آدم یه چیزی بهت میدم و بعدش طلاقت میدم یا وکیل میگیرم و هیچی هم گیرت نمیاد.
    من عمرا برای طلاق اقدامی نمی کنم ولی واقعا دوست ندارم تو این خونه بمونم ظرفیتم پر شده.
    باور کنید طلاق برای من راه نجات نیست و من اصلا آدمی نیستم که بگم آخ جون طلاق میگیرم و بعدش آزادیه و رفیق بازی و بی بند و باری. طلاق برای من مرگه. پشت تلفن انقدر باهام بد صحبت می کنه که اصلا نمی تونم بهش زنگ بزنم. وقتی فهمیدم بهم خیانت کرده حتی یکبار هم عذر خواهی نکرد و همش میخواد منو مقصر جلوه بده. من اصلا نمیذارم خانوادم باهاش بد صحبت کنن چون برعکس اون دلم نمیخواد پلهای پشت سرم رو خراب کنم. با خانوادش هم بد صحبت نکردیم تا حالا. اگه من طلاق رو قبول نکنم به نظرتون تو دادگاه میتونه به زور طلاقم بده؟
    در مورد ایراد دیگه که بهم میگیره اینه که میگه من روابط و زندگی رو بی در و پیکر میخوام ولی تو در چهار چوب میخوای. به خدا زندگی و روابط بی در و پیکر نمیشه. خدایا نمیشههههه
    خوب حالا بهتر میتونم موضوع رو درک کنم !!!!!

    شوهر شما خیلی هم آدم درست و حسابی نبوده. متاسفم ولی هنوز طلاق رو توصیه نمیکنم!

    در خصوص رابطه جنسی با توجه به مطلبی که گفتید از نظر من مشکل خاصی نبوده . . .

    در خصوص اینکه فرمودید «بهم میگه غر زدی و انقدری که محبت کردم محبت ندیدم» این حرفش حرف درستی نیست و بیشتر از اینکه یک مشکل بزرگ باشه یک مساله عادی در زندگی زناشویی هست و ایشون داره بهانه گیری میکنه . . .

    در خصوص فحاشی هیچوقت نباید چنین حقی به خودش بده ولی این به این معنی نیست که شما حق مقابله به مثل داشته باشی!!!!!!!!!!!!!! همیشه حرمت نگه دار ولی در مقابل بی حرمتی های اون هم پذیرش نداشته باش . . .

    نوشتی که «من بیشتر کارهای ایشون رو به مادرم و خواهرم میگم . شاید اشتباه باشه ولی واقعا در حال انفجارم.» اینکار شما خطا هست و باعث میشه از درحال انفجار به انفجار واقعی نزدیک تر بشید!!!!!!!!!!!!

    اینکه گفته «بهم گفت یا مثل بچه آدم یه چیزی بهت میدم و بعدش طلاقت میدم یا وکیل میگیرم و هیچی هم گیرت نمیاد.» نشونه بدی هست! ایشون در حال فکر کردن جدی به زندگی با زنان یا دختران دیگه هست و شاید لا ابالی بودن و بی بندوباری رو دوست داره که حتماً اینکارش حماقت هست ولی 20 یا 30 سال دیگه میفهه . . .

    نوشتی که «وقتی فهمیدم بهم خیانت کرده حتی یکبار هم عذر خواهی نکرد و همش میخواد منو مقصر جلوه بده.» خوب این بسیار بسیار نشونه بدی هست! اینکار ایشون تباه کردن اعتماد شما و به پرتگاه بردن زندگی مشترک هست . بسیار متاسفم . . .

    نوشتی که : «من اصلا نمیذارم خانوادم باهاش بد صحبت کنن چون برعکس اون دلم نمیخواد پلهای پشت سرم رو خراب کنم.» این نشان دهنده عقل و شعور شماست در نهایت ما همه روزی زیر خاک میریم. اگر در این دنیا نتیجه خوب بودن رو ندیدی که به نظر من خواهی دید، خداوند مزد شما رو بصورت کامل خواهد داد . من که یقین دارم!

    نوشتی که : «در مورد ایراد دیگه که بهم میگیره اینه که میگه من روابط و زندگی رو بی در و پیکر میخوام ولی تو در چهار چوب میخوای» ببخشید ها ولی ایشون داره چرت و پرت میگه! این ایراد ایشون هست نه ایراد شما . . .

    بزار جمع بندی کنم : شما باید فقط به توصیه ها و راهکارهای لینک زیر عمل کنی :

    برگشت از طلاق یا برگشت از جدایی - می خواهید همسرتان که شما را ترک کرده برگردد؟؟

    2 تا 3 ماه صبر کن و فقط اقدامات لینک فوق رو اجرا کن. بعدش برگرد و دقیقاً تغییرات ایشون یا اتفاقات جدیدی که افتاده رو به من بگو . شوهر شما داره حماقت میکنه و البته ظلم! ولی شما عاقل باش و ایشون رو نجات بده . بدون اگر نجاتش ندادی نتیجه حماقت و ظلم دامنش رو خواهد گرفت . . .


    نقل قول نوشته اصلی توسط saharnaz نمایش پست ها
    تا جایی که سوالات شما رو متوجه شدم بهش جواب دادم.
    من اصلا نمیگم آدم بدیه ولی واقعا این اشتباهاش انقدر بزرگه که زندگی خودش و من رو داغون میکنه. من سپردم دست خدا. باورتون میشه حتی وقتی اطرافیانم بهم میگن مهرتو بگیر و حق و حقوقت رو بگیر حالم از اون پول به هم میخوره؟ چون اون مهریه نیست دیه منه. بهم میگه من برای ازدواج زود تصمیم گرفتم و تو هولم کردی. انقدر ابراز دلتنگی کردی که هول شدم!!

    باور کنید بارها بین من و دوستاش , دوستاش رو انتخاب کرده و خیلی جاها چون بهم گفته بود که درد دل نکنم براش در حال انفجار بودم ولی همش تو خودم ریختم. خوب اینا تو رفتار آدم تأثیر نمیذاره؟ من دوست داشتم حداقل حرفامو بشنوه. نه خودش حرفاشو میزده نه میذاشت من حرفامو بزنم.

    من حتی بیشتر از توانم در حق خودش و خانوادش خوبی کردم ؛ اصلا نمیتونم بپذیرم حقم این باشه. نه تحقیرش کردم, نه مقایسش کردم, نه به خودش و خانوادش توهین کردم؛ با وجود تمام این روابطش نه محدودش کردم ؛ حالا باید حقم این باشه؟
    نه حق شما این نیست! ایشون داره از روی جهل و هوس ، مرتکب ظلم به شما و گناه میشه . شکی در اشتباه بودن اعمال ایشون نیست بلکه موضوع روی اقدامات شما هستش .

    نوشتی که : «من اصلا نمیگم آدم بدیه» ولی بزار بگم : شاید ذاتاً بد نباشه ولی رفتارش افتضاح و اوج حماقت و کوته فکری هست . این خوبی شما بود که نگفتی بده . هیچوقت هم نگو اون ذاتاً بده! بگو آدم خوبی که داره خطا میکنه . . .

    نوشتی که : «حتی وقتی اطرافیانم بهم میگن مهرتو بگیر و حق و حقوقت رو بگیر حالم از اون پول به هم میخوره؟» خوب این هم نشون از بلوغ و خوبی شما دارهو اطرافیان چون دلشون برای شما میسوزه دوست دارن شوهرتون رو تحت فشار بزارن ولی این توصیه اونها کودکانه هست و از روی لجبازیه و جواب خاصی هم نمی گیرید مگر ارضاء شدن حس لحظه ای انتقام! بعدش هم که اوضاع بدتر میشه و بدتر . بعدش هم افسردگی و عواقب طلاق . . .

    فقط یک جمله غلط نوشتی : «من حتی بیشتر از توانم در حق خودش و خانوادش خوبی کردم» نه این رو قبول ندارم! توان شما برای نجات یک انسان خطاکار که از بد روزگار شوهر شما هم شده ، بسیار بسیار فراتر از تصور خوت هست! اگر ایشون رو نجات بدی ، زندگی مشترکت رو هم نجات دادی و با خشنودی خدای بزرگ زندگی خواهی کرد . . .
    ویرایش توسط بهزاد10 : یکشنبه 11 آبان 93 در ساعت 12:43

  8. 3 کاربر از پست مفید بهزاد10 تشکرکرده اند .

    sanjab (یکشنبه 11 آبان 93), szd (پنجشنبه 13 آذر 93), واحد (یکشنبه 11 آبان 93)

  9. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 آبان 02 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    10,507
    سطح
    68
    Points: 10,507, Level: 68
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 343
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    واقعا ممنونم آقای بهزاد. برادرانه و انساندوستانه بهم جواب دادید. هفته بعد شنبه وقت مشاور داریم. میخوام علاوه بر من و خانواده و دوستام یکی دیگه هم پیدا بشه که بهش بگه که این کارش حماقته. شاید باورتون نشه ولی بارها خانواده و دوستان خودش بهش گفتن ما همیشه میگیم تو شانس آوردی که یه همچین زنی داری. من تمام درآمدم رو تو خونه صرف کردم. حتی یه ریال جدا پول ندارم. ایشون هم همینکارو کردن ولی بهم میگه باید از من متشکر باشی! ایشون یه زن محصل , کارمند, خانه دار میخواسته که خصوصیات همه اینا رو تمام و کمال داشته باشه.
    من مدت 5 ماهه دارم همه چیز رو تحمل می کنم و حتی یک بار هم قهر نکردم برم. بهم حق بدید کم طاقت شده باشم. بعد از مشاوره که هفته بعد وقت داریم خدا میدونه زندگیه من به چه سمتی میره. ولی فقط توکلم به خداس. خداشاهده حتی دلم نمیاد نفرینش کنم. مادرم هم اگه نفرین کنه باهاش برخورد می کنم و همش میگم اصلا دوست ندارم این قضیه سر عزیزانش بیاد. فقط از خدا میخام اگه به صلاحمه برگرده وگرنه فقط بهم صبر بده که بتونم طلاق رو بپذیرم.

    در ضمن اون لینکی رو که شما گذاشتید رو هم قبلا خونده بودم و دارم الان اجراش می کنم.

  10. کاربر روبرو از پست مفید saharnaz تشکرکرده است .

    szd (پنجشنبه 13 آذر 93)

  11. #46
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 20:54]
    تاریخ عضویت
    1393-7-27
    نوشته ها
    151
    امتیاز
    3,246
    سطح
    35
    Points: 3,246, Level: 35
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    104

    تشکرشده 313 در 129 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط saharnaz نمایش پست ها
    واقعا ممنونم آقای بهزاد. برادرانه و انساندوستانه بهم جواب دادید. هفته بعد شنبه وقت مشاور داریم. میخوام علاوه بر من و خانواده و دوستام یکی دیگه هم پیدا بشه که بهش بگه که این کارش حماقته. شاید باورتون نشه ولی بارها خانواده و دوستان خودش بهش گفتن ما همیشه میگیم تو شانس آوردی که یه همچین زنی داری. من تمام درآمدم رو تو خونه صرف کردم. حتی یه ریال جدا پول ندارم. ایشون هم همینکارو کردن ولی بهم میگه باید از من متشکر باشی! ایشون یه زن محصل , کارمند, خانه دار میخواسته که خصوصیات همه اینا رو تمام و کمال داشته باشه.
    من مدت 5 ماهه دارم همه چیز رو تحمل می کنم و حتی یک بار هم قهر نکردم برم. بهم حق بدید کم طاقت شده باشم. بعد از مشاوره که هفته بعد وقت داریم خدا میدونه زندگیه من به چه سمتی میره. ولی فقط توکلم به خداس. خداشاهده حتی دلم نمیاد نفرینش کنم. مادرم هم اگه نفرین کنه باهاش برخورد می کنم و همش میگم اصلا دوست ندارم این قضیه سر عزیزانش بیاد. فقط از خدا میخام اگه به صلاحمه برگرده وگرنه فقط بهم صبر بده که بتونم طلاق رو بپذیرم.

    در ضمن اون لینکی رو که شما گذاشتید رو هم قبلا خونده بودم و دارم الان اجراش می کنم.
    خوب خدا رو شکر که دارید اون لینک رو اجرا میکنید . چون بجز اون به نظر من راهی نیست . . .

    راستی از توصیه های مشاورهای بی سواد بترسید! از توصیه های مشاورهایی که تئوری های غربی یادگرفتن بترسید. بیشتر خراب میکنن تا بسازن! من این قشر رو میشناسم و پیش خیلی هاشون رفته بودم با همسر سابقم . مثلاً خیلی راحت میگن که شما بهتره جدا بشید!!! آیا وضع زن مطلقه در جامعه ما مثل وضع زن غربی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    گفتید که «میخوام علاوه بر من و خانواده و دوستام یکی دیگه هم پیدا بشه که بهش بگه که این کارش حماقته» . دارید اشتباه بسیار بدی میکنید!!!!!!!!!!!!

    نزارید کسی به شوهر شما بگه احمق حتی اگر احمق ترین فرد روی کره زمین باشه!!!!!!!!! اصلاً موضوع رو به دیگران توسعه ندید. فقط خراب تر میشه . در ضمن شوهر شما با حرف هیچکسی درست نمیشه . فقط با «اقدامات عاقلانه و صبورانه شخص شما» درست میشه . ولاغیر!

    هیچ جمله جادویی وجود نداره که بوسیله اون همسرتون اصلاح بشه. هیچ دکمه ای در همسرتون کارگذاری نشده که با زدن اون دکمه ، فوراً اوضاع بهبود پیدا کنه . راهش «صبوری در اجرای اقدامات عاقلانه» هست . اینکه فکر کنید راهکارهای اون لینک رو یکبار انجام بدید کافی نیست . . .

    اینکه کار رو به جلسه مشاوره روز شنبه بسپارید خیلی نا امیدم میکنه! مشاورهای ما اکثرشون یا بی سواد هستن یا کاسب! اگر باسواد باشن باز هم توی دانشگاه تئوری های غربی رو مطالعه کردن و تئوری هایی که اونا خوندن با فرهنگ ، نژاد و رسوم ما جور در نمیاد . . .

    ممکنه پیدا بشه مشاوری که خوب باشه ولی زیاد روی استثناها حساب باز نکنید . . .

    نکته آخر : زندگی زن و شوهری رو نباید در حضور دیگران به بحث بزارید (اینجا اشکال نداره چون فضا مجازیه). حتی پدر و مادر شما نباید از مسائل زندگی شما «اطلاع دقیق» داشته باشن . حتی نباید در حضور قاضی مسائل تون علنی بشه !! اینها همش تیشه زدن به ریشه زندگی هست . یکی از بزرگترین موانعی که از بازگشت زوجین به همدیگه جلوگیری میکنه یا بین شون رو به هم میزنه و مشکلات رو عمیق تر میکنه همین گسترش مسائل به دیگران هست. این دیگران میتونن والدین ، قاضی یا هر انسانی بجز خود «زن و شوهر» باشن .

    این دیگران با هدف کمک ولی از روی نادانی یا خشم کارها رو به سمت لج بازی ، حرمت شکنی ، کینه ورزی و نابودی می کشونن . . .
    ویرایش توسط بهزاد10 : یکشنبه 11 آبان 93 در ساعت 13:27

  12. 4 کاربر از پست مفید بهزاد10 تشکرکرده اند .

    Kimia7 (شنبه 01 آذر 93), szd (پنجشنبه 13 آذر 93), واحد (یکشنبه 11 آبان 93), شیدا. (یکشنبه 11 آبان 93)

  13. #47
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نمی دونم حرفم از نظر مشاوره ای چقدر درسته. ولی چون گفتید 5 ماه هست که توی خونه با انزژی منفی و این شرایط زندگی می کنید،

    جدای از این که کدومتون سهم بیشتری در رسوندن زندگیتون به این نقطه داشته و ....
    الان لازم هست با انرژی و آرامش بیشتری تصمیم بگیرید.

    پیشنهاد من اینه که با همسرت صحبت کن و خیلی آروم و مختصر بگو که دو سه روز می ری پیش خانواده ات و برمی گردی.

    چند روزی از این فضا دور باش و البته اونجا هم اصلا در موردش حرف نزن.
    به قول خودت هر روز با مادر و خواهرت در مورد مشکلاتت حرف زدی. پس دیگه لازم نیست چیزی بگی.

    اون چند روز به خودت استراحت بده و دوباره برگرد خونه.

    فقط حواست باشه که به حرف هیچ کس تو اون مدت جواب ندی. چون ممکنه دور از خونه هستی و با این حرف بردن آوردن و وضعیت روحی شما، منجر به ترک خونه و .... بشه.

    با این هدف برو که استراحت کنی و هیچ حرفی در این مورد به هیچ کسی نزن. هر کس هم پیام داد جوابش را نده.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  14. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    Kimia7 (شنبه 01 آذر 93), zendegiye movafagh (پنجشنبه 22 آبان 93)

  15. #48
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 آبان 02 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    10,507
    سطح
    68
    Points: 10,507, Level: 68
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 343
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشاورش ظاهرا آدم مطمئنی هست . گفته من درستش می کنم. نمیدونم چی میشه. ولی در کل الان با خودم در جنگم که اصلا این آدم ارزش ادامه دادن رو داره یا نه؟ مثلا اگه برگرده چه تضمینی هست که دوباره این بلا رو به سرم نیاره. ولی باز هم اگر برکرده با هر شرایطی حاضرم باهاش زندگی کنم . من از طلاق می ترسم.
    در مورد پیشنهاد شیدا خانوم هم باید بگم که میخوام این تعطیلات رو خونه نباشم. چون واقعا خسته و داغونم. میدونم خودش هم با دوستاش میره بیرون و منو نمیبره. پس دلیلی نداره که بخوام بمونم. در و دیوارهای این خونه منو میخوره.

  16. #49
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 20:54]
    تاریخ عضویت
    1393-7-27
    نوشته ها
    151
    امتیاز
    3,246
    سطح
    35
    Points: 3,246, Level: 35
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    104

    تشکرشده 313 در 129 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط saharnaz نمایش پست ها
    مشاورش ظاهرا آدم مطمئنی هست . گفته من درستش می کنم. نمیدونم چی میشه. ولی در کل الان با خودم در جنگم که اصلا این آدم ارزش ادامه دادن رو داره یا نه؟ مثلا اگه برگرده چه تضمینی هست که دوباره این بلا رو به سرم نیاره. ولی باز هم اگر برکرده با هر شرایطی حاضرم باهاش زندگی کنم . من از طلاق می ترسم.
    در مورد پیشنهاد شیدا خانوم هم باید بگم که میخوام این تعطیلات رو خونه نباشم. چون واقعا خسته و داغونم. میدونم خودش هم با دوستاش میره بیرون و منو نمیبره. پس دلیلی نداره که بخوام بمونم. در و دیوارهای این خونه منو میخوره.
    روحیه بد داشتن به نفعت تموم نمیشه . از این حال باید خارج بشی. سخته ولی باید حالت رو بهتر کنی . توصیه های خوبی در اینترنت برای این موضوع هست و از سایت های روانشناسی میشه این توصیه ها رو پیدا کرد.

    اینکه مشاور گفته من درستش میکنم به نظر من نشون میده که مشاور کاسب بوده!

    تغییر به این سادگی نیست و به احتمال فراوان شوهر شما باز هم رفتارهاش رو تکرار میکنه. ولی ممکنه با یک شیب ملایم و ظرف 20 تا 30 سال به تدریج رفتارهاش بهتر بشن. شما اگر در این زندگی باقی بمونی شوهرت در سن 50 تا 60 سالگی به شدت شرمنده ظلم هایی خواهد بود که در دوره جوانی به شما کرده . در اون سن شما قدرت اصلی خونه خواهی بود .

    هیچ تضمینی نیست که شوهر شما رفتارهای بدش رو ترک کنه و برعکس من تضمین میکنم که به این زودی ها ایشون تغییر شدیدی نکنه! ولی اینکه شما تغییر کنین شدنیه! شما میتونی با همین شوهری که داری روزگار بهتری رو سپری کنی و تا حدی تعدیلش کنی . . .

    نوشتی که «الان با خودم در جنگم که اصلا این آدم ارزش ادامه دادن رو داره یا نه؟» این نشون میده که الان اصلاً وقت طلاق نیست! احتمالاً تا یکسال دیگه هم برای شما وقت طلاق نیست. پس بهتره در این یکسال سعی کنید زندگی تون رو بسازید (طبق توصیه های همون لینک)

    اگر خدای ناکرده شوهر شما آدم پلید و با نیت های شوم هم باشه و بعد از این همه تلاش زیبا از جانب شما باز هم کارتون به طلاق بکشه، باز هم شما برنده خواهید بود و اون بازنده مطلق!!! چون شما تلاشی از روی عقل و تدبیر داشتید برای هدفی شریف ولی اون . . .
    ویرایش توسط بهزاد10 : یکشنبه 11 آبان 93 در ساعت 17:02

  17. کاربر روبرو از پست مفید بهزاد10 تشکرکرده است .

    Kimia7 (شنبه 01 آذر 93)

  18. #50
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 آبان 02 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    10,507
    سطح
    68
    Points: 10,507, Level: 68
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 343
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشاورش ظاهرا آدم مطمئنی هست . گفته من درستش می کنم. نمیدونم چی میشه. ولی در کل الان با خودم در جنگم که اصلا این آدم ارزش ادامه دادن رو داره یا نه؟ مثلا اگه برگرده چه تضمینی هست که دوباره این بلا رو به سرم نیاره. ولی باز هم اگر برکرده با هر شرایطی حاضرم باهاش زندگی کنم . من از طلاق می ترسم.
    در مورد پیشنهاد شیدا خانوم هم باید بگم که میخوام این تعطیلات رو خونه نباشم. چون واقعا خسته و داغونم. میدونم خودش هم با دوستاش میره بیرون و منو نمیبره. پس دلیلی نداره که بخوام بمونم. در و دیوارهای این خونه منو میخوره.


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.