من نمیفهمم چرا تا ادم دلبسته یه نفر میشه دیگه هست و نیستشو میبازه. اخه چرا باید فامیلت ضامن وام همسرت بشه. همسرت مگه خداست که همه رو به دست و پا انداختی برای راه افتادن کارش؟!
باباااااا ازدواج چه سنتی چه مدرت یه سری تعهدات داره ترو خدااااااا یاد بگیرید. شوهر خدا نیست. زن پیغمبر نیست که هر چی گفت چشم بسته بگید چشم و بدویید اینور اونور که یکوقت ناراحتیشو نبینید.
مردی که برای زندگیش جون نکنه زحمت نکشه تلاش نکنه بی هدف و لاابالی میشه. قمار باز میشه. بی فکر و بی مسئولیت میشه.
والا من خونه پدرم با همسر زندگی میکنیم از روز اول یه قرار داد نوشتیم و پول پیش و کرایه به اندازه بقیه مستاجراش نوشتیم. هر ماه کرایه میدیم. منم میتونستم بگم اول زندگیه قسط و قرض داریم بابام مفتی بزاره بشینیم خونش. والا بابام راضی نبود ما کرایه و پیش بدیم.
ولی دو دو تا چهارتا کن! برای چی داماد نباید کرایه بده؟ چرا نباید هزینه کنه؟
چرا باید فکر رو بندازیم تو سرش که اقا تو فقط اخماتو وا کن ما گره گشاییم؟!
چرا؟!
من سر کار میرم تمام دریافتیهامونو میریزیم وسط اول اقساط رو جدا میکنیم کرایه رو جدا میکنیم پس انداز رو جدا با حقوق من میکنیم و با باقی مونده حقوق همسر زندگی میکنیم.
دلیلی نداره از اول هی به هم سرویس الکی بدیم که بعد ها بشه وظیفه.
والا برای وام ازدواج هم همسر ضامن درست درمونی نداشت و من خیلی ضامن داشتم. اما انگار نه انگار. مردی که یه ضامن نتونه جور کنه ببخشیدا به درد همون فضای مجازی میخوره لاغیر.
باور کنید دخترای مظلوم و دست و پا چلفتی مردایی گیرشون میاد که همه کار براشون میکنن. چون جاهاشون عوض نشده. و دختر نخواسته جاشو با همسر عوض کنه.
بابت فرارش به خارج و عدم پرداخت اقساط پدرشو ضامن کنه که بتونی از اون بگیری. ببین میشه یا نه. دفترچه قسط وامشم که نمیده بده باباش. بگو من ضمانت میخوام برای اقساطی شدن مهریه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)