خانم mamfred تجربه زندگی دارند و خیلی خوب و کامل بیان کردند . با نظراتشون کاملا موافقم .
خوشحالم از این که می بینم راه درست رو دارید پیش می گیرید .
براتون آرزوی موفقیت می کنم.

نوشته اصلی توسط
coyote_coquetry
ضمنا امروز ظهر میره یه شرکت که از دوستان اداره معرفیش کردن اونجا برای کار.از دیشب خیلی اروم گرفته حتی من هر کار میکنم هر چی میگم خونسردو مهربونتر از قبله.همش میگه دعا کن این کار جور شه باز سربازی رو ایراد نگیرن برم سر کار
باورم نمیشه اینقدر ذوق کرده .تا امروز که صد جور کار پیشنهاد دادم حتی من یا دیگران پیدا کردیم یا نشده یا به بهانه ای نرفته ولی اینبار یه ذره فرق داشت برخوردش شاید از بهم خوردن عروسی ترسیده شایدم ....
شما با کمی محکم بودن و سخت گیری به همسرتون شاهد تغییر رفتار ایشون هستید . پس به این سخت گیری ادامه بدید تا به نتیجه برسید و بتونید روی همسرتون به عنوان مرد زندگی حساب کنید .
چیزی که کاملا مشخصه اینه که همسر شما نمی خواد شما رو از دست بده ، بگذارید هنوز این ترس رو داشته باشه ، این تلنگر برای ایشون لازمه . حتی اگه سر کار هم رفت ، باز هم سعی کنید مسئولیت ها رو به دوش ایشون بندازید بگذارید سختی بکشه و با مسئولیت های یک مرد تو زندگی آشنا بشه . اینکه خرج تالار ، اجاره خونه ، خریدها همه به پای شما باشه و شما فقط با سر کار رفتن ایشون راضی بشید درست نیست . ایشون باید مسئولیت پذیری رو یاد بگیرند . بازم میگم دیگه از ایشون حمایت مالی نکنید چرا که هم به خودتون هم به ایشون با این کارتون ظلم می کنید.
ودر آخر باز همان جمله مدیر عزیز :
حمايت هاي افراطي درماندگي مي آموزد.
علاقه مندی ها (Bookmarks)