
نوشته اصلی توسط
haft
اما در حال حاضر واقعا سردرگمم و واقعا نمیدونم باید چیکار کنم؟ نمی دونم شاید اگه خودتون رو جای من بذارین حتماً این حالت رو درک می کنین ؛ راستش فکر میکنم دیگه نمیتونم این وضع رو ادامه بدم چون از این طرف مونده از این طرف رونده شدم! این که نتونی هیچ کاری انجام بدی خودش خیلی بده
توکل به خدا

سلام 'haft'
به نظرم شما داری زیاد در تنور احساساتت می دمی.
همین رشد ناهنجار بعد احساسات موجب میشه کم صبر بشوی، کم طاقت بشوی، کلافه بشوی ، نتوانی درس بخوانی و ....
همین تاپیک رو نگاه کن. به خاطر همین شدت احساسات جنابعالی از حالت مشاوره و درخواست راهنمایی به حالت حلوا حلوا افتاده .
می دونی هر عاشقی دوست داره در مورد عشق و معشوقش و .... صحبت بشه. نتیجه هرچه باشه ، مهم اینه که یک لحظه از یاد دلبرش غافل نشه.
کسانی که سابقه خوابگاه دانشجویی داشته باشند، حتما به خاطر می آورند ساعتها بحث در مورد عشق و یار و ....
صدها یا هزاران ساعت حرف که اکثرا بدون پشتوانه بود. و نتیجه عملی نداشت.
شما دو راهکار کاملا مشخص دارید و سومین راهکار یعنی ذهن آشفته و درگیری و ....
راهکار اول:
انرژیت را روی فراهم کردن زمینه ازدواج بگذاری. در این زمینه باید تاکیدت در راضی کردن خانواده باشه. اگر زورت نمی رسه شخص سومی را وارد کن(مثل نظر یک مشاور خانواده، به همین منظور خانواده را راضی کن که با شما به جلسه مشاوره بیایند تا نیازهای شما هم مد نظر خانواده ات قرار گیرد.) در این روش برای خانواده توضیح می دهید با توجه به مورد مناسبی که در نظر دارید می خواهید اقدامات اولیه از جمله شناخت بیشتر، رسمیت بخشیدن، در جریان قرار دادن خانواده آنها و توافق اولیه را بررسی کنید.
در این روش باید رسما و قویا تکلیف شما با این خانم روشن شود. اینکه برای ازدواج امروز یا 2 سال دیگر قرار گذاشته شود. یا حتی منتفی شود فرقی نمی کند. مهم اینست که این مسئله به عنوان یک موضوع مبهم انرژی های شما را تخریب نکند و به خودش معطوف نسازد. تا شما از زندگی و تحصیلتان عقب نیفتید.
صبر+تلاش آگاهانه+احساست متعادل
-----------------------------------------------------
راهکار دوم:
دست از تلاش بردارید، این خانم را فعلا فراموش کنید، ذهن خود را درگیر مسائل درسی کنید. و به خاطر نگرانی ها و ترس هایی که نسبت به مادرتان، اینده اتان، نظرات این دختر یا .... دارید، منفعلانه در انزوا بخزید.
صبر+سرکوب احساسات
-----------------------------------------------------
راهکار سوم:
اینست که نه اقدام عملی و رسمی برای شناخت این خانم بکنید، نه اینکه انرژی بگذارید و مادرتان را راضی کنید. بلکه مرتب همین کاری که طی روزهای اخیر داشتید ادامه دهید. از این خانم زیاد صحبت کنید، موسیقی های عاشقانه گوش کنید. حرف در این مورد زیاد بزنید. و با نظر هر دوستی یا هر کسی یک اقدامی بکنی. بدون هیچ برنامه مشخصی در رویاها و احساسات خود فرو روی.
درس و زندگی خود را تقریبا رها کنی و منتظر زمان باشی که چه پیش آید.
عدم صبر+عدم تلاش+احساسات مفرط
-----------------------------------------------------
خلاصه :
شما که اینقدر دوستدار این خانم هستید، و این همه پریشان شده اید. بدون ترس و نگرانی و با شجاعت و جسارت باید خانواده را مجاب کنید که این مورد را به اتفاق هم بررسی کنید و دختر خانم و خانواده اش هم در جریان قرار گیرد و شناخت اولیه حاصل شود. اینکه برنامه و قرار ازدواج کی باشد به شرایط هر دو شما مربوط می شود. کمک از مشاور خانواده جهت تغییر نگرش خانواده اتان مهم هست.
بدترین راه هم راه سوم هست که تاکنون هم ادامه داده اید و اثر مخرب سریع آن مشکلات درسی هست. و اثرات مخرب بعدی مشکلات روانی از جمله افسردگی، مشکلات تحصیلی و کاری و عدم اعتماد به نفس هست.
علاقه مندی ها (Bookmarks)