تا شدستی امیر چوگانی
ما شدستیم گوی میدانی
ما در این دور مست و بی خبریم
سر این دور را تو می دانی
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
تا شدستی امیر چوگانی
ما شدستیم گوی میدانی
ما در این دور مست و بی خبریم
سر این دور را تو می دانی
تشکرشده 116 در 62 پست
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه ی کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست
تشکرشده 210 در 101 پست
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسب این فضائل
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
لطیفان خوش چشم هستند لیک
به چشمت نیایند زیرا خسی
نه بازی که صیاد شاهان شوی
برو سوی مردار چون کرکسی
تشکرشده 191 در 101 پست
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 116 در 62 پست
رباب و چنگ به بانگ بلند میگویند
که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید
تشکرشده 191 در 101 پست
دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
از بخت شکر دارم و از روزگار هم
زاهد برو که طالع اگر طالع من است
جانم بدست باشد و زلف نگار هم
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 116 در 62 پست
مرا می بینی و هر دم زیادت میکنی دردم
ترا می بینم و میلم زیادت میشود هر دم
تشکرشده 191 در 101 پست
میزنم هر نفس از دست فراقت فریاد
آه گر ناله ی زارم نرساند به تو باد
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 116 در 62 پست
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)