سلامیبه بلندای شهر من اهواز و به گرمای خورشید فروزانش:
آنی عزیزم:
امروز غرق در شادی و سرورم از اینکه خداوند لبخند زیبایش را در لحظه لحظه ی زندگیت جاری کرده است و من چقدر خوشبخت خواهم بود اگر تنها سهم اندکی از این شاد بودنت داشته باشم..دستان پر مهرت برای من یاداور روزهای زیبایی است که داشتم و با دیدن یکایک تالاری ها لبخند محوی لبان جوان مرا می پوشاند و امروز بسی خوشحالم که دستان کوچکم را در دستان پر تجربه ات می گذارم و هم نوا با دوستان تالار برایت سرود شادمانی و نشاط و بهروزی و سلامتی سر می دهم...
تولدت مبارک آنی عزیزم
اول کیک بخوریم فکر کنم از همه بهتره نه!!!
اینم دوستان تالار که اومدن مهمونی آنی جان:هوراااااااااااااااااا ا
اینا هم کادوهای من.......اگر گفتی توش چیه؟؟؟؟
نگفتی؟؟؟؟
این عروسک کوچولو توشه که اومده بگه........... ولی .........
[align=center]عزیزم من حالا حالا ها تو تولدم ها!!!!! باید به زور بیرونم کنی؟؟؟؟
فکر بساط شام باش ..راستی کادو آخر تولد من دستخط می خوام ها!!!!!!
از حالا آماده کن....
خوب بود نه؟؟ پس تا بعد...........:D[/align]





به بلندای شهر من اهواز و به گرمای خورشید فروزانش:















پاسخ با نقل قول












وای به به آقای ابراهیمی مرسی . 









هدایای تو واقعا زیبا وفوق العاده و به یاد ماندنی است .
علاقه مندی ها (Bookmarks)