بي دل من اين عكسها را ندارمو نمي تونم ببينم
درستش كن عزيزم![]()
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
بي دل من اين عكسها را ندارمو نمي تونم ببينم
درستش كن عزيزم![]()
ani (پنجشنبه 05 اسفند 89)
تشکرشده 2,080 در 437 پست
دنیا رو ببین چه گنده! کور به کچل میخندهنوشته اصلی توسط بی دل
اختیار دارین شما تاج سریننوشته اصلی توسط بی دل
![]()
ولی من افتخار آشنایی خیلی زیاد با همه ی اعضا ندارم و درضمن مگه میتونم با شما بزرگای تالار شوخی کنم؟ ترجیح میدم سربه سر همین بچه مچه ها بذارم دیگه! بهشت و تسوکه و شیدا و ...![]()
yasa (پنجشنبه 05 اسفند 89)
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
یاسا بنظرم ارتباظ ضرب المثلت با نقل قولی که از بنده کردی مثل رابطه گودرز و شقایق بود
بچه ها این آقای baby باز نزدیک عید شد و غیبش زد! یعنی کجا میتونه باشه؟
[img]http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSs-VQlvX9e5S-
j6L2iGd5woWajXG19tcQ83fvTOrqLu_PmJUkXjQ[/img]
کمک خواستید زنگ بزنید تسوکه و کیوان و ... اینجا همدرد زیاد دارین، خلاصه تعارف نکنید
.................................................. .................................................
3 تا عکس دیگه گذاشتم اما لود نشد مجبور شدم حذفش کنم!
آقای مدیر چرا اینجوری شده؟
بی دل (سه شنبه 10 اسفند 89)
تشکرشده 795 در 162 پست
یاسا من دلم برات تنگ شده بود,
تو اون صندلی هه بود یخ یخ بودپرسیدی کیا نباشن دلت براشون تنگ می شه؟ گفتم بخوام غربال کنم بیشتر از 10 تا می شن یکی ش خود تویی,
پست هات همیشه مستدام،
در آستانه شروع سال جدید مادر گرام ما را بیچاره کرد( اشک تو چشماتون جمع شه تا ادامه بدم...) جمع نشد؟ ( هیشکی منو دوست نداره)...
ما عید نخوایم کی رو باید ملاقات کنیم؟ عید می خوایما مهمون نمی خوایمممم
این ترم مرخصی نگرفته بودم الان تو خوابگاه بودم
مادر محترمه از اینجا رد شد بهش نگینااا.. ما بسیار دوستش می داریمممممممم
سانسور آقای سنگتراشان خیلی باحال بودکلـــــــــــــــــــــــ ی خندیدیم
دست به قلمتون هم حرف نداشتا
ای ول مدیر همدردی
+ ( آیکون پرتاب گل به سر و روی مدیر)
و این که:
یه امتحان هم دارم چند هفته دیگه، همه زحمت های 1 ساله م... تا اون موقع نمی تونم بیام تالار ولی...
دلم برا همتون تنگ می شه، تک تک تون...
التماس دعا...
raha (پنجشنبه 05 اسفند 89)
تشکرشده 569 در 128 پست
به به اوىژه جون چه عجب كم پيدا بودى...خوشحال شدم اى بابا باز سارا جون غيبش زد
دلم تنگ شده سارا خانم
shomila (جمعه 06 اسفند 89)
تشکرشده 1,971 در 570 پست
سلااااااام
حال و احوال بر و بچه های همدردی چطوره ؟
امیدوارم حال همه تون خوب باشه و دلتون شاد و لبتون خندون
من که .........استرس دارم، می ترسم ، نگرانم
نمیدونم چرا از این ماه اسفند خوشم نمیادناشکری نمیکنم ها ، دست خودم نیست
همیشه این موقع ها بیقرار میشم و مضطرب
چکار کنمممم ؟
فرانک1389 (شنبه 07 اسفند 89)
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
به به به........غزاله خانوم گل گلاب! از این ورا خانوووووووووووم!
چه حال؟ چه خبر؟
دست قشنگه رو بزنیم؟ تبریکه رو بگیم بالاخره عروس خانوووووووووووووم؟
نکنه عروس خانوم شدی و از ترس شیرینی دادن صداشو در نمیاری؟
من که دلم غش میره برای یک شیرینی خوششششششششششمزه عروسی!
بی دل (سه شنبه 10 اسفند 89)
تشکرشده 4,928 در 1,071 پست
سلام خدمت سرکار خانم چکامه
صفا اورید خانم.
من داستان زندگیتون رو خوندم و بنظرم فردی استثنائی هستید. از آخرین ارسالتون بیشتر از یکسال می گذشت و از اینکه باز بین دوستان همدردی می بینمتون خیلی خوشحالم.
البته امیدوارم همه چیز عالی باشه و مشکلی نداشته باشید.
چکامه جان اوضاع به کامه؟
هستی (سه شنبه 10 اسفند 89)
تشکرشده 1,971 در 570 پست
سلاااام
اهالی همدردی حالشون چطوره؟
انشاء الله که همگی خوبید
منم مشغول کارم
این روزهای آخر سال سرم شلوغتر شده و از طرفی
حوصله ام کمتر
استرسم بیشتر
کسالتم بیشتر
اماااااااااا
امیدم به خدا خیـــــــــــلی خیلی بیــــــــــــشتر
با این همه گرفتاری و دلتنگی و اعصاب خوردی ، احساس میکنم خیلی به خدا نزدیکتر شدم و همین روزهاست که خدا یه هدیه بهم میده، حالا می بینید!
دیروز آخر وقت دو ساعت مرخصی ساعتی گرفتم که برم سرخاک پدرم
وقتی رفتم هنوز خونوادم و دیگران نیومده بودن...
خیلی حس خوبی داشتم که قبل از همه رسیدم...
یه راز داشتم که تا وقتی بابام در قید حیات بود بهش نگفته بودم ، یعنی به هیچ یک از اعضای خانوادم نگفتم! اما دیروز حسابی با بابام حرف زدم و رازمو بهش گفتم
خودش میدونه دختر بدی نیستم اما باور کنید حتی حالا که سرخاکش گفتم خیلی خجالت کشیدم و با شرم و حیا بهش گفتم.
گفتم بابا جون مگه همیشه نمی گفتی " خدا ازت راضی باشه " خب حالا برام دعا کن.خودم که بار گناهم زیاده و سنگین ، شاید خدای مهربون به خاطر رضایتی که تو ازم داری کمکم کنه و مشکلمو حل کنه...آخه میگن رضایت و نفرین پدر و مادر در حق
بچه هاشون برای خوشبختی یا عدم خوشبختیی شون خیلی تاثیر داره و مهمه
میدونم دعام میکنه.
از شما دوستان عزیز هم التماس دعا دارم![]()
فرانک1389 (شنبه 14 اسفند 89)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
سلام به اعضای خوب تالار مدیر خوب همدردی مدیران خوب تالار در اخر سال 89 حالتون خوب باشداین رو ز های اخر سال خیلی سر شلوغ شده است انشا الله که همگی خوبید براتون ارزوی موفقیت سلامتی می کنم
محمدابراهیمی (سه شنبه 10 اسفند 89)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)