به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 62

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    122
    Array

    RE: نمی خوام ازش جدا شدم!

    koloniعزیز
    انقد زود کوتاه نیا

    بگو وقتی حاضری زیر ورقه طلاق رو امضا کنی که با هم یه مشاور مجرب برین

    بخدا حیفه اینهمه عشق وعلاقه ،اخرش به اینجا ختم بشه

  2. 3 کاربر از پست مفید gole maryam تشکرکرده اند .

    gole maryam (شنبه 17 مهر 89)

  3. #2
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array

    RE: نمی خوام ازش جدا شدم!

    سلام
    اقای کلونی
    واقعا متاسف شدم
    .....چرا؟
    چرااینقدر زود تسلیم شدید؟چرا....؟
    می دانم که خسته شده اید...می دانم که از این شرایط ناراضی هستید.....می دانم که بسیار به همسرتون علاقه مند هستید...
    خواهش می کنم ازتون...یه مدت اصلا به طلاق فکر نکنید ...به بازگشت همسرتون هم فکر نکنید
    بگذارید همه چیز روال عادی خودش رو پیش ببره....حتی اگه این روال به مقصد جدایی برسه
    عزیزی روزی منو راهنمایی کرد در همین تالار
    به من گفت ...وقتی به طلاق توافقی راضی نیستید...چرا قبول می کنی....
    این حرفش باعث شد ....من از طلاق تحمیلی خودم رو کنار بکشم...
    برای من هم خیلی سخت بوده و سخت هم هست .... اما ...وقتی همه چیز رو سپردم دست خدا....خودش شرایط رو برایم فراهم کرد...
    می دونم که به اشتباهاتتون واقف هستید....خودتون رو سرزنش نکنید....اتفاقی است که افتاده...ابتدا خودتون رو ببخشید...از اعماق وجدتون ببخشید... ودر صدد اصلاح خودتون برایید...نه به منظور و این قصد که همسرتون را باز گردونید
    بلکه با هدف بدست آوردن و یاد گرفتن شیوه درست برخورد در زندگی مشترک
    آقای کلونی...هر اتفاقی که بیفته....یادتون باشه که شما همسرتون را دوست داریدو خدا جز خیر برای هر دوتای شما نمیخواهد...

  4. 7 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (یکشنبه 22 فروردین 89), سوده 82 (شنبه 05 مهر 93)

  5. #3
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نمی خوام ازش جدا شدم!

    سلام و سال نو مبارک

    عید هر لحظه ای است که در آن احساس خوشحالی و سبکبالی کنی .پس عید لحظه های خوب تو مبارک . می توانی لحظه های خوب را برای خودت بسازی و از آن لذت ببری و جشن لحظه ها را بگیری ؟!!!بسم الله برادر .

    نبینم توی این هوای خوب بهاری اینقدر ناراحت باشید .


    همه چی درست می شود و به بهترین وضع هم درست می شود خودت را بسپار به دستان پر مهر خدا .
    صبح و شب و هر لحظه که می توانی با خدا حرف بزن و به کائنا ت پیام بده که همسرت را میخواهی زندگی خوب و قشنگی که داشتی را می خواهی ( بدون ذره ای موج و فرکانس منفی ) ابدا از آنچه نمی خواهی با کائنات حرف نزن همه ی خواستهای مثبت خودت را به شکل پیام به سمت کائنات با نام و آدرس خدا مخابره کن .

    مثبت اندیش باش . ورزش کن . برای همسرت هر روز هدیه ا ی هر چند کوچک بفرست اما به دیدنش نرو .
    با افراد خانواده ی خانم هم ارتباط نزدیک فعلا نگیر .
    چون به مرحله ای رسیده ای که در اثر فشارها و...دلخوری و احساسات منفی در شما رشد می کند .

    ابدا به طلاق فکر نکن . به زندگی فکر کن . موج عشق و دوستی را به سمت همسرت از راه دور مخابره کن . به کائنات پیام بده که همسر من زن خوبی است و من عاشقانه دوستش دارم و ما زندگی خوبی داشته ایم و زندگی خوبی را دوباره با هم شروع خواهیم کرد و تا پایان عمر در کنار یکدیگر خواهیم ماند و.... .

    اگر با فرکانس و روی موج درست پیام ارسال کنی جواب میگیری . زندگی شما قابلیت رو به رشد دارد و نه جدایی . چطور خود شما متوجه این مسئله نیستید ؟!!!
    همسر شما در شرایط بحران سخت تری نسبت به شماست . پس فاکتور صبوری و وفاداری و احساسات و افکار و اعمال مثبت از جانب شما الزامی است . برادر محترم من زندگی زیباست صبر داشته باشید . صبر . صبر .

  6. 7 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (دوشنبه 23 فروردین 89), سوده 82 (شنبه 05 مهر 93)

  7. #4
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array

    RE: نمی خوام ازش جدا شدم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط koloni


    یکی از بچه ها از قبل از ازدواجمون تعریف می کرد. از اینکه من چقدر دنبالش بودم,چه قدر عاشقش بودم ولی اون اروم نشسته و بعضی وقتها فقط یه لبخند می زد.

    بهش گفتم خیلی خوشگل شده, گفتم شبو بمونه خونهء خودمون قبول نکرد.


    رفتم خونه شون, کنترل خودمو نداشتم پدرشم بود گفتم مردیکه غلط کرده اومده خواستگاری زن من.

    گفتم هنوز زن رسمی و قانونی منه, منم طلاقش نمی دم.

    خانومم اومد طرف من. به باباش گفت مسئله منو امیر اصلا ربطی به بچه نداره. امیر هیچ ربطی به افتادن بچه نداره. به باباش گفت رامین خیلی بیجا کرده اومده خواستگاری من. من تا طلاق نگیرم هنوز زن شوهر دارم, بی خود از کارش دفاع نکنید.

    بهش گفتم خیلی حالم گرفته شد تا فهمیدم ازت خواستگای کرده

    بهم گفت خیالت راحت تا ازت طلاق نگرفتم قول می دم به کس دیگه ای فکر نکنم.

    دست کشیدم تو موهاشو بهش گفتم می خوام زودتر بچه دار شیم تا این مصیبتا یادمون بره. هیچی نگفت دوباره گفتم می خوام مادر بچه ام تو باشی.

    بهش گفتم یه فرصت بده تا همه چیزا جبران کنم.

    گفتم می خوام منتظر بمونم تا خانوم خونه ام برگرده, دیگه هیچی نگفت.

    نقل قول نوشته اصلی توسط koloni

    . من دارم از دوری اون دیوونه میشم

    من فقط محبت تو را می خوام.

    بهش گفتم من تو را می خوام هر جور که باشی.

    بهش گفتم ما عاشق هم بودیم عشق که تموم نمیشه.

    بهش گفتم دلم برای بودن باهاش تنگ شده میگه طبیعیه تو یه مردی که خیلی وقته رابطه نداشته حالا حاضری با هر کسی حتی من باشی. براش قسم خوردم که بخدا من فقط تورا می خوام اصلا این حرفا نیست. اگه ازت خوشم نمی یومد خوب طلاقت می دادم.

    بعد از یه مدت طولانی که حتی نمی تونستم بهش دست بزنم بغلش کردم.

    ازم عذر خواهی کرد که برا سونو گرفی و درست کردن اتاق بچه منو نبرده. گفت اگه از هم جددا شده بودیم هم تو پدرش بودی و من نباید از بچه ام تو لجبازی با تو استفاده می کردم.

    ازش پرسیدم واقعا دوستم داشته؟ گفت عاشقم بوده

    ولی من نمی خوام طلاقش بدم حتی اگه از ازدواجمون فقط اسمامون تو شناسنامه هم بمونه.
    این جوری زندگی کردنو به طلاق گرفتن از اون ترجیح می دم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط koloni

    من از خودم خجالت می کشم که جواب این همه خوبی خانومم را اینجوری دادم.
    این روزا بیشتر وقت دارم با خانواده ام باشم. وقتی زندگی خواهر و برادرام را با زندگی خودم کنار همسرم مقایسه می کنم بیشتر حسرت اون روزا را می خورم.
    وقتی می بینم زنای دیگه همیشه دنبال یه نفر می گردن که معایب شوهرشون را بشمرن یاد زن خودم می یوفتم که هیچوقت از من پیش کسی انتقاد نمی کرد.حتی حالا که می خواد ازم جدا شه ازم بد نمی گه.
    می دونم خیلی بد کردم. نباید این مسئله را اینقدر بزرگ می کردم.
    انگار ادم تا نعمتایی را که داره از دست نده قدرشونو نمی دونه.

    زیاد نمی تونم برم خونشون. پدرش هیچ وقت ازم خوشش نمی یومد. فکر می کنه من برا دخترش کم ام. حالا که این جوری شده که دیگه اصلا چشم دیدنمو نداره. پدرش با طلاق موافقه.
    من خیلی سختی کشیدم تا بتونم باش ازدواج کنم, حالا دارم از دستش میدم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط koloni

    من خیلی زنم را دوست دارم قبلا که مشکلی پیدا می کردیم وقتی باهام سرد بود انگار شکنجه می شدم بخصوص که اون در حالت عادی خیلی بهم توجه می کرد و مهربون بود.
    توی این همه سال زندگی همیشه اسم منو با عزیزم, گلم یا امیرم صدا می کرد. وقتی باهام جور دیگه بود داغون می شدم وقتی اشتی می کردیم بهش می گفتم دیگه باهام قهر نکن من طاقت سردیت را ندارم اونم می گفت وقتی قهریم تازه می فهمم چقدر دوست دارم.

    ما یه همچین زندگی داشتیم. من از رفتار گرم و مهربون اون لذت می بردم فقط می خواستم یه تغییراتی توزندگیمون بوجود بیاد.

    من قبل از ازدواج عاشق محکم بودن اون توی روابط با اقایون بودم. همیشه حدو حدود دیگران را مشخص می کرد. از نجابت اون خوشم می یومد.

    اوایل ازدواجمون اون حتی از ارتباط با من هم خجالت می کشید. روش نمی شد توی چشمام نگاه کنه. من عاشق این چیزاش بودم ولی به مرور که باهام راحت تر شده بود خیلی راحت بدون توجه به اینکه یه زنه راحت برخورد می کرد.

    خوبیای زیادیم داره که می دونم هیچ جای دیگه نمی تونم پیدا کنم.
    وقتی مشکلی داشتم سنگ صبورم بود. خیلی از دوستام وقتی مشکلی دارن از خونه فرارین و می خوان خانومشون مشکلو ندونه تا غر نزنه. ولی من هر مشکلی داشتم هر اشتباهی کرده بودم فقط ارومم می کرد بعدش هم از اون مسئله حرفی نمی زد. از نظر اقتصادی خیلی خوب همه چیزو اداره می کرد. من قبل از ازدواج فقط یه ماشین داشتم ولی الان همه چیزدارم. اون خودشم سرکار می رفت و درامد بالایی داشت ولی بدون هیچ منتی همه درامدشو برای زندگیمون خرج میکرد

    خونه زندگیم همیشه مرتب بود با برنامه ریزی همه کارا را درست می کرد. تو خونه همیشه بهترین لباسو می پوشید. به سر و وضعش می رسید. رفتارش با خانوادم و بزرگترا خیلی خوب بود. همه فامیل من دوسش دارن. مادر من دوتا عروس دیگه هم داره ولی زن منو یه جور دیگه دوست داره.

    بخدا حاضرم تموم اون مشکلاتو به جون بخرم ولی اون پیشم باشه.

    حاضرم هرچی دارمو ندارمو بهش بدم ولی اون برگرده.



    .
    نقل قول نوشته اصلی توسط koloni
    . دارم از زنی جدا میشم که با تمام وجودم دوستش دارم.
    شما تو این مدت پیشرفت ها و تغییرات مثبت زیادی رو شاهد بودید . خانم شما الان به تلفن های شما جواب میده با شما صحبت می کنه و حتی حاضر شده بیاد خونه به بهانه جمع کردن وسایل بچه و تو عید خانوادتون رو پذیرا بوده و .......... این ها رو نادیده نگیرید.

    شما گفتید که از اول پدرخانمتون از شما خوشش نمیومد و الان هم به طلاق شما اصرار دارند .

    وقتی خانم شما این همه خوبی داره و شما اینقدر دوستش دارید چرا دارید خودتون رو راضی به طلاق می کنید اون هم طلاق توافقی .

    شما برید به دادگاه اما خواسته قلبی خودتون رو بگید که به احترام خانمتون اومدید اما دوستش دارید و راضی به طلاق نیستید .

  8. 7 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    del (شنبه 05 مهر 93), بالهای صداقت (یکشنبه 22 فروردین 89), سوده 82 (شنبه 05 مهر 93)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: نمی خوام ازش جدا شدم!

    اولا ممنونم از آني عزيزم كه به اين قشنگي راجع به انرژي مثبت صحبت كرده...برادر عزيز حرفهاي اني رو جدي بگير شايد اولش به نظرت خنده دار باشه كه توي اين اوضاع و احوال فركانس و كائنات و موج مثبت و ...چه معني داره اما اگه باور كني كه ميتوني همسرت رو برگردوني حتما همين اتفاق ميفته شك ندارم با تلپاتي قوي كه بين هر زن و شوهري هست همسرت هم كم كم نرم ميشه....

    ثانيا بهت قول ميدم كه مردانگي و غرور شما با مخالفت مجددت براي طلاق از بين نميره!!

    اگه الان به خيال خودت خورد بشي و حرفت رو پس بگيري خيلي بهتر از اينه كه بعد از طلاق به خودت بياي و ببيني همسرت رو براي هميشه از دست دادي....

    برات دعا ميكنم برادر عزيز

  10. 3 کاربر از پست مفید parnian1 تشکرکرده اند .

    parnian1 (یکشنبه 22 فروردین 89)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 13 بهمن 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-12-03
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    2,945
    سطح
    33
    Points: 2,945, Level: 33
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    357

    تشکرشده 353 در 156 پست

    Rep Power
    37
    Array

    RE: نمی خوام ازش جدا شدم!

    سلام کلونی عزیز
    نا امید نشوووووووووووووووو تا جایی که توان داری پیگیری کن و ناامید نشو از هر دری پرتت کردند بیرون از در دیگری وارد بشو اصلا فکر نکن که با این کار غرورت زیر پا می رود چون به نظر من با این کار کم کم اعتماد خانمتان را به خودت بر می گردانی و زخم هایش را التیام می بخشی

  12. کاربر روبرو از پست مفید mahsa_mhmh تشکرکرده است .

    mahsa_mhmh (یکشنبه 22 فروردین 89)

  13. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    213
    Array

    RE: نمی خوام ازش جدا شدم!

    سلام koloniعزیز......

    والا اگر من هم اینقدر از اعضاء تالار انرژی می گرفتم هرگز امیدم را از دست نمی دادم.. قطعا شما هم همین گونه هستید.

    تا بحال به ویژگی های خوبی که داری دقت کرده ای؟
    اخلاق خوب و انعطاف بسیار......صبور و دلسوز....درک همسر و سازگاری با شرایط سخت.

    پس چرا koloni با تمام این ویژگی های مثبت نمی تواند مشکل خود را حل نماید؟

    جواب مشخص است شما این ویژگی ها را در خود ذخیره کرده اید ولی توان بکارگیری آن را ندارید چون راه های بروز استعدادهای خود را بسته ای.


    با تمام خصوصیت های خوبی که دارید یک ضعف و مشکل مهم شما را آزار می دهد.و آنهم این است که نمی توانی تصمیم بگیری. اگر هم تصمیمی می گیری مسئولیت انتخاب و تصمیمت را پذیرا نیستی در واقع از این ترس داری که هزینه انتخابت را بپردازی.

    بنابراین باید قدری خود را آماده سازی...
    شما چند راه(تصمیم) پیش رو داری::
    می توانی:

    راه یک>در شرایط کنونی با تکیه بر صبر و بردباری خود... این وضعیت را تحمل کنی با تدابیر ویژه و تلاش فراوان چندین گام مثبت در جهت تغییر همسر و زندگی خویش برداری.(عدم طلاق گرفتن و پافشاری برای حفظ زندگی)

    راه دو> با توجه به ویژگی ها و فرصتی که در اختیار داری.تنها به فکر تغییر خویشتن بوده و خود را تا به آن حد آماده سازی که بدون نیاز به همسر هم بتوانی جداگانه به زندگی ادامه دهی(عدم طلاق ولی زندگی جداگانه)(در واقع دوری همسر در شما تاثیر سوئی نداشته باشد)

    راه سه>و راه آخر اینکه:: جدا شوی و طلاق بگیری و با شناختی که از خود داری وارد زندگی دیگری شوی.

    هر یک از راه های بالا هزینه ای دارند..

    راه یکم> باید روحیه متعادل و پذیرا داشته باشی تا گلایه ها و عدم رضایت همسرت را پذیرا بوده و هیچ گاه در مقابل بی توجهی او ناامید نشوی.

    راه دوم> باید توان تحمل حرف های مردم و اطرافیان را داشته باشی..و بدون توجه به آنان و با بی نیاز ساختن خود زندگی را ادامه دهی.


    راه سوم> باید بپذیری که طلاق آغاز یک زندگی نو و سختی است که باید خود را با آن هماهنگ کنی... تنهایی ها......افسردگی به مدت یکسال...از دست دادن معشوق... و در آخر تشکیل یک زندگی جدید با فردی دیگر.
    .................................................. .

    بنابراین همه چیز را بر دست سرنوشت نسپار....یکی از راه ها را انتخاب کن و با شناختی که از خودت داری به پیش برو..و در ضمن هزینه انتخاب های خودت را نیز پذیرا باش.
    ............................................

    عدم انتخاب و تصمیم گیری در چنین وضعیتی شما در یک حالت متناقض قرار خواهد داد که علاوه بر آسیب های روحی وارده ......همسرتان نیز روز به روز از شما فاصله خواهد گرفت.
    .................................

    توصیه>>>(در صورت ادامه رابطه).... به همسرت فرصت تغییر بده. کمتر با او روبه رو شو/ بگذار جای خالی تو را هر چه بیشتر احساس کند ولی از راه های غیرمستقیم همواره عشقت را به او ابراز کن.

    با توانی که در شما سراغ دارم مطمئن هستم می توانی همسر خود را به زندگی بازگردانده و از نعمت چندین ساله بهره مند شوی

  14. 12 کاربر از پست مفید حسین پور تشکرکرده اند .

    del (شنبه 05 مهر 93), حسین پور (یکشنبه 28 شهریور 89), سوده 82 (شنبه 05 مهر 93)

  15. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 شهریور 89 [ 23:15]
    تاریخ عضویت
    1389-1-17
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    2,383
    سطح
    29
    Points: 2,383, Level: 29
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 32 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمی خوام ازش جدا شدم!

    بابا خیلی نامردین.
    چرا پست منو حذف کردین؟؟؟؟
    اگه کولونی به سایت سربزنه و ببینه که هنوز تاپیکش خونده میشه,حتما جواب میده!!
    خیلی بی انصافین

  16. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 دی 91 [ 11:29]
    تاریخ عضویت
    1389-4-19
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    4,259
    سطح
    41
    Points: 4,259, Level: 41
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    299

    تشکرشده 302 در 134 پست

    Rep Power
    47
    Array

    RE: نمی خوام ازش جدا شدم!

    آفرین آقای نقاب شاید جای نوشتم اینجا نباشه بخصوص که همه تشویق میکنین به ادامه
    مثل همیشه بهترین کارو کردین تا اگه خدایی نکرده از هم جدا شدن یا نشدن حداقل یه نشه راهی برای این آقا باشه
    ولی به نظر من یک زن همونطور که آنی عزیز و بعضی از دوستان بی محابا ازش دفع کردن علاوه بر ای که باید تو س.ک.س بی حیا ترین باشه و ........ باید فداکار ترین هم باشه شرط کلی زندگی زناشویی و بخصوص سکس اینه که دو طرف همدیگه رو رعایت کنند.شما ندیدید خود خواهی همسر این آقا تو س.ک.س رو ایشون روح این مرد رو عذاب داده.

  17. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: نمی خوام ازش جدا شدم!

    سلام koloni

    ماجرات با همسرت به کجا کشید؟ اگه اومدی تو تالار ما رو بی خبر نذار.
    من که خیلی منتظرم ازت خبری بشنوم.


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.