چه عجب یکی حرف زد.نوشته اصلی توسط kamran2007
سر کار خانوم تلاقی،
سلام،
من کامران هستم،
خاطرت هست؟
همانی که جایی برات نوشت:
و در پاسخم نوشتند:سر کار خانوم،
سلام،
چون در مورد افرادی که حرفهای*** رو تایید کرده بودن هم نوشته بودین و من هم یکی از آنها بودم،
لازم میدونم نظر شخصی خودم رو بدم...
فکر نمیکنم کسی در مورد شما قضاوت کرده باشه!
من نمیدونم، چرا انقدر سریع جبهه گرفتین!؟
البته تا حدی هم طبیعی هست!
به هر حال،
حق با شماست، انسانها تحت شرایط مختلف زندگی، تصمیمات مختلفی میگیرن و عکسالعملهای متفاوتی هم دارن!
و مسلماً هیچکس هم جای شما نبوده و نیست...کسی هم منکر شرایط بدی که شما داشتین نشده و نیست...
اما اینها هیچکدام، هیچ تفاوتی در اصل قضیه و حرام بودن این پولها ایجاد نمیکند!
این واقعیتی هست که باید باهاش رو به رو بشین،
سر گذشت شما برای خیلی از خانومها جذاب هست و شنیدنی...فکر میکنم، بیشتر مربوط به احساساتی بودنشون باشه!
و شاید اینکه براشون اراده قوی شما به عنوان یک زن در رسیدن به اهدافتون جالب هست...
که البته گواهش سوت و کفی هست که پای تک تک پستهای شما زده اند...
این میان، یک نفر هم، به یک واقعیت اشاره کرده، من هم شخصاً خوشحال شدم که از میان این همه خانوم که همچنان سوت و کفّ میزنند برای شما، یک نفر پیدا شد که نکتهای را برای شما یاد آوری کند...نکتهای هرچند تلخ اما واقعی!
زندگی شما، زندگی شخصی شما هست و بس و به ما ربطی نداره...این به شما مربوطه که چطور در موردش تصمیم میگیرین...
به هر حال، خوشحال شدم که بالاخره یکی از این خانومها، تونست یک مقدار از بیرون هم نگاه کنه!
و فقط کفّ و سوت نزنه...
و البته اگر فکر میکنین، حقتون از کل این زندگی، همین یک مشت پول حرام بوده و آن را حق خود میدانید، واقعا براتون متاسفم...
خوش باشین
کامران
اتفاقا در پایین همین پاسخی که به من داده شد، میشه تایید مدیری را دید که امروز سعی کرده در تاپیک امروز تو از نقطه نظر مشاوره به تو کمک کنه!
سلام
و از نکات دیگر که شاید ارزش یادآوری داشته باشد ایشون مادری بودند که در تمامی شرایط بحرانی فرزند خودشو رها نکرده سختی ها رو بخاطر فرزندش تحمل کرده شاید همون احساساتی بودن خانم ها که شما عنوان کردید یکی از عوامل موثر در چنین موقعیت هایی باشه بنابراین ایشون در وظایف مادری خود کوتاهی نکرده . یا معذرت با توجه به بی تفاوتی همسرشون در زمینه نیازهای عاطفی و ج ن س ی حاضر به تامین این نیاز در خارج از کانون خانوادش نبوده( پایبندی به اصول اخلاقی و تعهد زناشویی) کف و سوت زدن به این دلایل و .... هست .
فکر نمی کنم کسی شرایط تحمیلی و درآمد حرام رو تایید کنه و کف بزنه.
موفق باشید
اشتباه نکن،
بر خلاف تصور تو و خیلیهای دیگر، آن روز قصدم کوبیدن تو نبود، امروز هم نیست،
قصدم کمک هست!
من نه روانشناس هستم و نه مشاور، نه مدیر...
من یک انسان عادی هستم فرسنگها دور تر از تو که وضعیت امروز زندگی تو هیچ تاًثیری تو زندگی من نخواهد داشت،
راستش خیلی با خودم کلنجار رفتم که آیا چیزی اینجا بنویسم یا نه...
اگر این خط ها را مینویسم، صرفاً هدفم کمک به همنوع هست... یا شاید چیزی که بشه اسمش رو گذاشت احساس وظیفه...
نمیدونم شاید وظیفه برای یکی از همین مدیران تالار اینجا حکم کنه، تا پست من حذف بشه، درست به همان ترتیب که یک مشاور احتمالأ این رو وظیفه خود میدونه تا با تو از در منطق و هر چیزی دیگر وارد صحبت بشه به غیر از دین و مذهب...
اینجاست که من احساس وظیفه میکنم، که شاید باید به تو کمک کرد تا از جهت دیگر هم ببینی...
گاهی اوقات چقدر خوب مشاور نبودن، روانشناس نبودن یا ...، چون هر حرفی رو میشه زد....
جنس حرفهای من با جنس حرفهای همه اینها فرق میکنه،
تلاقی، شاید باورت نشه اما بر خلاف همه آدمهایی که تورو اینجا محکوم کردند، من تو را محکوم نمیکنم...
چون تو را مقصر نمیدانم!
هیچ به این فکر کردی، فرق تلاقی ۱۴ سال پیش با تلاقی امروز چیست؟
همین گناهی که مرتکب شدی، آیا آن روز برات اصلا قابل تصور بود؟
تلاقی امروز چرا این همه تغییر کرده؟
تلاقی، تو امروز متوجه عمق اشتباهی که مرتکب شدی نیستی، ازش آزرده نیستی، نه چون گناهت یا کاری که کردی اشتباه بزرگی نیست، بلکه چون تو نمیتونی ببینی!
همان پولهای حرامی که در این ۱۴ سال با آنها روزگار گذرانده ای، چشمهای تو را امروز بسته،
اصلا همین پول هاست که چشمهای تو را دیروز بست تا روح خودت رو انقدر ارزون بفروشی، تا چنین اشتباه بزرگی را مرتکب بشی!
و امروز هم، همین پولها هستند که چشم تو را بسته اند، تا نبینی، تا نفهمی، چقدر غرق شدی، چقدر افول کردی، که چقدر گناهی که مرتکب شدی زشت و بزرگ بوده!
من تو را مقصر میدانم، نه در گناهه امروزت، در گناهه دیروز، در تصمیمی که دیروز نگرفتی!
دیروز که فهمیدی، شوهرت یک کلاه بردار مال مردم خور است، که روزی حرام به خانه تو میاورد و خرجی خودت و فرزندت از همین پول حرام هست!
پول حرامی که معلوم نیست با بدبخت کردن چند نفر به دست آمده بود، بابتش به ناموس چند نفر چپ نگاه شده بود یا چند خانواده از هم پاشیده بود، یا بابتش چند نفر آه کشیده بودند و نفرین کرده بودند...
اگر زندگیت امروز به اینجا رسیده، نتیجه تصمیم دیروز توست، تصمیمی که دیروز نگرفتی، تصمیم به اینکه جدا شوی! همان دیروز که فهمیدی خرجی خودت و فرزندت از مال حرام هست، اما تو تنها شوهرت را حمایت کردی، در همه این سالها!
دلیلش مهم نیست، مهم نتیجه هست، تو او را در این راه حمایت کردی!
شاید این حرف ها، برات مسخره به نظر برسه، شاید با خودت بگی این خرافات چیه...شاید خیلیهای دیگه هم مثل تو فکر کنند،
دیروز برام مهم نبود بقیه چه فکر میکنند، امروز هم مهم نیست، حرفی را که احساس میکنم باید بزنم میزنم، و باز هم این تویی که باید برای زندگیت تصمیم بگیری، درست مثل همیشه...
تلاقی، وضعیت امروز تو، نتیجه کارهای دیروز همسرت هست! نتیجه همین پولهای حرام که معلوم نیست باعث شده چند خانواده از هم بپاشند، چند زن از زور نداری یا شرایط سخت به همسرانشان خیانت کنند و...
کی گفته خدا عادل نیست، هر عملی بازخوردی داره...و وضعیت امروز زندگی تو، بازخورد عمل دیروز همسرت هست که شاید باعث شده خانوادهای از بین بره، زنی به خاطر مشکلات مالی به همسرش خیانت کنه، و بازخورد چنین چیزیهایی میشه خیانت امروز تو به او...
و اما امروز، تو چه باید بکنی؟
وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ
و به يقين آنان نيرنگ خود را به كار بردند و [جزاى] مكرشان با خداست هر چند از مكرشان كوهها از جاى كنده مىشد (سوره ابراهیم، آیه 46)
به نظر من، قبل از کمک به همسرت، قبل از هر کاری، باید به خودت و فرزندت کمک کنی!
تلاقی، منتظر نشو تا حال همسرت بهتر بشه، که بهتر نخواهد شد...
کما اینکه وجود تو در کنارش به نظر من به عنوان یک مرد که از دید یک مرد دارم مینویسم، باعث عذاب مفرط هست برای او، نه تسکین!
این زندگی دیگر زندگی نخواهد شد، این را خوب فهمیده ای، اما ای کاش زودتر میجنبیدی، زود تر فرار میکردی از این گرداب...
بشین با خودت فکر کن، ببین تلاقی امروز و تلاقی ۱۴ سال پیش چقدر با هم فرق دارند؟ کدام را بیشتر دوست داری!؟
به هر حال، تلاقی، راه حل من برای تو اینه:
منتظر نشو تا همسرت بخواد از تو جدا بشه، منتظر هیچی نشو، اینجا درنگ جایز نیست!
یک بار برای همیشه تصمیم بگیر، از همسرت جدا شو!
این زندگی رو ول کن،
میدونم کار خیلی سختی هست، اما از خیر این پولهای حرام هم بگذر، خودت و فرزندت رو نجات بده و از این منجلاب بکش بیرون...
این از همه مهمتر هست، بترس از تاثیر همین پولها بر فرزندت!
اول خودت و فرزندت رو از این منجلاب نجات بده و بعد در پی درمان همه این زخمها و صدمات باش که در این ۱۴ سال، خودت و فرزندت برداشته اید!
موفق باشی،
برادرت،
کامران
اون روز که همه سوت و کف می زدند که خیلی قهرمانی. یکی نمی گفت اشتباهه و ...
امروز هم که همه می گن شرایطش ایجاب می کرده !!
لازمه یه سری به این تاپیک بزنید و در پست 15 پاسخ مدیر را بخوانید. بدون تعصب ...
این همراهی کردن ها و کف زدن ها و توجیه و بهانه ها کار را به جاهای باریک تر هم خواهد کشاند.










علاقه مندی ها (Bookmarks)