به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 96
  1. #51
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: کاسه داغ تر از اش شدم !! شکستم

    متین و هدیه عزیز ممنون از جواباتون
    نه سوال از فرد خاصی نبود
    به حرفاتون فکر میکنم


  2. کاربر روبرو از پست مفید meysamm تشکرکرده است .

    meysamm (چهارشنبه 05 مرداد 90)

  3. #52
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 21 مرداد 90 [ 16:02]
    تاریخ عضویت
    1390-3-04
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    1,291
    سطح
    19
    Points: 1,291, Level: 19
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    16

    تشکرشده 16 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاسه داغ تر از اش شدم !! شکستم

    من عاشق تو بودم اما تو عاشق ديگري و اين رسم غريب اين ديار است....

    من اگر جای سیما بودم، و از شما این رفتار رو می دیدم، خیلی عذاب می کشیدم! اون حتما می دونه که شما دوستش ندارین و توقعی هم از شما نداشته انگار! اون با احساسش خوش بوده و زندگی می کنه!
    ولی حالا با این رفتارتون! من اگر بودم احساس می کردم دارم تحقیر می شم و .... دلم می خواست یه جور دیگه یه جور محترمانه ای باهام رفتار می شد، نحوه برخورد با این قضیه رو هم بذار به عهده خودش، گمونم این رفتار اوضاع رو بدتر می کنه!

  4. 3 کاربر از پست مفید mehraiin تشکرکرده اند .

    mehraiin (سه شنبه 28 تیر 90)

  5. #53
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: کاسه داغ تر از اش شدم !! شکستم

    من می خوام خودمو یکبار جای شما ( که قبلا در این شرایط بودم) و یکبار جای سیماخانوم ( چون زن هستم و حدس می تونم بزنم ) قرار بدم.

    اول سیما خانوم:

    من از اقایی که از اشناهای من هست خوشم اومده اما این از اول نبوده و من به خاطر اینکه از این اقا خوشم اومده شروع نکردم به برقراری ارتباط با این اقا. برای همین هم بعد از اینکه از این اقا خوشم اومد باز هم سعی کردم روابطم حالت عادی داشته باشه و یکدفعه رفتارم رو عوض نکردم و بهش ابراز علاقه و یا بر عکس بی توجهی نکردم چون می دونم ایشون نظری نسبت به من نداره. ولی نمی دونم چرا یکدفعه این اقا رفتارش تابلو عوض شده. چرا منو اذیت می کنه.

    از این منظر من ترجیح می دادم این اقا روابطش رو عادی نگه داره و ایشون رو به عنوان یک اشنا همیشه در ذهنم داشته باشم نه کسی که روزی دوستش داشتم و روزی ازش متنفر شدم. با ازدواج من و احیانا اون اقا همه چیز تموم می شه و این مجبت ها فراموش می شه. به شرط اینکه خاطره عشق تبدیل به نفرت یا حسرت نشه.

    و اما از منظر شما اقای خارپشت. من به خاطر اشناییت و حس دلسوزی از سیما حمایت کردم و مراودات کاری و یا درسی داشتم. تا اینجا خیالم راحته که اشتباه بزرگی نکردم که بخواهم تاوان بدم. اما بزرگترین اشتباهم وقتی بود که در حالیکه قصدم این بود که حریم کسی که توجه بهش داشتم رو در برابر ناکس ها حفظ کنم خودم این حریم رو شکستم و از راز دلش اگاه شدم. جالا هم باید تاوان این اشتباه رو زودتر بدم تا نه من و نه سیما در اینده دچار مشکلاتی بشیم و یا خدای نکرده اون دنیا قرار باشه تاوانی بدم. پس مجبورم توان داشته باشم تا عادی برخورد کنم و بر احساسم غلبه کنم و راز دل رو تو سینه ام حبس کنم و در اعمالم تغییری ایجاد نکنم و صبر رو پیشه کنم. اینجوری سیما هم هزار و یک سوال در ذهنش ایجاد نمی شه که بخواد تا اخر عمرش به جوابهاش فکر کنه ضمن اینکه حس دوستی و اشناییمون برای همیشه در همین حد می مونه و شاید سیما کمی ازازدواج من ناراحت بشه اما دیگه نفرتی در قلبش ایجاد نمی شه که بخواد در زندگی ایندش تاثیری بذاره.

    آقای خارپشت ببخشید که مساله رو بزرگ کردم ولی می خواستم شما اشتباهی که من کردم رو تکرار نکنید.

    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  6. 2 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (سه شنبه 28 تیر 90)

  7. #54
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 05 اسفند 90 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1390-3-01
    نوشته ها
    433
    امتیاز
    3,819
    سطح
    39
    Points: 3,819, Level: 39
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    783

    تشکرشده 794 در 331 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: کاسه داغ تر از اش شدم !! شکستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط خارپشت
    [color=#0000CD]خانم متین اگه شماره شناسنامتون رو هم به نام کاربریتون اضافه کنین فکر میکنم خوب باشه
    خوبیش به اینه که وقتی تشکر میذارین (نیست پررنگم شدین !)جای سه تا تشکرو میگیره باریکلا!!!


    خارپشت گفتم اگه شماره شناسنامه م رو هم بذارم شناسایی می شم و خطرناک می شه قضیه وگرنه می خواستم طولانی ترش هم کنم... اما جدا از شوخی f رو کردم female که بهم نگن آقا متین!!! آخه من همش به خانمها می گم گلم و عزیزم و این چیزا بعد فکر کنن من آقا هستم دیگه هیچی... بیا جمعش کن!!!

    راستی گفتی پررنگ شدم خودم هم متوجه نشده بودم, شما گفتی تازه فهمیدم پر رنگ شدم...

    چقدر دلم می خواست پر رنگ شم! همش می گفتم یعنی بقیه چیکار کردن که پررنگ شدن یا رنگی شدن!

    به هر حال مرسی که این خبر خوب رو بهم دادی... خیلی خوشحال شدم.






  8. 2 کاربر از پست مفید matin_female_1988 تشکرکرده اند .

    matin_female_1988 (جمعه 31 تیر 90)

  9. #55
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: کاسه داغ تر از اش شدم !! شکستم

    نباید بیش از حد خودمو درگیر مسائل سیما میکردم
    نباید بیش از اندازه دلسوزی میکردم
    نباید احساس برادرانمو با وجود سیما ارضا میکردم
    نباید وارد حریم خصوصیش میشدم
    نباید نوشته های و خاطرات شخصیشو میخوندم
    نباید مداوم کلماتشو تو ذهنم تکرار میکردم
    نباید احساساتمو دخیل میکردم

    و حالا تا جایی که میتونم سعی میکنم منطقی تر رفتار کنم
    تقریبا دو سه روزه که سعی میکنم نه به سیما و نه به مشکلات خودم فکر کنم سرمو با چیزای دیگه گرم میکنم
    الان احساس بهتری دارم راحت تر میتونم فکر کنم

    یکی از دوستام که کاملا با روحیات و شرایطش اشنا هستم حدودا هفت هشت ماه پیش ازم خواست که با سیما راجع به ازدواج صحبت کنم
    من سیما رو برای کارای تحقیقاتی که انجام میداد به اون معرفی کردم و اصلا قصدم ازدواج این دو با هم نبود
    بعد از اینکه کارای سیما تموم شد دوستم ازم خواست که برای اشنایی بیشتر هم باسیما و هم با خونوادش صحبت کنم و . . .
    خلاصه بعد از کلی اصرار به سیما دوبار با هم صحبت کردن ، دوستم میدونست پدر مادرش از هم جدا شدن ولی جزئیات روابط خونواده سیما رو نمیدونست منم چیزی نگفتم تا سیما خودش راجع به این موضوع صحبت کنه
    خب بعد از اینکه فهمید یه مقدار سرد شد و نزدیک یه ماه هیچ خبری ازش نشد
    منم باهاش تماس نگرفتم چون نمیخواستم بابت دوستی با من تو منگنه قرار بگیره
    ولی بعد از یه ماه دوباره باهام تماس گرفت ولی خیلی جدی ازم خواست با سیما صحبت کنه
    مثل اینکه تو اون یه ماه راجع به سیما بیشترتحقیق کرده بود و نظرش برگشته بود
    اما سیما دیگه حاضر نشد باهاش صحبت کنه حتی پافشاری منم فایده ای نداشت
    شرایط دوستم فوق العاده است حتی خونوادش هم با ازدواج اونا موافقت کردن اما متاسفانه سیما قبول نمیکرد
    منم از دوستم خواستم اجازه بده یه مدت بگذره شاید سیما بابت این تاخیر یه ماهه رنجیده وبعدا نظرش عوض شه

    دیروز به یه بهونه ای رفتم دفترش و قبل از اینکه من حرفی بزنم دوباره درخواستشو تکرار کرد
    قرار شد دوباره صحبت کنم
    مطمئنم که به سیما علاقه داره و مطمئنم که به جز مسئله موقعیت خونوادگی در باقی مسائل با هم خیلی متناسبن
    البته از لحاظ ظاهری اگه از صد به سیما صد بدیم دوست من نمره شصت رو میگیره و دیگه اینکه تقریبا با سیما هم قده نزدیک صدو هفتاد
    اما به نظر من بقیه خصوصیاتش عالیه و اصلا حرفی توش نیست

    و اما دغدغه های من
    1-ایا الان زمان مناسبی برای این پیشنهاده (شاید یه درگیری ذهنی و احساسی جدید بتونه به سیما کمک کنه شایدم برعکس ، کلافش کنه و سیما محکم تر و قاطع تر جواب نه رو بده ، سیما خیلی ارومه اما به وقتش خیلی هم کله شقه!)
    2-ایا سماجت دوست من کمکی به این قضیه میکنه
    (چون فوق العاده محترم و با شخصیته و اصرار زیاد رو نشونه بی ادبی میدونه هرچند به نظرم اگه همون موقع سریش شده بود یه جوری جواب مثبتو میگرفت راستش من خودمم بالاخره نفهمیدم دخترا دوست دارن تلویحا بهشون التماس کنی یا نه ؟؟!! )
    3-احساس میکنم دارم در حق دوستم یه خیانت نسبتا خفیف میکنم ، چون اون از حس سیما نسبت به من مطلع نیست ، شرایط خاص سیما رو پذیرفته ولی قطعا دیگه این موضوع قابل هضم نیست ، ایا من خائنم ؟
    4-ایا اصلا من حق دارم در مورد ازدواج دو تا انسان کامل تصمیم بگیرم ؟ ، ایا حق دارم به سیما اصرار کنم ؟
    ایا حق دارم دوستم رو بی خبر از همه چیز به خاطر مشکل خودم درگیرکنم ؟


    نمیخوام احساسمو دخیل کنم اما مگه ممکنه اساسا مشکلم از جنس احساسه من نمیخوام باشه اما اون هست

  10. 3 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    meysamm (جمعه 31 تیر 90)

  11. #56
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 15 بهمن 00 [ 15:35]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    367
    امتیاز
    10,548
    سطح
    68
    Points: 10,548, Level: 68
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 302
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    811

    تشکرشده 815 در 286 پست

    Rep Power
    52
    Array

    RE: کاسه داغ تر از اش شدم !! شکستم

    سلام
    شاید بهتره یه سیما خانوم فرصت بیشتری بدید

    خارپشت عزیز خودت رو برای یک لحظه بزار جای خانم سیما
    بنظرت الان در ذهنش چی می گذره؟
    بنظر من فشار فکری زیادی روش هست و شاید دلش هم شکسته ...
    بیشتر پستای این تاپیکو خوندم ولی نمی خواستم حرفی بزنم تا اینکه این پست اخری رو نوشتی

    نا خواسته با رفتارت یک جرقه در دل یک نفر زدی
    الان اون شرایط سختی داره

    امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیری و بهترین کمک رو بکنی

    یا حق

  12. 3 کاربر از پست مفید eng.aydin تشکرکرده اند .

    eng.aydin (جمعه 31 تیر 90)

  13. #57
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: کاسه داغ تر از اش شدم !! شکستم

    سلام

    به نظر من لازم نیست شما وارد ماجرا بشین.

    خودتون رو کاملا کنار بکشید و از دوستتون بخواید خودشون یا خانوادشون اقدام کنند .

    شما که روز اول این دو رو به قصد ازدواج به هم معرفی نکردید خودشون به این نتیجه رسیدن . از این به بعدش هم بعهده خودشون باشه .
    وقتی که نقش شما تو زندگی سیما کمرنگ باشه ایشون بهتر میتونند تصمیم گیری کنند.

    اگر سیما اینقدر درگیر شماست که حتی یه پیشنهاد خوب رو ممکنه رد کنه یعنی برای فراموش کردن شما به زمان نیاز داره و باید با خودش کنار بیاد(خودش باید مسئولیت انتخاب ها و تصمیمات خودش رو بعهده بگیره نه شما و نه خواستگارشون و نه هیچ کس دیگه ای (ایشون یه انسان بالغ هستند و هر برخوردی غیر از این توهین به شعورشون محسوب میشه)) . دوستتون هم اگه واقعا ایشون رو میخوان می تونند ازشون دلایل منطقی واسه رد کردنشون بخوان(البته اگر سیما ردشون کنه)



    -احساس میکنم دارم در حق دوستم یه خیانت نسبتا خفیف میکنم ، چون اون از حس سیما نسبت به من مطلع نیست ، شرایط خاص سیما رو پذیرفته ولی قطعا دیگه این موضوع قابل هضم نیست ، ایا من خائنم ؟
    اطلاع شما از احساس سیما در واقع یک خیانت به خود سیما بود.
    سعی کنید فراموش کنید که وارد خصوصی ترین حریم یه نفر شدین و با فکر و اقدامات مرتبط با این موضوع وضعیت رو بدتر نکنید.


    4-ایا اصلا من حق دارم در مورد ازدواج دو تا انسان کامل تصمیم بگیرم ؟ ، ایا حق دارم به سیما اصرار کنم ؟
    ایا حق دارم دوستم رو بی خبر از همه چیز به خاطر مشکل خودم درگیرکنم ؟
    از نظر من شما هیچ کدوم از این حقوق رو ندارید .
    دوست شما اگه بخواد میتونه به سیما اصرار کنه .(بستگی به اخلاق و نگرش خودش داره)
    سیما هم اگه بخواد میتونه همسر آیندش رو از افکار و احساساتش مطلع کنه.

    بهتره سعی نکنید از خودتون یه شوالیه فداکار بسازید و تو هر عرصه و موضوعی وارد بشید!!!

    عذر میخوام که صریح صحبت کردم قصدم جسارت نبود.

    موفق باشید.

  14. 6 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (جمعه 31 تیر 90)

  15. #58
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: کاسه داغ تر از اش شدم !! شکستم

    خارپشت عزیز
    منم فکر می کنم بهترین حالت اینکه خودتو بکشی کنار و از دوستت بخواهی خودش و یا خانواده اش رسما اقدام کنند
    اگر سیما خانم خودش صلاح بدونه نظر شمارو جویا می شه .

  16. 3 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    sanjab (جمعه 31 تیر 90)

  17. #59
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: کاسه داغ تر از اش شدم !! شکستم

    اینا نظرات شخصی منه. شاید کمکت کنه، شاید هم اشتباه باشه.

    خارپشت عزیز، فکر میکنم اینکه شما خودت به سیما اصرار کنی، اصلاً کار خوبی نیست.

    اگه هم میخوای کاری کنی که به ازدواج با دوستت بیشتر و جدی تر فکر کنه ، بعد از اینکه احیانا از شما و خانوادت کمک خواست، به مادرت بگو که با سیما مستقیماً صحبت کنن. از این جهت که مادرش باهاش زندگی نمیکنه میگم. شاید اگه نیاز داشته باشه با یکی مشورت کنه، بهترین گزینه مادرت باشه.
    سعی کن خصوصیات دوستت رو برای مادرت توضیح بدی و از خوبی هاش بگی تا مادرت وقتی با سیما صحبت میکنن بتونن قانعش کنن که موردی نیست که بی علت ردش کنه.

    اگه از این دید به شما نگاه کنیم که شما فقط یک معرف هستی، با صبای عزیز موافقم که بقیه ی کار رو باید به دوستت و خانوادش بسپری. همه ی کار ِ یه واسطه رو تا الان انجام دادی (حتی بیشتر). دیگه کاری به گردن شما نیست.

    اگه هم از این دید نگاه کنیم که شما فامیل سیما هستی، باز هم مسئولیتی به گردن شخص شما نیست. مادر باید کمک کنن بهش. (البته اگه خودشون صلاح بدونن)

    بعد هم بسپر به خودش و خانواده دوستت. اونا خودشون میتونن برای زندگی خودشون تصمیم بگیرن. اصرار زیاد حتی اگه از طرف مادرت باشه، شاید باعث بشه که بعد از ازدواج هر مشکلی بوجود بیاد اونو از طرف شما بدونه که با اصرار زیاد راضیش کردید.

    و به نظرم این مطلب رو که میدونی سیما به خودت چه احساسی داره رو کلاً فراموش کن. توی تصمیم گیری هاش خود به خود بروز پیدا میکنه اگه خیلی خیلی جدی باشه. از کجا میدونی؟ شاید تا الان یه اتفاقی توی زندگیش افتاده باشه که متوجه حس غلطش شده و داره باهاش مبارزه میکنه!


  18. 6 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (سه شنبه 04 مرداد 90)

  19. #60
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 آذر 90 [ 01:50]
    تاریخ عضویت
    1390-5-01
    نوشته ها
    319
    امتیاز
    2,559
    سطح
    30
    Points: 2,559, Level: 30
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    346

    تشکرشده 358 در 196 پست

    Rep Power
    46
    Array

    RE: کاسه داغ تر از اش شدم !! شکستم

    سلام خارپشت عزیز
    من خیلی نگران سیما خانم شدم اون به شما علاقه داره فکر میکنم بهتره با زمان مشکلش حل بشه بهتره غیرمستقیم بهش بگید اصلا علاقه ای ندارید وگرنه همش منتظر شما میمونه حتی اگه ازدواج کنه نمی تونه فراموش کنه

  20. کاربر روبرو از پست مفید hamdam 96 تشکرکرده است .

    hamdam 96 (شنبه 01 مرداد 90)


 
صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.