به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 88
  1. #51
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: از زندگی و دعوا با شوهرم خسته شدم...

    عزیزم ناراحت نشو ما دوست داریم و می خوایم زندگیت درست شه
    درضمن چوب معلم گله
    چرا فکر می کنی که اگه معذرت خواهی کنی غرورت میشکنه مگه نمی گی دلت برا بغلش تنگ شده پس برو تو بغلش احساستو نشون بده و نترس اونم الان همین طوری و چون فکر می کنه تو دوسش نداری جلو نمی اید
    حتما لازم نیست از کلمه معذرت استفاده کنی
    بهش بگو دوسش داری و دلت براش تنگ شده و از مسئله که پیش اومده ناراحتی و می خوای که حل بشه همین و دوباره موضوع را باز نکن و توضیح اضافه هم نده که چی شدو تقصیر کی بود از این حرفها فقط بگو بیا این مسئله رو از ذهنمون پاککنیم چون دوست دارم و دلم برات تنگ شده باور کن .

  2. 2 کاربر از پست مفید جان سخت تشکرکرده اند .

    جان سخت (پنجشنبه 17 آذر 90)

  3. #52
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 اسفند 90 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1390-8-29
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    1,896
    سطح
    25
    Points: 1,896, Level: 25
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    287

    تشکرشده 292 در 154 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی و دعوا با شوهرم خسته شدم...

    عزیزم درسته که کار همسر شما زشت بوده و اون باید عذر خواهی کنه اما این شرایط هم که خوب نیست
    بهتره از کلمه عذر خواهی استفاده نکنی که فکرم نکنه تو مقصر بودی و این عادت بشه و دفعه بعد دوباره.....
    ولی می تونی وقتی اومد باهاش گرم بگیری اگه دیدی داره به قول معروف ناز میکنه تو برو بغلش کن ( در ضمن من با پیشنهاد یکتا موافقم ) به منم جواب داده
    اینطوری غرورتم نخواهد شکست
    موفق باشی گلم
    دعایت می کنم

  4. 2 کاربر از پست مفید فرانک68 تشکرکرده اند .

    فرانک68 (پنجشنبه 17 آذر 90)

  5. #53
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 91 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1390-9-04
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,209
    سطح
    19
    Points: 1,209, Level: 19
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی و دعوا با شوهرم خسته شدم...

    راستش اون مانورو كه زياد بلد نيستم!
    اينطوذي فك نميكنين باعث شه كه هميشه منتظر باشه من نازشو يكشم؟ پس كي اون نازمو بكشه بابا مثلا من دخترم اون پسر

  6. کاربر روبرو از پست مفید n1n2n14 تشکرکرده است .

    n1n2n14 (چهارشنبه 09 آذر 90)

  7. #54
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: از زندگی و دعوا با شوهرم خسته شدم...

    اشکال نداره عزیزم تو هم نازشو نکش و بزار زندگیتون همین طوری بمونه و با ناراحتی ادامه بدین اینم خودش یه جور زندگی .
    هیچ وقت با یه عذر خواهی ساده غرور ادم نمیشکنه و عادت نمیشه این طوری فکر کن که اونم یاد میگیره و دفعه دیگه این کارو میکنه .
    می تونی همینطوری به لج بازیت ادامه بدی اوقت میگی چرا با من این طوری برخورد می کنین ببخشیدا اخه حرص ادمو در میاری .

  8. #55
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 91 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1390-9-04
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,209
    سطح
    19
    Points: 1,209, Level: 19
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی و دعوا با شوهرم خسته شدم...

    باز كه دعوام ميكنين
    باشه امروز كه اومد احساسمو بهش ميگم همونطوري كه راهنمايم كردين. توكل بر خدا...

    يه سوال ديگه بپرسم؟ اگه شما يكار ميكردين؟

    اگه شما جام بودين اون ادكلن رو چيكار ميكردين؟

  9. #56
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی و دعوا با شوهرم خسته شدم...

    دوست عزیزم میدونم چی میگی و چی میکشی
    به نظرم انینبارم برو جلو و تو بزرگواری کن، ولی برو مشاوره که زیاده روی نکنی و مسائلت حل بشه گلم

  10. کاربر روبرو از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده است .

    shamim_bahari2 (چهارشنبه 09 آذر 90)

  11. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 91 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1390-9-04
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,209
    سطح
    19
    Points: 1,209, Level: 19
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی و دعوا با شوهرم خسته شدم...

    يه سوال ديگه بپرسم؟ اگه شما جام بودين اون ادكلن رو چيكار ميكردين؟

  12. #58
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 اسفند 92 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1390-4-25
    نوشته ها
    643
    امتیاز
    4,583
    سطح
    43
    Points: 4,583, Level: 43
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,779

    تشکرشده 2,844 در 585 پست

    Rep Power
    81
    Array

    RE: از زندگی و دعوا با شوهرم خسته شدم...

    سلام عزیزم.
    اول بگم اگه دعوات کردم فقط به خاطر خودت بود...ببین گلم ما راجع به یه زندگی حرف میزنیم نه یه بازی!راجع به دو انسان نه دو تا عروسک... و در مورد رابطه ای که بیش از 90% عشقه!
    بازم میگم سعی کن شرایط ذهنیشو مثبت کنی.
    این افکار بچه گانه رو از قبیل این که من تا کی نازشو بخرم؟ آخه مثلا من دخترم و غیره از خودت دور کنی!شما الان دیگه واسه خودت خانمی شدی اونم خانمی که میدونه باید زندگیشو خودش بسازه!
    امروز که اومد:
    1.خوب برخورد کن.سرد نباش.گرم باش! همین...
    2.دلایل ناراحتیتو تیتر وار بگو همین و بس.
    3.به خاطر اشتباهات خودت(دقت کن میگم اشتباهات خودت! نه چیز دیگه ای) عذر خواهی کن.این یعنی سهم خودتو توی مسائل می پذیری.
    3.ادکلنشو با روی خوش بهش تقدیم کن.
    آداب گفتگو رو بخون... اگر یاد بگیری در اکثر مواقع درست رفتار کنی(یعنی جرامندانه،از موضع یک زن نه یک دختر بچه) همسرتم یاد میگیره که نازتو بخره! فقط یه کم کار میبره..
    پس تلاشتو بکن
    موفق باشی
    (دوستان توجه کنید عذر خواهی یک فرد به مفهوم پذیرفتن تمام تقصیرات نیست بلکه به مفهومه اینه که مسئولیت سهم خودشو میپذیره.یادتون باشه معمولا هر وقت که سعی نمیکنیم در یک بحث با همسرمون برنده شیم دقیقا برنده میشیم و این راز روابط زناشوییه!)

  13. 6 کاربر از پست مفید یک زن امیدوار تشکرکرده اند .

    یک زن امیدوار (پنجشنبه 17 آذر 90)

  14. #59
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: از زندگی و دعوا با شوهرم خسته شدم...

    خانم امیدوار عزیز نوشته اند توجه توجه توجه :

    (دوستان توجه کنید عذر خواهی یک فرد به مفهوم پذیرفتن تمام تقصیرات نیست بلکه به مفهومه اینه که مسئولیت سهم خودشو میپذیره.یادتون باشه معمولا هر وقت که سعی نمیکنیم در یک بحث با همسرمون برنده شیم دقیقا برنده میشیم و این راز روابط زناشوییه!) آداب گفتگو رو بخون... اگر یاد بگیری در اکثر مواقع درست رفتار کنی(یعنی جرامندانه،از موضع یک زن نه یک دختر بچه) همسرتم یاد میگیره که نازتو بخره! فقط یه کم کار میبره..
    برای تاکید بیشتر لطفا این کارهای رو انجام بده .

  15. #60
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 91 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1390-9-04
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,209
    سطح
    19
    Points: 1,209, Level: 19
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از زندگی و دعوا با شوهرم خسته شدم...

    سلام دوستان من ممنون از راهنمايياتون.
    ديشب خيلي استرس داشتم هي جمله ها رو با خودم ميگفتم تا بالاخره رفتم جلو اما اولش فقط تونستم بغلش كنم و دستاشو بگيرم و بگم دلم برات تنگ شد تا چند دقيقه سكوت بينمون بود و فقط نگاهم ميكرد چشماشم سرخ شده بود بعد يكم سكوت گفتم ميخواهم همه چيو باهم فراموش كنيم كاري به ايم ندارم كه كي مقصر بوده فقط اومدم بهت بگم كه دوست دارم و دلم برات تنگ شده و ميخوام تموم شه. گفت دوستم نداري باز گريم گرفت گريه كردم گفتم اومدم جلو تا تموم شه گفتم باور كن دوست دارم گفت چه فايده دوباره دو هفته ديگه يه دعوا درست ميكني باز يه عالمه گفتم. دلم شكسته بود هي زار زدم گفتم يعني تو دلت برام تنگ نشده بود گفت من اصلن اين چند روز هيچي نفهميدم خودمم نميديدم دلم واسه خودمم تنگ نميشد اصلن نميدونم چيكار ميكردم اصلن دوست نداشتم تو خونه باشم خودش حرف اون شبو پيش اورد گفت جندتا فحش بهم دادي هلم دادي هم جوابي كردي گفتي نميتوني باهام زندگي كني منم گفتم مهريتو ميدم خودتو زدي اما من فقط يدونه آروم زدم تو صورتت كه ديگه خودتو نزني هيچ فحشي هم بهت ندادم از بس اعصابمو خورد كردي هم زدم اونو شكوندم تازه فهميدم من چقدر اون شب هيولا شده بودم بعضي از كاراي بدمو يادم نميومد! بعدشم گفت اگه قول بدي ديگه باهام هم جوابي نكني خوب ميشم. منم قول دادم تا بعد ايم همه حرف و گريه بالاخره آروم شد و بغلم كرد بعد چند دقيقه پرسيدم هنوز دوستم داري گفت آره مثل تو كه نيستم گفتم مثل قبل گفت آره اما كاري كن حتي بيشتر از قبل دوست داشته باشم. ببخشيد اون قضيه مانورم كه گفته بوديد انقد دلم ازش پر بود نخواستم پا پيش بزارم اما خودش پاپيش گذاشت!
    فك كنم حالا ديگه همتون از اون بيشتر از من طرفداري ميكنيد...!
    واقعا بلد نيستم چطوري باهاش رفتار كنم وگرنه راحت ميتونستم رام خودم كنمش تو ذاتش هست اما من با بداخلاقي و عصبانيت خراب ميكنم همه چيو.
    يكم نصيحتم كنيد...!


 
صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خسته شدم انقد تحت درمان بودم و رفتارم عوض نشد و اوضاع بدتر شد
    توسط amir222 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 29 فروردین 95, 17:04
  2. دعوای نداشتن خواستگار
    توسط اعماق تنهایی در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 27 مرداد 94, 14:28
  3. خسته از دعوای دوره ای
    توسط sahel sheni در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: دوشنبه 18 آذر 92, 18:38
  4. از دعواي مامان و بابام خسته شدم
    توسط زندگي سرد در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 08 آبان 91, 08:58
  5. یک ازدواج ناخواسته و 6 سال عواقب تلخ
    توسط jesica در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 31 تیر 90, 12:34

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.