به نظرم اگه تو این تاپیک این مسائل حل بشه بهتره.چون از پراکندگی جلوگیری می شه
تشکرشده 3,297 در 818 پست
به نظرم اگه تو این تاپیک این مسائل حل بشه بهتره.چون از پراکندگی جلوگیری می شه
رایحه عشق (چهارشنبه 16 فروردین 91)
تشکرشده 3,442 در 1,036 پست
سلام بازم از رایحه عزیز معذرت خواهی می کنم
یه سوال از آقای sci دارم
راستش خیلی از احساسهایی که همسرم بهش مواجه میشه حاصل منفی نگری و تفکر منفی خودشه من مثالی میزنم شاید بهتر قضیه روشن شه
مثلا دیروز همسر من رفته بود مسافرت و من عصری که دیدم وقتم با نبود همسرم آزادتر رفتم خرید تا برای تولد همسرم کادو بخرم و به همسرم پیام دادم که میرم خرید اونم بهم پیام داد مگه چیزی لازم داری منم گفتم می خوام یه دوری بزنم
اخرشب که اومد خونه بهم با لحن بد گفت اینطوری می گی یعنی حوصله ات سر رفته چون من نیستم
و یا برای مسائل کاریش مشکل پیش اومده میگه تو فکر کنم اگه بچه دارشیم و من بیکار شم سکته کنی
آخرم خودش برای خودش این همه منفی بافت بعدشم بهم گفت ازت خسته شدم دیگه!!!!!!!!!
بعدم گفت شرایط منو اصلا درک نمی کنی!!!!!!!!
در واقع می تونیم بگیم اینم نوعی سوئ ظن که با جستجو و تجسس توی رفتار و اعمال یه شخص رخ می ده نمی دونم اشتباه می کنم یا حرفم درسته
میشه راهنماییم کنید و یا اگه لازمه بهم بگید تاپیک جداگانه ای بزنم
من اینجا سوالمو گفتم چون احساس کردم زیادم بی ربط نیست
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
eghlima (پنجشنبه 17 فروردین 91)
تشکرشده 194 در 102 پست
رایحه عزیز ببخشید من سئوالم رو اینجا مطرح میکنم چون من هم شدیدا مشکل تجسس دارم. جناب آقای SCi یعنی منظور شما این هست که اگه یک زنی تمام مواردی رو که گفتین (اخلاق خوب، به خود رسیدن، لباس زیبا پوشیدن، غذای خوشمزه درست کردن) را رعایت کنه شوهرش هیچ وقت بهش خیانت نمی کنه؟؟ یعنی دیگه واقعا خیال همچین زنی باید از همه جهت راحت باشه؟ پس چرا بعضی زنها در کمال اعتماد از شوهراشون رودست میخورن؟ واقعا ما زنها چطور و از کجا بدون تجسس بفهمیم که همسران ما وفا دارن یا نه؟ اگه میشه لطفا ما را راهنمائی کنید. با تشکر
پرستوی مهاجر (پنجشنبه 17 فروردین 91)
تشکرشده 5,973 در 1,154 پست
خواهر بزرگوارم،نوشته اصلی توسط sanazi_o
لطف كنيد و پست ها رو به دقت بخونيد. اگر جايي سوال داشتيد و يا ابهامي وجود داشت، بپرسيد... واقعا مد نظرم نبود كه چنين برداشتي از پستهاي 47 و 35 داشته باشيد.
به هيچ وجه خيال اين خانمي كه گفتيد نبايد راحت باشه... بحث تجسس رو يك بار ديگه بخونيد!
من گفتم تجسس به معني بي توجهي، بي خيالي نيست...بهش اعتماد دارم و كاري بهش ندارم و توجهي بهش نمي كنم! بعضي مواقع همين به ظاهر اعتمادي كه مي گوييد، موجب بي توجهي مي شه! نهال عشق شما، نياز به مراقبت، توجه و نگهداري داره و راه اين مراقبت تجسس نيست!
مردي كه به همسرش بد گمانه، اگر چند دقيقه تلفنش رو دير برداره، مرد فكر مي كنه كه اي واي! رفته با يكي ديگه.. يا بر عكس! آيا اگر تجسس كنه و چيزي پيدا نكنه خيالش راحت مي شه؟ مطمئنا نمي شه! چون بد گمانه و سو ظن داره... مسير سو ظن پاياني نداره...
اگر يك روز كسي ديد كه همسرش داره با سوء ظن وسائل شخصيش رو چك مي كنه... بايد بدونه كه اون زندگي واقعا زندگي شدني نيست!
sci (دوشنبه 11 اردیبهشت 91)
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
با اجازه جناب sci
زمینه ذهنی تجسس >>> بد گمانی ، سوء ظن و یا کنترل گری و وابستگی انحصار طلبانه هست
زمینه ذهنی توجه و مراقبت بجا >>> بها دادن ، علاقه ، احترام ، اعتماد ، و انگیزه رابطه بهینه و .... همه اینها در نهایت خوش بینی هست .
نه تجسس به معنای توجه و مراقبت از زندگی و خود و همسر هست ، و نه توجه و محبت بدور از تجسس و کنترل گری ، نشانه بیخیالی و عدم مراقبت .
اگر نمی توانید ترس و نگرانی خود را که به تجسس وادارتان می کند کنار بگذارید ، باید روی زمینه ذهنی خود کار کنید و آنرا اصلاح کنید .
.
فرشته مهربان (شنبه 09 اردیبهشت 91)
تشکرشده 1,426 در 250 پست
به نظرم تجسس کنجکاوی بد گمانی بیشتر از همه روزگار خودمونو تلخ میکنه .مدام به این فکر میکنیم که الان همسرم کجاست.وقتی ازش میپرسیم در عوض اطمینان کردن شک دوم به سراغمون میاد واقعا همونجایی ست که الان به من گفت و.....
از طرفی هم یه جمله ای جایی شنیدم خیلی جالب بود اینکه
کسی که خیلی دوسش داری فرصت کمتری واسه اشتباه داره.بارها به همسرم گفتم چون دوست دارم ازت توقع اشتباه ندارم کوچکترین خدشه ای تو کارت خیلی واسم سنگین تموم میشه
خدا نکنه از عزیزت کمترین کج رویی و ببینی دیگه نمیتونی اعتماد گذشته رو بهش داشته باشی
با خودت میگی شاید دوباره..
مگه اوندفعه این کارو نکرد....
هرکی یک بار این راه و رفت بازم....
این جمله هاست که کنجکاوی و شک رو تو ذهن بیدار میکنه
فائزه_م (سه شنبه 05 اردیبهشت 91)
تشکرشده 3,297 در 818 پست
نمی خواستم بنویسم ولی به احترام شما دوستام می نویسم.
یه مدت بد جور دپرس و بی انگیزه شده بودم.انتظارم از همسرم چندین برابر شده بود.هر عملش که به مذاقم خوش نمی یومد به اون اتفاق ربط می دادم.عصبی بودم.همش قهر می کردم انتظار داشتم بیاد نزمو بکشه اونم انگار حوصله ناز کشیدن نداشت.شبها تا صبح کارم گریه بود که چرا زندگیم این طور شد یکی از شبها نذاشتم بخوابه تا مشکلمونو حل کنیم.حرفامونو زدیم و من آرومتر شدم فهمیدم منم مقصر بودم ولی فردای اونروز می خواستم برم تو یه سایتی.چشمم که به مرورگر خورد و دیدم بازم رفته تو اون سایتای مستهجن.دیوونه شدم داد زدم.ازش توضیح خواستم.ساکت بود و باز هم پشیمون.خواستم برم خونه پدرم نذاشت.بعد از کلی داد و بی داد انگار آروم شدم.انگار یکی بهم گفت چرا کمکش نمی کنی؟
نشستم روبروش گفتم دست بردار ازین کارا و البته می دونم ترک کردن یه عادت سخته ولی کمکت می کنم و اونم به زبون ازم خواست کمکش کنم.
الان حالم خوب شده.و امیدوار.
تصمیم گرفتم فعالیتمو تو تالار کم کنم و رو زندگیم تمرکز کنم.
رایحه عشق (یکشنبه 10 اردیبهشت 91)
تشکرشده 501 در 152 پست
خوش اومدي خانم.
خيلي نگرانت شديم.
فقط خواستم بگم به فكرت بوديم. مراقب خودت باش.
omid- zendegi (شنبه 09 اردیبهشت 91)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
رایحه عشق عزیز سلام
از این که حالت رو خبر دادی ازت ممنونم
امیدوارم با محبت و حوصله مشکل پیش آمده رو حل کنی
ازت میخام قهر کردن رو حذف و گفتگو سازنده رو جایگزین کنی
با وجودی که جات اینجا خالیه اما اگه باعث بهبود زندگیت میشه قابل احترامه
موفق باشی عزیزم
ویدا@ (یکشنبه 10 اردیبهشت 91)
تشکرشده 3,762 در 695 پست
رایحه جان خیلی خوبه که روی زندگیت می خواهی بیشتر تمرکز کنی ....
ولی عزیزم فقط خیلی حساس نشو و با تفکر روشن بینانه کمکش کن تا او هم راحتتر ترک کنه !!!!!!
یعنی آرامشت رو حفظ کن و اگر دوباره کار اشتباهی کرد سعی کن خودت رو درگیر نکنی تا دوباره عصبی نشی یعنی به این فکر کن باید الان تمرکز بگیری و از راهش وارد بشی...
و با عصبانیتت او را هم عصبی نکنی...
چشمک (یکشنبه 10 اردیبهشت 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)