به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 65
  1. #51
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    وقتی احساس می کنم بهم دروغ گفته ازش بدم میاد
    اون توی همین زمانهایی که با این خانم بوده ، مدام به من عذاب وجدان وارد می کرد . تا همین هفته پیش حتی .
    توی اون تاپیک عذاب وجدان گفته بودم که باید اس ام اس ها رو نگه دارم . برای همین بود

    - - - Updated - - -

    وقتی احساس می کنم بهم دروغ گفته ازش بدم میاد
    اون توی همین زمانهایی که با این خانم بوده ، مدام به من عذاب وجدان وارد می کرد . تا همین هفته پیش حتی .
    توی اون تاپیک عذاب وجدان گفته بودم که باید اس ام اس ها رو نگه دارم . برای همین بود

    - - - Updated - - -

    من باید به زمانها نگاه کنم . به اس ام اس ها و چت ها .
    ببین نوپو من جواب رد رو - به خاطر احساسی بودن اون - با ایمیل دادم. اما اون قبول نکرد . گرچه من گفتم قطعیه . تا اینکه حدود یک ماه بعدش که میشه یک ماه پیش ما حضوری رفتیم بیرون تا اون مطمئن بشه .
    یعنی جواب رد اولیه منو مبنا قرار داده .

  2. #52
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 آذر 94 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1392-3-07
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    3,323
    سطح
    35
    Points: 3,323, Level: 35
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,117

    تشکرشده 633 در 254 پست

    Rep Power
    45
    Array
    پیشنهاد می کنم همین امشب تلفنی ازش توضیح بخواید چون اگه این حرفا درست باشه نیازی به قرار ملاقات نیست

  3. 2 کاربر از پست مفید shapoor تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 30 تیر 92), meinoush (دوشنبه 31 تیر 92)

  4. #53
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    میگه دو ماهه تصمیم گرفته . یه ماهه پیشنهاد داده .

  5. #54
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بنای حرفم را روی صحبت شما می گذارم که اگر بنای ارتباط این آقا و خانم مورد نظر دو ماه باشد همزمان بوده با رابطه دو نفره شما و این آقا نه پس از قطع کامل ارتباط. و بر اساس آخرین پست شما و جواب این آقا که دو ماه است فکر کرده و یک ماه ارتباط داشته است.
    هیچ فرقی نمی کند. یعنی هم به شما علاقه داشته است و هم به او خانم. یعنی موقعی که با شما بوده است و آن همه اسم مقدس عشق را می آورده است و می گفت دوستت دارم ، به کس دیگری فکر می کرده... بله در مورد مقدس ترین واژه در فرهنگ ما به شما دروغ گفته است. دروغ نفسش زشت. اما دروغ راجع به عشق ، به دوست داشتن که پاک ترین واژه ها هستند قابل اغماض نیست. اگر شما را دوست داشت ، اگر راست می گفت این قدر سریع نمی توانست وارد رابطه با آن خانم شود.
    خانم آسمانی من به خاطر شما با کسی مشورت کردم که بیشترین اعتماد را به او دارم و او بیشترین اعتماد را به من دارد. پس تا آنجا که می توانستم روی حرف هایم فکر کرد ه ام و نظر یک آدم عاقل و جا افتاده و دنیا گشته را هم پرسیده ام. بنابراین آخرین پستم را می گذارم و شما را به خدا می سپارم.
    این آقا دروغش ( حداقل راجع به احساسش به شما که آنقدر رویش تاکید می کرد و مانور می داد ) برای شما معلوم شده است. اگر مبنای دوست داشتن را اعتماد بگذاریم این مبنا را خراب کرده است. تا اینجا دو کار شد که نمی شود گذشت کرد.
    از همه بدتر اینکه علی رغم دو کارش که گفتم قابل بخشش نیست ( من کینه جو نیستم و به بخشش اعتقاد دارم ) به هیچ وجه برای فکر آزاد شما هیچ ارزشی قایل نشده است و دائما می خواهد نظر خودش را به شما تحمیل کند و حتی فرصت تفکر را به سختی می دهد. من نمی خواستم همان اول به شما بگویم. چون شرایط شما مناسب نبود. ترجیح دادم زمان بگذرد و موقع مناسبش بگویم. الان موقع مناسبش است و می گویم. کسی که به شما فرصت تفکر راجع به مهمترین تصمیم زندگی ات را نمی دهد و حتی نمی تواند هیجان های خودش را مهار کند در زندگی قابل اتکا نیست و فکرش را به شما تحمیل خواهد کرد. نشانش هم آنکه خودت در جواب یکی از سوال ها گفتی اصرار دارد دیگران بپذیرند حرفش درست است. پس این شد سه تا کار که قابل چشم پوشی و گذشت نیست. گرچه یکی از این کارها هم همین حکم را دارد. اما حالا هر سه جمع شده است.
    حرف آخرم اینکه در ایران دوشیزه بودن ارزش زیادی در جامعه دارد و برای یک دختر سرمایه است. اما بلافاصله بعد از خطبه عقد این سرمایه تمام می شود.
    پس سرمایه ات را با تمام توان حفظ کن و در مطمئن ترین جای دنیا خرجش کن. نگذار ترس سرمایه های زندگی ات را از بین ببرد. احساسی که شما می ترسی با کس دیگری تجربه نکنی و کس دیگری مثل این آقا به شما ابراز نکند بنا به تایید همه روانشناسان و حتی تجربه های فردی آدم های عادی بعد از مدتی زندگی فروکش می کند. یعنی یک چیز زودگذر است و نباید بنای زندگی را روی آن گذاشت. تب تند زود عرق می کند.
    پایه زندگی این بی تابی و تب تند نیست. به خدا سپردمت.

    - - - Updated - - -

    بنای حرفم را روی صحبت شما می گذارم که اگر بنای ارتباط این آقا و خانم مورد نظر دو ماه باشد همزمان بوده با رابطه دو نفره شما و این آقا نه پس از قطع کامل ارتباط. و بر اساس آخرین پست شما و جواب این آقا که دو ماه است فکر کرده و یک ماه ارتباط داشته است.
    هیچ فرقی نمی کند. یعنی هم به شما علاقه داشته است و هم به او خانم. یعنی موقعی که با شما بوده است و آن همه اسم مقدس عشق را می آورده است و می گفت دوستت دارم ، به کس دیگری فکر می کرده... بله در مورد مقدس ترین واژه در فرهنگ ما به شما دروغ گفته است. دروغ نفسش زشت. اما دروغ راجع به عشق ، به دوست داشتن که پاک ترین واژه ها هستند قابل اغماض نیست. اگر شما را دوست داشت ، اگر راست می گفت این قدر سریع نمی توانست وارد رابطه با آن خانم شود.
    خانم آسمانی من به خاطر شما با کسی مشورت کردم که بیشترین اعتماد را به او دارم و او بیشترین اعتماد را به من دارد. پس تا آنجا که می توانستم روی حرف هایم فکر کرد ه ام و نظر یک آدم عاقل و جا افتاده و دنیا گشته را هم پرسیده ام. بنابراین آخرین پستم را می گذارم و شما را به خدا می سپارم.
    این آقا دروغش ( حداقل راجع به احساسش به شما که آنقدر رویش تاکید می کرد و مانور می داد ) برای شما معلوم شده است. اگر مبنای دوست داشتن را اعتماد بگذاریم این مبنا را خراب کرده است. تا اینجا دو کار شد که نمی شود گذشت کرد.
    از همه بدتر اینکه علی رغم دو کارش که گفتم قابل بخشش نیست ( من کینه جو نیستم و به بخشش اعتقاد دارم ) به هیچ وجه برای فکر آزاد شما هیچ ارزشی قایل نشده است و دائما می خواهد نظر خودش را به شما تحمیل کند و حتی فرصت تفکر را به سختی می دهد. من نمی خواستم همان اول به شما بگویم. چون شرایط شما مناسب نبود. ترجیح دادم زمان بگذرد و موقع مناسبش بگویم. الان موقع مناسبش است و می گویم. کسی که به شما فرصت تفکر راجع به مهمترین تصمیم زندگی ات را نمی دهد و حتی نمی تواند هیجان های خودش را مهار کند در زندگی قابل اتکا نیست و فکرش را به شما تحمیل خواهد کرد. نشانش هم آنکه خودت در جواب یکی از سوال ها گفتی اصرار دارد دیگران بپذیرند حرفش درست است. پس این شد سه تا کار که قابل چشم پوشی و گذشت نیست. گرچه یکی از این کارها هم همین حکم را دارد. اما حالا هر سه جمع شده است.
    حرف آخرم اینکه در ایران دوشیزه بودن ارزش زیادی در جامعه دارد و برای یک دختر سرمایه است. اما بلافاصله بعد از خطبه عقد این سرمایه تمام می شود.
    پس سرمایه ات را با تمام توان حفظ کن و در مطمئن ترین جای دنیا خرجش کن. نگذار ترس سرمایه های زندگی ات را از بین ببرد. احساسی که شما می ترسی با کس دیگری تجربه نکنی و کس دیگری مثل این آقا به شما ابراز نکند بنا به تایید همه روانشناسان و حتی تجربه های فردی آدم های عادی بعد از مدتی زندگی فروکش می کند. یعنی یک چیز زودگذر است و نباید بنای زندگی را روی آن گذاشت. تب تند زود عرق می کند.
    پایه زندگی این بی تابی و تب تند نیست. به خدا سپردمت.

  6. 8 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 31 تیر 92), hamrahi (دوشنبه 31 تیر 92), meinoush (دوشنبه 31 تیر 92), mohammad6599 (دوشنبه 31 تیر 92), sahelneshin (سه شنبه 01 مرداد 92), shapoor (دوشنبه 31 تیر 92), she (دوشنبه 31 تیر 92), شیدا. (دوشنبه 31 تیر 92)

  7. #55
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آسمانی عزیز،
    من از دو روز قبل که شماره یک این تاپیک را شروع کردی، پی گیر تاپیکت هستم.
    به نظر من، سوای حل مساله شما، تاپیک خوبی شد.
    نکاتی که نوپو، شی، آرام و بقیه دوستان گفتند خیلی برای من جالب بود و می شه برای تصمیم گیریهای دیگه هم ازش استفاده کرد.

    اما در مورد خود شما،
    من همچنان فکر می کنم تصمیم عجولانه و احساسی داره گرفته می شه.
    تفاوت "مردی که هست " و "مردی که دوست داری باشه" را که در جواب شی نوشتی ببین.
    این مرد خیلی سنتی، احساساتی و ناپخته است.

    مساله دوم هم دختری هست که وضعیتش اصلا مشخص نیست.

    امیدوارم بهترین تصمیم را بگیری.

  8. 5 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 31 تیر 92), aysu (دوشنبه 31 تیر 92), shapoor (دوشنبه 31 تیر 92), she (دوشنبه 31 تیر 92), نازنین آریایی (دوشنبه 31 تیر 92)

  9. #56
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    الان که اوضاع انقدر پیچیده شده به نظر من بهتره فعلا فقط و فقط با عقلت اوضاعو بررسی کنی. دل و احساساتو فعلا کاری نداشته باش. اگه باهاش قرار گذاشتی ببینیش هم با عقلت با بالغت بدون اینکه احساساتو قاطی کنی باهاش حرف بزن. بررسی ها رو فقط با عقل بکن چون توی این وضعیت که داری ازش چیزای جدید می شنوی اگه دل و کودک درون رو بیاری وسط باعث میشه که اعصابت به هم بریزه و نتونی دقیق ببینی چی به چیه و دو دلیت بیشتر میشه. راستی واسه جواب قطعی دادن بهش هم عجله لازم نیست بکنی. می تونین یکی دو بار همدیگه رو ببینین. با بالغت باهاش برخورد کن. من اونو نمی شناسم اما معمولا ادما رو اگه راحت باهاشون برخورد کنی و سرزنش نکنی می بینی چیزای بیشتری برای گفتن دارن. پس با بالغت باهاش برخورد کن. بدون ناراحتی بدون سرزنش و بدون احساسات خاصی که اگه هنوز چیزی هست که بهت نگفته راحت باشه باهات و بهت بگه. بعدش هم مجبور نیستی همون وقت جواب بدی بهش. میای سر فرصت خونه فکراتو می کنی. هر چند روز هم که خواستی می تونی فکر کنی. بعدا جوابو بهش می دی. هر قدر هم که تحت فشارت گذاشت خودتو اجبار نکن که وقتی جواب بدی که نمی خوای. اصلا اجباری نیست.
    الان بازم می گم با بالغت با عقلت جلو برو. دل و احساسو فعلا بذار استراحت کنن. این باعث میشه که کمتر نگران بشی و اضطرابت کم بشه. بعدش چیزایی که جلوت هستنو بهتر می تونی بررسی کنی. تصمیم گیریت احتمالا اینطوری راحت تر بشه. در نهایت به هر جوابی هم که برسی برات معقوله و قابل قبول.
    موفق باشی.

    اینا نظرات من بودن. ممکنه اشتباه باشه.
    یه مشاوره هم برو اگه نرفتی.
    ویرایش توسط meinoush : دوشنبه 31 تیر 92 در ساعت 09:57

  10. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    یکی مثل شما (دوشنبه 31 تیر 92)

  11. #57
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام به همه دوستان عزیزم
    دیشب سومین شب بیدار موندن من تا صبح بود. به خیلی چیزا فکر کردم . احساس اگرچه عزیزه ، اما اگر با عقل پیش نره ، می تونه به راحتی آدم رو به خطرناکترین منازل برسونه .

    من به دو جنبه در مورد خودمون فکر کردم :
    1. احساس : احساسی که اون به من داشت (می دونم داشت ، اما الان فکر می کنم که کمی مبالغه در بیانش داشت ) احساسی بود که قدرت عکس العمل رو از من گرفته بود. اون قدر شدید بیان میشد که من به جای به طرفش رفتن ، فرار می کردم تا ترکش های این احساس منو زخمی نکنه . من فهمیدم که هر چیزی شدیدش آزار دهنده ست. مثل نوازش ، که اگر خیلی محکم و شدید انجام بشه از حالت عادیش خارج میشه و تبدیل میشه به مشت و مال که ممکنه یه فرد اونو نخواد.
    احساسی که من به اون داشتم ، اگرچه اوایل گم بود ، اما بعد از مدتی نبودنش پیداش کردم. من دوستش داشتم. دوست داشتم مردی رو که گاهی نگاههای خیلی آروم و مهربان به من داشت. تو همه مدت نبودنش ، این دوستت دارم گفتن ها و ابراز احساسات شدید نبود که منو دلتنگش می کرد. بلکه فکر کردن به اون نگاههای آرومی بود که به من آرامش میداد. من احساسم رو پیدا کرده بودم. اما یکباره با برگشت اون سونامی احساسی شدید داشتم گمش می کردم.
    من فهمیدم که آدم هر قدر هم که شناگر قهار و ماهری باشه ، اگر موج های دریا اون قدر سهمگین باشن که حتی اجازه ورود اون به دریا رو ندن ، نمی تونه وارد اون دریا بشه و هنر نمایی کنه .
    موج های احساسی اون اون قدر شدید و سهمگین بود که قدرت هر عکس العملی رو از من می گرفت . چه اینکه بخوام وارد دریای زندگی اون بشم.
    قسمت احساسی این داستان با تنها چیزی که می تونست بهبود پیدا کنه ، صبوری اون بود.

    2. عقل : وقتی به سوالات نوپوی عزیزم , she نازنین پاسخ می دادم ، عملا تفاوت های بین خودم و اون رو می دیدم. چیزهایی که من در این یک ماه فراموش کرده بودم. اون قدر به احساس فکر کرده بودم و به عمق اون رسیده بودم ، که از اختلافاتی که وجود داشت ، و واقعا هم وجود داشت ، غافل شده بودم. اختلافات زیادی بین ما وجود داشت . نوپوی عزیز ما به قسمت ارتباطات نرسیدیم. اما تو اون قسمت اختلافات بیداد می کردن. این چیزی بود که من در این یک ماه فراموش کردم. فراموش کردم که چه بحث های شدیدی بر سر اختلاف نظرهامون داشتیم و وقتی احساس رو پیدا کردم با خودم فکر کردم که با داشتن احساس میشه این موارد رو حل کرد. غافل از اینکه ......

    آقای آرام روحیه لطیف و کودکانه اون مرد که برای من قابل تحسین بود ، اجازه تکیه گاه دیدن اون رو به من نداد . مردی که در شرایط خاصی که من در مورد خودم نمی تونستم تصمیم بگیرم ، از من میخواست بهش کمک کنم تا در مورد رابطه اون کمک کنم که چطور قطع رابطه کنه . این مورد ، تنها موردی نبود که از این نوع دیدم. من شاید زن توانایی باشم و بتونم به اون کمک کنم ، اما این وسط احساسم آسیب می بینه . احساسی که به قول شما از تبدیل میشه به نوع مادری ، نه همسری . اون هم برای دختری مثل من که دیروز با پاسخ به سوالات she فهمیدم دوس دارم تا حدی تحت حمایت باشم. (فقط این موضوع ذهنم رو مشغول کرده که این احساس من عادیه یا غیر عادی)

    در نهایت اینکه اگرچه این مرد خوب بود و من دوستش داشتم ، اما من نتونستم به علت عجول بونش ، فوران احساسیش ، اختلافات دیدگاه به زندگی و ندادن اون احساس خوب تکیه گاه بودن وارد زندگیش بشم .

    من قرار رو کنسل کردم و تصمیم قطعی و جواب رد خودم رو اعلام کردم .

    من امروز غمگینم. غمگین برای از دست دادن مردی که دوستش داشتم و دوستم داشت.

    اما حتی این غم اجازه نداد ، پا توی راهی بذارم که احساس می کردم عاقلانه نیست.

    می دونم که مدتی غمگین خواهم بود ، اما می دونم که من کسی هستم که دوباره بلند میشم و می خندم .

    من از هیچ کسی متنفر نمیشم و هیچ عشقی برام بی ارزش و پوچ نخواهد شد. " دیوانگیست این که از همه گلهای سرخ متنفر باشیم ، تنها به خاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است "

    دستاوردهای من در این رابطه یکساله تجربه است . تجربه ای که می تونه توشه راه تصمیم های بعدی من باشه . تجربه ای که گاهی می تونم در مورد موارد مشابه در اختیار دوستانم قرار بدم.

    من امروز باید خوشحال باشم . چون تصمیمی گرفتم و این پرونده یکساله رو بستم. چون تجربه کسب کردم. چون از دو راهی بیرون اومدم. چون خوبی آدم ها رو از پشت این صفحه مجازی دیدم. دیدم که چقدر میشه به مهربانی آدم هایی که بی هیچ چشمداشتی به تو کمک می کنن ، در حالی که حتی نمی دونن تو کی هستی و کجایی ، تکیه کرد.

    نوپوی عزیزم ، ازت تشکر ویژه دارم ، تویی که در سخت ترین شرایط زندگیم به برگردوندن آرامش من و به تفکر منطقی من کمک کردی. که من هربار تاپیکم رو باز می کردم ، اسم زیبای تو رو در گوشه پایین تاپیکم می دیدم و احساس می کردم چقدر تنها نیستم . نوپوی عزیزم سوالات تو ، اگرچه ناتموم موند، اما بهم نشون داد که چقدر تفاوت وجود داشت . وقتی پاسخ می دادم این رو با تمام وجودم احساس می کردم.

    از تو ممنونم she عزیز و دوست داشتنی. زنی که می دونم چقدر می فهمه و چقدر تواناست ، و همین فهمیدنش گاهی چالش هایی تو زندگیش ایجاد می کنه و در نهایت هم می دونم همین فهمیدن بهش کمک می کنه به شادترین زندگی ممکن برسه . از تو ممنونم بابت تمرین سختی که گذاشتی . تمرینی که بهم نشون داد اون چه نوع زنی رو دوس خواهد داشت و من چه نوع مردی و چقدر تفاوت بود بین من و زن دوس داشتنی اون ، اون و مرد دوس داشتنی من .

    از شما ممنونم آقای آرام. که حضورتون در تاپیکم بهم احساس حمایت می داد. برادری که در شرایط بحرانی هم واقعیت ها رو دید و هم دعوتم کرد به صبوری. برادری که با سرزنش های به جا منو به خودم می آورد. سوالی رو از من می پرسید و اون سوال منو مدت ها به فکر فرو می برد.

    از تو ممنونم شیدای عزیزم که همیشه عاقلانه ترین ها رو پیشنهاد میدی ، از مینوش عزیز ، آقای کامروا ، آقای روزنه ، @@@ عزیز ، سارا ، صبا ، همراهی ، نازنین آریایی ، بی نهایت ، دلتنگ دلجو ، آی سو ، رز و بقیه دوستانی که ممکنه اسمشون از ذهنم بیرون رفته باشه ، از همگی تشکر ویژه دارم.

    ختم تاپیک رو اعلام می کنم

  12. 10 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    Aram_577 (دوشنبه 31 تیر 92), aysu (دوشنبه 31 تیر 92), meinoush (دوشنبه 31 تیر 92), mohammad6599 (دوشنبه 31 تیر 92), reihane_b (یکشنبه 06 مرداد 92), sahelneshin (سه شنبه 01 مرداد 92), shapoor (دوشنبه 31 تیر 92), she (دوشنبه 31 تیر 92), نوروزیان. (دوشنبه 31 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  13. #58
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    آسمانی جان الان من نیومدم راجع به این موضوع دوباره نظر بدم. (چون فکر میکنم نظرمو دادم.) فقط همه ی تاپیک هات رو با دقت خوندم و اومدم یه چیزی بهت بگم :

    تو دختر فوق العاده ای هستی.

    همین. دلیلش رو بعدا برات توضیح میدم...
    .
    خب حالا که تا اینجا اومدم بذار
    یه چیز دیگه هم بگم، این آقا خیانتی به تو نکرده. مسئله اصلن این نیست که با دو نفر همزمان ارتباط داشته و اینها. به نظر من این آقا بمبی از احساسات بی منطقه و نیاز به حضور یه زن در کنار خودش داره تا احساسات خودش رو به سمت اون پرتاب کنه. یه سری خصوصیات خیلی کلی برای اون زن کافیه تا مورد قبول این آقا واقع بشه.
    .
    تو میگی که من جواب رد صد در صد بهش نداده بودم اون موقع. ولی از نظر این آقا احتمال بالایی داشته که شما جواب رد بدی. خب ... نخواسته فرصت رو از دست بده!!!
    ببین این آقا یه شخصیت دروغگو و خیانت کار نداره بلکه یک ساله نیاز جدی به رابطه با یک زن داره. خب شما هم که پایه نیستی! تحویل نمیگیری، بلاتکلیفش گذاشتی و ...
    یه باره دیگه ازت خواهش دارم اگر هنوز به این آقا خوشبینی هایی داری به خاطر اون دختر کنار نکش! به اون دختر فکر نکن. مسئله اصلن اون نیست! به خودت استرس اضافه تر نده. فقط اینو بدون که اگر دوباره بگی نه، اون آقا سه سوت ازدواج میکنه. با اون دختر یا با یکی دیگه.
    .
    اون دختر ماجرا رو جالب تر کرده براش. سوز و گداز احساساتش رو بیشتر کرده. ماجرا رومانتیک تر شده، باعث برگشتن شما داره میشه، غرور اون آقا رو ترمیم میکنه، ...
    بی خیال. تو درگیر این بازی نشو. تو تصمیم خودت رو بگیر.

    - - - Updated - - -

    پست من با پست شما آسمانی جان همزمان شد!
    خوشحالم که تصمیمت رو گرفتی.آخیـــــــــــش

    مطمئنم که تو می تونی بهترین ها رو داشته باشی و لیاقت بهترین ها رو هم داری.
    .
    .
    برام جالبه که اینجا توی این دنیای مجازی هم میشه آدم ها رو دوست داشت و به اون ها اهمیت داد.
    باور کن توی یه شرایط سخت دارم برات می نویسم ولی نگرانت بودم.
    برات آرزوی موفقیت و شادی دارم.
    ویرایش توسط she : دوشنبه 31 تیر 92 در ساعت 13:12

  14. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    asemani (دوشنبه 31 تیر 92)

  15. #59
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نه she عزیزم. من به خاطر اون دختر کنار نکشیدم. هنوز از احساسی که بهم داره مطمئنم. اما اون بمب های احساسی نمیذاره من قدم از قدم بردارم. منو فلج می کنه . این عجول بودن ها ، این تند تند تاکید کردن ها که دیگه تموم شد و مال منی ، این هنوز صحبت قطعی نشده ، تاریخ عروسی تعیین کردن ها ..... و این اختلافاتی که نمی دونم با مشاوره رفتن قابل حل بود یا نه !

    ای کاش می دونست که چه ضربه ای زد با این احساسات به من و خودش . آرزو می کنم اون زن مثل من ترسو نباشه ، محتاط نباشه ، سریع تر حرکت کنه و خودش رو بهش برسونه ، جا نمونه .

    ولی she غم از دست دادن خیلی سنگینه . خیلی .

  16. 3 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    reihane_b (یکشنبه 06 مرداد 92), she (دوشنبه 31 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  17. #60
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    تو اتاق مدیرمون هستم و دارم جلوی اون برات پست میذارم!!!
    آسمانی جان می فهمم چه احساسی داری. من به زمان اعتقادی ندارم. نمیخوام بگم با گذشت زمان درست میشه. اصلن نمی خوام بهت بگم صبر کن تا زمان بگذره که آروم بشی. یه راه بهتر پیدا کن برای اینکه احساس بهتری داشته باشی.
    یه کتاب ظاهرا بی ربط ولی خوب معرفی کنم : "نیروی حال" power of nowانتشارات "کلک آزادگان" به نویسنده ی آلمانی داره.

    - - - Updated - - -

    ضمنن نیاز داشتن به حمایت و دوست داشتن یه مرد با اخلاق مردونه و محکم طبیعی ترین و سالم ترین نیاز و خواست یه زن میتونه باشه!

  18. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    asemani (دوشنبه 31 تیر 92)


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.