من یه نکته ی جالبی متوجه شده ام و نمی دونم تا چه اندازه میتونه صحت داشته باشه؛ به همین دلیل از آقای sci میخوام که در صورت درست بودنش؛ ما رو متوجه کنند.
من خودم چند روز پیش بخاطر دوگانگی که برام پیش اومده بود به دلیل موضوعی که آخرشم متوجه نشدم همسرم این کار رو واقعا انجام داده یا نه؛ و از طرف دیگه حقی که با شروع رفتار جراتمندانه برای خودم قائلم؛ احساس میکردم آزردگی عجیبی از همسرم پیدا کردم؛ حتی حس تنفر نسبت بهش داشتم که چرا منفعلانه رفتار کرده و خیلی راحت و صریح باهام صحبت نکرده. از طرفی عمیقا دوست داشتم که این احساساتم رو با همسرم در میون بذارم. (یعنی یه جورایی جزو حقوق خودم میدونستم و فکر میکردم همسرم حقم رو نادیده گرفته)
یعنی میخوام بگم ما با آگاهی از حقوق خودمون و اینکه چقدر راحت میشه با آموزش یکسری مهارت ها؛ زندگی عالی و راحتی رو داشت، یه جورایی راحت تر به خودمون و احساساتمون نزدیک تر شدیم و به همین دلیل اگر ادامه ی یادگیری مهارت ها رو بتونیم پیاده سازی کنیم به صورتی که آقای sci گفتند، میتونیم احساس صمیمیتی که ایشون در مورد رابطه ها توضیح دادند که اگر یک طرف جراتمند باشه و طرف دیگه منفعل یا پرخاشگر، صمیمیت کاهش پیدا میکنه؛ میتونیم صمیمیتی که داره کاهش پیدا میکنه رو افزایش بدیم.
من توی ماجرای اخیر بین خودم و همسرم؛ بالاخره تونستم ابتدا با سرسنگین شدنم با ایشون (یعنی یه جوری که متوجه بشه موضوعی داره اذیتم میکنه) ؛ بعدش ایجاد موقعیت عاشقانه؛ ایشون رو به خودم نزدیک کنم و بعدش به صورت کاملا جراتمندانه خواسته ام رو هم در قالب نامه نوشتم و روی میز گذاشتم که بعدا بخونه؛ هم خودم توی لحظات عاشقانه ای که ایجاد شده بود؛ خواسته ام رو مطرح کردم و احساساتم رو بیان کردم.
الان احساس میکنم احساسات بدی که داشتم پر کشیدن و من و همسرم بعد از دو سه روز؛ دیشب یه شب عاشقانه باهم داشتیم.
در ضمن she عزیزم؛ چرا روی موضوع باهم بودنتون زمان نمیذاری که با معاشقه های طولانی؛ و رابطه های احساسی و عاطفی این مساله رو به عنوان یکی از اصلی ترین مسائلی که شما رو در هر شرایطی میتونه قلبهاتون رو به هم نزدیک کنه؛ استفاده کنی؟ احساس میکنم خیلی ساده و به صورت یه اتفاق بی اهمیت ازش یاد میکنی؛ در صورتی که میشه خیلی روی این موضوع مانور داد.
آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
من
برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
و امروز
من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
منه انسان
چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)