با یه آدم پر رو که به هیچ صراطی مستقیم نیست و هر کاری براش کنی طلبکارتر میشه و همیشه هم حق داره چی میشه کرد؟
.
.
چرخه ی زندگی ما :
من نمی تونم بی اعتنایی کنم. من باز هم میرم که باهاش حرف بزنم. باز هم شکست می خورم. حرف زورش رو قبول می کنم. بعد بهش می گم که ازش متنفرم. بعد براش چایی و میوه می برم. بعد موضوع رو ظاهرن فراموش می کنم. بعد اون ناراحتی پیش اومده رو تلافی می کنه. یه مدت هم بعدش سرسنگین میشه باهام. بعد من میرم که حرف بزنم. بعد بدهکار میشم و شکست می خورم . بعد اون به من میگه که پر توقعم. بعد این موضوع رو تلافی می کنه. من بی اعتنایی نمی کنم و اجازه میدم با رفتارش زجرم بده. بعد می گم که ازش متنفرم. بعد براش هدیه می خرم و بشقابش رو از جلوش برمی دارم. بعد اون طلبکارتر میشه. میگه که من باعث دعوا هستم. من می پذیرم چون آماده است که دعوا کنه. حرف زورش رو قبول می کنم. بعد موضوع رو ظاهرن فراموش می کنم. بعد اون ناراحتی پیش اومده رو تلافی می کنه. ....
.
.
تازه این چرخه وقتیه که پای خانواده اش وسط نباشه!









علاقه مندی ها (Bookmarks)