آقا سپهر، من میفهمم که شما چی میگید! بله شما حق دارید که توسط خانومتون درک بشید. اما یه مقطع زمانی هست که آدم ها از چیزهایی گذشت میکنند برای به دست آوردن چیزهای بزرگتر.
من اصلا نگفتم که شما هر بار هر درخواستی که برادرتون از شما داشتند رو رد کنید. من از شما خواستم بعضی اوقات به همسرتون نشون بدید که اولویت اول شما ایشون هستند بعد کار. همسر شما به شما گفته: من بی پولی رو تحمل میکنم، اما یه زندگی پر از عشق میخوام. یعنی چی؟
یعنی اون عشقی که مد نظر همسر شماست، با محبت و عشقی که مورد نظر شماست یه کم متفاوته! این رو باید کشف کنید که منظورش از عشق چیه؟
البته من میتونم احساسات همسرتون رو هم درک کنم. کافیه حتی برای یک بار زن برادرتون توی یه جمعی به ایشون تیکه بندازن یا حتی کنایه بزنن یا حتی بدون کوچکترین منظوری تعریف کرده باشند که پسرم رو فلانی میبره مدرسه و میباره؛ اون وقت این افکار منفی هست که هجوم میاره به ایشون و فکر میکنه و احساس میکنه که غرور خودش و شوهرش یه جورایی له شده! یه جورایی احساس میکنه که همسرم بجای اینکه با کار کردن استقلال و قدرت مردونگیش بیشتر بشه، شده در حد یه کارگر واسه خونه ی برادرش که کارهای شخصی ایشون رو هم انجام میده.
من مطمئن هستم که همسرتون حتی داره به این فکر میکنه که اگر جاریش فقط یکبار، یکبار به ایشون بگن که شوهرت از زیر سایه ی ما بودن به اینجا رسیده؛ (شاید هیچ وقت این حرف رو ایشون نزنن؛ اما همسرت داره با افکار منفی به این حرفها حتی فکر میکنه پیش پیش!) اون وقت معلوم نیست که ایشون چه احساسات بدی رو تجربه میکنن.
میدونید این حس در خانم هایی که حساسیت بیشتری داشته باشن هم قوی تره؛ خانم هایی که دلشون بخواد استقلال و عزت نفس بیشتری داشته باشن؛ بیشتره!
شما باید این رابطه؛ بین مسئولیت های زندگی تون و کارهای شخصی برادرتون رو مدیریت کنید.
اگر نتونید به یه راه حل مسالمت آمیز دست پیدا کنید؛ مطمئن باشید همین مساله ی به ظاهر کوچیک؛ دغدغه ای خواهد شد برای زندگی تون که جدایی عاطفی بین شما و همسرتون پیش خواهد آورد.
در ضمن؛ یه کم هم اعتماد به نفس همسرتون پایینه و همین کمبود اعتماد به نفس باعث شده که ایشون نتونند حرفهایی که از اطرافیان میشنوند رو تحمل کنند یا حتی حلاجی کنند.
باید مدیریت زندگیت رو بگیری دستت و خوب فکر کنی تا به راه حلی درستی دست پیدا کنی!
آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
من
برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
و امروز
من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
منه انسان
چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)