به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 66
  1. #51
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    این که پرسیدید همسرتون هوایی شده، به نظر من اصصصصصلا!

    رفتارهای خانم شما نشون می ده از یه چیزی ناراحته.
    و اون چیز به نظر من عدم قاطعیت شماست.
    ناراحته از این که به همه می گی چشم و بله.
    الان به خاطر بارداریش حساسیتش بیشتر شده.

    این نظر من هست.
    و فکر می کنم برای رفع این مشکل باید برید مشاوره.
    با مشاوره رفتن مشکل زندگیتون حل می شه
    و با مشاوره نرفتن یه مشکل ساده پیچیده و بزرگ می شه.

  2. #52
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 مهر 94 [ 02:46]
    تاریخ عضویت
    1391-12-26
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    2,284
    سطح
    28
    Points: 2,284, Level: 28
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 91 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.من یکی از بستگان نزدیکم رو به خاطره خودکشی از دست دادم . کسایی که قصد خودکشی دارن جوری برنامه ریزی میکنن که کسی از قصد اون ها اطلاع پیدا نکنه و برنامه ریزی شون بهم نریزه . ولی کسایی که مدام تهدید به خودکشی میکنن اغلب در حال سو استفاده و بازی در آوردن هستند و این تهدید یک جور سلاح دفاعی برای اون هاست برای رسیدن به خواسته هاشون . بهتره به طوره قاطع به همسرت بگی که از این کار بیرون نمیای و اون حق انتخاب داره که بره یا بمونه

  3. #53
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    آقا سپهر، من میفهمم که شما چی میگید! بله شما حق دارید که توسط خانومتون درک بشید. اما یه مقطع زمانی هست که آدم ها از چیزهایی گذشت میکنند برای به دست آوردن چیزهای بزرگتر.
    من اصلا نگفتم که شما هر بار هر درخواستی که برادرتون از شما داشتند رو رد کنید. من از شما خواستم بعضی اوقات به همسرتون نشون بدید که اولویت اول شما ایشون هستند بعد کار. همسر شما به شما گفته: من بی پولی رو تحمل میکنم، اما یه زندگی پر از عشق میخوام. یعنی چی؟
    یعنی اون عشقی که مد نظر همسر شماست، با محبت و عشقی که مورد نظر شماست یه کم متفاوته! این رو باید کشف کنید که منظورش از عشق چیه؟
    البته من میتونم احساسات همسرتون رو هم درک کنم. کافیه حتی برای یک بار زن برادرتون توی یه جمعی به ایشون تیکه بندازن یا حتی کنایه بزنن یا حتی بدون کوچکترین منظوری تعریف کرده باشند که پسرم رو فلانی میبره مدرسه و میباره؛ اون وقت این افکار منفی هست که هجوم میاره به ایشون و فکر میکنه و احساس میکنه که غرور خودش و شوهرش یه جورایی له شده! یه جورایی احساس میکنه که همسرم بجای اینکه با کار کردن استقلال و قدرت مردونگیش بیشتر بشه، شده در حد یه کارگر واسه خونه ی برادرش که کارهای شخصی ایشون رو هم انجام میده.
    من مطمئن هستم که همسرتون حتی داره به این فکر میکنه که اگر جاریش فقط یکبار، یکبار به ایشون بگن که شوهرت از زیر سایه ی ما بودن به اینجا رسیده؛ (شاید هیچ وقت این حرف رو ایشون نزنن؛ اما همسرت داره با افکار منفی به این حرفها حتی فکر میکنه پیش پیش!) اون وقت معلوم نیست که ایشون چه احساسات بدی رو تجربه میکنن.
    میدونید این حس در خانم هایی که حساسیت بیشتری داشته باشن هم قوی تره؛ خانم هایی که دلشون بخواد استقلال و عزت نفس بیشتری داشته باشن؛ بیشتره!
    شما باید این رابطه؛ بین مسئولیت های زندگی تون و کارهای شخصی برادرتون رو مدیریت کنید.
    اگر نتونید به یه راه حل مسالمت آمیز دست پیدا کنید؛ مطمئن باشید همین مساله ی به ظاهر کوچیک؛ دغدغه ای خواهد شد برای زندگی تون که جدایی عاطفی بین شما و همسرتون پیش خواهد آورد.
    در ضمن؛ یه کم هم اعتماد به نفس همسرتون پایینه و همین کمبود اعتماد به نفس باعث شده که ایشون نتونند حرفهایی که از اطرافیان میشنوند رو تحمل کنند یا حتی حلاجی کنند.
    باید مدیریت زندگیت رو بگیری دستت و خوب فکر کنی تا به راه حلی درستی دست پیدا کنی!

    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  4. 2 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    kamr (چهارشنبه 10 مهر 92), مسافر تنها (یکشنبه 14 مهر 92)

  5. #54
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    با خودکشی خانمتون با دوستمون خانوم موافقم. مطمئن باشین اون فقط حرف میزنه که حرفشو به کرسی بنشونه و چون نقطه ضعف شما دستشه و میدونه با اینکار توجه شما رو به خودش جلب میکنه اینکار رو میکنه. شما باید مردانگی اتان را به ایشان ثابت کنید. اون مییخواد همینطور که دل عزیز گفتن در مقابل درخواست دیگران از شما جواب نه بشنود که خود و خانواده تان را به دیگران ترجیح میدهید

    لطفا نوشته های دل عزیز را به دقت بخوانید و عمل کنید. مطمئنا نتیجه خوبی میگیرید

  6. #55
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 93 [ 01:30]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    651
    سطح
    13
    Points: 651, Level: 13
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 12 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام به دوستان ممنون از راهنماییهاتون
    خانم شیدا
    نظر خانمم دقیقا همینه میگه تو برا خودت ارزش و احترام قائل نیستی و خودت رو دست کم میگیری همچین آدمی چه جور میتونه واسه زن و بچش اعتبار و احترام بیاره مثلا در مورد اتفاق خونه بابام میگه اینقدر خودت و بی ارزش و دست کم گرفتی که بابات به جا اینکه بگه پاشو ببرمت دکتر می گه پاشو خونه رو جارو کن هر چی بهش میگم محبت هر کس یه جوره ما کلا اهل این سوسول بازیا نیستیم قبول نمیکنه بهم میگه باید بری پیش روانشناس درمان شی
    YASIخانوم
    بر عکس تو خونواده ای بوده که فکر کنم از محبت و توجه زیاد لوس شده
    خانوم گرامی
    اون تظاهر به خودکشی نمیکنه واقعا انجام میده چند شب پیش تو ماشین همه چی خیلی خیلی سریع اتفاق افتاد هنوز نمیدونم خدا چه جوری بهمون لطف کرد و چه جوری ترمز گرفتم نصفه بدنش بیرون بود یادش که میوفتم دوباره دست و پام یخ میکنه
    یه بار با قاطعیت گفتم از کارم نمیام بیرون کار رو به دادگاه کشوند رفتم از دم در دادگاه جمعش کردم بعدشم 1 هفته قهر کرده رفته خونه باباش هرچی باباش باهاش حرف زده میگه به قولاش عمل نمی کنه با احساسم بازی میکنه میخواد کاری کنه که من روانی شم!!!!تا حضانت بچه رو بگیره !!!!

    - - - Updated - - -

    آخه دل عزیز من فقط یکی از مشکلاتم که کار هست رو بهتون گفتم اون تو هر زمینه ای گیر میده ولی من هر جوری هست با محبت و حوصله دارم باهاش رفتار میکنم مخصوصا بخاطر بارداریش ولی از خودکشی ناگهانیش می ترسم به نظرتون خونوادش یا خونواده خودم رو در جریان بذارم تا لااقل خدایی نکرده اگر اتفاقی افتاد اونا از قبل تو جریان بیماری همسرم باشند

  7. #56
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array



    باور کن این عکس مثال خانم شماست. بهتره خانواده اش رو در جریان بذارین ولی خودش نفهمه چون بدتر تحریک میشه

  8. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 93 [ 01:30]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    651
    سطح
    13
    Points: 651, Level: 13
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 12 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم دل گرامی لطفا شما هم که از موضع دیگه ای بنده رو راهنمایی کردید نظرتون رو در مورد مطلع کردن خانواده از مشکل روانی همسرم بگید؟
    اصلا ایا واقعا مشکل روانی دارند یا به گفته اون من نیاز به مشاور دارم؟

  9. #58
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام من فکرنمیکنم خانم شمامشکل روانی داشته باشه!!ایشون ازفشارزیادکه خودش واسه خودش درست میکنه دست به این کارای خطرناک میزنه!!میدونید من چندبارازاینکارای خطرناک کردم تافقط شوهرمو بترسونم!!!!!!! ده بار50تاقرص خوردم .یه بارحتی خودمو ازسقف آویزون کردم که به زورخودمونجات دادم.امافایده ای نداشت.همون لحظه بهم توجه میکردامامشکل سرجاش بود.کم کم خودمم ترسیدم که شایدیه باراشتباهی واقعا بلایی سرم بیا.ایمانموقویترکردم ووقتی فهمیدم که فکرکردن به خودکشی خودش بزرگتری گناهه دیگه هیچوقت این کارونکردم وتصمیم گرفتم جوردیگه ای مشکلمو حل کنم.کاش مردهادرک درستی ازخانم هاشون داشتن کاش میفهمیدن اوناچی میکشن.

  10. #59
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    با حرفهای همسرتون موافقم.
    در بلندمدت این رفتار شما شکل گرفته و به راحتی هم قابل تغییر نیست.
    دقیقا همون مثالی که خانمتون زد.
    شما با اون حال بد و بیماری که گفتید به جای این که پدرتون بگه بیا بریم دکتر
    یا حداقل اجازه بده استراحت کنید، بهتون می گه پاشو خونه را جارو بزن و ظرفها را بشور!
    روزهایی که شما مهمونشون نیستید کی ظرفها را می شوره یا خونه را تمیز می کنه؟

    از اونطرف می گی من کارمند برادرم هستم باید بچه اش را ببرم مدرسه !!
    شما در زمینه کاری با ایشون همکار هستید، می تونید یه مقدار این حد و مرزها را مشخص کنید.

    حتی در مورد خود همسرتون هم این رفتار هست. منتها ایشون دیگه نمی گه چرا به خودم اینقدر رو دادی

  11. #60
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    آقا سپهر میشه از شما بپرسم که دقیقا میخواید با چه جملاتی به خانواده هاتون اطلاع بدید؟
    اگر با همین یه کلمه ی "روانی" که به ایشون ربطش میدید؛ با خانواده ها در میون بذارید؛ حتم داشته باشید که مشکلاتتون چند برابر بشه!
    در ضمن یه سوال! خانواده ی خود خانومتون و همچنین خانواده ی شما از لحاظ فرهنگ و برخورد چه جور آدم هایی هستند؟
    یعنی میتونید اعضایی توی این دو خانواده پیدا کنید که منطقی باهاشون صحبت کنید؟
    البته من با گفتن این قضیه به خانواده ی خودتون مخالفم. فکر میکنم این مساله رو شدیدتر خواهد کرد.
    اما با اطلاع دادن در مورد نحوه ی عملکردهایی همسرتون؛ صرفا برای اینکه بیشتر به همسرتون توجه کنند و سعی کنن با ایشون منطقی صحبت کنند موافقم. همین مورد اومدن از خونه ی پدرتون و از ماشین پرت کردن شون رو میتونید تعریف کنید و بگید بارها و بارها این اتفاقات به شکل های مختلف افتاده. حتما به مشاوره مراجعه کنید و بگید که قصد دارم با یه مشاوره راجع به زندگیم صحبت کنم.
    اما به شدت نگرانم. نگران خودش؛ فرزندانمون و زندگی مون!
    اطمینان بدید که بارها و بارها این اتفاقات افتاده و من برای اینکه شخصیت و شان ایشون حفظ بشه؛ هیچ حرفی نزدم. بارها بهش محبت کردم و ازش خواستم که ما دیگه نباید فقط به خودمون فکر کنیم؛ ما مسئولیت این دو تا بچه رو هم داریم.
    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  12. 3 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    kamr (پنجشنبه 11 مهر 92), ویدا@ (پنجشنبه 11 مهر 92), مسافر تنها (یکشنبه 14 مهر 92)


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.