امیدوارم واقعا این ماجرارو تمومش کنین و چشم و گوشتون رو از حرفها و آه و ناله هایی که این دختر براتون خواهد کرد ببندین..ان شاالله که موفق باشین استاد عزیز
تشکرشده 82 در 34 پست
امیدوارم واقعا این ماجرارو تمومش کنین و چشم و گوشتون رو از حرفها و آه و ناله هایی که این دختر براتون خواهد کرد ببندین..ان شاالله که موفق باشین استاد عزیز
دختر بیخیال (سه شنبه 08 بهمن 92), ستیلا (سه شنبه 08 بهمن 92), صبوری (سه شنبه 08 بهمن 92)
تشکرشده 14 در 7 پست
به احتمال زياد اگه اين دليل رو براي اون بيارم اميد اونم قطع ميشه و تمومش ميكنه
چون از اولش هم ميگفت من راضيم به رضاي خدا. اگه خدا بخواد يه راهي باز ميشه ولي با اين استدلال ديگه اميدش قطع ميشه. اگه رضايت پدرش رو گرفت كه ميشه كاملا شرعي و خانوادش هم ميدونن (كه غير ممكنه پدرش راضي بشه به صيغه) اگه رضايت نگرفت هم كه با درد دلش ميسوزه و ميسازه
تشکرشده 851 در 242 پست
khaleghezey (سه شنبه 08 بهمن 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 08 بهمن 92), دختر بیخیال (جمعه 11 بهمن 92), صبوری (سه شنبه 08 بهمن 92)
تشکرشده 2,768 در 697 پست
شما خانواده خودتون رو بيخيال شديد چسبيديد به خانواده اون دختر؟؟؟؟؟به احتمال زياد اگه اين دليل رو براي اون بيارم اميد اونم قطع ميشه و تمومش ميكنه
چون از اولش هم ميگفت من راضيم به رضاي خدا. اگه خدا بخواد يه راهي باز ميشه ولي با اين استدلال ديگه اميدش قطع ميشه.اگه رضايت پدرش رو گرفت كه ميشه كاملا شرعي و خانوادش هم ميدونن (كه غير ممكنه پدرش راضي بشه به صيغه) اگه رضايت نگرفت هم كه با درد دلش ميسوزه و ميسازه
من واقعا حس ميكنم شما اصلا متوجه عواقب نيستيد اگر پدرشون رضايت بدن صيغشون ميكنيد؟؟؟؟؟
به حق چيزاي نديده و نشنيده![]()
ayine (سه شنبه 08 بهمن 92), khaleghezey (سه شنبه 08 بهمن 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 08 بهمن 92), پونه (سه شنبه 08 بهمن 92), دختر بیخیال (جمعه 11 بهمن 92), سنجاقک ابی (چهارشنبه 09 بهمن 92), ستیلا (سه شنبه 08 بهمن 92)
تشکرشده 82 در 34 پست
استاد عزیز فکر کنم شما اصلا حرفای مارو نگرفتین...خودتون و اون دخترو دارین با فکراتون گول میزنین...زدین به خواب خودتونو؟
مگه باید دلیل بیارین برای کارتون...نیازی به توضیح نیست...چرا فکر میکنیم ما برای هرکاریمون باید توضیح بدیم...
بگین نه نه نه...یک کلام ختم کلام
capitan (سه شنبه 08 بهمن 92), khaleghezey (سه شنبه 08 بهمن 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 08 بهمن 92), دختر بیخیال (جمعه 11 بهمن 92), سنجاقک ابی (چهارشنبه 09 بهمن 92), صبوری (سه شنبه 08 بهمن 92)
تشکرشده 2,768 در 697 پست
اگر مشكلتون اينه ايشون يه مرجعي رو پيدا ميكنه اذن پدر نخواد.
شما بايد خودتون به اين باور برسيد اين دختر و ماجراش قاتل زندگي شماست.
مدتی با مردی که متاهل بود آشنا شدم داستان زندگیم رو قبلا گفتم اما بعد از این که ترکم کرد باهمدیگر رو دیدیم و بالاخره ازدواج موقت کردیم چون من واقعا دوستش دارم حتی یک ثانیه هم نمی تونم بدون اون زندگی کنم بارها خاستم فراموش کنم اما نشد به هر حال ازدواح کردیم چون مرجع تقلید هر دو اذن پدر رو واجب نمی دونستن
ویرایش توسط صبوری : سه شنبه 08 بهمن 92 در ساعت 18:37
ayine (سه شنبه 08 بهمن 92), deljoo_deltang (سه شنبه 08 بهمن 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 08 بهمن 92), دختر بیخیال (جمعه 11 بهمن 92), ستیلا (سه شنبه 08 بهمن 92)
تشکرشده 14 در 7 پست
تشکرشده 2,768 در 697 پست
دوستان عزير صحبت هاي ما آب تو هاون كوبيدنه.
ايشون الحمدالله 34 ساله هسن و مدرس دانشگاه اين مملكت. 6 سال هم تجربه زندگي مشترك دارن .
همه ما رو تشنه ميبرن قنات تشنه برميگردونن.
من كه به ندرت عصباني ميشم ولي شما كفر منو دراورديد.
asemaneabi222 (چهارشنبه 09 بهمن 92), پونه (سه شنبه 08 بهمن 92), دختر بیخیال (جمعه 11 بهمن 92), ستیلا (چهارشنبه 09 بهمن 92)
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
با توجه به راهنمایی های کافی و اطلاع رسانی جناب استاد مبنی بر خاتمه یافتن مسئله و از حد مجاز عبور کردن تاپیک ، آنرا قفل می کنیم
با آروزی موفقیت هرچه بیشتر و توصیه به مراقبت از این نوع آفت ها که مطمئناً باز هم سر راه شما هست
فرهنگ 27 (چهارشنبه 09 بهمن 92), دختر بیخیال (جمعه 11 بهمن 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)