به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 69

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 خرداد 95 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    6,216
    سطح
    51
    Points: 6,216, Level: 51
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,079

    تشکرشده 1,505 در 452 پست

    Rep Power
    75
    Array
    سلام

    درسته که اختلاف تو همه ی خانواده ها هست من منکرش نیستم....ولی اختلاف داریم تا اختلاف دعوا داریم تا دعوا

    من میدونم که آقا روزبه جاهایی رو واقعا مقصر بودن ولی باید باور کنیم که وقتی حرمت تو رابطه ای شکسته بشه واقعا ترمیمش خیلی هزینه بره

    شما تو همین تالار خیلی از خانوم ها رو میبینید که به دلایل مختلف حاضر به طلاق نیستن خیلی ها از دادگاه وحشت دارن خیلی ها از مطلقه شدن میترسن خیلی ها حتی میگن ما هیچ

    اقدامی نمیکنیم برای طلاق از اون گذشته خانواده ها چقدر مخالف این هستند که دخترشون پله های دادگاه رو متر کنه

    اما دختر خانم 17 ساله ای که تو این سن پاشو به دادگاه باز کرده و ببخشید بی فکرتر از اون خانوادش که بجای نصیحت دخترشون بهش برای رفتن به دادگاه پا میدن پس معلومه که واقعا قید

    خیلی چیزها رو زدن ..یعنی یه لحظه فکر نمیکنن که دخترشون تو این سن باید بشه مطلقه ؟!! نمیدونم چی بگم خوب شاید برای بعضی ها مهم نیست

    جاهایی تو زندگی ما بوده که اشتباه کردیم ولی همین خانواده تو دهن ما زدن که بیراهه نریم ..

    شما میگید آقا روزبه چرا رفتی یه دختر بچه 17 ساله گرفتی درست میگید اما یکی نیست بگه چرا پدر مادر باید یه دختر 17 ساله رو شوهر بدن لابد به دخترشون دیدن که میتونه از پس شوهر بربیاد

    زندگی چاله میدون نیست که تا بهت گفتن بالا چشمت ابروئه ورداری بری از طرف شکایت کنی ...دادگاه آخرین گزینه است ...وقتی میتونی با طرفت مشکلت رو حل کنی چرا دادگاه؟ پس

    وقتی این خانم دادگاه یعنی دیگه هیچ جوری نمیتونه ونمیخواد مشکلش حل بشه......

    - - - Updated - - -

    سلام

    درسته که اختلاف تو همه ی خانواده ها هست من منکرش نیستم....ولی اختلاف داریم تا اختلاف دعوا داریم تا دعوا

    من میدونم که آقا روزبه جاهایی رو واقعا مقصر بودن ولی باید باور کنیم که وقتی حرمت تو رابطه ای شکسته بشه واقعا ترمیمش خیلی هزینه بره

    شما تو همین تالار خیلی از خانوم ها رو میبینید که به دلایل مختلف حاضر به طلاق نیستن خیلی ها از دادگاه وحشت دارن خیلی ها از مطلقه شدن میترسن خیلی ها حتی میگن ما هیچ

    اقدامی نمیکنیم برای طلاق از اون گذشته خانواده ها چقدر مخالف این هستند که دخترشون پله های دادگاه رو متر کنه

    اما دختر خانم 17 ساله ای که تو این سن پاشو به دادگاه باز کرده و ببخشید بی فکرتر از اون خانوادش که بجای نصیحت دخترشون بهش برای رفتن به دادگاه پا میدن پس معلومه که واقعا قید

    خیلی چیزها رو زدن ..یعنی یه لحظه فکر نمیکنن که دخترشون تو این سن باید بشه مطلقه ؟!! نمیدونم چی بگم خوب شاید برای بعضی ها مهم نیست

    جاهایی تو زندگی ما بوده که اشتباه کردیم ولی همین خانواده تو دهن ما زدن که بیراهه نریم ..

    شما میگید آقا روزبه چرا رفتی یه دختر بچه 17 ساله گرفتی درست میگید اما یکی نیست بگه چرا پدر مادر باید یه دختر 17 ساله رو شوهر بدن لابد به دخترشون دیدن که میتونه از پس شوهر بربیاد

    زندگی چاله میدون نیست که تا بهت گفتن بالا چشمت ابروئه ورداری بری از طرف شکایت کنی ...دادگاه آخرین گزینه است ...وقتی میتونی با طرفت مشکلت رو حل کنی چرا دادگاه؟ پس

    وقتی این خانم دادگاه یعنی دیگه هیچ جوری نمیتونه ونمیخواد مشکلش حل بشه......

  2. 4 کاربر از پست مفید رزا تشکرکرده اند .

    footer (جمعه 04 مهر 93), parsa1400 (جمعه 04 مهر 93), roozbeh220 (چهارشنبه 02 مهر 93), مهربونی... (چهارشنبه 09 مهر 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 مهر 94 [ 12:10]
    تاریخ عضویت
    1393-6-01
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,573
    سطح
    22
    Points: 1,573, Level: 22
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    487

    تشکرشده 191 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من از صحبت هاتون میتونم حس کنم که دوستش دارید. همین کافیه تا اراده کنید ببخشید و تلاش کنید برش گردونید
    من تلاش نکردم اما اینا هم کوتاه نمیان انگار قتل شده بعدم دوستان و پارسای عزیز درسته

    اشتباهتی داشتم اما من با خانمم خوبو خوش بودم مشکل نداشتیم یکهو خانمم عوض شد فکر

    میکنید چرا؟ خب باید الان من از مادرزنم خوشم بیاد ؟ در ضم دوست من در مورد اون نقل قول هم بگم

    که بنده رفتم مدرسه خانمم ب بهانه پرونده گرفتن بعد ناظمشون گفت چرا گفتم بخاطره اینکه بدجور

    حال منو گرفتند من میگم زندگی کنیم اما اونا نه گفت خب برید مشاوره گفتم من حاظرم خرج دادگاه

    پاسگامو برای مشاوره بکنم اونا کوتا بیان. مدیر تماس گرفت با مادرخانمم صحبت کرد نگفت که امده

    پرونده بگیره در کل ازشون مشکل رو خواست حتی بشون گفت این اقا خانمشو میخاد حرف شما ب

    جایی نمیرسه اگر واقعا میخاد زندگی کنه برن یک مشاوره مشکلتون حل کنید خوبیت نداره اما اونا مث

    اینکه جواب درستی بش ندادن فقط در این حد که گفتند پدر بنده خودشو کشیده کنار؟ جالبه وقتی

    میان جلو که پدر مادرت دخالت میکنن وقتی بنده خدا میره کنار میگن خودشو گرفته کنار از من

    خواست پدرمو ببرم اونجا با پدرمم خانمم مدیر صحبت کرد گفت والا ما موندیم اونا چی میخان منکه

    درست شدن زندگی پسرمو میخام اما اونا بهونه میارن دیگه هم خبری نشد خاستم بگم حتی حاظر

    نشدن از طریق مدرسه حالا ک من رفتم ب این بهانه برگردند اما فکر کردند که کوچیک میشن اما من

    خودم حدس میزنم که بریدن میخان واقعا کات کنن و پشیمون نشدن جریان مال 10روز پیشه که رفتم
    مدرسه - - - Updated - - -
    ما دختر خانم 17 ساله ای که تو این سن پاشو به دادگاه باز کرده و ببخشید بی فکرتر از اون خانوادش که بجای نصیحت دخترشون بهش برای رفتن به دادگاه پا میدن پس معلومه که واقعا قید خیلی چیزها رو زدن ..یعنی یه لحظه فکر نمیکنن که دخترشون تو این سن باید بشه مطلقه ؟!! نمیدونم چی بگم خوب شاید برای بعضی ها مهم نیست جاهایی تو زندگی ما بوده که اشتباه کردیم ولی همین خانواده تو دهن ما زدن که بیراهه نریم .. درد من همه خانوادم همینه واقعا زدید ب حدف منم میگم نمیخان دیگه چرا باید حتی با خانمم تنها حرف بزنم........ شما میگید آقا روزبه چرا رفتی یه دختر بچه 17 ساله گرفتی درست میگید اما یکی نیست بگه چرا پدر مادر باید یه دختر 17 ساله رو شوهر بدن لابد به دخترشون دیدن که میتونه از پس شوهر بربیاد زندگی چاله میدون نیست که تا بهت گفتن بالا چشمت ابروئه ورداری بری از طرف شکایت کنی ...دادگاه آخرین گزینه است ...وقتی میتونی با طرفت مشکلت رو حل کنی چرا دادگاه؟ پس وقتی این خانم دادگاه یعنی دیگه هیچ جوری نمیتونه ونمیخواد مشکلش حل بشه......
    ,واقعا حرف خانواده و اشنایان نزدیکم رو شما زدید حرفی ندارم بگم
    بیرونِ این خانه

    این سنگ‌هایی که به پایم می گیرند و رفتن را درد آورتر می کنند،

    همان هایی اند که سرت به آن ها خواهد خورد!
    ویرایش توسط roozbeh220 : چهارشنبه 02 مهر 93 در ساعت 23:42

  4. کاربر روبرو از پست مفید roozbeh220 تشکرکرده است .

    parsa1400 (جمعه 04 مهر 93)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 مهر 94 [ 12:10]
    تاریخ عضویت
    1393-6-01
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,573
    سطح
    22
    Points: 1,573, Level: 22
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    487

    تشکرشده 191 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود

    رزا جان طبق گفته شما بنده برای بار آخر سعی کردم با خانمم صحبت کنم اما متاسفانه فقط تونستم نامه برسونم بشون

    دیروز رفتم مدسه با خانم مدیر صحبت کردم و با شرط اینکه اول نامه رو بخونه بعد بده بهش موافقت کردم

    از مدرسه امدم بیرون منتظر تماسش بودم که انگار ن انگار.... نامه من سنگ رو اب میکرد اما متاسفانه خانمم عواطف و احساسات نداره و یا بهتره بگم اون رو هم داده به مادرش

    تا امروز که دیدم فقط پدر مادرش عصری امدند به دیدنم(سرکارم امدند) خوشحال شدم گفتم گویا امدن برای صحبت و سازش و یا ی سری شرطو شروط!!!! حداقل


    اما متاسفانه تا با ماشین جلوم ترمز کردند بعد از سلام فقط این حرف از دهنشو در اومد به این شرح

    پدرش: سلام .فقط طلاق طلاق طلاق فهمیدی چاره کار فقط طلاقه دیگه جای مدرسه دخترم نری !!!

    مادرش : میخای دخترمو از درس خوندن بندازی

    منم گفتم اصلا نخیر این حرفا نیست من برای سازش اینکارو کردم هر چند اب پاکی رو ریختید تا الان اما گفتم بزار اینکارو بکنم فردا

    عذاب وجدان نداشته باشم بگم سر غرور زندگیم از دست رفت با اینکه میدونستم امیدی نیست اما بازم اینکارو کردم

    پدرش در جواب گف تکلیف مارو فقط دادگاه روشن میکنه پسرجان!!!گفتم ب چ جرمی کو بگید ب چ جرمی!!!

    گفت تو نه عرق خوری نه معتادی نه رفیق بازی و نه........خوبی فقط ب حرف خانوادت هستی

    گفتم فقط بخاطره همین رفتید دادگاه.......؟سکوت کرد و بعدش گفتم پدرم اونشب که گفت خونه هرجا که بخاید مگیریم برن زندگیشونو بکنند پس چرا ساکت بودید؟

    باز هم سکوت کردند گفتم اگر هرچی بودم و بودند دنبال ناسازگاری نبودن تفرقه بندازن و ب دادگاه راه پامو باز کنند گفتند زندگی کن حتی با اون بی جنبه بازی خانمم تو لاین!

    پس خانواده من خوبند بد نیستند بعدم گفتم پدر جان شما میدونی اصلا چرا اون شب من خانوادمو اوردم اونجا !!اونشب من با خانمم شمام تو نشده بود که بگه نمیخامت !

    من نباید بدونم چرا این حرفو زد!!بعد مادر زنم گفت حتما قبلش چیزی بوده گفتم اگه بود همون موقع میگفت!!چقد نامرده میبینید بجا اینکه حالا من اصلا شمام تو شده باشه بازنم

    باید اجازه بدی و برات مهم نباشه دخترت بگه طلاق میخام!!! خاستم بگم اما نگفتم تا جایی که شد احترامشونو نگه داشتم

    خیلی از روی حرص و سوز مادرزنم گفت تو رفتی دنبال وکیل گفتم میخاستید بشینم نگاه کنم !!!

    مادرجان یک سااله خوب نشدید با هم ...منم گفتم زنو شوهریم ی روز خوبیم ی روز بد قرار نشد پامون ب دادگاه بازبشه

    من خیلی حرفا چیزا دیدم اما شونه خالی نکردم سازش کردم ولی شما بدون دلیل منو دارید میبرید دادگاه خدا خودش شاهده

    گفتم همینجور که خانمم خبرکشی کرد هزارتا حرف بتون گفت مطمین باشید از شمام برای من ی خبر حداقل اورد و همه مارو بجون هم اون انداخت

    میگه نه دختر من خبر کش نیست گفتم توروخدا بس کنید انقد پشتی نکنید گفتم امده ب من میگه اون روز ک فلان اسی دادم ناراحتت کردم مامانم داد مامانم میگفت بده

    اما من ب روتنون نیاوردم .دیگه دید داره اوضاع جلو شوهرش خراب میشه گفت برو برو عزیزم (پدرخانمم ی ذره نرم شد اما موقع حرکت گفت جای مدرسه دخترم نمیری وای بحالت

    منم گفتم : تو نامه ذکر کردم که میدونم تا الان هدفت چیه اما خواستم بازم شانسمو امتحان کنم اگرم جواب ندی تو اون دادگاه از حق حقوقات خودم دفاع میکنم لزومی نبود بیان اینجا

    بعدم همینجور که اسم من تو شناسنامشه میرید مهریه اجرا میزارید اسم اونم تو شناسنامه من هست و هیچ دلیلی نمیبینم که دنبال زنم نباشم

    یا حتی قانون بخاد مانعش بشه


    ----

    دیروزم وام ازدواج رو گرفتند رفتند براش ی گوشی و تبلت خریدن که حالشو ببره از خدا میخام حقشونو بزاره کف دستشون حسابمو بستند نشد وامو بم بدند!!دلم گرفته

    همونجور که زنم ب اعتماد و عشق من و سادگی من خیانت کرد انشالله ب اعتماد پدر مادرش و دلسوزی و پشت دادنشون خیانت کنه تا از دل من و حرفای من اب بخورن خدایا خودت شاهدو ناظر باش

    یا حق
    بیرونِ این خانه

    این سنگ‌هایی که به پایم می گیرند و رفتن را درد آورتر می کنند،

    همان هایی اند که سرت به آن ها خواهد خورد!
    ویرایش توسط roozbeh220 : چهارشنبه 09 مهر 93 در ساعت 00:02

  6. 5 کاربر از پست مفید roozbeh220 تشکرکرده اند .

    parsa1400 (چهارشنبه 09 مهر 93), کیانا 93 (شنبه 03 آبان 93), نازنین2010 (چهارشنبه 09 مهر 93), مهربونی... (چهارشنبه 09 مهر 93), زهره1373 (سه شنبه 15 مهر 93)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    تلاشت برا سازش قابل احترام و تحسینه . خب کار به حرفاییکه زدی ندارم ولی اینکه خانمت باهات همراهی نکرده بد و بدتر شد .
    خب تو سرت بلند عذاب وجدانم نداری . ولی ایکاش از کشمکش های گذشته حرفی نمیزدی و کمی با پدر خانمت حرف میزدی حتی در مورد جدایی موقعیت خوبی بود .
    میگم نکنه مهر برا فشار طلاق گذاشتن اجرا ؟ خب فردا برو محل کار پدر خانمت گفت چرا اینجا اومدی بگو خودت گفتی وبعد کمی در مورد طلاق توافقی صحبت کن ببین نظرشون چیه ؟ روزبه قید طلا و خرج کرد هاتو بزن . طلاق خواست بده بره . از نو شروع کن به خودتو خانوادت آسیب نزن فایده نداره .
    ببین اگه راهی هست حتی برا جدایی مصلحتی اقدام کن والا بهتره . اصلا تهدید کن با واسطه که مهر بگیره طلاق نمیدی تا ده سال و یه جورایی تمومش کن .
    به خدا من مخالفم جدایی خوب نیست ولی وقتی طرف نمیخواد خانوادش نمیخوان زوری نمیشه که میشه ؟

    درسته امروز خودتو خالی کردی اونم کمی ولی چه فایده . کمی فکر کن برا خودت بالا پایینش کن یکی واسطه کن

    بعضی وقتا خانمها کارهایی میکنن از رو بی فکری که راه برگشت باقی نمیذارن و توش میمونن میخوان برگردن ولی نمیتونن . دستی هم که براشون دراز میکنیم هستن قطعش کنن و راه به بن بست میرسه .

    تا قبل مهریه اومد پای توافق اومد نیومد مهرشو بده تمکین اجرایی کن نفقه اش بریدشه بشین تا بیاد وقتی اومد زورت رسید بگیر (خسارت مالی) نرسید صبح طلاقش بده بره

    بهترین کار .................................................. ....................

    اینا طلاق میخوان پس بده بره . راستی بگو بیاد بریم مشاوره . گفت شما به در هم نمیخورین بریم جداشیم البته به خواست هر دو باشه قبول کن
    بهت سر میزنم خوشحالم خودتو خالی کردی بدرود

    - - - Updated - - -

    تلاشت برا سازش قابل احترام و تحسینه . خب کار به حرفاییکه زدی ندارم ولی اینکه خانمت باهات همراهی نکرده بد و بدتر شد .
    خب تو سرت بلند عذاب وجدانم نداری . ولی ایکاش از کشمکش های گذشته حرفی نمیزدی و کمی با پدر خانمت حرف میزدی حتی در مورد جدایی موقعیت خوبی بود .
    میگم نکنه مهر برا فشار طلاق گذاشتن اجرا ؟ خب فردا برو محل کار پدر خانمت گفت چرا اینجا اومدی بگو خودت گفتی وبعد کمی در مورد طلاق توافقی صحبت کن ببین نظرشون چیه ؟ روزبه قید طلا و خرج کرد هاتو بزن . طلاق خواست بده بره . از نو شروع کن به خودتو خانوادت آسیب نزن فایده نداره .
    ببین اگه راهی هست حتی برا جدایی مصلحتی اقدام کن والا بهتره . اصلا تهدید کن با واسطه که مهر بگیره طلاق نمیدی تا ده سال و یه جورایی تمومش کن .
    به خدا من مخالفم جدایی خوب نیست ولی وقتی طرف نمیخواد خانوادش نمیخوان زوری نمیشه که میشه ؟

    درسته امروز خودتو خالی کردی اونم کمی ولی چه فایده . کمی فکر کن برا خودت بالا پایینش کن یکی واسطه کن

    بعضی وقتا خانمها کارهایی میکنن از رو بی فکری که راه برگشت باقی نمیذارن و توش میمونن میخوان برگردن ولی نمیتونن . دستی هم که براشون دراز میکنیم هستن قطعش کنن و راه به بن بست میرسه .

    تا قبل مهریه اومد پای توافق اومد نیومد مهرشو بده تمکین اجرایی کن نفقه اش بریدشه بشین تا بیاد وقتی اومد زورت رسید بگیر (خسارت مالی) نرسید صبح طلاقش بده بره

    بهترین کار .................................................. ....................

    اینا طلاق میخوان پس بده بره . راستی بگو بیاد بریم مشاوره . گفت شما به در هم نمیخورین بریم جداشیم البته به خواست هر دو باشه قبول کن
    بهت سر میزنم خوشحالم خودتو خالی کردی بدرود

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 مرداد 96 [ 03:45]
    تاریخ عضویت
    1391-9-23
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    3,954
    سطح
    40
    Points: 3,954, Level: 40
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    90

    تشکرشده 35 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام روزبه به حرفم رسیدی الان که کار به اینجا کشید تا اخرش برو جلو فقط بگو طلاق نمیدم به هیچ وجه دیگه تماس نگیر اصلا ابدا فقط از طریق قانون برو جلو برو تمکین بزن تا حقتو نگرفتی از زندگیت دست نکش داداش اینا از اون ادمهای هستن که دارن با ابروی یک جوان بازی میکنند اینا میخوان نابودت کنن سفت محکم جلوشون واستا اصلا کم نیار داداش مثل شیر فهمیدی مثل شیر از حقت نگذر که پشیمون میشی محکم باش محکم باش

  9. کاربر روبرو از پست مفید ali.amamverdi تشکرکرده است .

    roozbeh220 (چهارشنبه 09 مهر 93)

  10. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 مهر 94 [ 12:10]
    تاریخ عضویت
    1393-6-01
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,573
    سطح
    22
    Points: 1,573, Level: 22
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    487

    تشکرشده 191 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    روزبه قید طلا و خرج کرد هاتو بزن
    بخدا مشکل ندارم بیاد بگه توافقی مشکل ندارم ی چیزیم میدم بره ب امام رضا از بلاتکلیفی بدم میاد

    من ترسیدم برا طلاق حرف بزنم تهدید کنم اخه میگن تا اخر بگو میخام اتو نده باز علیه تو استفاده کنن منو ترسوندید

    خودشون از گذشته حرف اوردن منم جواب دادم-زنم حال هوا مجردی ب سرش زده و مادرش اینا ازش سنگ بدتر ساختند

    مگه اینکه ب وکیلم بگم اقدام کنه اون روز گفته یک هفته به دادگاه بشون زنگ میزنم

    روز اول ب وکیلم گفتند ما هم مهر میگیریم هم طلاق؟ اونا پول میخان ب طلاق توافقی داغ بودن راضی نبودن

    تو نامه بشون گفتم که بریم مشاوره اما حرف حساب حالیشون نیست

    راستی قاضی اجرای احکامم خیلی خوبه دستور باز شدن حساب وام ازدواجمو داد گفت فقط سری خالیش کنید!!
    بیرونِ این خانه

    این سنگ‌هایی که به پایم می گیرند و رفتن را درد آورتر می کنند،

    همان هایی اند که سرت به آن ها خواهد خورد!
    ویرایش توسط roozbeh220 : چهارشنبه 09 مهر 93 در ساعت 19:12

  11. 2 کاربر از پست مفید roozbeh220 تشکرکرده اند .

    parsa1400 (چهارشنبه 09 مهر 93), نازنین2010 (چهارشنبه 09 مهر 93)

  12. #7
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    فکر می کنم می تونید با پدر خانمتون مذاکره و صحبت کنید.
    اینطور که شما تعریف کردید، توی بحث وسط خیابون و از توی ماشین، ظاهرا نرم شده بودند.

    اگر دو تا بزرگتر دعوت کنید و باهاشون صحبت کنید، شاید راهی باشه.

    اگه خانمت را دوست داری و دلت میخواد برگرده، به نظر می رسه راهتون بازه.
    فقط باید با درایت بری جلو.
    و البته با لجبازیهای مادرش و اخلاقی که دارند، یه مقدار باید با سیاست باهاش رفتار کنی.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  13. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    parsa1400 (چهارشنبه 09 مهر 93)

  14. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 خرداد 95 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    6,216
    سطح
    51
    Points: 6,216, Level: 51
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,079

    تشکرشده 1,505 در 452 پست

    Rep Power
    75
    Array
    سلام آقا روزبه

    من چند روز پیش تو یه پیغام برای شما گفتم اصلا جلوی مدرسه خانمتون نرید ولی متاسفانه بهتون نرسید.....

    من بهتون گفتم که جلوی مدرسه نرید و اگر حرفی دارید برید منزلشون....

    من اینطور احساس میکنم که خانواده نامزد شما یکم دور برداشتن ...شما یکم جدی تر برخورد کنید تا یکم خودشونو جمع کنن..

    کاش میشد با خانمتون خصوصی صحبت کنید شاید از طرف خانوادش تحت فشاره بالاخره یه دختر 17 ساله خیلی اختیار نداره...
    همه آبهای دریا هم نمی توانند یک کشتی را غرق کنند

    مگر اینکه در داخل کشتی نفوذ کنند

    بنابراین

    تمام نکات منفی دنیا روی شما تاثیر نخواهد داشت

    مگر اینکه شما اجازه بدهید...



    ​

  15. کاربر روبرو از پست مفید رزا تشکرکرده است .

    roozbeh220 (چهارشنبه 09 مهر 93)

  16. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 مهر 94 [ 12:10]
    تاریخ عضویت
    1393-6-01
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,573
    سطح
    22
    Points: 1,573, Level: 22
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    487

    تشکرشده 191 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پیغامتون نرسیده متاسفانه............

    خب کار بدی ام نکردم برای شروع بد بود یعنی؟ الان میگید چکار کنم؟
    بیرونِ این خانه

    این سنگ‌هایی که به پایم می گیرند و رفتن را درد آورتر می کنند،

    همان هایی اند که سرت به آن ها خواهد خورد!

  17. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 آذر 00 [ 21:47]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    421
    امتیاز
    12,188
    سطح
    72
    Points: 12,188, Level: 72
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 262
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 635 در 275 پست

    Rep Power
    70
    Array
    به نظر من شما دیگه با همسرتون ارتباط برقرار نکنید چون خودش نمی تونه تجزیه و تحلیل کنه و در عوض مادرش براش تجزیه و تحلیل می کنه
    حرف هاتون را فقط با پدرش در میون بزارید به نظر میرسه که پدره منطقی تره ولی خیلی زنش پرش کرده و حسابی چشماش به روی واقعیتها بسته شده
    پدر همسرتون همه حرف ها را از زبون همسرش شنیده(- با منطق همسرش و با دید همسرش )و هیچوقت با شما به طور مستقیم رو در رو نبوده و واقعیت را نمی دونه

    به هر حال اگه خواستید حرف بزنید بگید جلسه مردونه می گیرید یه طوری بگید که به مادر خانم شما بر نخوره و همین باعث کدورت نشه

    ((((((((که مادر خانمتون نیاد . و بعدا تو خونه حرفها از زبان و منطق پدر زنت برا همسرت گفته بشه شاید همسرت نرم شه )))))))
    خدایا کمکم کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد

  18. 2 کاربر از پست مفید نازنین2010 تشکرکرده اند .

    parsa1400 (چهارشنبه 09 مهر 93), roozbeh220 (چهارشنبه 09 مهر 93)


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تنهایی و احساس بی اهمیت بودن
    توسط mohammad12 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 28 اردیبهشت 91, 19:26
  2. آقایان محترم سایت راهنمایی کنند
    توسط النا61 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 اردیبهشت 88, 22:40
  3. آشنایی با فرقه ضاله وهابیت
    توسط رضا در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 03 مهر 87, 14:48
  4. کلیدهای طلایی موفقیت
    توسط آرزو در انجمن سخنان نغز و جملات قصار بزرگان
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 16 شهریور 87, 14:51

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.