به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 68
  1. #51
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 فروردین 94 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1393-6-07
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,792
    سطح
    24
    Points: 1,792, Level: 24
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    203

    تشکرشده 153 در 66 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اخه واحد عزیز وقتی اون همه کارامونو زیر ذربین داره انتظار داره اب میخوریم اول با اون هماهنگ کنیم چرا نباید متقابل باشه عملش. چند وقت پیش زندایی شوهرم بیخبر رفت خونه خالش ناراحت وگله زاری که چرا زنگ نزد از من خداحفظی کنه. حالا اون خودش عروس داره نوه داره باز ازونم انتظار داره ازش خداحفظی میکرد میرفت.تازه روز سه شنبه گفت معلوم نیس اگه خواستیم بریم باهاتون هماهنگ میکنیم. یا فرداش بیاین دنبالمون هرقتی راننده ندارن یا کسی نیست ببرتشون بیارتشون به ما تعارف میکنن بیاین بیا بریم در حالت عادی هیچوقت نشد تعارف کنن.مثلا چند وقت پیش شوهر خالش زنگ زده بیاین خالتم باخودتون ببر کار داره اونجا.گفتم چه تعارفی بود این مگه ما سرویس این و اونیم هرکس هرجا کار داره هرجا میخواد بره به ما این تعارفو میکنن.الانم که بیخبر گذاشتن رفتن دریغ از یه زنگ انتظار هم دارن ما میرفتیم دنبالش میاوردیمش. من درسته خیلی حساسم و زودرنجم ولی دوس ندارم همه کار واسه خودش درست باشه واسه دیگرون اشتباه. نمیگمم هم روش وایمیستم دلم خیلی گرفت از کارش شاید هرکس جای من بود هم ناراحت میشد احساس میکنم داره خیلی بد میشه مادرشوهرم زور بگه و همه سکوت کنن. فقط دوس داشتم درد دل کنم نمیدونم اومدن امشب بریم بدرقشون یا نه؟که اخرشم باید برم ولی نمیدونم چجور رفتار کنم بگم ازش ناراحت شدم یا نگم بذارم کم کم عادی بشه که هر رفتنی حتما حتما نباید باب دل هرکسی باشه من الان اینجور ناراحت شدم دفعه بعد شاید برام عادی بشه منم کم کم خداحافظی نکردن رو عادی کنم؟؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید pbsm تشکرکرده است .

    گوش ماهی (جمعه 14 آذر 93)

  3. #52
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آبان 00 [ 20:15]
    تاریخ عضویت
    1393-7-16
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,678
    سطح
    62
    Points: 8,678, Level: 62
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    556

    تشکرشده 637 در 143 پست

    Rep Power
    38
    Array
    عزیزم، واحد هم راست میگه.زیادی داره کارهای مادرشوهرتو با وسواس میبری زیر ذره بین و تحلیل میکنی.میدونی این تحلیل های مو شکفانه ما، کار دستمون میده آخر
    اینکه به چه دلیل زنگ نزده رو کاری نداشته باش.مهم اینه که همسرت الان میدونه و تو جلوتر از مادر شوهرتی!دیگه هم ازین قضیه پیش همسرت دردل نکن که لوث میشه.
    امشب هم اگه همسرت گفت بریم،برو بعد به مادرشوهرت بگو من فکر میکردم قبل رفتن یه زنگ بزنید ،بی خبر رفتید؟! این جوری متوجه میشه که تو هم منتظر تماس بودی.
    میان پرواز تا پرتاب...
    تفاوت از زمین تا آسمان است.
    پرواز که کنی، آنجا می‌رسی که خودت می‌خواهی!
    پرتابت که کنند، آنجا می‌روی که آنان می‌خواهند،
    پس پرواز را بیاموز...



  4. کاربر روبرو از پست مفید گوش ماهی تشکرکرده است .

    pbsm (جمعه 14 آذر 93)

  5. #53
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    سلام
    من مشکلتونو که خوندم نتونستم حتی با یه نفر که براتون نوشته موافقت کنم.اینکه مادرشوهرت دوست داره.برو خداروشکر کن درگیر اعتیاد و خیانت نیستی و همه این لاپوشونیا و حرفا چیزی جز ماسمالی کردن نیس.ماسمالیم تا ابد نمیمونه و بلاخره گندش درمیاد.
    آزادی عمل و استقلال شما که جزو اولیه ترین و بدیهی ترین حقوق هر آدمیه گرفته شده اونوقت میایم میگیم قدرنشناسی مادرشوهرت خوبه.حالا من به خوبی و بدی مادرشوهرت کاری ندارم.مسءله اینه که تو نه بلدی احساستو کنترل کنی و نه بلدی کی و کجا حرف بزنی؟هی میریزی تو خودت بعد یهو نفجر میشی.
    ببین دوستم شما باید بتونی حرفتو بزنی بدون ترس.اونطوری که نه به کسی بی احترامی بشه نه بذاری بی احترامی کنن.
    چطوری؟اول اینکه یه بهایی مجبور میشی بدی.مثلا دیگه انتظار کمکهای مالی نداشته باش.اینکه واسه خواهرشوهرت هرچی خرید بخوای برا تو هم بخره.یا زوم کنی به برادرشوهرت چقد پول میده.باید فقط در حد تعادل کمکهاشونو قبول کنی.

    اینکه مادرشوهرت گوشی روت قطع میکنه زشته.توجیهیم نداره.اما فکر کردن بهش بی فایدس.
    اما در عوض اینو یادت باشه تو موظف نیستی مادرشوهرتو خوشحال نگه داری همیشه.تو کار درستو بکن.اینکه خوشحال میشه یا نه به خودش مربوطه.
    اصلا کاراتو براش توضیح نده.کی کجا میری؟
    چرا خونشون نرفتی؟
    ببین ممکنه و حتما ناراحت میشه.واکنش نشون میده.اما تو نه واکنشای احساسی نشون بده نه ناراحت شو.عادی باش.رفتار کنترل شده با محبت و احترامتو ادامه بده تا کم کم عادت کنه.
    پیش شوهرتم گلگی خونوادشو نکن.اگه اونا گلگی کردن خیلی با محبت بگو عزیزم من مامانتو دوس دارم اما استقلالمم دوس دارم.نمیخوام این وابستگی مادرتم اذیت کنه و این حرفا.ببین ممکنه مادچرا خونشون رفتی؟

  6. 2 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 15 آذر 93), pbsm (شنبه 15 آذر 93)

  7. #54
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 فروردین 94 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1393-6-07
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,792
    سطح
    24
    Points: 1,792, Level: 24
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    203

    تشکرشده 153 در 66 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام واحد، گوش ماهی وبهار زندکی عزیز ممنون گه برا نوشتهام وقت گذاشتین.حرف دلمو بهار زندگی عزیز زده من واقعا استقلالمو از دست دادم خیلی حساس شدم چی کار کنم چیکار نکنم نکنه با اینکارم ازم ناراحت بشن با از این حرفم خوششون نیاد همش دارم ملاحضه کاراشون میکنم خیلی زندگیم تغییر کرده من ادم مستقل و ازادی خواهی بودم خانوادم خیلی استقلال بهم میدادن به نوعی اواخر مجردیم همش تنها زندگی کردم.حس میکنم بیماری گرفتم از دستشون از بس ملاحضه حالشونو کردم وسکوت کردم.واحد عزیز وگوش ماهی عزیز شما به من میگید خیلی ریزبین شدمو حساس ولی خودتون قضاوت کنین وقتی خود مادرشوهرم بهم میگه خیلی صبوری بنظرتون من ریزبینم؟
    دیروز به یکی از دوستانی که رفتاامد داریم درمورد این موضوع گفتم گفت تو خیلی صبوری اونا خیلی اخلاقشون خاصه من بودم نمیساختم باهاشون درصورتی که فقط یه بار باهاشون برخورد داشته.
    خواهرم بهم میگه چرا اینجوری شدی خیلی عصبی شدی اصلا حوصله حرف زدن نداری زود عصبانی میشی.
    مثلا به مامانم زنگ میزنم با مامانم سلام علیک میکنیم میگه قطع کن کار دارم خودم بهت زنگ میزنم ناراحت میشم میگم چرا این حرفو بهم زده.
    نمیگم خیلی بدن خانواده شوهرم پر توقع و بی ملاحضه ان.درصورتی که قبل ازدواج همیشه با عکس این قضیه بزرگم کردن.خیلی دارم تحمل میکنم صبوری میکنم.

    بهار زندگی عزیز حاضرم قسم بخورم هیچ انتظار مالی ازشون ندارم خودش برام هرزگاهی یه چیز میخره البته بیشتر با مناسبت مثلا روز تولد روز دانشجو میشد یع مسافرتایی که میرفتن اگه هم میگم به برادرشوهرم هرچقد بخواد پول میده منظورم از منت نکردنش بوده برا ما هرکاری کنی بی منت نیست برا دیگرون بکنه رفعته فقط خواستم بگم چرا واسه ما انتظار اگه ازش قرص بخوایم هرازجور باید براشون دلیل بیاریم ولی واسه بقیه جرات نمیکنن سوال کنن برا چی میخواد.
    اتفاقا خیلی وقتا شوهرم از مامانش میخواد وسیله قرض کنه یا بگه بخره باهاش بحث میکنم و نمیذارم زیاد از مامانش کمک بخواد
    مثلا خیلی وقت پیش میخواستم طلا انتخاب کنم شوهرم گفت بذار بگم مامان بیاد اون بلد چی به چیه گفتم اونقد میخری ضرر کنی تا یاد بگیری چی به چیه مگه بچه ایم تا کی مامانت باید دنبالمون بیاد یه کار انجام بدیم.
    بازم
    ممنون که به حرفام توجه داشتین.
    ویرایش توسط pbsm : شنبه 15 آذر 93 در ساعت 11:37

  8. کاربر روبرو از پست مفید pbsm تشکرکرده است .

    بهار.زندگی (شنبه 15 آذر 93)

  9. #55
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    عزیزم اینکه دوست داری مستقل باشی خیلی خوبه . و لازمه ی زندگی مشترک هست . برای اینکار باید توقعاتت رو به صفر نزدیک کنی . اگر زنگ زدند اگر نزدند اگر کمک کردند یا نکردند . دعوتت کردند یا نکردند برات مهم نباشه . ولی این مغایرتی نداره که شما و همسرتون کمک حالشون نباشی . اینو باید همیشه مد نظر داشته باشی که اونها از شما یا حداقل از همسرت توقع دارند . اونها نمیتونن توقعاتشون رو به صفر برسونند . شما شاید فکر کنی ما یه خانواده مستقلیم و همسر من راننده شخصی اونها نیست . این از نگاه یه همسر درسته . ولی همسرت تنها همسر شما نیست . بلکه پسر اون خانواده هم هست . و وظیفه داره اگه خواستند نقش راننده شخصی رو هم براشون ایفا کنه . یه مادر حق داره از پسرش انتظار داشته باشه حالا بیست سی سالی که براش زحمت کشیده به کنار برای اون 9 ماهی که راننده شخصیش بوده حق به گردنش داره . گر چه اغلب مادران فهمیده خیلی از انتظاراتشون رو پایین میارند . و حتی ذره ای از زحمتهاشون هم جبران نمیشه . ولی چه شما و چه همه عروسها باید بدونند که همسر شما پسر مادرشه و در قبالش وظیفه داره . و عروس باید کمک حال همسرش باشه برای ادای صحیح دینش . نه اینکه دائم غر بزنه . راستی اون دوستی که در مورد زندگی شما اینطوری نظر میده حسود زندگی شما نیست ؟ طرف همسرت و خانواده اش رو به هیچ احد الناسی نده .
    ویرایش توسط واحد : شنبه 15 آذر 93 در ساعت 12:05

  10. 3 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    pbsm (شنبه 15 آذر 93), szd (شنبه 15 آذر 93), دختر بیخیال (شنبه 15 آذر 93)

  11. #56
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    لطفا سفره دلت را پیش این و اون باز نکن خیلی جالب نیست چون اکثرا افرادی کم تجربه و غیر متخصص هستند که مشکل شما را بیشتر میکنن و باعث تضعیف روحیه شما میشوند.البته این نظر شخصی و تجربمه که از کاربرهای خانوم توی سایت یاد گرفتم

    بهتره یه تایپیک جدید باز کنی و این تایپیک قفل بشه چون اینطوری افراد بیشتری برای راهنمایی به شما به تایپیکتان سر میزنند در تایپیک جدید بطور خلاصه مشکلت را مطرح کن و راههایی که امتحان کردی را بنویس و نتایجی که گرفتی

    بنظر من بشخصه وقتی ازدواج میکنیم و تشکیل زندگی مستقل میدیم بدنبال آرامش بیشتر در زندگی هستیم و اینکه رشد کنیم و به تکامل برسیم یادت باشه اولویت اول زندگی شما باید خودت و همسرت بشی اینو برای همیشه یادت باشه تو تا بخودت اهمیت ندی و خودت را دوست نداشته باشی نمیتوانی دیگران را دوست داشته باشی و این موضوع تاثیر منفی بر روی رابطه خودت و شوهرت داره.احترام گذاشتن خیلی خوبه ولی اول بهتره بخودت احترام بزاری
    مادر شوهر شما و اکثر خانوم های همسن ایشون شخصیت شان شکل گرفته و احتمال و انتظار از اینکه تغییر پیدا کنن چندان درست نیست شما فقط می توانید خودتان را تغییر بدید و با شرایط سازگاری پیدا کنید.
    بنظرم توی تایپیک بعدی براساس اولویت مشکلتان را مطرح کنید.ولی در هر صورت بهتره زندگی خودت را بکنی چرا کلاس نمیری اینهمه کلاس ورزشی هنری صنایع دستی آموزش یادگیری زبان های خارجی کلاس آشپزی خلاصه سر خودت را مشغول کن تا کمتر توی خانه باشی و کمتر هم به تلفن جواب بدی یکی از آشناهای ما هم تقریبا با مشکلی شبیه مشکل شما مواجه شد اتفاقا خیلی هم صبور بود و سازگاری هم داشت ولی نهایت به این نتیجه رسید بهتره یکم فاصله بگیره و الان هم شاغل شده خیلی روحیه خوبی پیدا کرده شاداب شده ضرر نداره امتحان کن.میتوانی مواقعی که دوست نداری به تلفن موبایل جواب بدی بزاری روی حالت پرواز که هرکی هم زنگ زد در دسترس نباشی اینجوری بهتره ولی رابطه خودت را با مادرشوهرت سعی کن اصولی و منطقی کنی و حفظش کنی چون بعدها خیلی بهت کمک میکنه مخصوصا توی بهبود زندگی مشترک و علاقه شوهرت نسبت بخودت

    تایپیک جدید فراموش نشه.
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  12. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    pbsm (شنبه 15 آذر 93), واحد (یکشنبه 16 آذر 93)

  13. #57
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    عزیزم آقای baby یه تاپیک دارن به اسم کارگاه رفتار جرءت مندانه.یا همچین چیزی.چون مال قبلنه اسمش دقیق یادم نیس.
    اسم کاربریشو سرچ کن.بعد تو موضوعاتی که باز کرده نگاه کن.و حتما بخونش.خیلی خوبه و بصورت کارگاهی پیش رفته و بچه ها سوالاشونو پرسیدن.در مورد منفعل نبودن هم بازم تاپیک هست که سرچ کنی و بخونی مفیده.
    عصبی بودن الانت نتیجه خودخوری های الکی دیروزه.کم کم که جرءت مندانه خواستتو بگی.و البته اصلا جزءیات رو برای دیگران تعریف نکنی بهتر میشه.
    مثلا اگه یکی بهت زنگ زد و گفت بیا خونمون.تو گفتی نمیتونم.اون هی پرسید چرا؟بگو کار دارم.یا همچین چیزایی.یعنی لیست نگو کلاس مثلا زبان دارم.ساعت 5تموم میشه و این حرفا.
    خیلی کلی جواب بده.

    اما با شوهرت نه ها.تو ارتباط با همسر محبت و عشق حرف اولو میزنه.

  14. 4 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 15 آذر 93), pbsm (شنبه 15 آذر 93), واحد (یکشنبه 16 آذر 93), دختر بیخیال (شنبه 15 آذر 93)

  15. #58
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 فروردین 94 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1393-6-07
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,792
    سطح
    24
    Points: 1,792, Level: 24
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    203

    تشکرشده 153 در 66 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نه واحد عزیز دوستم مورد اطمینا چون اون خودش خانواده شوهرش خیلی ارومن وکار به کارشون ندارن خودشو با من مقایسه کرد این حرفو زد.تازه ما خودمون هم عروس داریم میفهمم حد انتظارو مثل وقت خونه دار شدنشون بود بابام کمکشون کرد ولی هیچوقت نگفت باید بیای تک خودم خونه بگیرین واسه مسافرت رفتنشون بود نگفت چرا مارو باخودتون نبردین یا چرا حضوری نمیاین ازمون خداحفظی کنین. واسه سر زدنشونو تاریخ نمیذاره حتما همه جمعها باید بیاین اینجا هفته چندبار بیا بهمون سر بزن.یا هرمناسبت بشه براشون سنگ تمون میذارن اخرشم اونان که به خانوادم منت میکنن.اینطور نیست روزی ده بار زنگ بزنن داداشم و بپرسن کجایین چیکار کردین وچیکار میکنین.
    با این تفاوت وقتی من دارم پی دل خانواده شوهر بالا میرم هرجا خواستم بریم اونارو باخودمون بردیم وقت رفتن هم ارزش قاءل میشم میرم دست بوسیشون و میرم شهرخودمون یا هرجا، چرا نباید اونا متقابل انجامش بدن نمیدونین وقتی بهت هیچی نگن و از دهن یکی دیگه اونم تعارف به عروس دیگه بشنویی چه حسی پیدا میکنی!
    یعنی شما خودتون بودین ناراحت نمیشدین؟خیلی شک سنگینی بود وقتی تو یه فضای مجازی شنیدم رفتن و اونم نه اینکه با من باشن. دلم برا خودم میسوزه که چون کسی نمیتونه درکم کنه.

    مرسی اقای خالقزی عزیز من یه کلاس میرم اونم یه روز درمیون از طرفی چون بی انگیزه شدم همش احساس خستگی میکنم حوصله هیچ کلاسی رو ندارم.ممنون که بازم به حرفام توجه کردین.

    بهار زندگی عزیز دارم الانا کم کم سعی میکنم همونجور باشم کمتر به کسی واسه کارام توضیح بدم
    ممنون از همتون حداقل یکم اینجوری ارومم میکنین
    ویرایش توسط pbsm : شنبه 15 آذر 93 در ساعت 12:55

  16. 3 کاربر از پست مفید pbsm تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 15 آذر 93), واحد (یکشنبه 16 آذر 93), بهار.زندگی (شنبه 15 آذر 93)

  17. #59
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    این مقاله را حتما بخوان نکات کاربردی در زندگی متاهلی

    (:) نکته های کاربردی عمومی >>>
    مقالات خوبی گردآوری شده توسط بانو فرشته مهربان خیلی مفیده مطالعه کنید


    لینک های مهارت های ارتباطی و رفتار جراتمندانه


    مهارتهای ارتباطی

    چگونه منفعل نباشیم؟

    اینا هم تاپیک های she هستش.

    مشاوره تخصصی با جناب sci

    کارگاه آموزشی - رفتار جرات مندانه

    مقالات رفتار جراتمندانه خیلی بهت کمک میکنه توی برقراری ارتباط صحیح با دیگران.کم کم شروع کن از کارهای کوچک بنظرم بهتره اول خیلی خوب مطالعه کنید کامل بعد یه کاغذ بردار به 3تا ستون تقسمیش کن

    سمت راست اتفاقی که افتاده وسط کاری که انجام دادید و در ستون سمت چپ کار درست بر اساس رفتار جراتمندانه

    یکم طول میکشه ولی وقتی یاد بگیرید بسیاری از مشکلتاتان در مورد برخورد با دیگران رفع میشه فقط باید خیلی مطالعه کنید.تمرینی که به شما داده شده را پیش خودت هر اتفاقی که افتاده در قبل چندین و چندبار مجسم کن اینجوری خیلی زودتر به نتیجه میرسی.

    راستی کلاس ثبت نام کن برو یکم بفکر خودت باش و انرژی مثبت بگیر دوست های جدید پیدا کن مهارت جدید بدست بیار خلاصه شاد باش یکبار بیشتر زندگی نمیکنی پس ازش به بهترین نحو استفاده کن
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  18. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    pbsm (شنبه 15 آذر 93), بهار.زندگی (شنبه 15 آذر 93), دختر بیخیال (شنبه 15 آذر 93)

  19. #60
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط pbsm نمایش پست ها
    نه واحد عزیز دوستم مورد اطمینا چون اون خودش خانواده شوهرش خیلی ارومن وکار به کارشون ندارن خودشو با من مقایسه کرد این حرفو زد.تازه ما خودمون هم عروس داریم میفهمم حد انتظارو مثل وقت خونه دار شدنشون بود بابام کمکشون کرد ولی هیچوقت نگفت باید بیای تک خودم خونه بگیرین واسه مسافرت رفتنشون بود نگفت چرا مارو باخودتون نبردین یا چرا حضوری نمیاین ازمون خداحفظی کنین. واسه سر زدنشونو تاریخ نمیذاره حتما همه جمعها باید بیاین اینجا هفته چندبار بیا بهمون سر بزن.یا هرمناسبت بشه براشون سنگ تمون میذارن اخرشم اونان که به خانوادم منت میکنن.اینطور نیست روزی ده بار زنگ بزنن داداشم و بپرسن کجایین چیکار کردین وچیکار میکنین.
    با این تفاوت وقتی من دارم پی دل خانواده شوهر بالا میرم هرجا خواستم بریم اونارو باخودمون بردیم وقت رفتن هم ارزش قاءل میشم میرم دست بوسیشون و میرم شهرخودمون یا هرجا، چرا نباید اونا متقابل انجامش بدن نمیدونین وقتی بهت هیچی نگن و از دهن یکی دیگه اونم تعارف به عروس دیگه بشنویی چه حسی پیدا میکنی!
    یعنی شما خودتون بودین ناراحت نمیشدین؟خیلی شک سنگینی بود وقتی تو یه فضای مجازی شنیدم رفتن و اونم نه اینکه با من باشن. دلم برا خودم میسوزه که چون کسی نمیتونه درکم کنه.

    مرسی اقای خالقزی عزیز من یه کلاس میرم اونم یه روز درمیون از طرفی چون بی انگیزه شدم همش احساس خستگی میکنم حوصله هیچ کلاسی رو ندارم.ممنون که بازم به حرفام توجه کردین.

    بهار زندگی عزیز دارم الانا کم کم سعی میکنم همونجور باشم کمتر به کسی واسه کارام توضیح بدم
    ممنون از همتون حداقل یکم اینجوری ارومم میکنین

    حق دارین خب منم باشم ناراحت میشم خصوصا دختر حساسیم ، حتما شما هم خیلی حساسین!
    اینو گفتم که بدونی کاملا درکت میکنم.


    اما عزیزم ما که نمتونیم آدم ها و تغییر بدیم؛ نه عاداتشون و نه رفتارشون هیچی دست ما نیست که بخوایم تغییرشون بدیم.

    وقتی میبینی در قبال کارهایی که براشون انجام میدین قدردان از نظرتون نیستند خب میتونین کارهایی بیشتر از وظیفه اتون براشون انجام ندهید که در مقابل انتظاری هم ازشون نداشته باشین .

    درسته وقتی به یک آدمی خوبی میکنیم و جواب خوبی و نمیبینیم خب ناراحت میشیم، یا وقتی رفتاری که انتظار داریم در قبال ما انجام بشه انجام نمیشه و بجاش بی احترامی میشه دلخور میشیم!
    ناخوداگاه هم خودمونو در مقام مقایسه با افرادی که در همان مقام و جایگاه در خانواده هستن قرار میدیم؛ وقتی هم میبینیم با طرف مقابلمون که حالا در اینجا برای شما میشه عروس دیگر همون رفتاری که ما انتظار داریم در مقابلمون انجام شود در مقابل عروس دیگر انجام میشود خب دلخور میشیم که چرا با ما همچین رفتاری دارند.

    هزار جور دلیل هم ممکنه داشته باشه خیلیاشم ممکنه اصلا بشما مرتبط نباشه اما بازم بهرحال همچین دلایلی وجود داره شما چرا خودتون و اینقدر عصبی کنین و زودرنج بشین و آرامش قشنگتون و از بین ببرین.

    شاید اصلا مادرشوهرتون از اون عروس بیشتر خوششون میاد دلیل خاصی هم نداره همینطوری دوست داره.اصلا هم متوجه رفتارشون نیستن که ممکنه شما رو دلخور کند.

    شاید در خفا اون عروس خوبی ای در حق مادرشوهرشون کردن که شما از آن بی اطلاع هستین.

    شاید شما بطور ناخواسته مادر همسرتون و دلخور کردین.
    اصلا شاید مادر همسرتون از اون پسرشون بیشتر از همسر شما خوششون میاد برای همین هوای این عروس پسرشونو بیشتر دارند(اینو من تو یک خانواده ای خیلی زیاد دیدم که مورد تایید همه فامیلشون هم هست. با اینکه عروس کوچیکه زیاد هوای مادر شوهرش و نداره اما چون مادر شوهر پسر کوچکشو خیلی دوست داره هوای عروسشم داره حتی بزبون گفتن از روی مجبوری ؛ مجبورن هوای این عروس بیشتر از بقیه ی عروس ها داشته باشن جالبه خونه عروس بزرگترشون زندگی میکنن ، عروس کوچیکه یک ذره از کارهایی که عروس بزرگتر در قبال مادر شوهر انجام میده انجام نمیده اما بازم همیشه این خانوم هوای عروس کوچیکترش و بیشتر داره و هرموقع که کار داره به پسر بزرگ و عروس بزرگش میگه هرموفع بخواد خوش گذرونی بکنه با عروس کوچیکتر و پسر کوچیکتر هست تازه خرجی پسر کوچیکترش هم میده. حتی به بهانه هایی از پسر بزرگتر پول میگیرن و به پسر کوچیکتر میدن !!!!)

    پس ببین که خیلی از دلایل وجود داره که شاید اصلا مرتبط با شما و نحوه رفتار شما هم نباشه!
    حتی خیلی از خانواده ها بدتر از شما وجود دارند، همه یک جورایی با این دست مشکلات مواجه میشن.

    فقط نباید به این دست مشکلات بها داد و اجازه داد اینقدر زندگی و بکامتون تلخ کنند، اصلا به این دست مشکلات اهمیت ندین! فرض کنین پیام بازرگانی های زندگیتون هستن ، گاهی میاین که زندگیتون همش روی دور خوشی به یکنواختی نگذره

    زیاد بهشون توجه نکنین! به قول بانو kamr عزیز دقت نکن که دقت همیشه دق ات میده.

    بیخیال مادر شوهر و جاری و این چی گفت اون چی گفت ، باشه!

    بفکر همسر عزیزتون و آرامش زندگی خودتون باشین. این حرفا اینقدر ارزش نداره که بخواد آرامش شما رو ازتون بگیره.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  20. 4 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 15 آذر 93), pbsm (شنبه 15 آذر 93), گوش ماهی (شنبه 15 آذر 93), بهار.زندگی (شنبه 15 آذر 93)


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  2. پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 دی 94, 09:34
  3. سیاست های زنانه چیا هستن؟!! آقايون لطفا شما هم کمک کنید
    توسط نَمْ نَمِ بارون:) در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 تیر 94, 18:27
  4. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 خرداد 92, 18:41

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.