
نوشته اصلی توسط
zendegiye movafagh
امروز صبح بهم گفت مهلتت تموم شده شرکت رو کنسل کردی ؟
گفتم نه . گفت چرا گفتم اونجا تنها منبع درآمد منه تو میخوای شرکت رو کنسل کنم بعد منو طلاق بدی
گفت دقیقا همین کارو می خوام بکنم
قرار شد بحث نکنید.
حرف طلاق نزنید.
این جمله چه ربطی داره به حرف همسرتون؟
مشکل همسرت با شما، شرکت و کار هست.
تو تمام مکالمات و رفتارهایی که نقل قول کردی، فقط همین دیده می شه.
پیچ و خم و زیر و بمش را نمی دونم.
ولی اصل بهانه اش همینه.
یا تو این مسیر کاری که با هم داشتید غرورش بد جور آسیب دیده
یا حس بی عرضگی می کنه (حس می کنه شما باعثش شدید)
رقابتی که با شوهر خواهرتون داره و ....
شما می گی بین کار و زندگیم،
زندگیم برام در اولویته
خب پس چرا وقتی بهت می گه شرکت را کنسل کن و می دونی چقدر براش مهم هست، یه راهی پیدا نمی کنی؟
نمی تونی همه چیز را واگذار کنی به شوهر خواهرت؟
نمی تونی تمام سهم و مسئولیت هات را بدی به خواهرت؟ پدرت؟ برادرت؟
اگر زندگیت برات مهم تر هست،
خب همسرت داره می گه شرکت را بذار کنار. چرا نمی ذاری؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)