به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 61

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array


    سلام دوست نازنینم

    فدایی یار ، عزیزم

    کم پیدایی ، رفیقم !



    این تایپیک شما بسیار عالی و آموزنده بود

    بشخصه استفاده کردم و خواهم کرد

    ممنون از شما و دوستان محترم .

    ان شالله به مرادت برسی. ( برسیم )

    امروز رفته بودم ، ابن بابویه ، دعا کردم ان شالله عاقبت بخیر بشیم

    همه .

    اگر اشتباه نکنم مشهد هستی شما ، درسته !

    اگر مشهد هستی ، کنار قبر امام با صفا رفتی

    یاد ما هم کن

    ممنون .

    ...................


    در مورد اون سناریو :


    اون پاکت تو جیب کُتم هست !

    بعد از صحبت ها قرار بود این کار کنم

    مثلا در اوایل صحبت ها در مورد خودم - کارم - خانواده ام و...... صحبت می کنم و ایشون هم همین طور !

    وقتی دیدم 70 درصد به بالا تفاهم داریم - اون پاکت را می دم !

    البته این تکنیک خطرناکه !

    مخصوص باغبان هاست .


    ولی در کل با نظر شما و خانم مصباح الهدی موافقم

    به نظرم در جلسات اول احساسی برخورد نشه - بهتر ه

    ولی چه کنم فدایی یار عزیز


    فدایی یار عزیز به نظر ت ، برا خانم ها بی پولی مهمه !

    زندگی ساده را قبول می کنند !

    ممنون .




    ​​

  2. 5 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    فدایی یار (شنبه 07 شهریور 94), یاس پاییزی (شنبه 07 شهریور 94), من او (سه شنبه 17 شهریور 94), اعجاز عشق (شنبه 07 شهریور 94), سرشار (شنبه 07 شهریور 94)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 28 اسفند 94 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-5-13
    نوشته ها
    333
    امتیاز
    8,314
    سطح
    61
    Points: 8,314, Level: 61
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    Social5000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    1,080

    تشکرشده 816 در 264 پست

    Rep Power
    85
    Array
    هرکسی از ظن خود شد یار من ....



    از تجربیات و نوشته هاتون خیلی چیزا یاد گرفتم منتها اینقدر همه چیز رو سخت و پیچیده نکنید.

    هرکسی خودش باشه - آمادگی داشته باشه بعد بره خواستگاری یا خواستگار قبول کنه - با اعتماد بنفس و بدون پیش داوری منفی یا مثبت وارد بشه ....واقعیت ها عیان هستن...

    این رو باید پذیرفت که رفتار و برخورد دیگران تحت کنترل ما نیست که انتظار داشته باشیم بهترین ظاهر بشن یا مطابق میل و سلیقه ما باشند- پشتش ماجرا و اندیشه ای است که ما بی خبریم ذهن خوانی یکی از آفتهای تصمیم گیری درسته...

    هر چیز رو آنگونه که هست ببیینیم ...



    برای همه ارزوی خوشبختی دارم .






    پ.ن:

    یه دوتا حرف با خود شما داشتم جناب فدایی یار ... اما دیروقته بمونه برای بعد...
    ویرایش توسط یاس پاییزی : شنبه 07 شهریور 94 در ساعت 01:09

  4. 7 کاربر از پست مفید یاس پاییزی تشکرکرده اند .

    فدایی یار (شنبه 07 شهریور 94), مصباح الهدی (دوشنبه 16 شهریور 94), اعجاز عشق (شنبه 07 شهریور 94), باغبان (شنبه 07 شهریور 94), راه حل (دوشنبه 16 شهریور 94), سرشار (شنبه 07 شهریور 94), شیدا. (شنبه 07 شهریور 94)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 مرداد 04 [ 04:24]
    تاریخ عضویت
    1394-1-19
    نوشته ها
    235
    امتیاز
    16,214
    سطح
    81
    Points: 16,214, Level: 81
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,748

    تشکرشده 764 در 211 پست

    Rep Power
    73
    Array
    سلام
    از ته دلم بهت تبریک میگم.خوشحالم که قدر خودتو میدونی.مطمئنم لیاقت تو بهترین هاست.از همین جا از صمیم قلب آرزو میکنم هر چه زودتر به مراد دلت برسی و همون دختر خانمی که بارها و بارها وصفشو ازت شنیدم در مسیر زندگیت قرار بگیره.
    واقعا که فکر نمیکردم چنین آدم هایی وجود داشته باشند...من که اونجا نبود باور کن خیلی بهم برخورد...اصلا فکرشم نمیتوانم بکنم.
    همونطور که گفتم باهات حرف دارم.

  6. 4 کاربر از پست مفید سرشار تشکرکرده اند .

    فدایی یار (شنبه 07 شهریور 94), اعجاز عشق (شنبه 07 شهریور 94), باغبان (شنبه 07 شهریور 94), شیدا. (شنبه 07 شهریور 94)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array
    سلام

    آقاي فدايي يار با اجازه خواستم نظرم را در مورد پست آخر شما بنويسم.


    راستش من در جايگاه شما نبودم و از توضيحاتي كه نوشتيد نميتونم عمق رفتار اهانت آميز را متوجه بشم و نمي دانم واقعا در ذهن دختر و خانواده اشان چه افكاري بوده و شما تا چه حد ممكن است حساسيت نشان داده باشيد اما هر تصميمي مي گيريد انشاءالله به صلاحتون باشه.


    البته به اين موضوع اشاره كنم كه من هم اگر در جايگاه شما قرار داشتم قطعا ناراحت مي شدم از اين نگاه از بالا به پايين و تغيير اين حالت مادر دختر خانم بعد از شنيدن موقعيت شما ناراحت كننده است اما نمي دانم اين وضعيت آن هم در يك جلسه تا حدي است كه موجب منصرف شدن شما بشود يا نه .... ؟!


    اما مطلبي را از يكي از دوستان در اين تاپيك خواندم كه اگر برداشت من درست باشه قسمت در ازدواج خيلي دخيل است . البته ازدواجي كه با آگاهي و شناخت لازم صورت بگيرد اما گاهي چيزهايي خواهانيم در حاليكه قسمتي بهتر از آن برايمان از سوي خدا در نظر گرفته مي شود.


    به هر حال ما وظيفه داريم در هر كاري آگاهانه تصميم گيري كنيم نه بر اساس انتظارات غير واقعي و خيالپردازي ها اما اگر به دليلي آنچه مي خواستيم ميسر نشد بايد به خدا توكل كنيم و مطمئن باشيم خيري از سوي خدا براي ماست.

    اميدوارم هر تصميمي مي گيريد با قاطعيت و آگاهانه باشد ضمن اينكه من هم حس مي كنم اين خواستگاري در هر صورت به نفع شما بوده و تصميمي هم كه خواهيد گرفت خير است انشاءالله

    در هر صورت اگر ازدواج با دختر خانم مورد نظر نصيب شما نشود و تصميم قاطعانه در اين مورد گرفتيد خوب است كه تجربه كرديد مسائلي را كه اگر اين جلسه برگزار نمي شد هرگز متوجه نمي شديد و چه بسا اگر موقعيت خواستگاري برايتان فراهم نشده بود مدتها افسوس مي خورديد كه چرا به آنچه امروز مي دانيد دست نيافته ايد.


    آقاي باغبان برادر من چند روز پيش كه اين تاپيك را مي خواندم به پست شما در مورد شعر و شكلات كه رسيدم هاج و واج شدم شما در صورت خواستگاري از دختر خانمي نبايد انقدر احساسي آن هم در اولين گامها رفتار كنيد ..... آخه در اوايل صحبتها هم نميشه تضميني داد كه بتونيد خيلي متوجه تفاهمات طرف مقابل بشويد چه رسد به 70 درصد تفاهم.


    لطفا تكنيكي كه خطرناك هست را به كار نبريد چه باغبان باشيد چه نباشيد . برادر من اينگونه شناخت شما تحريف خواهد شد و سير آشنايي مختل مي شود اگر در همون مراحل اوليه اينطور احساسات به خرج بدين.


    بيچاره طرف مقابل اگر در همين اول آشنايي تحت تاثير احساسات شما قرار بگيرند از اصل موضوع كه شناخت و بررسي ملاكهاست دور خواهند شد.



    انشاءالله خدا ياري كند كه آقاي فدايي يار ، آقاي باغبان و همه ي مجردها به آنكس كه بهترين شريك زندگي برايشان هست برسند.

  8. 6 کاربر از پست مفید اعجاز عشق تشکرکرده اند .

    فدایی یار (شنبه 07 شهریور 94), یاس پاییزی (شنبه 07 شهریور 94), مصباح الهدی (دوشنبه 16 شهریور 94), باغبان (شنبه 07 شهریور 94), سرشار (شنبه 07 شهریور 94), شیدا. (شنبه 07 شهریور 94)

  9. #5
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array


    نقل قول نوشته اصلی توسط اعجاز عشق نمایش پست ها


    آقاي باغبان برادر من چند روز پيش كه اين تاپيك را مي خواندم به پست شما در مورد شعر و شكلات كه رسيدم هاج و واج شدم شما در صورت خواستگاري از دختر خانمي نبايد انقدر احساسي آن هم در اولين گامها رفتار كنيد ..... آخه در اوايل صحبتها هم نميشه تضميني داد كه بتونيد خيلي متوجه تفاهمات طرف مقابل بشويد چه رسد به 70 درصد تفاهم.

    لطفا تكنيكي كه خطرناك هست را به كار نبريد چه باغبان باشيد چه نباشيد . برادر من اينگونه شناخت شما تحريف خواهد شد و سير آشنايي مختل مي شود اگر در همون مراحل اوليه اينطور احساسات به خرج بدين.

    بيچاره طرف مقابل اگر در همين اول آشنايي تحت تاثير احساسات شما قرار بگيرند از اصل موضوع كه شناخت و بررسي ملاكهاست دور خواهند شد.

    انشاءالله خدا ياري كند كه آقاي فدايي يار ، آقاي باغبان و همه ي مجردها به آنكس كه بهترين شريك زندگي برايشان هست برسند.


    سلام خانم اعجاز عشق

    ممنون - بالاخره آدم باید اشتباهاتشو یه جا بفهمه ( همدردی بهترین جا )

    چَشم .

    ممنون از شما


    البته این تکنیک در صورتی درست هست که شما دختر را تا حدودی بشناسید و اون هم همینطور

    ولی من 20 دقیقه با دختر چشم تو چشم صحبت کنم

    می فهمم چی کاره ست !

    اونم می فهمه !

    بازم ممنون .

    ......................................


    راستی فدایی یار عزیز در مورد اون جفت کردن کفش و ......

    من آدم خیلی آرامی هستم و خونسرد

    شاید باورت نشه

    ولی من می تونم اون کار را انجام دهم

    البته قبول دارم سخته !


    تمرینات ذهنی == تلقین مثبت


    ممنون

    حتما از شما بازم مشورت خواهم گرفت .

    ..................................

















    ​​

  10. 5 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (شنبه 07 شهریور 94), فدایی یار (یکشنبه 08 شهریور 94), یاس پاییزی (شنبه 07 شهریور 94), اعجاز عشق (شنبه 07 شهریور 94), سرشار (شنبه 07 شهریور 94)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array
    فداي عزيز. دوست بسيار خوب من
    بسيار خوشحالم كه در اين جامعه جوون هاي عاقلي چون شما يافت ميشوند. تو جامعه آماري كه پيرامون من هستند، خلع حضور افرادي چون شما شديدا احساس ميشه. تو تحقيقات ميداني من متوجه شدم كه بخش زيادي از بانوان هم نسل كه قصد ازدواج دارند، تمايل دارند سن همسرشون به مراتب خيلي بيشتر از خودشون باشه ( البته اين آمار كليه و نميشه به همه نسبت داد) و دليل اين مهم چيزي جز خامي و غير منطقي عمل كردن پسران هست. خوشحالم كه شما تو اون دايره حضور نداري.
    هيچ وقت لطفي كه به واسطه اين پست و واكاوي اين موضوع مهم داشتي رو فراموش نمي كنم. اميد وارم كه عاقبت به خير شوي و بهترين ها نصيبت بشه.
    از همين جا هم از همه دوستاني كه در اين تاپيك سهيم بودند كمال تشكر را دام. خانم ها و آقايان راه حل، سرشار، خاله قزي، مصباح، امير مسعود، اعجاز عشق، باغبان و در نهايت پدر علم مبين آداب خواستگاري.

  12. 2 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    فدایی یار (یکشنبه 08 شهریور 94), باغبان (شنبه 07 شهریور 94)

  13. #7
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array





    نقل قول نوشته اصلی توسط راه حل نمایش پست ها

    سلام

    آقای باغبان هم حتی اگه جلسات اول این بسته رو تحویل نمیدن، به نظر من حتما قبل از نامزدی رسمی این کار را بکنن، چون ممکنه دختر بر خلاف تصور ایشون اصلا به باغبانی علاقه نداشته باشه و بر عکس این که همه میگن احساساتی میشه و بدون شناخت جواب مثبت میده، ممکن هم هست احساساتی بشه و جواب منفی بده، یا اینکه احساساتی نشه و خیلی جدی جواب منفی بده، ممکن هم هست دیگه کاملا مطمئن بشه برای جواب مثبتش ... اگه قبلش نگید خب بعد از عقد ممکنه از این افرادی باشه که منظور شما رو متفاوت میفهمه و بگه با یه شکلات میخوای گولم بزنی!! یا اینکه اصلا خوشش نیاد از این مدل کارها... پس به هر حال وقتی این جزئی از اخلاق و شخصیت شماست، قبل از رسمیت بخشیدن اجراییش کنید، حالا جلسه اول دوم زوده اما قبل از رسمی کردن عقد حتما اجرایی کنید (که البته به تعداد جلسات شما هم بستگی داره، چون هستن کسانی که همون جلسه اول با عاقد میرن خواستگاری...)

    .


    سلام راه حل خانم

    همیشه از نظرات شما و دیگر دوستان ، نهایت استفاده را میبرم


    ...............

    به نظرم در ازدواج ، 2 پارامتر از همه چیز مهم تره

    اگر اینها ok بشه ، حله .


    1 - اینکه دختر و پسر نسبت به هم احساس خوبی پیدا بکنند ( به دل هم بنشینند )

    2 - از دید دختر و خانواده محترم ، پسر جَنم اداره زندگی را داشته باشه ( مرد باشه - دنبال رفیق بازی و ..... نباشه - با همسر آینده اش دوست باشه !)


    امکان داره یه جوون 18 ساله بتونه به این مهم برسه ( با درآمد کم - بدون خونه و ....)

    امکان داره یه شخصی با 10 ملیون تومان در آمد ماهانه و با سن ؟ باز نتونه


    یکی از دوستای من از لحظه ی شروع خواستگاری تا مراسم ازدواج ، فقط 6 ماه زمان برد براش ( چهره معمولی - درآمد کم و ....)

    دوست دیگرم الان 8 سال داره میره خواستگاری ! ( چهره و درآمد خوب و....)


    اگر معیارها ی انتخاب دختر و پسر ، درست انتخاب شود - ازدواج آسان میشود

    و به قول شما تو جلسه اول خواستگاری بعضی ها عاقد هم می برند !


    راه حل خانم من پسر احساسی نیستم .

    باغبان ها ، کسانی هستند که دوست دارنند ساده زندگی کنند !

    ولی هنوز خیلی مونده برسم !!



    نکات خوب شما و دیگر دوستان محترم

    همیشه در ذهنم باقی میمونه

    ممنون .

    چَشم .



    ​​

  14. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    فدایی یار (شنبه 21 شهریور 94)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام خدمت همگی

    آقای فدایی یار سلام
    ان شاالله تصمیم درستی گرفته باشید. راستش من آن روزها که پست شما را خواندم خودم در وضعیتی بودم که احساس می کردم مشاوره منطقی نمی تونم بدم و ممکنه شما را به اشتباه راهنمایی کنم. البته واقعا هم ممکن بود و خودم شرایطم شاید جوری بود که راهنمایی لازم داشتم و ترجیح دادم حالت خنثی باشم(با توجه به اینکه تصمیم قطعیتان را گرفته بودین) اما این اواخر برایم موارد خواستگاری پیش آمد که باعث شد در ذهنم جمع بندی راجع به همین تلاقی بین فرهنگهای مختلف در خواستگاری بشود.من هنوز نمی دانم که جمع بندی من درسته یا نه و از دوستان خواهشمندم پستم را اگر اشکالی دارد نقد کنند.

    قبل از آن خواهشی از دوستان عزیز به خصوص راه حل عزیزم که خیلی اوقات از پستهای ارزشمندش استفاده می کنم به طور کلی دارم. راه حل جان ببینید فقط دارم به عنوان مثال ذکر می کنم و منظورم صرفا همین مثال نیست بلکه کلی می گم. ببین مثلا شما اینجا می گید خانم مصباح پدرشان بعد از ده جلسه خواستگاری را به خاطر فقط شغل کنسل کرد.راستش دوستم شما برخی مطالب را اینجا نمی دانید و من هم مایل نیستم گذشته ام را مرور کنم ولی آن خواستگار تنها به آن دلیل کنسل نشد و در پستهای بعدی آن تاپیک مطالب دیگری در آن زمینه گفته شد و بعد هم به دلیلی من واقعا (نه به خاطر شغل) بلکه به دلایل دیگری که برایم مشهود شد خدا را بسیار شکر کردم که به سرانجام نرسید. واقعا خدا را شکر کردم و شاید اون موضوع بهانه و شروعی شد برای فهمیدن خیلی از مسائل... و من در نهایت اون خواستگارم را هرگز نمی تونستم بپسندم بعد از فهمیدن چند چیز... و حتما در ادامه با هم مشکل پیدا می کردیم. و شاید اینجا بتونم بگم واقعا خدا هوای منو داشته و قسمت من این بود.
    ولی می خواستم به واسطه این مثال این را بگم که بعضی وقتها ناقص فهمیدن(یا ناقص بیان کردن) برخی ماجراها از ندانستن کل ماجرا بدتره و تو قضاوتمان اشتباه بیشتری خواهیم کرد.
    و اینکه با توجه به این مطلب ممنون می شم وقتی مطلبی را می گویید مثلا نگید خواستگار مصباح... بگید خواستگار دختری... من اینجوری احساس بهتری دارم و ممنون می شم که در موارد "اینگونه" که نیاز به دانستن برخی مطالب تکمیلی هست اینجوری صریح و در یک خط قضاوت نشوم. ممنون دوست خوبم.

    و راستی من منظور آقای فدایی یار را از دسته گل متوجه شدم! منظورشان اصلا این نبود که چون ممکنه وصلت صورت نگیره گل نخرند و یا خساست کنند. بلکه منظورشون این بود که چون در شهر ایشان رسم هست در مرحله پایانی گل می برند (برخلاف خیلی از شهرها) و در مراحل اولیه شیرینی می برند اگر در همان جلسه اول گل هم ببرند این اشتباه در ذهن خانواده دختر پیش می آید که یعنی کار تمام شده است و خب در همچین ذهنیتی افزایش جلسات خیلی سخت تر است. خب آداب هر شهری متفاوت هست.
    و در مورد حجاب هم عزیزم منظور ایشان و همچنین آقای حامد ابدا این نبود که حجاب بخواهد جذابیت جنسی و یا آن به دل نشستن که مد نظر شماست داشته باشد. ببین مثال می زنم گاهی آدم از بعضی مسائل ناخوداگاه حس مثبت دریافت می کند.مثلا من وقتی مادرم را در مقنعه و چادر نماز می بینم به نظرم بسیار دوست داشتنی می شود در حالی که شاید در لباس فلان مهمانی اش از نظر من بسیار زیباتر بشود. نمی دانم اینها یک حس مثبتی است که با جذابیت و زیبایی فرق دارد و شاید به خاطر یاداوری احساس مثبت و یا شرطی شدن ذهن هست و یا احترام به یک سری باورها.

    *******************
    ********************


    آقای فدایی یار من تا حدود زیادی حرف دوستان را قبول دارم و شاید بهتر بود با خود دختر خانم صحبت می شد و همانطور که قبلا هم گفتم برخی مطالب را حتما باید با خود دختر درمیان گذاشت و بعد قضاوت کرد و زود قضاوت کردن در این جور مسائل بدون در نظر گرفتن خود دخترخانم (مهره اصلی) خیلی درست نمی دانم. پست خانم راه حل قابل تامل بود.

    ولی در هر صورت من هم فکر می کنم این خواستگاری به صلاح شما نبوده و قسمتتان نبوده و احساسی که بهتون دست داد را کاملا درک کردم.
    راستش این احساسی که به شما دست داد را پس اگر بخواهید از من یا برخی دختران بپرسید که بسیار شدیدتر است! یعنی متاسفانه من خیلی شدیدتر با این جور مسائل برخورد کرده ام و اگر یادتان باشد دیده اید که خیلی از دختران اینجا از نحوه خواستگاری خیلی از آقایون گله داشتند و بهشون برخورده بود! به خصوص دختران دهه شصتی که به قول راه حل خواستگار فکر می کند فقط مانده جواب آقا داماد و این حس در این پسران است که چه لطفی می کنند که ما را بپسندند!
    ولی می خوام این تجربه ام را در اختیارتان بذارم... اول آخرش را می گم: نتیجه تجربه من اینه که باید فرهنگ کل کشور و حتی تاریخی که در آن به سر می بریم مثلا حتی در دوره فلان رئیس جمهور را برای قضاوت در نظر گرفت. حتی اینکه اینجا ایران است!

    ببینید من اوایل که خواستگار راه می دادم از رفتار مادرها به شدت ناراحت می شدم! یعنی تحقیر عملی می دیدم.(از نگاه اون موقع من!)
    یکی دوبار هم تلفن خواستگاری را از تلفن اتاقم گوش دادم که مثلا مادر آقا پسر با چه ادبیاتی رنگ پوست و قد را از مادرم می پرسید و حس بسیار زشتی به من دست داده بود که انگار مگه من عروسکم؟
    چند تا مجلس زنانه هم داشتیم که از اینکه فقط من به عنوان ظاهری بررسی شدم و احتمالا توجه به وضعیت منزل و همین بحث مادیات به من شدید برخورده بود و اصلا اجازه ورود خود آقا پسر را ندادم! یعنی جواب منفی پای تلفن...
    برام یه بار خواستگاری آمده بود که مدلشان این بود که اول یه نظر دختر را ببینند و بعد تلفن بزنند که آقا بیاید که من دفعه اول به شدت بهم برخورده بود که یعنی چی این کارها! مگه من کالام ؟

    همه اینها که اتفاق میفتاد مادرم مداوم به من می گفتند دخترم اینها رسمه و اینها طبیعیه!!! من نمی فهمیدم طبیعیش کجاست! ولی دیدم که اگر بخوام همین جوری به خاطر این جور رفتارها از دیدن آقایون صرف نظر کنم ممکنه هیچ وقت آقایی را هم نبینم! تصمیم گرفتم به خودم بگم خب اینها مادرند و شرایط فرهنگی و سنیشون و علاقشون اینجور اقتضا می کنه و خود آقا پسرها را از یه جایی به بعد راه دادم.خیلی وقتها کاملا نظرم عوض می شد راجع به اون آقا پسر... یعنی می دیدم که نه بابا .خود آقا پسر از نظر شخصیتی بسیار فرق داره و دیدگاه های سطحی نداره و خیلی هم خوبه.

    ولی همچین افکار ایده آلگرایانه ای در ذهن من بود که اگر کسی منو می خواد نباید به خاطر قیافه ام منو بخواد! منو فقط و فقط باید برای خودم بخواد! یعنی که چی؟ ازدواج برای چیه؟ خلاصه شاید یه تکبر ناخواسته ای پشت ذهن من هم بود راستش!که قبول نیست اینها به خاطر ظاهرم می خوان ادامه بدن! پس این قبول نیست دیگه! و از اینکه به خصوص پای تلفن از نظر ظاهری بررسی می شدم متنفر بودم و دوست داشتم آشنایی این مجلس زنانه بحثش واقعا راجع به آشنایی و تعامل باشه (کنارش تو نیتشون این ظاهر هم باشه عیب نداره ولی نه که آدم حس کنه می خوان عروسک انتخاب کنند!)
    البته بگم در این بین حتی یک خواستگاری آمد که اتفاقا از همون مدل که من متنفر بودم آمده بود یعنی اول مادر میاد و بعد زنگ می زنند پسر بیاد! ولی خب محترمانه بود یعنی من که نمی دونستم می خواد پسرشم بیاد و یه جوری گفتن که به من هم اصلا برنخورد که البته می دونم خیلی از آقایون تالار هم همین مدلی می رن خواستگاری... (که شاید نحوه بهانه دادنشون مثل همین خواستگارم باشه اصلا برخورنده هم نباشه) خلاصه می خوام بگم اون آقا را من اتفاقا پسندیدم... و بعد فهمیدم که خب اصل کاری (آقا پسر)را باید در نظر بگیرم ...
    در این بین مثلا یه خواستگارم داشتم که خانواده بسیار بافرهنگ و محترم ولی مثلا پسر از نظر من خیلی بد بود.خب اینها یه جورایی به من اینو فهموند که یه جاهایی را نباید زود نتیجه گیری کرد و ممکنه وقتی مراحل بعد را طرف ببینه کل نتیجه گیری اش عوض بشه.

    اما اون حس بد ظاهر بینی خواستگار همیشه همراهم بود و واقعا دلم می خواست یکی همین ظاهر محجبه ام را بپسنده و یعنی که چی مثلا رنگ پوست یا قد و یا چنین نحوه برگزاری که اصلا حالت آشنایی نداشت.

    تا اینکه من با این تالار همدردی آشنا شدم. بعد تاپیکهای متعددی خوندم و چقدر تاپیک خوندم که همین مساله ظاهر باعث شده چقدر آدمها از هم طلاق بگیرند! و چقدر ظاهر برای یه مرد مهم بوده... من دیدم بعضی آقایون را که واقعا انسانهای شریفی بودند و حتی فقط به خاطر ایمان و اخلاق جلو آمده بودند ولی طبیعت مرد این بود که ظاهر مهم است و بعد از عقد ناراحت بودند. دقیقا از صحبتشان می تونستید بفهمید از بدجنسیشون این مساله نبوده از بی شخصیتیشون این مساله نبوده بلکه خب این مسائل طبیعت یک مرد هست... تازه فهمیدم مادرم می گن اینها طبیعیست یعنی چه؟ حالا درسته که نحوه ارائه این موضوع واقعا مهمه ولی چند در صد از مادرهای ساده دل ایرانی که به حساب خودشون و زاویه نگاه خودشون بهترین را برای پسر دسته گلشون می خوان می تونند سیاستمدارانه این موضوعات را مطرح کنند؟
    من دیگه از اون به بعد ناراحت نشدم حتی چندوقت پیش یه آقایی دقیقا با همین مدل که من بدم میاد خواستگاریم آمدند ولی من ناراحت نشدم و ذره ای به دل نگرفتم... و طبیعی دانستم...
    خلاصه این قسمت از ایده آلگرایی من با توجه به شرایطی که از آقایون در این تالار فهمیدم رفت!

    اما شاید شما تعجب کنید که من به عنوان یه دختر بگم من در مورد مادیات هم افکار ایده آلگرایانه به حساب خودم معنویت گرایانه داشتم و شاید هنوز راستش کمی تا قسمتی دارم!
    شاید اینکه پدر من رو این موضوع حساسیت نشان می دادند بخشیش به خاطر همین روحیات من هست که به مادیات اهمیت نمی دهم.و واقعا هم روحیات من با مادی گرایی هیچ سنخیتی ندارد متاسفانه!

    اما شاید کسی از بیرون نظاره گر کلی خواستگاری من باشد و پدر نگران من را بر فرض همون مساله خواستگار مذکور که راجع به مساله اقتصادی راجع بهش بحث شد را می دید فکر کند در جلسات پایانی چرا یک پدر در این حد در این موارد نگران است حتما خیلی آدم مادی گراییست. نه. بخشی از این نگرانی به خاطر شناخت پدرم از من است(بود!) که البته کامل نیست(یعنی نبود!) و فقط فکر می کردند من مادیات برام مهم نیست و حالا چه جوریش مهم نیست را درکی ازش نبود... و البته در این چه جوریش هم انتظاری نیست که پدر من بتواند همه منظور منو بفهمد ولی خب...

    ببینید شاید شما باورتان نشه ولی من خواستگارهایی داشتم خودشان "با زبان خودشان" همان پای تلفن(!) از مادیات و اینکه خانه دارند می گفتند یعنی من واقعا می گم یکی دو تا خواستگار داشتم و خانه هم داشتند همون پای تلفن می گفتند!
    من حتی خواستگاری داشتم که همون اول بسم الله تو معرفیش از داشتن خانه و داشتن ماشین سمندش صحبت کرد که من اصلا خوشم نیامد ازش... یعنی از اینکه معرفی و ارزش خودش را با این موضوع شروع کرد... البته در نگاه های دیگر هم تفاوت فاحش بود و شاید این موضوع تو تصمیم گیری نهایی من ،نمی شه گفت من را به اشتباه انداخته باشه ولی به هر حال من حق داشتم یا نداشتم از این موضوع خیلی بدم آمده بود!

    در جریان هستید که من به خاطر یه سری تجربیات ناخوداگاه از آدم پولدار و خوش تیپ (به خصوص همزمان)بدم میاد!(میامد!)و واقعا تا همین یه ماه پیش اگر یکی میامد خواستگاریم و همون معرفیش می فهمیدم پسر از نظر مالی در وضعیت مناسبی هست حتما آلرژی من شدید می شد!

    که همین یک ماه پیش خواستگاری آمد منزل ما که اتفاقا وضع مالی بسیار خوبی داشتند! اتفاقا پسر همون اول معرفی به خدا راست می گم بعد از اسم و فامیل و... از میزان درامدش گفت. یعنی دقیقا میزان درامدش را به تومان گفت. و خانه و ماشینش. که به من برخورد! خیلی هم برخورد! که همون جا هم گفتم من برام مادیات مهم نیست و در ادامه سوالات سعی کردم توجهش را به موضوعات دیگر جلب کنم و هدفش به ازدواج و... که البته رویش فکری هم نشده بود و خیلی هم صحبت نکردم.
    من بعد از این خواستگاری وقتی از مادرم سوال پرسیدم که مثلا با مادرشان چه می گفتند دیدم خب از همین مادیات بیشتر حرف زده بودند. یعنی همون خونه و ... دارند...
    منم گفتم مامان بگید نه! مادرم می گفتند چرا؟ من گفتم بدم میاد یکی از مادیات حرف می زند! مادرم همش می گفتند ببین این آقا معلوم بود از تو خوشش آمده بوده و مادرش از تو خیلی خوشش آمده بوده و احتمالا می خواسته این جوری نظر تو را جلب کنه! مادرش می خواسته اینجوری بگه پسر من می تونه دخترت را خوشبخت کنه ولی خب بلد نبوده چه جوری بگه...

    ولی من گفتم نه! و خیلی هم با اعتماد می گفتم اصلا روحیاتمون به هم نمی خورد و اینکه محاله زنگ بزنند! شما چه جوری می گید از من خوششون اومده.ما که اصلا نقطه اشتراک نداشتیم!ما که معمولی تر از آنهاییم. من یه جور دیگه زندگی را می دیدم او یه جور دیگه... مطمئن باشید زنگ نمی زنند!
    ولی زنگ زدند! و من هم از اتاقم گوشی را برداشتم و مکالمه مادرشان را گوش دادم (می دونم استراق سمع کار بدیه ولی من متاسفانه بعضی وقتها مجبور می شم!) جواب منفی داده شد و مادرشان نارحت شدند و دقیقا فهمیدم که آره احتمالا انگار به خاطر اینکه نظر مثبت ما را جلب کنند اون طور تعریف می کردند و از من خوششون اومده بوده!و از روی اینکه بخوان بگن ما پولداریم و فلان و... نبوده!
    البته باز هم می تونم اینجا بگم که شاید این موضوع هم نبود باز هم در نهایت ما مشابه هم نمی بودیم. به خاطر برخی از عقاید اصلی ولی خب این قسمت را گویا مادر راست می گفتند که نباید این قدر راجع به صحبت راجع به مادیات آلرژی داشته باشم.

    حالا ولی باز هم من نسبت به این موضوع آلرژی داشتم و همچنان دیدگاه معنوی گرایانه در ته ذهنم که یه مرد منو چی فرض کرده که مگه من می خوام به خاطر پولش باهاش ازدواج کنم که تو خواستگاری همون اول اینها را می گه!!!؟؟؟

    تا اینکه همین چند روز پپیش یه خواستگاری باز هم با وضع مالی خوب و بالا شهرنشین آمد.
    اول اینکه من خیلی حالت آلرژتیک داشتم ولی همین تاپیک شما خیلی به من کمک کرد که با حالت روحی مناسب در خواستگاری حاضر بشم و سعی کردم مثل شما که روی نحوه خواستگاریتون نگاه می کردین و از رفتار خودتون خوشتون اومده بود نگاه کنم و از اون چند ساعت لذت ببرم که واقعا تونستم و واقعا از شما همینجا تشکر می کنم و ممنون که همچین زاویه دیدی به من دادین. که اتفاقا اون آقا هم خیلی خوب و مودب آمده بود و من حس خوبی داشتم (با زاویه جدید نگاهم )حس اینکه از یک بانو خواستگاری میشه و نه یه دختر دهه شصتی که حالا بشین من تو را بپسندم! خلاصه با اینکه تفاوت زیادی داشتیم و قسمت نبود ولی دستش درد نکنه اومد خواستگاری من!
    حالا می گم چرا...
    اول که ایشون خودشون را معرفی کردند باز هم مثل خواستگار قبلی از درامدشون گفتند و اینکه توانایی مادیشون چقدره و... من اینجا دیگه نخواستم بر اساس همون حس آلرژیم زود بحث را تمام کنم و ازشون در مورد بقیه روحیاتشون پرسیدم که راستش بقیه روحیاتشون هم "از نظر من" مادی بود. یعنی ایشون مثلا اگر می خواست خانومش را خوشحال کنه این طوری دوست داشت خوشحالش کنه که براش کادوی فلان بخره و مثلا تا شب هم کار می کردند. و مثلا خیلی هم عاطفی نبودند. یعنی اینو خودشون هم صادقانه گفتند که خیلی اهل همچین ابرازهایی نیستند. البته خوبی این خواستگار این بود که اول من سوال می پرسیدم و کاملا می شدخودم را همون اول نگم چه طوریم...
    بعد ازشون راجع به اینکه چرا این طوری فکر می کنند که اگر مثلا به قول خودشون بتوانند امکانات رفاهی زن و بچشون را فراهم کنه خوشبخت میشه هم پرسیدم و کلا اینجا حرف حرف آورد ودر این مورد زیاد صحبت کردیم و من واقعا قصدم این بود بالاخره بفهمم تو ذهن همچین پسرهایی چی می گذره که همچین دیالوگی همین اول می گن.

    حالا با عرض معذرت الان چون این پست خیلی طولانی میشه و کمی خسته هستم بقیه نتیجه گیریهایم را که این اواخر بدست آوردم و این خواستگار اخیر هم درش دست داشت و راستش هنوز یه سری سوالات و ابهامات برای من ایجاد کرده را بعدا می گم که شاید خودم هم نیازمند راهنمایی برای آینده ام باشم.
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
    ویرایش توسط مصباح الهدی : سه شنبه 17 شهریور 94 در ساعت 02:19

  16. 4 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    فدایی یار (شنبه 21 شهریور 94), گلاب (سه شنبه 17 شهریور 94), من او (سه شنبه 17 شهریور 94), شیدا. (سه شنبه 17 شهریور 94)

  17. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    ببخشید گویا گزینه ویرایش نیست و مثل سابق نیست که نقطه اضافه کنیم و بعد ویرایش کنیم:دی
    فقط اینو بگم که این خواستگارم اصلا قسمت نشد و نیست و اینکه می خواستم راهنمایی بگیرم به خاطر افکار خودم هست که نمی دونم تا چه حدش را بعدا بگم.
    ممنون
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
    ویرایش توسط مصباح الهدی : سه شنبه 17 شهریور 94 در ساعت 02:27

  18. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    فدایی یار (شنبه 21 شهریور 94), من او (سه شنبه 17 شهریور 94)

  19. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 09 آبان 94 [ 00:36]
    تاریخ عضویت
    1394-5-22
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    500
    سطح
    9
    Points: 500, Level: 9
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    65

    تشکرشده 13 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام كاش بااين همه دركيري تو انتخابامون بعدها لياقتامونو تو زندكي خوب نشون بديم.
    اقاي فدايي يار جقدجلسه خواستكاري شمابراي من اتفاق افتاده!!!شايد مادر منم خيلي اوقات اينكونه بودند وبي منظور
    احساس ميكنم تو بعضي جلسات خواستكاري مادرم آدم متكبري ميشد برعكس مهربوني وسادكي كه هميشه داره!!!!
    آدمهارونميشه بايه جلسه قضاوت كرد نبايد سريع بهمون بربخوره.
    مثلا خانواده من شايد سوالات مادي ببرسن ولي هيج وقت درارزوي دامادبولدارنيستن بلكه اخلاق واعتقادمذهبي براشون مهمهم نميدونم اصلا جرااين بحثا بيش مياد ومادرايابدراانقد متكبرانه دل يه بسروخالي ميكنن
    ولي بااين وجود فقط بلدنيستن درست رفتاركنن درخواستكاري درصورتي كه شوهرخواهرم يه آدم معموليه كه كاركربدرم ب
    وده وخونه ام بدرم ازاول زندكيشون داده!!!بس سريع قضاوت نكنيد درمورد رفتارشون.
    شايداكه دير اومدن استقبال شما مشكلي براشون بيش اومده ياهنوز آماده نبودن...مثلا مادرمن هرخواستكاري زنك ميزنه ميكه خب بابدرش صحبت كنم يه هفته ديكه تماس بكيريد بعديه هفته باز ميكه جندروز ديكه بيايد خلاصه اينكه تاحالا كسي بهش برنخورده بالاخره خواستكاري يكم صبروحوصله ميخواد(البته من خودم متنفرم ازين دست دست كردناجون تواين مدت كلي فكروخيال ميكنم.
    تازه دقيقاخانواده منم جلسه اول اجازه صحبت نميدن (خب واقعا راست ميكن جون نميشه كه هركي بيادآدم باهاش بره تواتاق صحبت كنه آخه اينكه يكم بشينيم بامادراصحبت كنيم واز خانواده وروحيات هم بكيم خو
    مثلا بارهاشده من ازمادرطرف خوشم نيومده وجواب منفي دادم يا از خود اقابسرخوشم نيومده ونرفتم باهاش تو اتاق صحبت كنم.



    يه موضوعي كه تازه متوجه شدم از صحبتاي شما اينكه بعضي شهرها رسمشونه فقط جلسه آخر كا ميبرن!!!!اخه دقيقا خانواده منم به كل اوردن حساسن البته نه خيلي ولي يه اقايي خونه ما ٤باراومدوكل نياورد بااينكه اونام تهران بودن وفكرميكنم اينجاهمهم كل ميبرن خلاصه مااصلا نميدونستيم بعضيااين مدلين بيجاره حتي از سفراصفهانشونم كزوبولكي...
    ::w
    اميدوارم ازدواجي خوشبخت كننده داشته باشيد.
    خوش بحال اونهايي كه به واسطه ازدواج بهشتي ميشن

  20. 2 کاربر از پست مفید من او تشکرکرده اند .

    فدایی یار (شنبه 21 شهریور 94), شیدا. (سه شنبه 17 شهریور 94)


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 24 بهمن 94, 16:37
  2. لطفا کمکم کنید خواستگاری دارم که دوستش ندارم
    توسط gol yas در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: یکشنبه 08 دی 92, 22:07
  3. دوستان کمک یه مشاور میخوام برا دوستام معتاد به استمناء (جلق) شدن
    توسط infodltube در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 اردیبهشت 92, 00:07
  4. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 اسفند 90, 18:07
  5. آیا من امل هستم؟ (شما دوستان قضاوت کنید )
    توسط yasmin44 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: جمعه 20 خرداد 90, 13:01

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.