روزی کودکم پرسید که مادر خدا کیست؟او چگونه است؟وچیست ؟
یاد آن شعر افتادم که میگفت:
فاطی که از من نامه عرفانی خواست
از مورچه ای تخت سلیمانی خواست
مانده بودم از سوال او که واقعا چه بگویم
سالها پیش خود این سوال را در دامن پدر بزرگ پرسیدم وجوابی مبهم گرفتم
چه بگویم :
خداوند یعنی تمام نسخه ها
خداوند یعنی عظمت .
خداوند یعنی اقرب من حبل الورید
خداوند یعنی یحول وبین المرا وقلبه
خداچیست؟اینها که همه اشاره است!!!
چه بگویم؟
خداحس زیباایست که در نیکی ها می بینی
خدا آن حس زیبایست که در بخشش وبخشیدن می بینی
خدا آنحس زیبا ایست که سر سجاده هنگام گریه وراز ونیاز میبینی ؟
نه!نه!
خدایا توکیستی؟
خدایا تو کیستی ؟که در عین ناپیدا یی همه پیدایی
خدایا تو کیستی که هر سر شوریده حالی عالمی را سر وسرگردان تو می گردد واز خود بی خود شده وحیران می ماند
خدایا توکیستی ؟که عاشق همچو طفلی وابسته عاقوشت شده
خدایا تو کیستی ؟ای مهربانم که همه
امر به خوبی هستی وونهی از بی خبری
خدایا ااااااااااااااااااااااااا اتو کیستی که نشناخته ام ؟
هرگاه که درد داشتم به سراغت آمدم وهرگاه شادمان شدم رفتم ودیگر نیامدم
باز هم مرا دیدی و لبخند زدی ونور پاشیدی
خدایا نمیدانم تو کیستی ؟
تورا نشناختم
تورا نفهمیدم
تورا فقط برای امیالم خواستم
وبه مانند گدایان بیچاره دست بیچارگیم را دراز کردم
تورا نفهمیدم
تورا نخواندم
تو آن مهربانیکه مادر افرید تا دامن مهر ومحبتش باز کند
تو ان نوری که خورشید آفرید تا بخشش را یاد دهد
تو آن کرسی قرص ومحکمی که چرخید وآب در دلم تکان نخورد
خدایا توکیستی ؟!!!!!
که من نمیدانم چون دورم
چون گمم.اواره و بی پناهم .سرگشته وحیرانم در آن روزهای دردناک
باز هم تو مامنی و من نمیدانم
خدایا سکوت میکنم زیرا که قاصرم
من کجا و وصف تو
دست کودکم را گره بزن به عظمت دستهایت گره بزن به نورت
گره بزن به یادت وبه آن منجی پشت پرده ی تنها وغریب
الهی آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآمم ممممممممممین







پاسخ با نقل قول






علاقه مندی ها (Bookmarks)