به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 63 از 70 نخستنخست ... 13233343535455565758596061626364656667686970 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 621 تا 630 , از مجموع 691

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1396-11-02
    نوشته ها
    627
    امتیاز
    9,101
    سطح
    64
    Points: 9,101, Level: 64
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 249
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    199

    تشکرشده 1,077 در 458 پست

    Rep Power
    124
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    سلام


    در فضای غیر مجازی کارهایی البته محتوایی در دست دارم .... بعضی فقط به دست خودم باید انجام بشه ... اما برای بخش عمده ای که فعال کردن یک موسسه فرهنگی اجتماعی با برد قوی و عمقی فعالیت هست است که نیروهای قابلی را داریم سازماندهی می کنیم که اجرائیات را داشته باشند و من و تعدادی از دوستان تیم فکری و تصمیم ساز و راهبری آن را به عهده بگیریم

    از طرفی یکی از هم و غمهای خودم در بخش کودکان است که اهمیت زیادی دارد و برنامه هایی برای آن مد نظر دارم و همینطور در دست اجرا .... خیلی دوست دارم بعضی از اثرات و تجربه های این مسیر را در تالار منعکس کنم که قطعاً سازنده است ....

    نمیدونم چطور خدارا شکر کنم برای نعمتهاو بهره مندیهایی که به من داده بخصوص در مسیر علائق که واقعاً شکر باشد ..... حضرت موسی هم نتونست ، اونوقت من می تونم

    مایه افتخار و سرافرازی هستین، بی نهایت خوشحالم و براتون از درگاه خدواند سبحان آرزوی موفقیت دارم.
    بله واقعا بندگان نمیتونن آنچنان که شایسته ی پرودگار هست شکر کنن.. اما همین قدم های مثبت و همین مفید بودن شاید خودش نوعی شکر نسبت به نعماتی باشه که خداوند بما داده..‌

    انشالله در مسیرهایی که قدم میگذارین روز به روز شاهد موفقیت هاتون باشیم، جامعه به وجود افراد شایسته و فعالیت های مؤثر نیازمند هست.

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ

    مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ

    وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ

    وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ

    وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَد


    ویرایش توسط sahar.66 : یکشنبه 20 خرداد 97 در ساعت 12:49

  2. 7 کاربر از پست مفید sahar.66 تشکرکرده اند .

    m.reza91 (دوشنبه 21 خرداد 97), miss seven (یکشنبه 20 خرداد 97), paiize (یکشنبه 20 خرداد 97), فکور (دوشنبه 21 خرداد 97), فرشته مهربان (شنبه 20 مرداد 97), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 20 خرداد 97), بی نهایت (یکشنبه 20 خرداد 97)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلام

    خوبین دوستان گلم
    منم خوبم شکر ولی بعضی وقتا...

    نمیدونم چرا همسرم این همه بالا و پایین داره تو رفتارش و منو میرنجونه
    به جای اینکه تو این شرایط هوامونو داشته باشه ارامشمو میریزه بهم به بهانه این که خیلی کار داره و درونش متلاطمه

    انگار گاهی منطق از رفتارش به دور میشه

    این پایان نامه اش که دیگه خیلی خستم کرده واقعا که چی این همه عمرت رو تلف درس و دانشگاه کنی حالا هرموقعیتی هم که بخواد به دست بیاره

    اصلا نمیتونم باهاش پیاده روی کنم سرعتش زیاده دستشو ول کنم رفته انگار نمیتونه پا به پای من راه بره
    گاهی هم سرم داد میزنه و من اشکام دست خودم نیست

    خیلی از وابستگیم بهش کم شده ...

    نمیدونم چه رفتاری باهاش کنم !

    دو ماه طول کشید بهش بفهمونم که این گوشیت رو کنار من نیار من که گوشیم و وای فایم در حد امکان خاموشه تو هم رفایت کن

    انگار فقط بچه منه و ایشون نقشی درش نداره .

    گاهی اعصابم ازین دنیا و ادماش بهم میریزه

    کلا شرایطم رو درک نکرده مخصوصا اوایل بارداری ...

    حالا من که خیلی حالت های بدی نداشتم و دوران خوشی دارم با نی نی سر میکنم اگر ایشون بذارند ...

    با این حال باز کوچک ترین حالم رو درک نمیکنه مثلا میگم امروز پاهام کلی درد میکنه میگه برای چی؟ انگار خبر نداره که کم مونده نی نی به دنیا بیاد ...

    یا چند شب پیش بیرون بودیم گفتم بستنی میخوام یادش رفت اومدیم سرکوچه گفتم بستنی من چی شد گفت یعنی انقدر نفست تیزه نمیتونی خودتو نگه داری؟
    خیلی ناراحت شدم

    رفتار ایشون خوشحالیمو برای مادر شدن از بین میبره ...

    البته کل رفتاراش بد نیستا ولی همین کاراش چه توجیهی داره ؟ چرا ادم باید همسرش رو برنجونه ؟ اشکم براش حکم چکه شیر اب رو داره

    فکر کنم با این همه توضیح باید تاپیک هم میزدم


    من با تمام شرایطش کنار اومدم و حرفی نمیزنم اما اصلا قدر دان من نیست

    کلا میشه از مردا ها انتطار داشت؟؟؟؟؟

  4. 7 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    m.reza91 (دوشنبه 21 خرداد 97), miss seven (یکشنبه 20 خرداد 97), paiize (یکشنبه 20 خرداد 97), فکور (دوشنبه 21 خرداد 97), فدایی یار (پنجشنبه 14 تیر 97), بی نهایت (یکشنبه 20 خرداد 97), رایحه عشق (دوشنبه 21 خرداد 97)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    سلام فرشته جان ، خوبی عزیزم ؟

    امیدوارم در ایام خوبی با نی نی به سر ببری ...قطعا شیرینی های خودشو داره خدا فرزند عزیزت رو برات حفظ کنه .

    عزیز دلم اگر به درک کردن باشه که هیچکی جز خدا نمیتونه حال واقعی ما رو بفهمه ... مثلا خود من هم خیلی وقتا صحبت هام و اون چیزی که تو ذهن و قلبم میگذره را کسی متوجه نمیشه و حتی اگر به زبان هم بیاری باز هم نا امید میشی که چرا کسی نیست .

    فرشته ، با این چیزایی که گفتی آرمانم بهم ریخت ... آخه میدونی چیه ؟
    من خیلی دوست دارم شخصی وارد زندگیم بشه و همسرم بشه که منو درک کنه و مهربان باشه .
    شاید هم خوشبین هستم ... چون فکر میکنم مردها هم زندگی و احساسات رو از دریچه ی چشم خانم ها میبینن ولی اینطوری نیست .

    من تحقیق کردم درباره ی مردها و خوندم که زن ها فکر میکنند که مرد ها هم مانند اون ها فکر میکنند ...رفتار میکنند ... و حتی فکر میکنند ..در حالیکه اینگونه نیست .

    مثلا خوندم نوشته بود مرد ها احساساتشون را بیشتر از طریق رفتار و فعالیت هاشون نشون میدن تا با صحبت کردن .

    یا اینکه اگر صحبتی میکنند که ممکنه شما را برنجونه اصلا چنین قصدی ندارند و فکر نمیکنند ممکنه حرفی که زده بودند موجب آزار کسی شده باشه .

    البته من مجردم و تجربه ای در این خصوص که خانمای متأهل دارند ندارم ولی بنظرم مشکلات خاصی تو زندگیتون وجود نداره و با کمی مطالعه درباره ی روحیات آقایون میتونید اون را بهبود بخشید .

    ان شاءالله بحق این ماه مبارک همیشه سلامت باشی عزیزم و خدا سایه ات را بالای سر خانواده ات حفظ کنه

  6. 5 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    m.reza91 (دوشنبه 21 خرداد 97), paiize (یکشنبه 20 خرداد 97), فکور (دوشنبه 21 خرداد 97), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 20 خرداد 97), بی نهایت (یکشنبه 20 خرداد 97)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    سلام فرشته اردیبهشت عزیزم
    چی شده مامان گلی، همه حواست به خودت و فرشته نازنینت باشه.
    یک مطلبی رو بهت بگم عزیزم، البته آقایون تالار نخورند، اکثر مردها موجودات خودخواهی هستند و نباید ازشون انتظار زیادی داشت به نظرم شاید واسه همینه که اسلام تنها وظیفه زن در زندگی را تمکین گذاشته. و هیچ وظیفه دیگری نداری حتی شیر دادن به بچه جزو وظایف زن نیست.
    وقتی یک زن خیلی قوی ظاهر بشه، مرد هم هوا برش می داره و بیشتر بار می ذاره روی آون دوش نحیفش.

    نمی دانم هنوز از همسرت دور هستی یا نه، ولی این دوری خوب نیست، مخصوصا الان که وظیفه پدر بودن را هم باید ایفا کنه و حواست باشه این یکی را باز خودت بر نداری.

    ........
    ........ ..........
    ..........................

    و اما خودم،
    حال خودم خوب نیست.
    نا امید و عصبی هستم.
    بی حوصله.
    از مبارزه خسته شدم.

  8. 5 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    m.reza91 (دوشنبه 21 خرداد 97), miss seven (یکشنبه 20 خرداد 97), paiize (یکشنبه 20 خرداد 97), فکور (دوشنبه 21 خرداد 97), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 20 خرداد 97)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام
    فرشته جوون،نبینم غصه داشته باشی.
    عزیزم به حرفهای دوستان این رو هم اضافه کن که توی این دوران خانمها خیلی حساس وزودرنج میشن وآقایون ازاینکه نمیتونن این حس وحال رو درک کنن بیشتر بی درک میشن!!!

    سعی کن قوی باشی.چون روزهای سختتری در راه داری.با اومدن فرزندت ازالان بگم که روی کمک همسر حساب بازنکنی که اگه نکرد دلخور بشی وکم بیاری.

    به جای گریه باهاش صحبت کن. ازهمون جمله هایی که باعث میشه رگ غیرتشون گل کنه!!
    مثلا بستنی منو این نی نی کی قراره بهمون برسه!یا بگو واای بازاین فسقلی از باباش اینو خواسته!!خودت که بهتر میدونی.

    یه چیز دیگه سعی کن خواسته هات رو تقسیم کنی یعنی توی یه روز نهایت دوتا یا کمتر یا اصلا دوروز یه بار یه چیزی روبخوای چون آقایون بیشتر ازجسمشون،ذهنشون خسته میشه ومیگن اوووووه چقدر کار دارم!
    گاهی هم ز ناز کشیدن خسته میشن.این مورد زیاد دیده میشه اما دوباره درست میشن...
    عزیزم مراقب خودت باش.عجله نکن وآرامش داشته باش.
    .............
    بی نهایت خانووم، شماهم مراقب خودت باش.هر راهی سختی های خودش روداره.خسته شو،اشکال نداره اما ناامید نشو.توکل کن به خدا عزیزم
    ...........
    حال من بهتر ازقبله.بهتر از دیروز وهفته گذشته وماه گذشته ست.
    انشالله بهتر هم میشه خداروشکر

  10. 6 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Erica (دوشنبه 21 خرداد 97), m.reza91 (دوشنبه 21 خرداد 97), miss seven (یکشنبه 20 خرداد 97), فکور (دوشنبه 21 خرداد 97), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 20 خرداد 97), بی نهایت (یکشنبه 20 خرداد 97)

  11. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلام

    بعد این که پست رو گذاشتم رفتم تو اتاقم با یک موزیک ملایم و شروع کردم به کارم..

    همسرم اومد حرف بزنه کلی شوخی کرد و من اصلا توجه نکردم و شروع کرد به توضیح دادن

    هفت عزیزم طبق گفته شما گفت که تمام این افکار تو بخاطر عجله و همتی هست که من در تموم کردن رساله ام دارم همه این ها بخاطر اینه که برای پذیرفتن مسولیت جدیدم اماده تر بشم و وقتی دخترم به دنیا اومد راحتتر بهتون برسم و دیگه نرم دانشگاه تنهاتون بذارم

    چیزی هم که خودم فهمیدم اینه که بعد از فهمیدن جریان بارداری رو خودش احساس فشار میکنه و گاها ما هم از تراوشاتش بی نصیب نمیذاره


    ممنون بی نهایت عزیزم از دلداریت با شما حرف زدم سبک تر شدم
    راستش خودم هم میدونم من خیلی حساسم
    و خودش میگه لوس بارت اوردم تحمل کوچکترین بی حوصلگی و تندی رو نداری ...

    البته مشکل من باهاش مسولیت هاش نیست اون مسولیت هاش رو انجام میده
    اره بازم هر از گاهی میره و میاد الان کارهاش خیلی سرعت گرفتن و این باعث اذیت من میشه .
    کلا سرش تو کتابا و ازمایشات و...هست...بدو بدو البته هفته ای دوبار میریم بیرون شهر + خونه فامیل ها و ...

    پاییزه جونم ممنونم برام نوشتی
    در مورد بستنی گفت هزار بار خواستی گرفتم حالا یبار خسته بودم من بخاطر بستنی ناراحت نبودم بخاطر اینکه نمیدونست طبیعیه دلم چیزی بخواد...


    خلاصه کلی حرف زدیم (طبق معمول کلی هم گریه کردم ) من رو برد بازار و مانتویی که لازم داشتم خریدیم و حالم خوبه

    بی نهایت جونم انشالا که حالت همیشه خوب باشه البته خستگی طبیعیه گاهی ... ولی بازم زود خوب شو

  12. 7 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    Erica (دوشنبه 21 خرداد 97), m.reza91 (دوشنبه 21 خرداد 97), miss seven (یکشنبه 20 خرداد 97), paiize (یکشنبه 20 خرداد 97), فکور (دوشنبه 21 خرداد 97), میس بیوتی (یکشنبه 20 خرداد 97), بی نهایت (دوشنبه 21 خرداد 97)

  13. #7
    ترنم عشق
    مهمان
    من به عنوان یکی از بنده های خدا خیلی دل شکسته ام
    بعضی ها هر جوری دلشون خواست با من رفتار می کنند و شخصیت منو زیر سؤال می برند
    می دونید که تهمت بزرگترین گناهه!! اما همیشه به من تهمت زده میشه!
    خدا خودش می دونه....
    برام دعا کنید.

  14. 3 کاربر از پست مفید ترنم عشق تشکرکرده اند .

    miss seven (دوشنبه 21 خرداد 97), tavalode arezoo (دوشنبه 21 خرداد 97), بی نهایت (دوشنبه 21 خرداد 97)

  15. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1396-11-02
    نوشته ها
    627
    امتیاز
    9,101
    سطح
    64
    Points: 9,101, Level: 64
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 249
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    199

    تشکرشده 1,077 در 458 پست

    Rep Power
    124
    Array

    Heart

    بی نهایت عزیز امید دارم حال دلت هر روز بهتر از دیروزت باشه.‌
    هر وقت از مبارزه با مشکلات خسته شدی بیا من یه حریف تمرینی میخوام ( رزمی
    ) در حدی که بگی همون مشکلات قبلیم بهتر بود..، آخه من به فیلمایی که توش حرکات رزمی داره علاقه دارم روم تأثیر منفی گذاشته .. بروسلی شدم رفت.
    صدردصد تضمینی با بیست سال سابقه

    شوخی میکنم.


    ...........................

    پاییزه عزیز خداروشکر حالتون خوبه و آرزوی روزای خوبی رو برات دارم


    ...........................

    فرشته ی اردیبهشت عزیز اول خواستم بنویسم واست بعد یهو دیدم دومین پستت حالت بهتر بود و خوشحال شدم. مانتو جدید مبارک به شادی بپوشی منم یه مانتو خریدم


    همیشه شاد باشی.

    ...............................
    ترنم جان شما هم خودتو رها کن بقیه بقین و در حاشیه هستن شما خودت سعی کن راحت و خوش زندگی کنی و این باعث شه اونها هم کاری بهت نداشته باشن.
    ترنم ذهنتو خالی کن و به خودت اصلا اجازه نده منفی بنویسی .. فقط شادیتو بیا بنویس

    پ.ن

    ۱. صبا جون چرا ساکتی؟

    ۲. Tavalode arezoo شمام ساکتی عزیزم حرفی بزن، چیزی بگو

    ۳. فکور جون بچتون چطوره؟ خوبه الحمدالله؟؟؟

    و بقیه بچه ها که میان و میرن و فقط نگامون میکنن

    امیدوارم تابستون شیرینی داشته باشین و گرمای تابستون به محبت و عشقتون برسه و زندگیتون به شیرینی و دلنگیزی شربت بیدمشک خنک باشه



    ویرایش توسط sahar.66 : دوشنبه 21 خرداد 97 در ساعت 10:49

  16. 8 کاربر از پست مفید sahar.66 تشکرکرده اند .

    Erica (دوشنبه 21 خرداد 97), m.reza91 (دوشنبه 21 خرداد 97), miss seven (دوشنبه 21 خرداد 97), tavalode arezoo (دوشنبه 21 خرداد 97), فکور (دوشنبه 21 خرداد 97), نیکیا (سه شنبه 22 خرداد 97), بی نهایت (دوشنبه 21 خرداد 97), صبا_2009 (دوشنبه 21 خرداد 97)

  17. #9
    ترنم عشق
    مهمان
    ممنون سحر جان
    بی خیال...
    سپردم به خدا
    ویرایش توسط ترنم عشق : دوشنبه 21 خرداد 97 در ساعت 11:03

  18. 4 کاربر از پست مفید ترنم عشق تشکرکرده اند .

    m.reza91 (دوشنبه 21 خرداد 97), miss seven (دوشنبه 21 خرداد 97), tavalode arezoo (دوشنبه 21 خرداد 97), بی نهایت (سه شنبه 22 خرداد 97)

  19. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 07:36]
    تاریخ عضویت
    1394-10-27
    نوشته ها
    436
    امتیاز
    18,255
    سطح
    85
    Points: 18,255, Level: 85
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    1,913

    تشکرشده 953 در 325 پست

    Rep Power
    101
    Array
    سلام سحرجان.خیلی ممنونم از احوالپرسیت.
    راستش حالم این روزا خیلی خوب نیس،حدودیک سال ونیمه باخونوادم قطع رابطه کامل کردم به خواست شوهرم ولی خودم هم خیلی خسته شده بودم ازاین همه کشمکش.اینجوری همه یه آرامش نسبی داشتیم فقط میموند دلتنگی شدید که اونم مدام خودمو قانع میکردم اینجور خیلی بهتره.
    الان سه ماهه شوهرم اجازه داده مامانم رو نیم ساعتی تو خونه خودم ببینمش اونم باحضور خودش(یاد زندونیا میفتم که باحضور ماموراجازه ملاقات دارند وبایدمواظب حرفشون باشن که برعلیهشون نشه)ولی چه ملاقاتی؟!!!
    هربار بدتر ازقبل.آخرین بار که فاجعه بود دوطرف خیلی به هم بی احترامی کردند جلوی بچه هام هیچکی ملاحظه من وبچه هام را نکرد
    ازیه طرف میخوام بهش بگم نمیخوام ماه دیگه مامانم رو ببینم بخاطر اینکه طاقت استرس ندارم ولی از طرف دیگه میدونم شوهرم از خداخواسته ممکنه دوباره یه مدت طولانی نذاره ببینمش.باتوجه به شناختی که از شوهرم دارم میدونم این دیدارها خیلی دووم نخواهد داشت .کلا امیدم به درست شدن این رابطه بدجور ناامید شد.

  20. 4 کاربر از پست مفید tavalode arezoo تشکرکرده اند .

    m.reza91 (دوشنبه 21 خرداد 97), miss seven (دوشنبه 21 خرداد 97), sahar.66 (دوشنبه 21 خرداد 97), بی نهایت (سه شنبه 22 خرداد 97)


 
صفحه 63 از 70 نخستنخست ... 13233343535455565758596061626364656667686970 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.